شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۶ می ۲۰۱۸

بهروز خلیق

از نظر حزب ما جمهوری اسلامی نظامی است مستبد، سرکوبگر و دشمن حقوق بشر و دموکراسی و مانع اعمال اراده آزاد مردم و حق انتخاب آنان برای تعیین سرنوشت خویش و سد راه پیشرفت و تحول دمکراتیک در جامعه ایران. در منشور ما گفته شده ساختار سیاسی ـ حقوقی جمهوری اسلامی راه اصلاحات را مسدود کرده و گفتمان اصلاحات راهگشا نیست ...

ما شاهد دو نوع واکنش نسبت به اين پروژه در بين احزاب و سازمان‌های سياسی چپ بوديم. برخی از آنها برخورد مثبت داشتند و ابراز خوشحالی کردند و برای اين پروژه آرزوی موفقيت نمودند. برخی ديگر سياست سکوت اتخاذ کردند و سخنی بر زبان نياوردند. اين برخوردها از جمله در دعوت از احزاب و سازمان‌ها برای شرکت در کنگره مشاهده شد. در کنار احزاب و سازمان‌های چپ، عده قابل توجهی از فعالين چپ از پروژه استقبال کرده و در کنگره حضور خواهند يافت

شايد بتوان گفت که اهميت اصلی برگزاری کنگره و وحدت سه جريان، شنا کردن در جهت مخالف روندهای جاری در بين جريان های سياسی و به ويژه احزاب و سازمان های چپ است. نگاهی به صفوف چپ در طی سه دهه گذشته، حکايت از جدائی ها و انشعاب ها دارد. کمتر موردی را می توان يافت که امر وحدت در صفوف نيروهای سياسی پيش رفته باشد. ميزان جدائی ها و انشعاب ها قابل مقايسه با نزديکی ها، همکاری و وحدت نيست.

در فقدان نيروی سياسی قدرتمند چپ دمکرات و سوسياليست، شعار عدالت اجتماعی با توجه به فقر گسترده، بيکاری وسيع و شکاف طبقاتی، به دست نيروهای پوپوليست و راست افراطی خواهد افتاد که از آن بصورت فريبکارانه بهره گرفته و به خدمت اهداف خود در خواهند آورد. امروز شکل گيری و حضور حزب چپ قوی و موثر به يک امر مبرم و ضرور جامعه ما تبديل شده است

هرگاه بخش اعظم حمايت های مادی و کمکهای مالی تنها از جانب اعطاکنندگان خصوصی انجام گيرد، در اين صورت احزاب مزبور به احزاب معطوف به منافع تبديل خواهد شد. بالطبع اين قبيل احزاب یرنامهها، سياست ها و اهداف خود را نيز در راستای منافع طبقات و اقشار حامی و کمک دهنده خود تدوين و تنظيم خواهند کرد و در نتيجه بايد در جهت خواستههای آنها حرکت کنند.

مشروعيت سياسی برای حکومت ها مهمترين مسئله است. حکومت های استبدادی همواره با بحران مشروعیت روبرو هستند و برای حفظ سلطه خود به زور و سرکوب متوسل می شوند و دستگاه های متعدد امنیتی و پلیسی راه می اندازند. در حالی که حکومت های دمکراتيک از مشروعیت مردمی و ثبات سیاسی برخوردارند.

شهروندان به کانديداهای احزاب با اطمينان بيشتری برخورد می کنند. به اين دليل که اولا مواضع و اهداف نامزد حزبی مشخص تر و معین تر است، ثانیا افراد به نامزدهای حزبی بیشتر از نامزدهای منفرد اطمینان دارند زیرا نامزدهای منفرد پس از پیروزی در انتخابات به راحتی می توانند از اصول و مواضع خود عدول کنند در حالی که چنین امکانی، به راحتی برای نامزد حزبی وجود ندارد چرا که هر گونه روگردانی از آن اصول، به ضرر حزب منجر خواهد شد.

در داخل کشور گروه های هوادار و بخشی از فعالين چپ حضور دارند. آن ها حامل گرايش های مختلف به جهت فکری ـ سياسی هستند، ولی خود را متعلق به جنبش فدائی می دانند. برای حداقل بخشی از آن ها حفظ نام فدائی حائز اهميت است. آن ها می خواهند زير اين نام فعاليت خود را ادامه دهند. با اين موضوع، ما چه برخوردی می خواهيم بکنيم؟ آيا نسبت به اين خواست بی توجه می مانيم و نام را تغيير می دهيم؟ يا اينکه نام را به اشکال مختلف حفظ می کنيم؟

ساختار هرمی احزاب کلاسیک و به ویژه احزاب توده ای بر پایه محل کار و محل زندگی و یا منطقه ای پی ریزی می شود (پایه حزب). تکنولوژی اطلاعاتی از الزام جغرافیائی در امر سازماندهی حزبی کاسته است و امکان سازماندهی بدون الزام جغرافیایی را به وجود آورده است

شبکه ها ماده بنيادينی هستند که سازمان های جديد از آنها ساخته می شوند يا در آينده ساخته خواهند شد. شبکه ها به دليل اتکای شان به قدرت اطلاع رسانی که در الگوی جديد تکنولوژی فراهم شده است قادر به تشکيل و گسترش در سراسر خيابان های اصلی و پس کوچه های اقتصاد جهانی، اداره کشورها و احزاب سياسی هستند.