شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۶ می ۲۰۱۸

احمد هاشمی

باید پذیرفت که مارکسیسم به عنوان یک ابزار علمی در اثر چند دهه سکون، که نتیجه تسلط استالین و جانشینان آن بوده است، مطلقا عقب مانده است

تشکیلات مدرن سیاسی باید بتواند مانند یک سازمان یادگیرنده عمل کند. یادگیری از یکسو یک فعالیت انفرادی است که هدفش ارتقا آگاهی، توانائی و عملگرائی فردی است. اما از سوی دیگر در یک سازمان یادگیرنده، یادگیری جمعی ابزاری برای گسترش دانش عمومی سازمان می باشد.

حزبی که هدف و آرزوهایش مشخص شده است باید وسیله لازم را برای رسیدن به هدف پیدا کند. و این کار ساده‌ای نیست. احزاب سیاسی در شرایط امروز بازیگران عرصه‌های پرتناقض و دینامیک و پرمطالبه هستند. آنها باید بتوانند موضوع برای سیاست تولید کنند و قادر به سیاست‌ورزی باشند و برای این امر به شدت نیازمند نیروی انسانی خلاق، مشتاق و پرتحرک هستند. این نیرو فقط در محیطی دموکراتیک و فراگیر است که احساس تعلق خاطر می‌کند، کار می‌کند، فکر می‌کند

از آنجایی که شکاف سیاسی موجود در ایران بر محور تضاد بین دموکراتیزه کردن جامعه و اقتدارگرایی است. سناریو های احتمالی، سناریو هایی در مسیر گذار دموکراتیک در جامعه ایران هستند، اما این بدان معنی نخواهد بود، که همه سناریو ها اجبارا به دموکراسی منجر خواهند شد، زیرا مجموعه ای از پارامتر های مختلف در دایره ای از تاثیرات متقابل قرار دارند و با دینامیسم مختص به خود، با یکدیگر در ارتباط هستند.

نئولیبرال های طرفدار "بازار آزاد سوسیال محور" و طرفداران برنامه های توسعه سازمان ملل از "رشد با کیفیت"، "رشد سبز" و "اقتصاد سبز" طرفداری می کنند، و مدل توسعه این گروه "توسعه پایدار" با "حکمرانی خوب"است که مبارزه با فقر یکی از ارکان این مدل توسعه است.

در اردوگاه منقدان و مخالفان سرمایه داری نئولیبرالی، اقلیتی از محققان دانشگاهی و کنشگران مدنی در جهت "اقتصاد بدون رشد" در کشورهای پیشرفته سرمایه داری، هم به لحاظ کار تئوریک و هم در عرصه عملی فعال اند.