شنبه ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱ آوریل ۲۰۱۸

مردم در سیاست ایران، پنج پژوهش موردی

۲۸ آبان ۱۳۹۶

پیش از این خواننده کتاب ابراهامیان به این نتیجه می رسد که علیه رقبای خارجی و علیه کفر، علیه روس ها و همدستان شاه دوست، اجماعی از بازار و روحانیون شکل گرفت روشنگران نیز نقش پر اهمیت خود را داشتند، که به پیروزی نهضت مشروطیت و تغییر حکومت داری سنتی انجامید، در ادامه این نتیجه گیری را خواننده می کند که با دفاع از شاه و اسلام برانگیخته از مسائل اقتصادی و مقابله سنت با تجدد، آن اجماع دچار شکاف شد.

مردم در سیاست ایران

پنج پژوهش موردی

 

اثر یرواند آبراهامیان

ترجمه بهرنگ رجبی

187 صفحه

نشر چشمه – تهران - 1394

چاپ هفتم

 

پنج مقاله این کتاب، به حرکات مردمی در مقاطع مختلف و سرنوشت سازی از تاریخ جامعه ما اختصاص دارند. موضوع اصلی تحقیق، همانگونه که عنوان کتاب پیش می کشد، چیستی و چگونگی حرکات جمعی یا بقول کتاب جمعیت مردمی و خیابان ها در تحولات سیاسی است. در مقابل بدبینی برخی نظریه پردازان، آبراهامیان با این پژوهش ها در صدد است آدم های این جمعیت ها، اهداف آن ها، روش های آن ها و تحولات آن ها را در نتیجه گذار از دوران پیشا صنعتی به دوران نیمه صنعی، بر اساس اسناد معتبر در تاریخ ایران استخراج کند. در این نوشته، تلاش کرده ام فشرده ای از مباحث این کتاب عمدتا به نقل از متن عرضه شود

 

مقاله اول: نقش جمعیت های مردمی در انقلاب مشروطه ایران

 

گذار از نظام سنتی حکومت داری، نظامی که مطابق آن شاه، بی هیچ محدودیت قانونی یا حقوقی حکم می راند، به نظام قانون مدار حکومت داری، نظامی که مطابق آن حق حاکمیت مال «مردم» بود، نقطه عطفی عمده در تاریخ کشورمان ایران است. تلاش برای این گذار، با انقلاب مشروطه در سال های 1284 تا 1288 شمسی روی داد. مردم در این تلاش ها و تحول چه نقشی داشتند و آن را چگونه عملی کردند؟ اجتماعات بزرگ، اقدامات جمعی، تظاهرات اعتراضی، شورش های خیابانی، و در یک کلام جمعیت های سیاسی مردمی چه و چگونه بودند و نقش آن ها در گذار از نظام سنتی به نظام قانون مدار حکومت داری و تحولات سیاسی کدام بود؟

نویسنده می خواهد که مقاله پرتوی بیفکند برای شناخت بنیان اجتماعی جنبش مشروطه خواهی.

در ایران قدیم شاه و بازار دو مرکز قدرت بودند و ساختار سیاسی شهرها برآمده از توازن پیچیده قدرت میان این دو بود. در این توازن قدرت، هر طرفی سلاح اصلی خودش را داشت: ایلات و خیابان ها. شاه، که پلیس، دم و دستگاه اداری و ارتش ثابت و منظم نداشت، فقط می توانست با بهره گیری از تهدید ایلیاتی هایی اجیر شده که به شهرها حمله می بردند و غارت می کردند، بازار را مرعوب کند. جامعه بازار هم که مجرایی برای اقدامات قانونی نداشت، می توانست فقط از گذر عریضه نویسی، تظاهرات و بست نشستن در اماکن مقدس، املاک سلطنتی و جاهایی متعلق به خارجی ها که همگی از دسترس مقام های حکومتی مصون بودند، منافعش را حفظ و حراست کند. در نتیجه مذاکرات میان حکومت و بازار، اغلب شکل چانه زنی به واسطه ی اجتماعات انسانی داشت.

ربع آخر سده سیزدهم، توازن قدرت دیگر کامل به نفع بازار شده بود. به علاوه، تاثیر غرب هم شکاف میان شاه و بازار را وسیع تر کرده بود. خاندان قاجار، که به کرات در جنگ با خارجی ها درهم شکسته بود، مشروعیتش را به منزله حکومتی که قرار بود حافظ شیعیان باشد، از دست داده بود. شاه دیگر نمی توانست اراده که کرد، ایلیاتی اجیر کند. پاسخ شاه به برخی نیاز های غربی سازی، نارضایی علما و مقامات مذهبی را دامن می زد. بعلاوه اعتقاد به «حقوق الاهی بشر»، ریشه باور سنتی «حق الاهی شاه» را می زد. شاه نتوانست از صنایع داخلی در برابر یورش محصولات وارداتی دفاع کند و مشروعیتش زایل شد و هیئت نماینده خاندانی فاسد یافت؛ شریک غارت و تخریب کشور.

 

جمعیت سیاسی مردمی مشروطه خواه (حرکات جمعی)

نخستین حرکت جمعی شامل صراف ها و لباس فروش ها در فروردین 1284 پیدا شد. اوایل این سال تورم بروز کرده بود و تقصیر آن را به گردن موسیو نوز انداخته بودند، بلژیکی ای که به ریاست گمرکات منصوب شده بود. صراف ها تسویه ی وام هایی را می خواستند که به خزانه ی مملکت داده بودند. لباس فروش ها به سیاست های بازرگانی ای که بنفع تجار روس بود اعتراض داشتند و برکناری فوری موسیو نوز را می طلبیدند. معترضین که دیدند عریضه آن ها هیچ اثری نکرده است به سرکردگی یکی از دکانداران برجسته و یک روسری فروش ثروتمند، در حرم حضرت عبدالعظیم بست نشستند. بست نشینی پنج روز طول کشید و بالاخره محمدعلی میرزا، ولیعهد، قول داد به محض این که مطفرالدین شاه از سفر اروپا برگردد، نوز را برکنار کنند. شاه برگشت و این وعده را فراموش کرد.

ماه رمضان، یکی از وعاظ در بارار تهران برای جمعیتی انبوه حرف می زد. بانک استقراضی روس که همان اواخر یک مدرسه مذهبی و یک قبرستان را خریده بود. واعظ تاکید کرد که روس ها نه فقط برنامه دارند تجارت و مالیه مسلمانان را نابود کنند بلکه مدارس و قبرستان ها را هم هدف گرفته اند. جمعیت رفتند و بانک را با خاک یکسان کردند. این مقاله خواننده را به این نتیجه می رساند که درآن شرایط چگونه اجماعی میان مخالفین شاه شکل می گرفت. تجاری که به حریف های خارجی اعتراض داشتند و علمایی که علیه کفار وعظ می کردند خالا دشمنی مشترک یافته بودند : روس ها و همدست های شاه دوست شان. بدیهی است روشنگران و الهام دهندگان نوسازی و دموکراتیک سازی نظام حکومتی، وجه دیگر و پر اهمیتی از نیروهای ضد حکومت بودند.

این دو گروه (تجار و علما)، آذرماه دو باره متوسل شدند به خیابان ها وقتی حاکم تهران کوشید با فلک کردن دو تاجر برجسته، قیمت قند را پایین بیاورد. «خبر چوب خوردن تجار... چون برق در کاروانسراها و بازارها منتشر شد.» گروهی از تجار مغازه های شان را بستند و تحصن کردند در مسجد شاه که کنار بازار بود. سید جمال الدین اصفهانی، سید عبدالله بهبهانی، سیدمحمد طباطبایی و شیخ فضل اله سه تن از بزرگان روحانی به متحصنین پیوستند. تحصن و جلسه در روز بعد به آشوب کشیده شد. هفت تن از علمای برجسته همراه خانواده ها، طلبه ها و خادمان شان، در جمعی دو هزار نفری بطرف حرم حضرت عبدالعظیم برای بست نشینی روانه شدند. بازار، اعتصاب عمومی راه انداخت و جلو درشکه شاه تظاهرات و خواهان بازگشت بزرگان مذهبی شد. از حرم حضرت عبدالعظیم پیشنهاد هشت ماده ای برای حکومت فرستادند: تاسیس عدالت خانه، اجرای قوانین مذهبی، عزل نوز و برکناری حاکم. یک ماه بست نشستند، تا این که بالاخره شاه با خواسته های شان موافقت کرد.به تهران که برگشتند، جمعیتی عظیم ازشان استقبال کردند که در خیابان ها به صف شده بودند و فریاد می زدند «زنده باد ملت ایران». این بار نیز باز هم فقط وعده دادند و عملی نکردند گرچه آرامش به خیابان های تهران برگشت.

تیرماه، دستور دستگیری فوری اما بی سرو صدای یکی از وعاظ برجسته ضد دربار داده می شود. خبر دستگیری به مدرسه ای مذهبی در بازار می رسد و طلاب برای نجات زندانی هجوم می برند. مسئول حفاظت زندان به افرادش دستور شلیک داد. افرادش حاضر به این کار نمی شوند. مقاله به خواننده نشان می دهد که اگر نه شکاف، بلکه تردید در نیروهای قهر در حال ایجاد است. خود مسئول حفاظت زندان آتش می کند و طلبه ای کشته می شود. تظاهرات تبدیل به بلوا می شود. طلاب به ساختمان حمله می کنند، با سربازها درگیر شده، و تار و مارشان می کنند و زندانی را آزاد می کنند. راهپیمایی منظم تشیع جنازه تا مسجد، تعطیلی بازار، بست نشینی علمای برجسته همراه پیروان، خواست برکناری صدراعظم و پرشدن خیابان های بازار از مردانی که آماده بودند تا سرحد مرگ بجنگند. حکومت نیروی مسلح فرستاد و این ها با تظاهر کنندگان در خیابان های بازار درگیر شدند.استفاده از زور خیابان ها را از تظاهر کننده ها خالی کرد، اما همزمان میزان مقاومت آن ها را در مسجد بالابرد. بعد از چهار روز به بست نشینان اجازه داده شد به قم بروند مشروط به این که مردم همراه شان نشوند. بست نشینان از تهران که عازم شدند، اعلام کردند تا وقتی شاه صدر اعظم را برکنار و اصلاحاتی سیاسی آغاز نکند، مملکت هدایت مذهبی نخواهد داشت و رسیدگی به امور شرعی معلق خواهد ماند. علما اعتصاب کرده بودند.

27 تیرماه، عصر، پنجاه روحانی و تاجر به سفارت بریتانیا در قلهک می روند و شب را همان جا می مانند. شمار بست نشیناندر سفارت به تدریج بالا می رود و تا چهارده هزار نفر می رسد. عمده جمعیت را تاجران، بازرگانان، صنعتگران، شاگردان بازار و استادکارها تشکیل می دادند. «قریب پانصد خیمه بلکه بیشتر زده شده تمام اصناف حتا پینه دوز و گردو فروش و کاسه بند زن که اضعف اصناف اند، در آن جا خیمه زده اند.» سرکرده اعتراض، انجمن اصناف بود که تازه در بازار تاسیس شده بود. روشنفکران غرب گرا، برخی دانشجویان مدرسه فنی، مدرسه نظام و مدرسه کشاورزی به بست راه داده می شدند. هیئتی را که عمده ی اعضایش روشنفکرانی آزادی خواه بودند، گماشتند تا برود با دربار مذاکره کند. خواست این هیئت فرمان مکتوب مشروطه و مجلس شورا بود، و تاکید داشت تظاهر کنندگان می خواهند تا هر وقت لازم باشد، آن جا بمانند. در بار در مواجهه با دو تظاهرات عظیم قم و سفارت بریتانیا، اعتصاب عمومی در بازار تهران و احتمال سرپیچی از دستور در صفوف نظامیان، مجبور به تسلیم شد.روز سیزده مردادماه، بیست و پنج روز بعد از عزیمت پنجاه نفر اول به باغ سفارت، شاه با صدور فرمان مشروطه موافت کرد.

جدال میان مشروطه خواهان و استبداد طی سه سال بعد از فرمان مشروطه ادامه یافت. دربار مبارزه می کرد تا از کف داده ها را دوباره به چنگ بیاورد، انقلابیون جد و جهد داشتند به کف آوره ها را حفظ کنند. برای هر دو، خیابان ها کارزاری حیاتی بود. طفره ی شاه از امضای آیین نامه ی برگزاری انتخابات مجلس شورا، تلاش ولیعهد برای آرام کردن مشروطه خواهان در تبریز با پایین آوردن قیمت نان، عدم موافقت شاه با اصل مسئولیت و پاسخ گو بودن وزرا در برابر نمایندگان مجلس، مقاومت شاه در برابر نسخه ی نهایی قانون مشروطه تظاهرات و اعتراض هایی در این شهر یا آن شهر و در سرتاسر مملکت بر انگیخت و «شاه با سربازان غیر مسلح، حقوق نگرفته، ژنده پوش و گرسنه اش جه کار می تواند بکند در برابر خطر اعتصاب عمومی و بلوا؟». بالاخره در آذرماه 1285 مظفرالدین شاه بر بالین مرگ قانون را تایید کرد.

 

جمعیت سیاسی محافظه کار (حرکات جمعی)

در سال های 1284 و 1285 جمعیت های سیاسی مردمی (با اشکال عریضه نویسی، تحصن، بستن بازار، شرکت در موعظه های مساجد، تظاهرات خیابانی و بلوا) همگی علیه دربار اعتراض می کردند. اما اوایل سال 1296 پدیده ای تازه در خیابان ها رخ نمود. جمعیت محافظه کاری که به طرف داری از دربار و علیه مشروطه تظاهرات می کردند، نخستین بار در تبریزپیدا شد، بعد در تهران و نهایتا در دیگر شهرستان ها. مشروطه خواه ها بمرور انحصار خیابان ها را از دست داده بودند. چه گروه هایی از مردم در فعالیت های جمعیت های محافظه کار مشارکت می کردند، انگیزه های شان چه بود؟

سه گروه مجزا را می توان در این تظاهرات های محافظه کارانه تشخیص داد: اول اشراف، تجار، صنعتگران و کارگرانی غیر متخصص که وابسته به اقتصاد دربار بودند و نه اقتصاد بازار؛ دوم علمای محافظه کار و طلابشان؛ و سوم در مواردی طبقات پایین.

اقتصاد بازار و اقتصاد دربار چه بودند؟ در ایران قدیم، بازار یک تنه انبار، کارگاه، فروشگاه، بانک، کانون مذهبی و قطب آموزشی کل جامعه بود. هرصنعت، کسب و شغلی، صنفی داشت که سفت و سخت نظام مندش می کرد، صنفی که سازمان، سلسله مراتب، سنت ها، تشریفات و حتا در موارد زبان و دایره واژگان منحصر به فرد خودش را داشت. صنعتگران مثل نقره کارها، صحاف ها و خیاط ها، تجار مثل خواربارفروش ها، صراف ها و دکان دارها، و کارگران غیر متخصص عمله ها، حمال ها و دلاک ها مثالی است از اصناف در ایران قدیم. از سوی دیگر، دربار قاجار، دم و دستگاه اداری گسترده کشوری یا ارتش ثابت و منظم نداشت اما شبکه ای وسیع از اختیارات برای امتیاز دادن و استخدام کردن داشت. پیشکشی و مقرری و دادن ملک و منصب های پر سود به درباری های مورد علاقه و کارگزاران وفادار و تهیه شغل برای هزاران خدمتکار خانه، منشی، صنعتگر، استادکار، کارگر، شتربان، قاطرچی. ولیعهد در تبریز و اعیان مراکز ولایات هم در مقیاسی کوچک تر از همین سبک زندگی شاهانه تهران تقلید می کردند. این مجموعه را ابراهامیان بعنوان اقتصاد دربار تشریح کرده است.

واکنش اقتصاد درباری به مجلس و مصوبات آن اعتراض بود. ثروتمندان در هراس بودند حکومت تازه، ثروتی را که در دوران حکومت پیشین اندوخته بودند، از آن ها بگیرد. وقتی مجلس شورا، کوشید بانک ملی ایران را تاسیس کند، بسیاری از زمین داران بزرگ حاضر به مشارکت نشدند و کارشکنی کردند. وقتی نماینده ها بودجه ای پیشنها کردند که مطابق آن، مقرری های دربار حذف و در آمد شاه به شدت کم می شد، خزانه داری دربار سلطنتی به کارکنانش خبر داد حقوق و دستمزدشان را نمی تواند پرداخت کند. وقتی نماینده ها بودجه پیشنهادی شان را تصویب کردند، کارکنان دربار اول به مجلس عریضه نوشتند و بعد ریختند به خیابان ها. بودجه مصوبه مجلس شورا، کارکنان دربار را آزرد، اما هیچ همدلی ای با مشکل آن نشد. مشابه همین گروه ها در آشوب های سلطنت طلبانه ی ولایات دیگر نظیر تبریز، شیراز و کرمانشاه هم سر بر آوردند.

علمای محافظه کار و طلابشان پای دیگر جمعیت های محافظه کار و حرکات جمعی بودند. در جریان حرکات جمعی نهضت مشروطه طلبی، جامعه مذهبی ایران اشکارا به دو اردوگاه متخاصم تقسیم شده بود. معدودی امام جمعه و شیخ الاسلام وابسته به دربار و موافق شاه در یک سو ودر سوی دیگر روحانیانی پر شمار و معلمان مکتب های بازار که در حرکت های ضد دربار مشارکت داشتند. این عدم تعادل نیرو در دو اردوگاه روحانیون، بعد از تغییر نظام، به تعادل رسید وقتی که مقاصد غیر مذهبی نظیر ضدیت با روحانیت محوری، طرفداری از حقوق زنان و برابری میان شیعیان و غیر شیعیان، مسلمانان و غیرمسلمانان از طرف مشروطه خواهان و بخصوص در مجلس شورا مطرح شدند. این مسائل مناقشه برانگیز بعضی علما را واداشت به نفع حفظ جریان سنتی، از همراهی با مشروطه خودداری کنند. شیخ فضل اله، یکی از سه رهبر تظاهرات مذهبی سال 1284، تابستان 1286 برید و همراه پانصد تن از پیروانس در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کرد. رهبران مذهبی چون شیخ فضل اله، بر سه دسته نیرو اثر می گذاشتند. اول طلبه ها، روحانیان، معلمان، وعاظ و خدمتکاران سلطنت طلب مکتب ها، مساجد و موقوفات؛ دوم مقلدان لوطی شان که آن ها را با خود به اردوگاه ضد انقلاب بردند و سوم مردم معمولی شیعه به خصوص لایه های فقیرتر شهرها، همچون رنگرزها، فرش باف ها، آجرچین ها، شتربان ها، قاطرچی ها، دست فروش های دوره گرد، دلاک ها، حمال ها و کارگرها. تاریخ نگاران طرفدار انقلاب مشروطه، کسروی، ملک زاده، امیرخیزی گذرا و در حاشیه پذیرفته اند که روحانیت محافظه کار در دل «مردم عوام» جا داشت، اما طوری نوشته اند که انگار فقط مشروطه خواه ها نماینده مردم بوده اند. بدیهی است عوامل دیگر هم به رو آوردن طبقات فرودست به صف محافظه کاران کمک کردند: عواملی مادی چون بالا رفتن قیمت نان و آگاهی از این که از قبل انقلاب چیزی دست آن ها را نگرفته است.

پیش از این خواننده کتاب ابراهامیان به این نتیجه می رسد که علیه رقبای خارجی و علیه کفر، علیه روس ها و همدستان شاه دوست، اجماعی از بازار و روحانیون شکل گرفت روشنگران نیز نقش پر اهمیت خود را داشتند، که به پیروزی نهضت مشروطیت و تغییر حکومت داری سنتی انجامید، در ادامه این نتیجه گیری را خواننده می کند که با دفاع از شاه و اسلام برانگیخته از مسائل اقتصادی و مقابله سنت با تجدد، آن اجماع دچار شکاف شد.

آذرماه 1286 سلطنت طلبان در میدان توپخانه تهران تجمع کردند.بین جمعیت تهی دستانی بودند از زاغه نشین های جنوب شهر، رهبران مذهبی محافظه کاری چون شیخ فضل اله با طلاب و لوطی های مقلدش که ادعا می کردند مجلس تهدیدی است برای اسلام، درباری هایی با مستخدمان شان که لغو بودجه پیشنهادی مجلس را می خواستند، کارگران مزرعه پرورش اسب دربار بیرون تهران، و نوکرها، مهترها، صنعتگران، پادوها، استادکارها و دیگر آدم هایی که در طویله ها، انبارها و کارگاه های دربار کار می کردند. واکنش طرفداران نهضت به این قدرت نمایی، بستن مغازه ها و سرا های بازار و تجمع هفت هزار نفر مسلح به تفنگ اطراف ساختمان مجلس بود تا در صورت حمله از آن دفاع کنند.

نخستین شهری که تظاهرات های محافظه کارانه در خیابان ها را شاهد بود تبریز بود. پایگاه سلطنت طلب ها در محلات فقیرنشین بود. تجمعات شان اغلب تبدیل می شد به بلو برای نان. در تبریز، عوامل مذهبی ستیز میان دو طرف را تشدید کردند. زخم های فرقه ای قدیم فرقه شیخیه با متشرعین سنی نبرد میان مشروطه خواهان و سلطنت طلبان را به جنگی مذهبی تبدیل کرد.

بی ثباتی تا خرداد 1287 که شاه وفاداری بریگاد قزاق، تنها نیروی نظامی کارآمد موجود را با پول بدست اورد ادامه یافت و سپس با به توپ بسته شدن مجلس شورا توسط بریگاد قزاق به سرکوب مشروطه خواهان در تهران مبادرت شد. محافظه کاران پایتخت را به چنگ آوردند. اما پایتخت کل مملکت نبود. در شهرستان ها تظاهرات ادامه یافت. اواخر سال 1287 نیروی مسلحی با پیوستن خان های بختیاری به مشروطه خواهان و نیز با حرکت گروهی از انقلابیون قفقاز که با کمک حزب سوسیال دموکرات باکو راه افتاد بودند، شکل گرفت. تلاش های شاه با سرکوب نتیجه نداد. دربار از پرداخت حقوق قشون نیز ناتوان ماند. جنبش سلطنت طلبی در مواجه با ارتشی غیر قابل اتکا و اعتراضات جمعی با ورود ایلیاتی های بختیاری و مبارزان قفقازی به تهران در تیرماه 1289 در هم شکست. محمدعلی شاه را از شاهی خلع کردند، و پسر دوازده ساله او، احمد شاه قاجار را جانشین او کردند. شیخ فضل اله نیز جز کسانی بود که به جرم اجیر کردن اوباش آدم کش به قصد اغتشاش عمومی اعدام شدند و مجلس دوم تشکیل شد. جنگ داخلی پایان گرفته بود.

ابراهامیان در این مقاله، نقش جمعیت سیاسی مردمی، نقش خیابان را بعنوان عاملی عمده در تغییرات سیاسی نشان می دهد.اکثریت وسیع از کسانی که در تجمعات، تظاهرات و حتی آشوب ها شرکت داشتند، اعضای متین و حتا «محترم» جامعه بودند، تاجرها بودند، بزرگان مذهبی، دکان دارها، کارگاه دارها، صنعتگران، شاگردهای کسبه، استادکارها و طلاب، کانون های جمعیت های انقلابی، بازار و محلات طبقه متوسط بودند. سرجمع این که تظاهر کننده ها هم خشونت نمی کردند و هم رفتارهای شان تا حد زیادی منطقی و عقلانی بود، اهدافی را پی می گرفتند که جز منافع طبقاتی و گروهی شان بود. وقتی که شعارهایی دیگر بازگو کننده ی منافع شان نبود، بی هیچ افسوس و عذاب وجدانی از یک طرف می کندند و می پیوستند به تجمعات رقیب. این حقیقت که تهی دستان، نارضایتی شان را از طریق پیوستن به مرتجعان ابراز کردند، علامت «حماقت» شان نبود، بلکه دلالت بر فرهنگ سیاسی سنتی و اسلامی ایران در اواخر سده ی سیزدهم شمسی داشت.

مقاله دوم کتاب «مردم در سیاست ایران»، به نقش جمعیت های مردمی در 12 سال بعد از ایجاد مجلس دوم تا بقدرت رسیدن رضا شاه و نیز 12 سال بعد از برکناری رضاشاه تا کودتای 28 مرداد 1332 تحت عنوان «نقش جمعیت های مردمی در سیاست ایران 1332 – 1285» اختصاص دارد. این تحقیق، با دنبال کردن حرکات جمعیت های مردمی بر نقش آنها در نبرد علیه قدرت های بزرگ و در ناکام گذاردن توافق نامه سال 1919 ایران و انگلیس، در حفظ سلطنت و در ممانعت از استقرار حکومتی جمهوری در سال 1303، بعنوان عاملی اصلی اشاره می کند. در سال های 1320 تا 1332 خیابان سلاح اصلی حزب توده و جبهه ملی بود، تا بتوانند به تصمیم گیرندگان عرصه سیاست فشار بیاورند. ملی شدن نفت و تکیه مصدق بر مردم و خیابان که یکی از نقاط اوج آن جنبش آخر تیر 1331 است، نیز در این ارزیابی جای خود را دارد. جنبشی که با خون و خونریزی همراه بود و شاه را به عقب نشینی از عادت ضد مشروطه اش (یعنی تمایل به انتصاب وزیر جنگ دست نشانده اش) وادار کرد و مصدق با کسب اختیار لازم پست نخست وزیری را تایید کرد.

از موضوعات با اهمیت در این مقاله، تحول در حرکات جمعی تحت تاثیر گذار ایران از دوران پیشا صنعتی به دوران نیمه صنعتی، و گدار از نظام اصناف به سازمان های اتحادیه ای است. ابراهامیان با تحقیق خود، در این باره نتیجه می گیرد که بلواها و ناآرامی ها حاصل خود انگیختگی و خیزش های خودجوش اند؛ اعتصاب ها، راهپیمایی ها و تظاهراتها حاصل برنامه ریزی و سازماندهی. در اروپا مدت هایی مدید از زمان زوال اصناف سنتی تا ظهور اتحادیه های صنفی مدرن، معدود نهادهایی می توانستند نمایندگی منافع مردم را بکنند و کارگران مزدبگیر را تبدیل به گروه فشاری کارآمد. بنابراین نارضایی عمومی اغلب به صورت طغیان بلواهایی از پیش برنامه ریزی نشده و به ندرت به شکل اعتراض هایی سازماندهی شده جلوه می یافت. در ایران دوره واسط گذار از زوال اصناف تا تولد اتحادیه ها نه چند قرن، بلکه صرفا پانزده سال طول کشید. در نتیجه در ایران، جمعیت به ندرت «جماعت» بوده و معمولا هیئت یک تظاهرات یا راهپیمایی را داشته – حتا بیشتر از اروپا

مقاله سوم کتاب «مردم در سیاست ایران»، نقش جمعیت های مردمی در انقلاب بهمن1357 را پی گیری می کند. این تحقیق، رویدادهای اصلی منتهی به انقلاب بهمن را پی می گیرد و چگونگی رفتار حرکات مردمی را بنحو مستند ارائه می کند. مقاله، پرسش های مورد نظر را در ابتدای تحقیق مطرح می کند و از جمله این پرسش با اهمیت را : چرا عامه مردم، با این که هیچ اطلاعی از نظریه نافرمانی مدنی غیر خشونت آمیز گاندی نداشتند، با میل و رغبت به چنین راهبردی متوسل شدند؟ ناگفته نماند که این مقاله در قیاس با دو مقاله دیگر، به منافع گروهی و طبقاتی ای که به اجماعی سلبی از نیروهای اجتماعی گوناگون علیه محمدرضا شاه انجامید، کمتر پرداخته است و بیشتر به اقدامات مردمی متمرکز بوده است

ابراهامیان در این کتاب دو مقاله تحقیقی دیگر خود را نیز درج کرده است که از رویدادهای با اهمیت تاریخ کشور ما هستند. «کمونیسم و مسئله اشتراک در ایران: حزب توده و فرقه دموکرات» به انعکاس مسئله ملی قومی و زمینه های اجتماعی و بنیان فرهنگی شکل گیری افکار مختلف در این باره در نیروهای چپ می پردازد. این مقاله، با توجه به نقش مسئله ملی قومی در جنبش سیاسی کنونی، از اهمیت امروزین نیز برخوردار است

آخرین مقاله کتاب، «شکل گیری پرولتاریا در ایران مدرن، 1332 – 1320» می باشد که فصل مهمی از جنبش کارگری و چپ کشورمان را ارائه کرده است.

 

پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۷

 

افزودن دیدگاه جدید