دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹ فوریه ۲۰۱۸

اصلاح طلب، اصول گرا! دیگه تمومه ماجرا!

۰۴ بهمن ۱۳۹۶

فکر نمی کنید که، اگر آنچه را که هزینه دعوت از اینان ساخته اید، این هزینه را در پشتیبانی از مبارزات توده ها صرف می کردید، از جنبه های مختلف آن، مثمر ثمر تر واقع می شد! ای کاش به جای این همه رهنمودی که به اصلاح طلبان داده اید، که قبل از هرچیزی می بایست خودشان را اصلاح کنند! به مردم رهنمود می دادید که در مقابل سرکوبگران، کدامین سیاست را در پیش گیرند تا که مبارزاتشان امکان تداوم بیشتری پیدا کند و ثمر بخش تر باشد

در رابطه با مطلب بهزاد کریمی

 

چرا رفیق بهزاد کریمی نسبت به اصلاح طلبان حکومتی متوهم است؟ چنین نگرشی ریشه در چه دارد. رفیق بهزاد در خطاب به بیانیه 16 امضائی اصلاح طلبان(19 دی ماه 96) نوشته است:

شما اگر بخواهید همچنان اصلاح طلب باقی بمانید ملزم به ایستادگی بر الزامات آن هستید.اصلاح طلبی در پایین ترین سطح خود یعنی پافشاری بر اجرای هر آنچه که در قوانین موجود، توسط مستبدان حاکم مهجور و مسدود مانده است. شما درست از چنین نقطه عزیمتی موظفید که نسبت خود با ولی فقیه و ذوب شدگان در ولایت او را تعیین کنید. آخر تا کی سر دزدیدن و سکوت منفعلانه کردن و دنباله روی از "اعتدال"؟ ...

رفیق بهزاد گرامی! براستی شما که این همه را در مورد اصلاح طلبان می دانید و تجربه نزدیک به چهل سال گذشته هم نشان داده است که این اصلاح طلبان، کُنده ای نیستند که دودی از آن ها بلند شود، چرا منتظرید که سیاست ها و مواضع راهبردی خود را نقد کنند. شما به عنوان یکی از چهره های شاخص جنبش فدائی، باز هم منتظرید که از این امامزاده، معجزه ای رُخ دهد؟ آیا شما همانطور که مواضع دو پهلوی یکی به میخ و یکی به نعل اصلاح طلبان را دنبال می کنید، فریاد در گلو خفه شدۀ میلیون ها انسان شریف ستمدیده را می شنوید که در مقابل گلوله های این «دژخیمان» فریاد بر می آورند که؛ اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا! چه معجزه ای باید رُخ دهد تا متوجه شویم که این به اصطلاح، اصلاح طلبان با اصولگرایان دعوایشان بر سر لحاف ملاست. نه منافع توده های زحمتکش وطنمان. همین اصلاح طلبان مگر نه می بایستی با تائید همین ولی فقیه و اعوان و انصارش وارد حلقه حاکمیت شوند. مگر ندیده ایم که اکثریت قریب به اتفاق آنانی که از این گروه از حلقه حکومت به بیرون پرتاپ شده اند، بر سر کسب سهم بیشتر از غارت اموال مردم با جناح مقابل مشکل داشته اند. در هشت سال نخست وزیری"میر حسین موسوی" چه گُلی بر سر مردم زده شد؟ مگر اعدام هزاران سرو برافراشته در زمان صدارت او انجام نیافت! او در برابر این جنایت کجا کلامی در دفاع از حقوق اولیه این همه انسان شیفته عدالت و آزادی بر زبان راند. آیا میدانید که کروبی یکی دیگر از رهبران جنبش سبز...! در زمان برعهده داشتن مسئولیت بنیاد شهید، هم به لحلظ اخلاقی آلوده بوده و هم چون دیگر هم سنخانش در زمینه های مالی و غیره! این همه اصرار شما براین که اصلاح طلبان حکومتی را وادارید که از رئیس جمهورشان بخواهند که پاسدار قانون اساسی ضد انسانی و ارتجاعی اشان باشند، از بهر چیست؟ مگر نه اینکه این قانون اساسی سراپا متناقض در نزدیک به چهل سال، همواره عناصری از آن مورد استناد قرار گرفته است که به ضرر تمامی طبقات و اقشار اجتماعی از زنان گرفته تا کارگران وغیره بوده است. به قول خودتان اینان(اصلاح طلبان حکومتی) همۀ دغدغه اشان حفظ کلیت نظام است. به طور واضح، منافعشان به هم گره خورده است. رفیق بهزاد عزیز، همین سئوالی را که شما از اصلاح طلبان کرده اید، ما از شما می پرسیم: آخر، تا کی شما باید نسبت با این اصلاح طلبان متوهم بمانید، شما اگر دوره چهل ساله حاکمیت جمهوری اسلامی را مرور کنید. بجز مقاطعی کوتاه در آغاز انقلاب، یا انتخابات فرمایشی، اعتراضات توده ای و غیره که حاکمیت به شکلی تاکتیکی عقب نشینی کرده است، کِی، یکی، از این دو جناح در کنار توده ها قرار گرفته است. منهای اولین رئیس جمهور(بنی صدر) که آنهم کشور را ترک کرد، کدام ریاست جمهور، حرکات اعتراضی توده های تحت ستم را محکوم نکرده و از آنان پشتیبانی کرده است.همگی آنان اعتراضات مردم جان به لب رسیده را به بهانه مسالمت آمیز نبودن آنها تخطئه کرده اند. در رابطه با همین خیزش توده ای اخیر، یکی از مسئولین دانشگاهی موضعی چندش آور بیان کرد. دکتر عبدالرحمن رستمیان معاون فرهنگی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفتگو با ایسنا در تاریخ بیست و یکم دی ماه گفت: دانشجویان باید بتوانند مشکلات حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را بیان کنند اما در عین حال نباید حرف‌های ضد نظام، اقتدار و پیشرفت کشور بزنند، چراکه آنچه بیرون از کشور دیده می‌شود این است که افرادی می‌خواهند نسبت به نظام کینه ایجاد کنند.

وقتی که یکی از مسئولین دانشگاهی، این چنین وقیحانه از دانشجویان می خواهد که در اعتراضاتشان به نظام انتقاد نکنند. آیا انتظار شما از اصلاح طلبانی که خود عمومآ آلوده اند، انتظاری بیهوده نیست. اگر انتظاری بیهوده نیست، پس چرا به انتظارات شما در طی دهها سال گذشته پاسخی گفته نشده است. خود، بهتر از همه می دانید. که این در خواست مسئولین اکثریت از اصلاح طلبان، مکررآ از سوی این جناح از رژیم ناشنیده گرفته شده و بی پاسخ مانده است. فکر نمی کنید که، اگر آنچه را که هزینه دعوت از اینان ساخته اید، این هزینه را در پشتیبانی از مبارزات توده ها صرف می کردید، از جنبه های مختلف آن، مثمر ثمر تر واقع می شد! ای کاش به جای این همه رهنمودی که به اصلاح طلبان داده اید، که قبل از هرچیزی می بایست خودشان را اصلاح کنند! به مردم رهنمود می دادید که در مقابل سرکوبگران، کدامین سیاست را در پیش گیرند تا که مبارزاتشان امکان تداوم بیشتری پیدا کند و ثمر بخش تر باشد. آقای روحانی، حتی اگر بر روی حداقل ها هم نمی ایستد، دلیل دارد،با پند و اندرز ما، موضعش تغییر نخواهد کرد. منافعش ایجاب می کند که برای حفظ کل نظام و موقعیت خودش، هر چه را و در درجه اول مردمش را فدای منافع خویش سازد. رفیق بهزاد گرامی چه خوب می شد که شما به جای ردیف کردن موارد متعدد و دادن رهنمود به این به اصطلاح "اصلاح طلبان"، خود به جای نگاه به بالا، حداقل در طی همین بیست سالی که بگفته شما این آقایان به گفته هایشان عمل نکرده اند، از نیروهای اپوزیسیون، برای پشتیبانی عملی از کارگران و زحمتکشان، زنان، جوانان و غیره درخواست می کردید که برای گذار از این رژیم قرون وسطائی دست در دست هم به مبارزه ای مشترک و هدفمند دست بزنند. این نوع نگاه دلایل زیادی دارد. یکی از این دلایل می تواند حضور ما در اروپا باشد. این حضور چه بخواهیم و چه نخواهیم اثرش را بر نوع نگاهمان به داخل گذاشته است. غافل از این که ما در ایران با حاکمیتی غیر متعارف و قرون وسطائی مواجه ایم و نه با حاکمیت های اروپائی. دلیل دیگر اینکه، تا زمانی که ما از عادات کهنه و روتین شدۀ خود گذر نکنیم، در گذار از جمهوری اسلامی سهمی نداشته، نهایتآ در حالت کنونی یعنی دنباله رو توده ها باقی خواهیم ماند.

افزودن دیدگاه جدید