دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹ فوریه ۲۰۱۸

سياسی

و قضیه برای اپوزیسیون اینکه، آیا نباید از پنجره این کشمکش ها، حدت بحران در حکومت و بی آیندگی آن را ببیند و نیز بر متن زنده جامعه، حد انفجاری پتانسیل اعتراضی در جامعه را؟ آیا اپوزیسیون قادر است واقعیت نزدیک شدن امکان گذار کشوراز نظام ولایی به بن رسیده را دریابد؟ آیا متوجه است که جامعه در آستانه وضعیت "توده ها نمی خواهند" و "بالایی ها نمی توانند" قرار دارد؟ و آیا بر این درس برگرفته از تجارب پرشمار خود ایران و جهانیان هم می ایستد که هر قرار گرفتن جامعه در دروازه گذر از بن بست موجود، الزاماً به معنی عبور از آن نیست؟

حقیقت آن است که هیچ راهی برای خروج از سرمایه‌داری پیش‌رو نداریم و درست به همین دلیل، باید در پی راهی در داخل چارچوب سرمایه‌داری باشیم. این همان‌جایی است که تحلیل مارکس از تناقضات واجد اهمیت می‌شود؛ چراکه تناقضات سرمایه‌داری همان اهرمی است که می‌توان برای تغییر از درون به کار بست. بنابراین من فکر نمی‌کنم برای مثال انقلاب یا چیزی شبیه آن ما را از مشکلات جهانی که در آن به سر می‌بریم نجات دهد. ما باید به‌راستی تمامی تلاش خود را به دگرگونی اوضاع در درون چارچوب سرمایه‌داری معطوف سازیم.

امروزە قدرت کشورها را با وضعیت اقتصادی شان و رفاە و آزادی مردمانشان می سنجند نە صرفا با قدرت نظامی شان. نفوذ کشورها هم بیشتر بخاطر قدرت اقتصادیشان است. قدرت نظامی نیازمند قدرت اقتصادی است و هیچ قدرت نظامی بدون پشتیبانی قدرت اقتصادی قابل دوام نیست. قدرت نظامی سپاە بە قیمت ورشکستگی اقتصادی و فقر و فلاکت مردم و تشدید استثمار نیروی کار کشور بە دست آمدە، اما تامین این هزینە ها نە عقلانی و نە دیگر امکان پذیر است. از همین رو بایستی بە هر شکل ممکن با ادامە دخالت های حکومت در کشورهای دیگر مخالفت کرد و خواستار پایان دادن بە آن ها شد.

اکنون اما به نظر می رسد که ماهیت و حدود و ثغور اختلافات در جریان "راه کارگر" دارد از ورای چند نوشته اخیر رفقایی متعلق به این طیف روشن می شود. و این خوب است و کمک کننده به بلوغ فکری چپ ایران. من در زیر با اجازه این رفقا بدون اوردن عنوان رفیق و یا آقا جلو نام آنها فقط به اسم از آنها یاد خواهم کرد. و نیز این کسب اجازه از هر کدام آنان که جریان متبوع شان را با همانی یاد کنم که در جنبش جا افتاده است.

نیروی چپ معتقد بە عدالت اجتماعی باید تلاش کند با حداکثر انسجام ممکن و ایجاد جبهەای وسیع از همە عدالت‌خواهان و حمایت از مطالبات عدالت‌خواهانە و بر حق تودە‌های بە جان آمدە از بی‌عدالتی حاکم پرچم مبارزە عدالت‌خواهانە و رهبری آن را بە دست بگیرد و...

مطابق رسم مرسوم در خانواده، اخوی معمم، دعایی در حق ابوی می خواند! اما فضا سرد است و مه‌آلود. دلخوری از هم، در چهره‌ هر دو مشهود و در صداها محسوس. اشتها برای تناول اما وصف ناپذیر! در پی فرو رفتن هر لقمه چرب، مرحبای آخوندی از طرف مهمان و تعارف لفظ قلمی میزبان! آیت الله به اقتضای عمامه‌ مکرم، حین تناول تنقلات، حدیثی هم از امام جعفر صادق در التذاذ از سفره مهمان می آورد! نگاه‌های معنی دار در همدیگر اما، خبر از خیز برای زد و خورد کلامی می دهد!

اهداف یک سازمان و یا حزب ماهیت و موقعیت آنرا در عرصه اجتماعی معین میکند که با تاریخ و رابطه آن با نیروهای اجتماعی تعین مشخص تر می یابد. اهداف و سمت گیری های عمومی اجتماعی نسبتا پایدارتر بوده و تابع تحولات سیاسی روزمره نیست و در برنامه حزب منعکس است. در اینجا ما باید معین کنیم که برای چه تغییراتی میکوشیم و خواستار چه روابطی (در چارچوب عمومی دمکراتیک و ویژه چپ) هستیم

انتخابات آزاد، مفهومی تعریف شده است. پیرامون آن اگر اختلافی هست، که هست، در درک اهمیت و چگونگی تحقق آن است. در ارتباط با ضرورت و اهمیت آن، بر این باورم که در جامعه هر گرایش و فکری می بایست امکان طرح نظر خود را داشته باشد تا در نهایت با رای، تکلیف این نظرات روشن شود. بدون وجود یک چارچوب دموکراتیک نمی توان به راه حلی نهایی برای پاسخگوئی به مسائل اجتماعی رسید. و این چارچوب دموکراتیک حاصل نمی شود مگر این که همه افراد و جریانات تن به داوری صندوق رای بدهند و...

راهبرد سیاسی ما در گذار از استبداد به دمکراسی، مبتنی بر کاربست اشکال مسالمت آمیز و خشونت پرهیز مبارزه، با تاکید بر استفاده از تمام ابتکارات مبارزاتی متناسب با شرائط و سطح رشد جنبش مردم است. اتکاء ما بر جنبش های اجتماعی و نهادهای مدنی و تقویت جنبش های مطالباتی و مقاومت مدنی در برابر استبداد است.

نولیبرالیسم، سلاح واژه مناسبی برای نامگذاری ایدئولوژی اقتصادی معاصر ماست، روندی که منطق بازار را نمایندگی میکند اما از اصولیکه مارا بعنوان بشر تعریف میکنند دور میشود.