شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۶ می ۲۰۱۸

بهزاد کریمی

گرچه این فضای فکری نا آشنا نیست اما اینها را گفتم زیرا که هر چه در این باره گفته شود باز هم کم است! این تفکر ریشه دار را باید شناساند و عوارض عملی آن در هر وجهش را بازنمود. این فضا همانگونه که در ابتدای سخن گفته شد بسی ریشه دارتر و گسترده تر از آنی است که در یونسی ها و روحانی ها و اعتدالیون و بسیاری از اصلاح طلبان خلاصه شود. این نگاه فقط مختص اسلامی‌های حاکم نیست.

اما چرا باید اینهمه حساسیت نشان داد نسبت به این ابراز "خوشحالی" آقای روحانی و الم شنگه‌های سپاه و اقتدارگرایان و در راس همه آنان زبان تهدید خامنه‌ای؟ برای اینکه اینها فقط حرف‌های بی‌مالیات نیستند. دود این نوع برخوردها به چشم مردم ایران رفته و خواهد رفت. در این لحظه، می‌باید که زیانمندی این نوع جنگ و جدل‌های "ضدامپریالیستی" و تحریکات ناسیونالیستی حضرات را نشان داد. زمان، زمانه ایستادن بر عقل و کیاست است و نه گفته شود بسیار خوشحالیم که "مزاحم" بیرون رفته است!

راهبرد اصلاح طلبی حکومتی در همان زایش خود آبستن بن بست بوده است؛ از همان آغاز بروزش! اما هم جامعه می بایست این تجربه را پشت سر می گذاشت و هم تحول خواهی حق نداشت بر این امکان نیمه جان برای جان یافتن نیروی گذار در کشور چشم بپوشد. اکنون هم خطاست هرگاه جریان اصلاح طلبان حکومتی نادیده گرفته شود. راهبرد تحول طلبی نه حالا که همواره در این بیست سال، خود را همواره رقیب راهبرد اصلاح طلبی حکومتی می دیده بی آنکه هرگز آن را خصم خود بپندارد.

خیزش جنبش فدایی خلق با "تعرض بکنیم تا باقی بمانیم" سر گرفت و از جمله در مجادله فکری اش با اندیشه های سیاسی مبتنی بر ایده محافظه کارانه "حفظ خود" جهت "رفتن به میان توده ها" به منظور رابطه گیری با جامعه! فداییان خلق در پرتو همین تز تعرض بود که خواستند وارد ارتباط گیری سیاسی - روانی با جامعه شوند

رفراندوم و انتخابات آزاد، نقش افق گشایی مبارزاتی برایتلاشهای مدنی جامعه سیاسی ایران بمنظور گذار مسالمت آمیز از این نظام داشته ودارند. اما با این تذکر که هرچه جلوتر می رویم، افق گشایی بویژه در وجود رفراندوم،جنبه زمینیتری می یابد، ندایشدر خیابان شنیده می شود و خصلت شناسنامهای فزون تریدرمبارزه سیاسی جامعه علیه حکومت به خود می گیرد.اگر کسانی هستند کهبرای رفراندوم در همین توازن قوای موجود جنبه عملی شدن قایلند،من یکیچنین نمی اندیشم

رفراندوم مد نظر نیروی تحول خواه، رفراندومی است معطوف تحول ساختاری در قدرت سیاسی. متوجه تحولات حقیقی- حقوقی به منظور تدوین قانون اساسی نوین و تعیین تکلیف جامعه با ولایت فقیه که رکن پایهای قدرت حاکم است. چنین رفراندومی تفاوت بنیادی با رفراندوم مطروحه توسط اقای روحانی دارد. اولی رفراندوم برای باز تعریف نسبت جامعه با حکومت و قانون اساسی آنست؛ حال آنکه دومی باز تنظیم مناسبات جناحین جمهوری اسلامی با همدیگربه حساب اراده مردم ورای خلایق!

چپ در اساس انترناسیونالیست است و مدافع برابری در همه زمینه‌ ها. پان اما چون برتر بین است طبعاً نمی تواند نگاه چپ را مانع از تحقق هدف خود نبیند. جدا از این منطق عام و همه شمول و فراگیر در باره همه پان ‌ها، اما حتی یک نمونه مشخص از ناسیونالیسم افراطی را در جهان و تاریخ معاصر سراغ نداریم که علیه چپ نباشد. "یاشار"ها این را بهتر از من می دانند که چهرگانی‌های زمانی نماینده مجلس اسلامی، تعرض پان ترکیستی خود در دهه 60 و هفتاد را با حمله به "خیانت" های چپ‌ ها و "فرقه" در حق آذربایجان شروع کردند!

فراموش نباید کرد که عدم توجه لازم آزادیخواهان به مطالبه "هویت خواهی"های ملی در کشورمان ایران، می تواند خطایی باشد از نوع راهبردی! یک دلیل فاصله گیری بخش قابل توجهی از"هویت خواهان" ملی در مناطق تحت تبعیض کشور از مرکز، از مرکز نشینان و در عمل از مرکزی اندیشان همچون طیفی شامل افراطیون تا معتدل ها، چه در آذربایجان و چه در کردستان، بلوچستان، میان عرب های خوزستان و ترکمن ها را می باید که در نحوه برخورد ناسیونالیسم ایرانی با آنان سراغ گرفت.

ولایت، شگفت پدیده‌ای است و آن نوع "اکسیر"ی که هر "طلا"یی را تواند مس سازد! این، مسند و منصبی به نام ولایت است که شر اصلی می باشد و نه کسی که بر آن نشسته است. ولی فقیه نیست که ولایت می آورد بلکه ولایت است که ولی فقیه می پروراند! بهترین را هم بر آن بنشانند، بدل به هیولا می شود! ولایت فقیه، از خمینی شاعر فرمان قتال بیش از چهار هزار زندانی طی چند روز را می گیرد و از خامنه ای شعر دوست یک ستمگر اخموی کنونی می سازد.

شما اگر بخواهید همچنان اصلاح طلب باقی بمانید ملزم به ایستادگی بر الزامات آن هستید.اصلاح طلبی در پایین ترین سطح خود یعنی پافشاری بر اجرای هر آنچه که در قوانین موجود، توسط مستبدان حاکم مهجور و مسدود مانده است. شما درست از چنین نقطه عزیمتی موظفید که نسبت خود با ولی فقیه و ذوب شدگان در ولایت او را تعیین کنید. آخر تا کی سر دزدیدن و سکوت منفعلانه کردن و دنباله روی از "اعتدال"؟