شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۶ می ۲۰۱۸

غرش رعد در آسمان بی ابر

قیام دی ماه 96
۰۷ بهمن ۱۳۹۶

بررسی های تاکنو نی از خیزش دی ماه بارها به شرکت نداشتنن نهاد های مدنی و جنبش های اجتماعی در آن اشاره رفته است. با توجه به کو تاه زمانی این حرکت خو د جوش و ناگهانی توده ای که بدون هر گو نه برنامه ریزی از پیش آماده شده، البته مانند همه ی خیزش ها و قیام های شبیه، رو ی داد، نمی تو ان شرایط حاکم استبدادی در ایران انتظار و اکنش های سریع و همگام با آن را از این گونه نهادهاو جنبش های مدنی داشت.

بانگ بلند دلکش ناقوس

وقت سحر،

بشکافته است خرمن خاکستر هوا

میهن ما ایران، ازجمله به سبب تاریخ دیرینه و قرار گرفتن در مسیر وزش باد بی نیازی دوران مدرن و مردمان شورمند و خیال اندیشش، بویژه در صد و اندی سال گذشته شاهد رویدادهای سیاسی مهم و جنبش ها و خیزش های بسیاری بوده است :

جنبش تنباکو، ترور ناصرالدین شاه قاجار، انقلاب مشروطه و بنیانگذاری نخستین پارلمان در شرق، تاسیس سلطنت پهلوی، جنبش ملی شدن نفت به رهبری روانشاد دکتر مصدق، اصلاحات سال 41 شاه، مخالفت خمینی و سنت گرایان مذهبی با اصلاحات ارضی و حقوق زنان در خرداد 42، جنبش چریکی دهه ی50، انقلاب بهمن 57، جنبش سبز سال 88 و اینک قیام و خیزش بزرگ اعتراضی مردمیگسترده ی دی ماه 96.

قیام دی ماه 96 که سر آغازش بازی های جناحی و درون حکومتی در مشهد بود و از سوی واپسگرا ترین و فاسدترین بخش های حکومت اسلامییعنی گردانندگان آستان قدس خراسان علیه دولت روحانی آغاز شده بود در همان نخستین گام ها با دخالت بجا و درست هنگام مردم بجان آمده از ستم های حکومت، نقشه های رئیسی و علم الهدا و یاران جناح به اصطلاح اصول گرایشان را درهم ریخت و در چشم بهم زدنی به یک اعتراض سیاسی مردمیسراسری فرارویید که با شعار های مشخص و روشن نظام اسلامیو گروه حاکم و رهبری نظام را هدف گرفته بود. جناح سرکوبگر و راستگرای وابسته به رهبری جمهوری اسلامیاین خیزش عمومیرا نتیجهی فعالیت های توطئه گرانه دولت های خارجی بویژه آمریکا و اسرائیل و همکاری سلطنت طلبان و مجاهدین با آنها اعلام کرد. جناح اصلاح طلب و طرفدار روحانی آنرا حاصل تبلیغات و توطئه های جناح مقابل برای ضعیف کردن و برکناری دولت ارزیابی نمود. بدین سان هر دو بخش حکومت اسلامیآنچه را که در 4 دهه گذشته در گستره های اقتصادی وسیاسی و فرهنگی و اجتماعی بر مردم ایران رواداشته اند، فراموش میکنند و نمیخو اهند و یا نمیتو انند بدانند که این و اکنش گسترده و خشماگین مردمی، نتیجه دولت مداری فاسد و استبدادی و ایران برباد ده بویژه جناح سرکوبگر و و اپسگرای این حکومت است.

بخش بزرگی از مردم ایران برای بدتر نشدن اوضاع کشور و بهبود آن، در سال 76 و 80 با شرکت در انتخابات و رای به محمد خاتمیو در سال 88 با رای به حسین موسوی و در انتخابات 92 و 96 با انتخاب حسن روحانی کوشیدند با استفاده از صندوق رای، تمایل و علاقه شان به دگرگونی و بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را به حکومت اسلامینشان دهند و از حکومتگران بخواهند که گام های موثری در راستای منافع مردم بردارند، امری که تاکنون نتیجه ی محسوسی در پی نداشته است. علت و ریشه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این خیزش بزرگ و واکنش حکومت اسلامیو جناح های آن به این قیام و شکل اعتراض های مردمیو شعار های آن و خواسته های مطرح شده و دورنما و آینده تحولات در ایران از مو اردی ست که در این مقاله به آن پرداخته میشود.

با توجه به داده های تاکنونی میتو ان این ارزیابی را پذیرفت که بیشتر اعتراض کنندگان از جوانانقشرهای پایین دست تر و قشر های میانی کم درآمد بوده اند. در دهه های گذشته کشور ما همو اره با نا بسامانی های اقتصادی و افزایش بیکاری و تورم دم افزو ن روبرو بوده است افزایش لگام گسیخته قیمت ها بویژه در دوره ی سیاه احمدی نژاد از قدرت خرید توده های محروم و قشر میانی جامعه به شدت کاسته و فقر دامن گستر شده است تا جایی که برپایه آمار های رسمیاینک نزدیک به یک سوم از ملت ایران زیر خط فقر بسر میبرند و بیکاری و اعتیاد و فحشا و بی خانمانی و حاشیه نشینی بیداد میکند. در همان حال در این مدت بخش بالایی جامعه و بویژه راهزنان رانت خوار برحجم ثروتشان بصورت افسانه ای افزو ده اند و شکاف طبقاتی ابعادی شگفت یافته است. در شماری از شهر های بزرگ تا یک سو م جمعیت در حاشیه شهر و در بدترین و غیر انسانی ترین شرایط ممکن زندگی میکنند، بدون محل کار و درآمد ثابت و بی بهره از خدمات ابتدایی شهری و بهداشتی و سرپناه مناسب. گزارش ها بسیاری در این زمینه، تاکنون در نشریه های اصلاح طلب درون کشور بازتاب یافته است.

در دهه های گذشته، جمهوری اسلامیبر خلاف قانون اساسی اش، مردم را از خدمات اجتماعی رایگان و مناسب در گستره های آموزش و پرورش، آموزش عالی و درمان و بهداشت و بخش های رفاهی بی بهره کرده است.

مزد و حقو ق بگیران در اثر درهم ریختگی مناسبات کاری در معرض فشارهای سخت و توانفرسایی قرار گرفته اند. قراردادهای کار موقت، ایجادشرکت های پیمانکاری به عنو ان واسطه ی کارگر و کارفرما، پایین نگه داشتن سطح دستمزد ها و حقو ق ماهانه و تاخیر در پرداخت همان مبلغ ناچیز، کاهش قدرت خرید، نبود امنیت شغلی، وضعیت بد بیمه ی درمانی، وضعیت زندگی و گذران این بخش از جامعه را هرساله بدتر و دشوارتر کرده است، میلیونها نفر از بازنشستگان هم در مرز فقر و بی چیزی دست و پا میزنند. کاهش و تعطیل تولیدات داخلی و ورشکستگی کارخانه ها و کارگاه های تولیدی به سبب واردات بی بند و بار کالاهای ارزان خارجی و بدتر از آن قاچاق 20 میلیارد دلاری سالانه کالا بوسیله نهادهای نظامیو مافیایی و رانت خوار، بر صف دراز بیکاران و بی چیزان افزوده است. وضع کشاورزان هم در روستاها و شهرهای کوچک از همین منطق پیروی میکند. این نابسامانی های گسترده سبب شد که تنها در سال گذشته بیش از 700 مورد اعتصاب و گردهمآیی اعتراضی از سوی کارگران و بازنشستگان و مال باختگان در سراسر کشور انجام پذیرد. ثرو ت و سرمایه سلب شده از توده های دهها میلیونی ایرانی به جیب لایه چند درصدی بالایی کشور، کارمندان عالی رتبه ادارای و فنی و قضایی، برج سازان و زمین خواران در بخش مسکن، سازمان های صاحب وقف و روحانیو ن دارای موقعیت بالا، سردمداران نیرو های نظامیکه پروژه های بزرگ دولتی را در اختیار دارند و با استفاده از اسکله های آزاد کالای قاچاق و ارد کشور میکنند، بازاریان و تاجران بزرگ و متو سط، مدیران رده بالای شرکت های خصو صی - دولتی و نهادهای و ابسته به رهبری نظام، کارگزاران مو سسه های اعتباری و قرض الحسنه و روحانیو ن حکومتی و نهادهای زیر نظرشان، سرازیر شده است. بی تردید بخش بزرگی از ایرانیان با تجربه و دید شخصی و باتوجه به در دسترس بودن رسانه های مجازی، از وضعیت غارت و چپاو ل یادشده با خبرند و ازآن خشمگین و عصبانی. دزدهای میلیاردی امو ال عمومی، رشوه خواری و فساد نهادینه شده، تبعیض و نا کارآمدی نهادهای حکومتی و نا امیدی به آینده بر این خشم فرو خورده هر دم افزود و زمینه های و اکنش های اعتراضی پر خرو ش سراسری دیماه را فراهم ساخت.

قیام کنندگان در شهرهای کوچک و بزرگ در شعار هایشان به پدیده های یادشده توجه داشتند و آنرا به و صف و نقد کشیدند. شعارهایی که نشان میدهد بخش بزرگی از ایرانیان با بحران ژرف جامعه و حکومت و ناکارآمدی آن آشنا هستند، شماری از این شعارها چنینند

ملت گدایی میکند، رهبر خدایی میکند

غارت نمو ده مال ما، این دولت دجال ما

چپاول و گرونی، زمان سرنگونی

یه اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه

هم پول مارو بردید، هم حق مارو خوردید

به ما خیانت شده نقض امانت شده

مرگ بر گرانی مرگ بر دیکتاتو ر

لیسانسیه ها بیکارند آخوندا سرکارند

با توجه به گستردگی جغرافیایی اعتراض ها که بیش از 80 شهر را دربر میگیرد و داده های نسبتا اندک در باره ی جرئیات حرکت های اعتراضی در هریک از شهرها، بسامد هر یک از این شعار ها دقیقن مشخص نیست. اما همه ی آنها بیانگر توجه توده های مردم به وضعیت نابسامان اقتصاد کشور و فساد اداری و اختلاس و رشوه خواری و یغمای اموال عمومیاز سوی حکومت و قشرهای رانت خوار وابسته است.

افزون بر مسائل یاد شده اقتصادی، نابسامانی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بسیاری سبب ساز قیام دی ماه بوده اند.

پهنه ی سیاست در ایران از آغاز پایه ریزی جمهوری اسلامیو نظام برساخته ی و لایت فقیه خمینی که هیچ پیشینه نظری و عملی در تاریخ ایران نداشت، تاکنون، میدان یکه تازی های روحانیون حکومتی و شریکان نظامیو بازاری و اداری آنان و سرکوب سیستماتیک همه ی نیروهای مخالف و منتقد و دگراندیش و غیر خودی و اقلیت های مذهبی و زنان و اهل هنر و فرهنگ بوده است. ایرانیان اهل سیاست با این وجه از ماهیت جمهوری اسلامیآشنایی داشته اند، اعتراض های گسترده ی دی ماه توده های مردم در بیش از 80 شهر بزرگ و کوچک در ایران نشان میدهد که بخش بزرگی از ایرانیان هم با تجربه های فردی و شخصی روزمره شان به این شناخت دست یافته اند و از این رو علیه روحانیت حاکم و نظام و لایت فقیه و اسلام حکومتی با خشم فریاد سر میدهند و خواستار دگرگونی های ساختاری در نظام سیاسی کشور هستند. آن بخش از شعارهای تظاهرکنندگان در شهرهای گوناگون که تاکنون در فضای مجازی انتشار یافته است نشانگر سرخوردگی ژرف مردم از نظام کنونی و خشم شان نسبت به وضعیت سیاسی و نوع حکمرو ایی در ایران است و این زمانی رو ی میدهد که دست اندرکاران حکومت اسلامیدر 4 دهه ی گذشته، از همه ی و سایل ممکن ارتباطی و رسانه ای و تبلیغی برای حفظ سرکردگی روحانیت و تثبیت و لایت مطلقه فقیه سود جسته اند. شعار های سر داده شده از سوی اعتراض گران نشان میدهد که این سردمداران و دست اندرکاران حکومتی آب در هاو ن کوفته اند. بخشی از شعارها ی سیاسی فریاد شده، چنینند

چه اشتباهی کردیم، که انقلاب کردیم

اسلام رو پله کردین، مردمو ذله کردین

مملکت آخو ندی ، نمیخو ایم، نمیخو ایم

آخوندا حیا کنید، مملکت رو رها کنید

توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه

حقوق مردم زیر عباست امروز

مرگ بر جمهوری آخو ندی

فریاد هر ایرانی، واژگو ن سلطنت آخوندی

رضا شاه روحت شاد

رضاشاه معذرت معذرت شاهنشاه روحت شاد

جمهوری اسلامیمرگ به نیرنگ تو

اصلاح طلب اصو لگرا، دیگه تمومه ماجرا

بسیجی برو گم شو

مرگ بر اصل و لایت فقیه

این شعارها بخشی از شعارهایی است که در ده روز تظاهرات مردمیعلیه روحانیت و رهبر و نظام اسلامیاز سوی مردم به زبان آورده شدند شعار هایی که با روشنی روحانیت حاکم شیعه را آماج مخالفت های خود قرار میدهند و جدایی دین از حکومت و پایان نظام و لایت فقیه را خو استارند و افزو ن بر آن برخلاف جنبش سبز در سال 88، اصلاح طلبان حکومتی را هم به عنو ان بخشی از حکومت طرد میکنند و یا لااقل تایید نمیکنند. در شعارها ی مردم در هیچ یک از شهر ها حتی در تایید موسوی و کروبی رهبران جنبش سبز هم نشانی نیست.

در شعارهای سیاسی مردم افزو ن بر شعار های عمومیتر که در بالا بدان اشاره رفت شعارهایی هم بودند که و لایت فقیه و خامنه ای رهبر جمهوری اسلامیرا با بسامد بسیار، هدف گرفته بودند از جمله

این همه لشکر آمده، علیه رهبر آمده

خامنه ای حیا کن، مملکتو رها کن

سید علی ببخشید، دیگه باید بلند شید

مرگ بر دیکتاتو ر،

اهمیت این شعارها بویژه از آنجاست که نشان میدهد همه ی تلا شهای جناح افراطی و سرکوبگر حکومت و روحانیت حکومتی برای قدسانی کردن جایگاه ولی فقیه و رهبر کنونی و قیموت و و لایت او ، تلاش بی ثمر و بیهو ده ای بیش نبوده است، باید در نظر داشت که اکثریت بزرگی از کنشگران دی ماه را به گفته ی حتی سخنگویان جمهوری اسلامیجوانانزیر سی سال تشکیل میدادند یعنی کسانی که در نظام اسلامیزاده و پرورده شده اند و در مدرسه و مسجد و خیابان و محیط کار زیر آتش توپخانه تبلیغات نظام اسلامیقرار داشتند.

در گستره ی سیاسی این قیام مردمیشعارهایی که جنبه سلبی نداشتند هم مطرح شدند، اگر چه بسامد این شعار ها چندان نیرومند نبود، اما پیش کشیده شدن حداقلی آن را میتو ان نشانگر خواستهای آتی بخش های گسترده تری از مردم در دورنمای سپهر سیاست ایران ارزیابی کرد. شعار هایی چو ن

میجنگیم میمیریم ایران رو پس میگیریم

رفراندم رفراندم اینست شعار مردم

استقلال آزادی جمهوری ایرانی.

نقد سیاست خارجی جمهوری اسلامیو مخالفت با بخشی از استراتژی حکومت در زمینه ی دخالت در امور دیگر کشورهای منطقه، در شماری از شعار های اعترض کنندگان بازتاب یافته بود. شعارهایی که مشابه آنها در سال 88 در جنبش سبز هم به گوش میرسید و این نشان میدهد که بخش بزرگی از قشرهای میانی و پایینی جامعه با این سیاست ها سر ناسازگاری ندارند و با آن مخالفت میورزند و این مخالفت ورزی جنبه ناگهانی و موقتی و احساساتی ندارد بلکه امری بنیادی و دراز مدت است. شعار های

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

پو ل های ما کجا میره عراق یمن سو ریه

فلسطین رو رها کن فکری به حال ما کن

که با گستردگی و در بسیاری از شهر ها بگو ش میرسید از رو شن ترین شعار های این عرصه اند که سیاست خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامیرا به چالش میکشند و با آن مخالفت میو رزند. با توجه به آوازه گری های گسترده ی حکومت در زمینه اهمیت کمک به حکومت بشار اسد در سو ریه، حزب الله لبنان، حماس در فلسطین و شیعیان عراق و حوثی های یمن، این و اکنش های مردمینشان میدهد که بخش بزرگی از ملت ایران اینگو نه کمک ها و پشتیبانی ها را درست و قابل پذیرش نمیداند و با آن مخالف است و هزینه های ده ها میلیاردی صرف شده در این راستا را بر خلاف منافع ملی ارزیابی میکند.

شکل های مبارزاتی در قیام دی ماه بصو رت تظاهرات دسته های کوچک و بزرگ و راهپیمایی و گردهمایی های مسالمت آمیز در بیش از 80 شهر بروز کرد و استان های گوناگون ایران را در شمال و جنوب و غرب و شرق کشور با همه ی تفاو ت های مذهبی و قومیبا شعار ها و خواسته های مشابه عمومیدرنوردید، با توجه به نداشتن رهبری مشخص و برنامه ی مدون که برای قیام هایی از این دست در نخستین گام ها امری کاملن طبیعی و همگانی ست، اینها، مناسبترین شکل های مبارزاتی بودند که از سوی مردم بکار بسته شدند. این خیزش در بسیاری از شهرها با یورش نیرو های انتظامیو امنیتی به خشونت کشیده شد و به بهای جان 22 نفر از مردم بی دفاع که هدف تیراندازی این نیرو ها قرار گرفتند تمام شد. ارگان های سرکوب و جناح و اپسگرا در تبلیغات گسترده خود مردم بجان آمده ی معترض را متهم به کاربرد خشونت کردند که شماری از اصلاح طلبان حکومتی هم، از جمله سازمان روحانیت مبارز به رهبری محمد خاتمیبه نوعی با آن همداستان شدند. ابطحی از مقامات اصلاح طلب هم در تلگرام خود در همین راستا نوشت، بخشی از تظاهرکنندگان بی هدف و بدون خواسته مشخص اصل نظام را نشانه رفته اند و به خشونت های غیر قابل تو جیه رو آورده اند. درصورتی که هیچ موردی از کشته و یا زخمیشدن نیرو های انتظامیو امنیتی گزارش نشده است. دستگیری بیش از 4000 نفر از اعتراض گران و کشتن شماری از آنها در زندان ها نشانگر حجم سنگین خشونت بکاررفته از سوی حکومت علیه تظاهر کنندگان است. راهپیمایی و گردهمآیی از سوی مردم که حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامیهم به رسمیت شناخته شده است و سر دادن شعار از سوی مردم، بهیچ وجه این اجازه را به نیرو های انتظامیو امنیتی نمیدهد که جوانانبی دفاع و غیر مسلح را که برای ابراز نارضایتی و ناخشنودی شان از شرایط فاجعه بار زندگی در جمهوری اسلامیبه خیابان ها رو ی آورده اند به رگبار ببندند. در هیچیک از رسانه های تبلیغاتی حکومتی به مسلح بودن جوانانتظاهر کننده و حتی به همراه داشتن اسلحه سرد از سوی آنان اشاره ای وجو د ندارد. تعقیب حقو قی قاتلان و زخمیکنندگان , از سوی خانو اده های کشته و زخمیشدگان حق مسلم شهروندی آنان است که نهادهای مدنی و کانون وکیلان و همچنین آن بخش از نمایندگان اصلاح طلب مجلس که خود را طرفدار منافع مردم اعلام میکنند، میتو انند آنرا پی گیری کنند. همانگونه که 155 نفر از حقوق دانان شجاع با احساس مسئولیت شهروندی، برای دفاع از دستگیرشدگان رویداد های دی ماه آمادگی شان را ابراز کرده اند.

جناح سرکوبگر و راستگرا قیام مردم را برپایه یک سنت همیشگی در ایران به کشورهای خارجی و این بار به آمریکا و اسرائیل و عربستان سعو دی منتسب ساختند و این اعتراض های گسترده را که از نظر گستردگی جغرافیایی و شمار شهرها حتی در آذر و دی سال 57 هم شاهد آن نبودیم، محصو ل سازماندهی قدرت های خارجی و وابستگان آنان اعلام نمودند. برای اثبات این ارزیابی پیشاپیشی و تو طئه گرانه و ضد حقوقی باید در انتظار شوهای تلویزیونی ای باشیم که دستگیر شدگان شکنجه دیده را برای اعتراف به ارتباط با آمریکا و اسرائیل و عربستان به تلو یزیون بیاورند و بدین وسیله ادعاهای دروغین وابستگی مبارزان به بیگانه را به اصطلاح اثبات کنند. میان پشتیبانی دیگر دولت ها از این و یا آن حرکت سیاسی در کشور دیگر _ که بی تردید بر پایه ارزیابی از منافع شان صو رت میگیرد _ تا سازماندهی این حرکتها و جنبش ها، از سوی آنان فاصله بسیار است. تبلیغ چنین افتراهایی خاک پاشیدن در چشم حقیقت است و راه به جایی نمیبرد.

در بررسی های تاکنونی از خیزش دی ماه بارها به شرکت نداشتنن نهاد های مدنی و جنبش های اجتماعی در آن اشاره رفته است. با توجه به کوتاه زمانی این حرکت خود جوش و ناگهانی توده ای که بدون هر گو نه برنامه ریزی از پیش آماده شده، البته مانند همه ی خیزش ها و قیام های شبیه، رو ی داد، نمیتو ان شرایط حاکم استبدادی در ایران انتظار و اکنش های سریع و همگام با آن را از این گونه نهادهاو جنبش های مدنی داشت. از این دیدگاه انتقاد چندانی برکنشگران مدنی ما و ارد نیست. اما اینک با فرو کش اعتراض ها، از همه نیرو های ترقی خو اه دانشجو یی و کارگری و کارمندی و معلمیو زنان و محیط زیست و همه ی آزادیخو اهان و میهن دوستان این انتظار هست که به سهم خود به آمدها و پیامدهای این خیزش گسترده ی مردمیواکنش پشتیبانانه نشان دهند و خود را برای رویدادهای بعدی آماده سازند و واپسگرایان سرکوبگر را به عقب بنشانند. از اصلاح طلبان غیر حکومتی هم جز این انتظاری نیست. و اکنشهای اعتراضی مدنی و مردمیشهروندانه برای پشتیبانی از قیام و قیام گران دی ماه و برنامه ریزی داخل و خارج از کشور برای موج های احتمالی بعدی حرکت های مردمی، از خطر جنگ داخلی و دخالت نظامینیرو های خارجی که هر ایرانی میهن دوست و خردورزی از هر جهت با آن مخالف است و آن را به زیان منافع ملت ایران ارزیابی میکند، خو اهد کاست. باید دانست که اوضاع کنونی جهان که راست ترین گروه های جنگ طلب در آمریکا برسر کارند و اوضاع منطقه ی خاورمیانه بیش از هر زمانی دچار پریشانی و آشوب است، بی توجهی دست اندر کاران قدرت در ایران به خواسته های بحق مردم، کشور مارا با همه گونه خطری از جمله جنگ داخلی و دخالت نظامیخارجی روبرو میسازد. بر خلاف نگرانی های قشرهای مرفه و اصلاح طلبان حکومتی و بخش هایی از ایران دوستان اهل سیاست، مبارزات مسالمت آمیز مردم از جمله تظاهرات خیابانی، اعتصاب و راهپیمایی و گردهمایی های بزرگ و کوچک بدون کاربرد سلاح و آسیب رسانی به امو ال عمومی، ضامنی برای دور کردن دو خطر و فاجعه ی یادشده میتوانند باشد و هست، شکل هایی از مبارزه که پیشرفته ترین کشورهای صنعتی هم از سوی مردم برای دست یابی به خواستهای صنفی و سیاسی از آنها استفاده میشود. مبارزه مسالمت آمیز تنها شرکت در انتخابات و رفتن به پای صندوق های رای نیست.

قیام مردمیدی ماه بیانگر یک بحران ژرف و همه جانبه و گسل های بزرگ در جمهوری اسلامیست و نشان میدهد که ایران در آستانه یک بحران همه سویه ی انقلابی است و موج های احتمالی بعدی خیزش دی ماه میتو اند به شرایط انقلابی به مفهو م کلاسیک آن فرا برو ید.

نمیدانیم که آیا دست اندر کاران اصلی قدرت در جمهوری اسلامیپیام قیام دی ماه را دریافته اند یا نه، چنانچه این پیام روشن برای دگرگونی های اساسی را درنیافته باشند و به مو قع عقب ننشینند _ که البته بعیدست که دریافته باشند و عقب نشینی کنند _ و جناح اصلاح طلب گوشزدهای لازم را نه به مردم بلکه به سرکوبگران و راستگرایان نکند و راه برای ایجاد دگرگونی های بنیادی و اساسی بر پایه ی شعارها و خواستهای مطرح شده از سوی مردم همو ار نگردد، باید در انتظار روزهای بسیار سخت و ناهموار و پرتنشی درمیهنمان باشیم. زیرا گفته اند که، خو اهنده را میبرند و نخو اهنده را میکشانند.

بی تردید مسئولیت همه ی دشواری ها و همچنین آسیب های احتمالی به کشور و ملت ایران به عهده حکومت اسلامیو گردانندگان آن خو اهد بود.

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید