دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹ فوریه ۲۰۱۸

سياسی

کارزار اخیر تظاهراتی پان ایرانیست ها در روزهای اخیر در اقصا نقاط جهان و در کشورهای مختلف، بخصوص آمریکا و اروپا نشان داد که از یک طرف هزینه قابل توجهی روی این قضیه گذاشته بودند، دوما حرکت آنها بصورتی مستقل و مجزا از جریان های دیگر سکولار و دموکرات هدایت ، سازماندهی و اجرا میشد. این در شرایطی بود که آنها از بقیه میخواستند که به صف آنها بپیوندند و زیر پوشش رهبری آنها به اعتراضات خویش برعلیه جمهوری اسلامی ایران بپردازند

با چنین رویکردی است که جمهوری اسلامی داستان خودکشی زندانیان را بدون شرم اعلام می کند. این حکومت و مقامات امنیتی و قضائیاش برای خاموش کردن حرکت مردم هنوز در این توهم اند که می توان با سرکوب حرکتی را که در اعماق جامعه و در گستره کل کشور سر برآورده، خاموش کنند. اینکه رژیم مرگ در زندان را به خود زندانیان متصل کرده است، نه برای فریب مردم، که در اساس برای کاشتن تخم ترس و ارعاب در دل مردم است. می خواهند عقوبت یک اعتراض در جمهوری اسلامی را گوشزد نمایند. می خواهند مرگ را سزای اعتراض به فساد و رانت خواری و استبداد در اذهان مردم بنشانند و وحشت را در چشم آنان پدیدار کنند.

از آنجایی که شکاف سیاسی موجود در ایران بر محور تضاد بین دموکراتیزه کردن جامعه و اقتدارگرایی است. سناریو های احتمالی، سناریو هایی در مسیر گذار دموکراتیک در جامعه ایران هستند، اما این بدان معنی نخواهد بود، که همه سناریو ها اجبارا به دموکراسی منجر خواهند شد، زیرا مجموعه ای از پارامتر های مختلف در دایره ای از تاثیرات متقابل قرار دارند و با دینامیسم مختص به خود، با یکدیگر در ارتباط هستند.

شما اگر بخواهید همچنان اصلاح طلب باقی بمانید ملزم به ایستادگی بر الزامات آن هستید.اصلاح طلبی در پایین ترین سطح خود یعنی پافشاری بر اجرای هر آنچه که در قوانین موجود، توسط مستبدان حاکم مهجور و مسدود مانده است. شما درست از چنین نقطه عزیمتی موظفید که نسبت خود با ولی فقیه و ذوب شدگان در ولایت او را تعیین کنید. آخر تا کی سر دزدیدن و سکوت منفعلانه کردن و دنباله روی از "اعتدال"؟

شیوه درست آن است که پیش از «تخریب» هر چیزی، به امکان «ساختن» جایگزین آن اندیشید؛ اینکه یکی از این دو (تخریب) ساده و در دسترس و دیگری (ساختن) سخت و دور از دسترس است. از این دریچه دید و برخلاف گروهی از نظریه‌های تاریخ‌گرایانه و به همین میزان ساده‌انگارانه اتوپیایی، اگر هدف، دگرگونی مثبت جامعه باشد، مهم نیست در جامعه‌ای در مقطعی خاص، کدام گروه یا گروه‌ها حاکم هستند و کدام در زیر حاکمیت؛ مهم این است که مشخص باشد برای این هدف، در کوتاه یا دراز‌‌مدت چه کارهایی و با کدام ابزارها می‌توان انجام داد؟

از آغاز دهه ۱۹۸۰، رژیم اسلامی بخش متشکل چپ ایران را به شدت سرکوب کرده است، نیرویی که می توانست محتمل ترین نقش آفرین در سازماندهی اعتراضات فعلی باشد. در دهه ۱۹۸۰، هزاران عضو سازمانهای چپ ایران، از گروه های طرفدار شوروی گرفته تا مائوئیستها، از تروتسکیستها گرفته تا سوسیال دمکراتها، زندانی، شکنجه یا اعدام شدند. اوج این سرکوب بیسابقه چپ در تاریخ ایران، اعدام صدها زندانی سیاسی چپ در سال ۱۹۸۸ بود.

چشم‌انداز این حرکت بستگی به میزان انگیزه‌ی معترضان و رفتار حکومت دارد. معترضان پیام خود را به دولت منتقل کرده‌اند و منتظر پاسخ مناسب هستند. بزرگترین اشتباه در شرایط کنونی نادیده گرفتن مطالبات و فراموش کردن دلیل واقعی اعتراضات است. تلاش عجولانه برای جمع و جور کردن سریع اوضاع و فرونشاندن آن و نسبت دادن اعتراض به عوامل بیرونی به انباشت خشم و نارضایتی بیشتر و بروز دوباره آن در موقعیتی دیگر منجر خواهد شد

احزاب و جریان‌های سیاسی فعلی در ایران همگی در این زمینه که بتوانند بصورتی راستین این جنبش مردمی را نمایندگی و رهبری نمایند اشکالات جدی دارند. نه تنها باید شما نسلی که پلاتفورم انقلابی سیاسی نسل نیروی سوم را مطرح می‌کنید، این مسئولیت تاریخی را بر عهده بگیرید، بلکه بخش‌هائی دیگر از نیروهای چپ سنتی را کنده و به جریانی حرکتی خویش بیافزائید.

خیزش توده‌ای جاری در کشور که استبداد مذهبی، نظام ولایت‌فقیهی و فساد ساختاری رژیم را نشانه گرفته است، هم از نظر فراگیری و گسترش سریع به نقاط مختلف کشور، هم به لحاظ نوع شعارهای مطرح شده و هم مرزبندی با هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا، در نوع خود قابل تعمق و توجه ویژه است. هیچ کدام از خیزش‌های اعتراضی دهه‌های اخیر در کشور بر بستر مطالبات اقتصادی و معیشتی و ارتقا آن به سطح مطالبات رادیکال سیاسی علیرغم بار سنگین امنیتی حضور معترضانه در خیابانبه این سرعت فراگیر نشده بود

در این تظاهرات نقش و رد پای نیروهای متشکل چپ و ترقی خواه چندان قابل مشاهده نیست. همه نشانه ها حاکی از امکان انفجار و برآمدهای توده ای است. برای تقویت نقش و اثرگذاری نیروهای آزادیخواه می بایست بسیار پیش از این ها کاری صورت می گرفت، نهالی کاشته می شد تا امروز به بار نشیند. ما چنین عمل نکرده ایم. اگر امروز هم دست به کار شویم هر چند دیر است، اما می توان امیدی را در دل ها زنده کنیم.