يكشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۰

"قرارداد" ۲۵ ساله با چین غیر شفاف، مغایر منافع ملی و مردود و محکوم است!

۲۳ تير ۱۳۹۹

اعلام پر سرو صدای بستن قراردادی با وعدهی سرمایهگذاری با حجم چند صد میلیارد دلاری، با سکوت در مورد کم و کیف این همکاری دراز مدت، در شرائطی که دولت چین حتی به وعدهی سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری خود در صنایع نفت و گاز ایران نیز نمیتواند عمل کند، تنها از عهدهی کسانی برمیآید که واقعیتها را نادیده میگیرند و از روی استیصال و درماندگی، غرق در اوهام دشمن محور خود، به معجزه در «شرق» امید بستهاند.

"قرارداد" ۲۵ ساله با چین غیر شفاف، مغایر منافع ملی و مردود و محکوم است!

محتوا و چگونگی سند همکاری ۲۵ سالهی جمهوری اسلامی با دولت چین، در هالهای از ابهام قرار دارد. نه جمهوری اسلامی مفاد توافق خود با دولت چین را اعلام کرده و نه دولت چین در این مورد سندی ارائه دادهاست. در حالی که مدیر برنامهی مطالعات جهانی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، از تصویب این سند خبر می دهد، آنچه در اختیار افکار عمومی و آنهم از مجاری غیررسمی قرار دارد، تنها متنی است که چند سال پیش از طرف وزارت خارجهی ایران منتشر شده است و بیشتر به لیست بلندی از پیشنهادها برای سرمایه گذاری در حوزه های مختلف شبیه است تا سند حقوقی برای یک همکاری استراتژیک بین دو کشور.

وزیر خارجهی جمهوری اسلامی در پاسخ به سوال در مورد توافقات با دولت چین، در عین امتناع از اعلام جزئیات "قرارداد" در مجلس و حواله دادن نمایندگان معترض به تایید پروژه توسط «رهبر»، در توجیه این اقدام، از تغییر توازن قدرت در چشمانداز نه چندان دور و از تبدیل شدن چین به قدرت برتر آینده سخن گفت و اقدام در جهت بستن چنین "قرارداد" استراتژیکی را با سیاست «نگاه به شرق» رهبران جمهوری اسلامی توضیح داد. نگاهی که در تخیلات خود هنوز جهان را دو قطبی میبیند و از سر استیصال ناشی از فشار سیاسی و اقتصادی امریکا، از همین حالا قصد اتکای یکجانبهی کشور به قدرت برتر «احتمالی» در آینده را دارد. تکیهی افراطی آن در اتکاء این چنینی به «شرق» نتیجهی ناگزیر افراط ورزیدنها در تخاصم کور با «غرب» است.

تردیدی نیست که اقتصاد، سیاست و فرهنگ ملتها در جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری در هم تنیدهاست. بدون ایجاد مناسبات متقابل و همکاری بین دولتها، رشد اقتصادی و ارتقاء جایگاه کشورها دشوار است. انعقاد قراردادهای متقابل و توسعهی همکاریهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از ضرورتهای رشد جوامع بشری در شرائط امروز به شمار میرود و تامین منافع ملی از طریق تعامل و رابطهی متقابل بین کشورها امکانپذیر است. از این رو مذاکرات دو یا چند جانبه، تنظیم پروتکلها و بستن قراردادهایی که منافع ملی طرفين را تامين می کند، امری ضرور در مناسبات بین دولتها هستند. اما شرط لازم برای هر قرارداد کلانی از نوع "قرارداد" ۲۵ سالهی جمهوری اسلامی با دولت چین در اولین گام، شفاف بودن مذاکرات، علنی شدن مفاد توافقات و ایجاد امکان نقد کژیهای ممکن، قبل از تصویب آن است.

جمهوری اسلامی از یک سو در داخل کشور با بحرانهای متعددی در عرصهی سیاسی اقتصادی و اجتماعی درگیر است، اعتراضهای گستردهی ۹۶ و ۹۸ را پشت سر گذاشته و با کابوس خیزش‌‌های وسیعتر گرسنگان زندگی میکند؛ از سوی دیگر، در محاصرهی همهجانبه ی اقتصادی و سیاسی امریکا قرار دارد و هیچ کشوری، حتی چین نیز، حاضر نیست از محدودیتهائی که دولت امریکا دیکته میکند، به راحتی سر باز زند و به ریسک روابط اقتصادی خود با دولت جمهوری اسلامی تن دهد. اعلام بستن یک قرارداد ۲۵ سالهی استراتژیک با چین با هر انگیزهای، اگر یک بلوف سیاسی برای علامتدادن به ترامپ و اروپا هم باشد، نشانهی تمکین ناگزیر جمهوری اسلامی به حراج منابع ثروت ملی و آیندهی کشور از سر استیصال و به منظور خرید زمان برای ادامهی حیات خود است.

اعلام پر سرو صدای بستن قراردادی با وعدهی سرمایهگذاری با حجم چند صد میلیارد دلاری، با سکوت در مورد کم و کیف این همکاری دراز مدت، در شرائطی که دولت چین حتی به وعدهی سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری خود در صنایع نفت و گاز ایران نیز نمیتواند عمل کند، تنها از عهدهی کسانی برمیآید که واقعیتها را نادیده میگیرند و از روی استیصال و درماندگی، غرق در اوهام دشمن محور خود، به معجزه در «شرق» امید بستهاند. در خلوت تاریک مذاکرات پنهانی با دولتهایی که به حقوق بشر ارزشی قایل نیستند، برای ۲۵ سال آیندهی کشور طرح و نقشه میریزند و تن به قراردادی می دهند که میتواند عواقب دردناکی برای آیندهی کشور داشته باشد.

نگاه و سیاست پنهان در پس «سند همکاری …»، همان نگاه معیوب و فاجعهبار به جهان و صدور انقلاب اسلامی، به جای تامين منافع ملی مردم ایران است. نگاهی که طی چهل سال گذشته منابع حیاتی کشور را قربانی سياست های توسعه طلبانه و رقابتهای مالیخولیائی و ایدئولوژیک خود کردهاست، جز مصیبت و فلاکت اقتصادی برای مردم نداشتهاست و امروز در اندیشهی فروش آیندهی کشور برای نجات کشتی شکستهی حاکمیت خود به کشور دوست خیالی خویش است.

حزب چپ ایران (فدائیان خلق) بر این باور است که بستن قراردادهائی که دست کشورهای دیگر را برای دخالت در سرنوشت مردم ایران باز میگذارد، مردود و محکوم است. این "قرارداد" اگر به سود مردم ایران بود، دلیلی وجود نداشت کم و کیف آن مخفی بماند. ما بر این باوریم که مفاد این سند باید علنی شود و گفت و گو ها شفاف و طرفین از شرائط برابر در مذاکرات برخوردار باشند و امکان رقابت بر سر طرحها و گزینههای بیشتر برای انتخاب وجود داشتهباشد. بدون تأمین شفافیت، جمهوری اسلامی در وضعیتی نخواهد بود که بتواند در مذاکرات برای بستن قراردادهای کلان اقتصادی و سیاسی منافع ملی کشور را تامین نماید. اگر آن چنان که در متن انتشار یافته آمده است، حکومت بخواهد دست دولت چین و شرکتهای سرمايه گذاری آن کشور را در تمام عرصههای ذکر شده در سند همکاری باز بگذارد، در واقع قصد آن دارد که اکثر حوزه های کلان کشور در ۲۵ سال آینده را، در اختیار یک دولت دیگر قرار دهد. کشور ما به مناسباتی متعادل و متوازن با همهی کشورهای جهان نیاز دارد و این با سیاستهای هستی سوز جمهوری اسلامی خوانائی ندارد.

 

هیئت سیاسی اجرائی حزب چپ ایران(فدائیان خلق)

۲۳ تیر ۱۳۹۹ - ۱۳ ژوئيه ۲۰۲۰

 

دیدگاه‌ها

پیش از مذمت قراردادهای بین‌المللی تجاری جمهوری اسلامی و‌ بعد تخطئه یک سویه و صدور حکم، باید یادآور شد این قراردادها همگی «واکنش» بوده‌اند و نه کنش!


برای مواجهه درست با چرایی و چگونگی این واکنش‌ها، می‌بایست به عقب برگشت؛ به تاریخ کشف نفت در خاورمیانه

◼️

«جمهوری‌اسلامی» برای اراده پنهان حاکم بر جهان، حُکم ِ پسری ناخلف، از رابطه‌ای خارج از عُرف را دارد!

پسری که اما در نهایت، خدماتش به خرابکاری‌هایش می‌‌چربد. و همین حساب و کتاب است که امروز شاهدیم علی‌رغم تمام مشکلات حاصل از بازی‌گوشی‌ها و اعلان وجودهای این فرزند ِ ناخلف، اراده حاکم بر جهان، تمایلی به ساقط کردن آن ندارد

جمهوری‌اسلامی به همراه دو ضلع شرارت ِ دیگر منطقه یعنی اسرائیل و آل‌سعود، قرار است خاورمیانه را به عنوان مرکز ثقل ِ انرژی جهان، همواره ملتهب نگاه دارند. تا منافع اراده حاکم بر جهان پایدار و برقرار بماند

◼️

کنگو دومین کشور بزرگ ِ آفریقا است؛ با معادن غنی و استراتژیک بسیار، به ارزش بیش از تریلیون‌ها دلار!

سال «۱۹۶۰» کنگو بعد از ده‌ها سال چپاول و غارت معادنش برای تامین مواد اولیه کارخانجات غربی، و استثمار مردمش برای استخراج این مواد اولیه، توانست به استقلال نائل آید! استقلالی اما تنها برای «۶۷» روز!

پاتریس لومومبا نخست‌وزیر ِ کشور ِ تازه استقلال یافته «جمهوری دموکراتیک کنگو» در سومین ماه تشکیل دولت، با هماهنگی و طبق نقشه «سیا و اِم‌آی‌سیکس» دستگیر و به مزدور ِ دست‌نشانده غرب «ژنرال موبوتو» تحویل داده شد تا بعد از شکنجه، تیرباران شود...

به چه جُرمی؟ در آن سال‌ها از نظر بلوک سرمایه‌داری، گرایش پاتریس لومومبا به شوروی نابخشودنی بود؛ چرا که می‌توانست موجب عدم دسترسی جبهه سرمایه‌داری به منابع عظیم کنگو شود! پس بانی چنین خطری می‌بایست به هر طریق ممکن سریعا «حذف» شود

در سال «۱۹۹۶» و بعد از حدود سی سال سرانجام «ژنرال موبوتو» دیکتاتور ِ دست نشانده و تحت حمایت غرب سقوط کرد. اما از آن زمان تا به امروز این کشور آفریقایی هنوز رنگ صلح و امنیت به خود نگرفته؛ و دولت مرکزی مستقل، همواره با تهدید شورشیانی مواجه بوده که مشخصا توسط «سیا» مسلح می‌شوند؛ تا عدم ثبات در این منطقه، فرصت را برای مدیریت بحران توسط عامل آن یعنی امریکا فراهم کند!

«میلیون‌ها انسان» در کنگو قربانی نقشه شوم امپریالیسم: ایجاد بحران و بعد مدیریت بحران برای چپاول منابع!

◼️

مصادره انقلاب ِ مردمی «پنجاه و هفت» توسط اسلامگراهای تمامیت‌خواه، شکل دیگری از این نقشه شوم است: ایجاد بحران و بعد مدیریت بحران برای چپاول منابع!

قریب چهار دهه است بر منابع غنی ایران چوب حراج زده شده! ذیل تحریم‌هایی که غرب بر دوش کشور گذاشته تا تحت قراردادهایی «ترکمن‌چای گونه» با انواع و اقسام و اشکال، سران جمهوری‌اسلامی ناگزیر برای نجات خود به آن‌ها تن دهند. و عمر الیگارشی‌شان را مستمر باقی بگذارند!



بین تحریم‌ها و قراردادهای ترکمن‌چای گونه متعاقب اینِ تحریم‌ها، فرمولی ساده وجود دارد:

تحریم‌ها موجب فشار اقتصادی به عامه مردم می‌شوند. نارضایتی عمومی اگر به درجه‌ای مشخص برسد، عامل ِ اصلی ِ تغییر حکومت خواهد بود. سران جمهوری‌اسلامی که به این اصل واقفند، هر کاری انجام می‌دهند که نارضایتی عمومی به آن درجه مشخص نرسد؛ از جمله تن دادن به قراردادهایی که در آن انتفاع طرف خارجی، یکسویه در نظر گرفته شده است (به تقریب تمامی قراردادهای تجاری جمهوری‌اسلامی با طرفین خارجی به بهانه‌های تحریم‌های موجود، شامل این اصل بوده‌اند...)

حتا بازتاب نارضایتی عمومی توسط رسانه‌های غربی؛ و مشخصا مدیریت این نارضایتی تا همواره حول درجه یاد شده باشد (و البته هرگز از آن عبور نکند به دلایل مشخص!) یک حربه کارا است، برای بیشتر تحت فشار قرار دادن جمهوری‌اسلامی. تا نقشه شوم امپریالیسم تکمیل شود: ایجاد بحران در منطقه و بعد مدیریت بحران برای چپاول منابع!

◼️

خاورمیانه‌ای که می‌توانست با تشکیل «اتحادیه خاورمیانه» به قطب قدرت جهان بدل شود؛ در بحران تزاحم منافع حکومت‌های مرتجع باقی مانده. تا جمهوری اسلامی برای عقب نماندن از کورس استخراج منابع به سرمایه‌گذاری چین آن هم مشخصا از موضع ضعف رو بیاورد؛ و البته مشخص که حکومت‌های عربی آن سوی معادله هم، علاوه بر چندین و چند قرارداد تسلیحاتی میلیاردی ایشان با امریکا که از ترس جمهوری‌اسلامی بسته شده، مشخص است که تحت تاثیر قرارداد اخیر ایران با چین، و برای عقب نماندن از قافله، تن به چه قراردادهای جدید استعماری که با طرف غربی نخواهند داد...



علیرضا حلاج
0

متاسفم از این تحلیل. دوستان نویسنده بیانیه آنهم بنام حزب چپ ایران تفاوتی بین یک تفاهم نامه و فرمولبندی عرصه های ممکن در همکاریهای دو جانبه را در زمینه های مختلف بین دو کشور با یک قرارداد که جزئیات و تعهدات متقابل طرفین در آن هنوز تنظیم نشده است را یکی گرفته اند. متن بیانیه تناقض های آشکار دارد و خوانده را سرگردم میکند که تعامل با که تامین کننده منافع ملی است.
0

یک امر مسلم وجود دارد. در ۵۰۰ سال اخیر، هر فلاکتی که به سر ایران و ایرانی آمده، یک سویش انگلستان بوده است. کاری ندارم در ۲۵۰۰ سال تاریخ ایران، چین حتی یکبار ظلمی به ایران نکرده است، نکته‌ی من اینجاست که وقتی قراردادی در این سطح در حال انعقاد است که در نفع یا ضررش تردید وجود دارد، هنگامی که میبینیم مدیایی لندنی اینطور با تمام قوا در حال سم‌پاشی و تلاش برای ایجاد چهره منفی برای آن است، بزرگترین نشانه برای مثبت و مفید بود این قرارداد برای منافع ملی کشور است. برای منی که کمی تاریخ خوانده‌ام، فقط تداعی‌گر سمپاشی‌ها و تلاش شبانه‌روزی دولت انگلستان برای بسیج افکار عمومی علیه ملی شدن صنعت نفت در ایران است. آن روز از انگلستان آخوند فرستادند و بالای منبر به مردم القا کردند که صنعت‌ملی‌نفت دین‌فروشی و وطن‌فروشی است، حالا توئیتر و مجری‌های نایت کلابیِ ایران‌اینترنشنال...
0

آقای نگهدارچهل سال مطرح کردن خودبه چه قیمتی .خودراکجای دنیامیبینیدکه درفلسفه وسیاست یگانه ایران می پندارید.کدام کشوردردنیا مثل هم است که سیاست گذاری یکسان داشته باشد.حتی اگرازمسائل داخلی حزب خبرداریددلیل براین نمیشودکه ازدیدیک عضوحزب صحبت کنیدبه زبان دیگرمسائل داخلی حزب به شماربطی ندارد.به بیانیه نقدداریدبیانیه رانقدکنید.
0

رفقای عزیز، بیانیۀ شما با این جملات آغاز می شود :
« محتوا و چگونگی سند همکاری ۲۵ ساله‌ی جمهوری اسلامی با دولت چین، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. نه جمهوری اسلامی مفاد توافق خود با دولت چین را اعلام کرده‌ و نه دولت چین در این مورد سندی ارائه داده‌است...»
این گفته ها یعنی نخستین جملات زیر تیتربیانیه، جملات خبری و بیان واقعیت هستند. واقعیتی که مانع از یک ارزیابی درست و ابراز نظر در مورد سند مورد بحث می شود. اما تیتر بیانیه صد درصد مغایر با همین واقعیت هایی هست که بیانیه با بیان آن آغاز می شود. رفقا در تیتر بیانیه که علی الاصول چکیده و گوهر بیانیه است سندی را که به گفتۀ خودشان هنوز منتشر نشده و از محتوا و چگونگی آن اطلاع ندارند مغایر با منافع ملی و مردود ارزیابی و محکوم کرده اند!.. جل الخالق !..
در تیتر بیانیه گفته می شود : « "قرارداد" ۲۵ ساله با چین غیر شفاف، مغایر منافع ملی و مردود و محکوم است! »
رفقا که خودشان در آغاز بیانیه می گویند از محتوای سند اطلاعی ندارند، از کجا و چگونه توانسته اند آن سند را تحلیل کرده و به ماهیتش پی ببرند؟ با استفاده از رمل و اسطرلاب؟ یا با مراجعه به کتاب های نوستراداموس و شاه نعمت الله ولی؟
با توجه به رنگارنگی طیف بدنه و رهبری "جبهه" ای که رفقا نام "حزب" بر آن نهاده اند به نظر می رسد که جناح نولیبرال درون «جبهۀ چپ ایران (فدائیان خلق)» درصدور این بیانیه در جدال با مخالفان دست بالا را پیدا کرده اند.
شاید زمانی که عین سند منتشر شد معلوم شود که حق با رفقا بوده است. اما این که چرا رفقا در صدور بیانیه و محکوم کردن سندی که خودشان می گویند هنوز به درستی از چند و چونش آگاه نیستند این چنین عجله به خرج داده اند قدری تأمل بر انگیز است. این همه عجلۀ رفقای «جبهۀ چپ ایران (فدائیان خلق)» برای عقب نماندن از قافلۀ مهاجمان به جمهوری خلق چین به پرچمداری ترامپ برای چیست؟
از صدورعجولانۀ بیانیه در مورد موضوعی که « محتوا و چگونگی آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و نه جمهوری اسلامی‌ و نه دولت چین در این مورد سندی ارائه نداده اند»، چه برداشتی باید کرد؟ به جز تلاش برای جا باز کردن در تنگ پر تبرک نازنین عبای دموکراسی نئولیبرالیستی؟ و چراغ سبز دادن به همۀ جناح های اپوزیسیون مورد حمایت ترامپ و پومپئو؟
که...
از ما نترسید!.. ما هم با شماییم !.. درست است که ما خودمان را چپ می نامیم، اما هیچ نترسید!.. ما بی خطریم!.. ما کمونیست نیستیم و بر عکس در مبارزه با کمونیست ها بدون تردید همیشه دوشادوش شما خواهیم بود !..
جهان - ۲۵ تیر ۱۳۹۹
0

با عرض سلام

به بهانه اعلامیه ای در مورد روابط جمهوری اسلامی و جمهوری خلق چین، تعداد زیادی زیرنویس در زیر این اعلامیه در سایت "به پیش"، مشاهده می شود، که باید به فال نیک گرفت. اما، این تعدد و مضامین برخی از آن ها قابل تامل نیز هستند. آیا موضوع این بیانیه، موضوعی تک و بی نظیر در طول فعالیت های انتشاراتی حزب طی سه سال گذشته بوده و این امر است که این صف بندی را در مقابل حزب و رهبری ان ایجاد کرده است؟ پاسخ منفی است. موضوعاتی با اهمیت مشابه، از جمله در رابطه با سیاست خارجی ایران وجود داشته و حزب موضع گرفته و صف بندی مشابه مشاهده نشده است. آیا اشکالات و گیر و گرفت های این اعلامیه استثنائی بوده اند و در اعلامیه های دیگر این حزب چنین نبوده و این امر باعث شده است که این صف بندی صورت بگیرد؟ پاسخ بازهم منفی است. در دیگر اعلامیه های این حزب اشکالات و تناقضاتی با اهمیت دیده شده، اشکالات و ایراداتی که کمتر از ایرادات این اعلامیه نبوده اند. و بازهم صف بندی مشابه مشاهده نشده است.
پس این صف بندی در رابطه با اعلامیه "قرارداد" 25 ساله رژیم ایران و چین به چه علت است؟ رفتار بخشی در انتقاد از این اعلامیه، کاملا موجه و طبیعی بوده و قبلا نیز مشاهده شده است. انتقادات انان بجا هستند و خوب است مورد پذیرش و اظهار نظر مسئولین واقع شوند. اما، این بار، این اعلامیه بنحو بی سابقه ای همچنین مورد انتقاد از سوی گرایشی قرار گرفته که شاید نشانه ای را میرساند و نباید از آن نادیده گذشت.
در نوشته فرخ نگهدار که در همین صفحه زیر بیانیه نامبرده مشاهده می کنیم، ادعا شده که با این اعلامیه "بخش بزرگی از طیف های چپ به سوی بیگانگی و برائت " از حزب چپ، سوق داده می شوند. او دلیل این گمانه زنی منفی و خود ساخته و غیر مستند را باز هم بنا به همین نوشته این دانسته که "این بیانیه مورد استقبال طیف هایی قرار می گیرد که نوعی غرب گرائی آمیخته به چین ستیزی در رفتار سیاسی" ان ها هست، این گمانه زنی دوم نگهدار نیز غیر مستند و غیر سازنده است. نگهدار در ادامه این برخورد غیر سازنده، هیات سیاسی حزب چپ را که اعلامیه نامبرده را امضا و منتشر کرده، بنحو تحقیر آمیزی "بیانیه نویس" می نامد که "حق ندارد به نام حزب در باره مساله ای با این اهمیت موضع گیری کند"، هر کس می داند این گمانه ها و سلب حقوق، با استراتژی و عملکرد آزاد و مستقل و رهبری حزب کار دارند. نوشته نامبرده با نقد محدود دانستن موضع گیری های چند ساله حزب "به انتقاد از، مخالفت با، و اعتراض به سیاست ها و اقدامات حکومت "، استراتژی و عملکرد حزب را هدف می گیرد. به همین دلیل، بازهم بنحوی خودساخته ادعا می شود :"حزب چپ تاکنون در بیانیه‌های خود از نیروهای مدافع تحریم نام نبرده و از این موضع گیری آنها انتقاد نکرده." پس مسئله محوری نگهدار در نوشته اش، بیانیه نیست و به کل عملکرد و بیانیه های حزب هم کشیده می شود که در این زمان و هنگام، ضرورت نقد و شاید نفی ان ها برای او فرا رسیده است. گویی همین ضرورت برای نویسنده باعث شده است تا در مورد موضع حزب نسبت به ترامپ و خروج قانون شکنانه او از برجام، همه چپ در دویست کشور دنیا و همراه ان ها حتی نیروهای غیر چپ همصدا با آنان علیه ترامپ را یکطرف و حزب چپ ایران را در طرف دیگر قرار دهد و چپ بودن حزب چپ را، آن هم تحت عنوان نقد این بیانیه، و درست در این هنگام، مورد پرسش قرار دهد. این ارزیابی منفی و غیر سازنده از حزب چپ ایران هم فراتر از نقد و نظر به بیانیه ای راجع به مناسبات رژیم ایران و حکومت چین است که کم و کسری هم داشته باشد که دارد، اما محل استراتژی، عملکرد و هویت چپ حزب نیست. اشتباه نشود استراتژی، عملکرد، هویت چپ ، رهبری و تشکیلات حزب چپ ایران فدائیان خلق مبرا از نقد، نظر و اندرز نیستند. نکته این است که نقد نامبرده نه نقد بیانیه بلکه نقد استراتژی، عملکرد، هویت چپ و رهبری حزب است بشیوه غیر سازنده. نقد سازنده یک بیانیه یک چیز و نقد مخرب استراتژی، هویت، رهبری یک حزب چیز دیگر و هدف دیگری دارد. پس ایا بیانیه بهانه است و این دست نقد های بی سابقه، ذات دیگری دارند و به زبانی پنهانگو، به مسائل دیگری مربوطند؟ این پرسشی است که از برخی مدعیان نقد بیانیه جواب می طلبد.
اولا، جا دارد که شفاف و دوستانه برای حل مسائل برخورد شود. صف آرائی تحت عنوان نقد یک بیانیه، راه نقد نیست. حل تضادهای دوستان و هموطنان با حزب چپ، راه های حردمندانه خود را دارند.
ثانیا، اگر فرخ نگهدار نقدی را به بیانیه نامبرده دارد، آن را توضیح دهد و ادعاهای خود را اثبات کند. ادعاهای نوشته کنونی او در اینجا، از هر نگاه منصفی، ساختگی و بی پایه و غیر سازنده بنظر می رسند، بیگانگی و برائت از حزب، استقبال از بیانیه حزب توسط غرب گراها، زیر سئوال بردن موضع چپ حزب، انتقاد نکردن حزب از طرفداران تحریم ایران، بیانیه نویس نامیدن و جا دادن در کنار افراطی ترین نیروهای دست راستی در ایران، در منطقه و در جهان و دیگر ادعاهای منفی و غیرسازنده در رابطه با حزب چپ ایران فدائیان خلق، چه مستنداتی دارند؟
0

با تشکر از فرخ نگهدار. حضور پر رنگ تر شما در کنار "چپ" ها، می توانست به انسجام و قدرت تاثیرگذاری آن ها در صحن سیاسی کشورمان کمک کند. پیام های اخیر شما امید چنین حضور دوباره ای را زنده می کند. امیدوارم اشتباه نکرده باشم.
0

رفیق گلشن گرامی شما بهتر از من میدانید که برای بقول شما "مذاکره برای قرارداد 25 ساله " نیاز به تفاهماتی عمومی مبنی بر اعلام اراده طرفین قبل از انعقاد قرارداد دارد و تفاهم نامه 18 صفحه ای وزارت امور خارجه همان اراده است . آقای ظریف هم تفاوت این دو را کاملا میداند.رفیق گلشن تشکیل حزب چپ پروسه ای ده ساله داشت تازه با این همه حاشیه. آنوقت یک قرارداد 400 میلیاردی را در 18 صفحه و ظی یک اطلاعیه سرهم بندی میکنند؟ بحث در این مرحله ،مضمون این قرارداد احتمالی نیست. بحث بر سر آن است که نمی توان بدون دیدن و خواندن قرارداد ها آنهارا ارزیابی کرده و به محک زد.
0

قبل از هر چیز در این بیانیه نوعی شتابزدگی در اعلام موضع وجود دارد. به نظرم حزبی که می خواهد خانه امید همه فعالین چپ باشد بجاست به هنگام اظهار نظر در باره موضوعی با این اهمیت حتما دیدگاه طیف های مختلف فعالین چپ در مورد هم‌پیوندی اقتصادی با چین، امریکا، روسیه، اروپا و غیره را مورد توجه قرار دهد و نوعی برخورد نکند بخش بزرگی از طیف های چپ را به سوی بیگانگی و برائت سوق دهد. در میان نیروهای چپ در مورد ماهیت آمریکا نظرات مختلف وجود دارد و تا اینجا حزب چپ کوشیده است خود را نه در مقابل دیدگاههایی قرار دهد که آمریکا را امپریالیست می‌دانند و نه در برابر کسانی که واژه امپریالیسم را امریکا ستیزی دانسته و آن را نفی می کنند.
این بیانیه مورد استقبال طیف‌هایی قرار می‌گیرد که نوعی غرب گرایی آمیخته به چین ستیزی در رفتار سیاسی نشان مشهود است. وقتی هیچ بحثی در باره ماهیت چین و قیاس آن با آمریکا و یا اتحادیه اروپا در حزب صورت نگرفته است، موضع‌گیری در این ارتباط به معنای راندن و نومید کردن کسانی است که ظهور چین و چالش آن با ایالات متحده مثبت می‌بینند و به آن امید دارند. تاکید می‌کنم که این حرف به معنای تایید را رد نظر چین گرایان یا چین ستیزان نیست. بحث این است که وقتی حتی در درون حزب چپ هم هیچ بحث و مطالعه‌ای برای سیاست‌گذاری در قبال چین صورت نگرفته، مسئولیت سنگین بیانیه نویس این است که بداند حق ندارد به نام حزب در باره مسأله ای با این اهمیت موضع گیری کند.
حزب چپ ایران (فداییان خلق) هم چنان در حال معرفی خود و سیما سازی در پهنه سیاست ایران است. طی دو سالی که از تأسیس حزب می‌گذرد موضع‌گیری‌های حزب محدود مانده است به انتقاد از، مخالفت با، و اعتراض به سیاست ها و اقدامات حکومت. ادامه این محدودیت در گذر زمان بر سیما و هویت حزب تأثیری ماندگار بر جای خواهد نهاد. حزب برای حفظ هویت خود نیاز به نقد مواضع سایر مولفه های سیاسی غیرچپ یا ضد چپ دارد. مثلاً حزب چپ تا کنون از در بیانیه‌های خود از نیروهای مدافع تحریم نام نبرده و از این موضع گیری آنها انتقاد نکرده.
در مورد مناسبات چین با ایران نیز نیروهای سیاسی کشور مواضع مختلف دارند. محدود کردن موضع گیری به ضدیت با حکومت تصویر حزب در افکار عمومی را با تصویر سایر نیروهای ضد حکومت یکسان می‌کند.
حزب چپ ایران (فداییان خلق) بنا به ماهیت و بنا بر عزم و فهم همه دوستداران خود پاره‌ای از جنبشی جهانی و فرآوری است که برای برپایی جهانی عادلانه‌تر مبارزه می کنند. درست است که هیچ مرکزی برای هماهنگی این پاره‌‌ها وجود ندارد. اما نبود این مرکز به این معنا نیست که در میان آنها امر مشترک و حس مشترک وجود ندارد.
حزب چپ اگر بخواهد چپ باشد باید وجه اشتراک خود با سایر نیروهای چپ در سایر کشور ها را مشخص کند و در موضع گیری های سیاسی روزمره نیز آن اشتراکات را لحاظ کند.
هرگاه ما مواضع نیروهای طرفدار سوسیالیسم در نزدیک به ۲۰۰ کشور جهان را مرور کنید حتی یک حزب, یک صاحب‌نظر معتبر، هم نخواهید یافت که مذاکرات و نزدیکی ایران و چین را حاصل مستقیم خروج غیرمعقول ترامپ از برجام نداند. چپ‌ها که سهل است. عموم احزاب و شخصیت‌های لیبرال و بسیاری از محافظه‌کاران هم سمت حمله و انتقاد را به طرف هیات حاکمه آمریکا گرفته‌اند.
دیدگاهی می‌گوید «مبارزه ضدامپریالیستی ما از کانال مبارزه با رژیم می‌گذرد». این دیدگاه چپ ایران را در کنار افراطی آرین نیروهای دست راستی در ایران، در منطقه و در جهان قرار خواهد داد.
0

بیانیه حزب چپ ایران (فداییان خلق) دقیق و به جا عنوان منتشر شد.
رفقای عزیز دست مریزاد.

متاسفانه هنوز اشخاصی هستند که یا خبر ندارند یا نمی خواهند ببینند که چین با کمک تجار داخلی تا چه اندازه تولید ملی ایران را به خاک سیاه نشانده، این که قرار داد در چه مرحله ای است دردی را دوا نمی کند، بلکه نفس عمل و مخفی کاری رژیم از افشای مسایل ناگفته به مردم و حتی به مجلس نامشروع جمهوری اسلامی ایران، خود گویای عمق فاجعه و خیانتی است که به ایران روا می دارند.
یکی از منتقدین در بالا از رونق اقتصادی در پس این قرار داد نوشته است، باید گفت دوست عزیز همچین صحبت می کنید که گویا فلاکت صنایع ایران را در پس واردات کالای کشور چین و قرار داد هایی که تا الان منعقد شده را نمی بینید، البته مسلم است که آقازاذه ها و مافیای اقتصادی نظامی در جمهوری اسلامی ایران نان چربی را برای 25 سال آینده آماده می بیند و از همین حالا برای زد و بند خیز برداشته اند، اما دنیا را چه دیدید شاید عمر این حکومت به 25 سال نرسد. در آخر می توان گفت جمهوری اسلامی ایران روی پهلوی و قاجار را با این قرار داد سفید کرده است.
0

کم و کیف این قرارداد که هنوز مشخص نیست. تنها یک متنی که پیش نویس کلی است منتشر شده. چگونه شما متن اصلی منتشر نشده را مجکوم میکنید؟؟؟؟ اقلا در مورد همین متنی که منتشر شده بفرمائید چه اشکالی دارد. اگر چنین قرارداد استراتژیکی برای صنعتی شدن کشور و رونق کسب و کار مردم بسته و احرا شود چه ایرادی دارد؟؟؟ جمهوری اسلامی هر ایرادی دارد جای خود ولی چنین قراردادی نمیتواند ضد ملی باشد. بعلاوه چین مانند آمریکای جنایت پیشه و ناتوی ویرانگر و غارتگر چنین خصوصیاتی نشان نداده است. انگیزه شما در مخالفتتان چیست؟؟
0

رفیق مناف عزیز!
ظاهرا آقای ظریف هم به فرقی که شما عنوان کرده اید واقف نیستند! ظریف بعنوان مذاکره کننده اعظم حکومت اسلامی در این مورد عنوان مذاکره برای "قرارداد 25 ساله" را بکار می برد و نه تنها "سند اراده دو طرف برای همکاری"، که از سوی شما مطرح می شود!

لطفا به سخنان ظریف در مجلس اسلامی توجه کنید. حدودا در دقیقه 16 ـ 17 سخنرانیش در مجلس به مذاکره برای "قرارداد" اشاره می کند!
www.irna.ir/news/83844521/

چرا نباید "بچه" را به نامش صدا کرد وقتی که عوامل حکومت، با همه پنهان کاریشان در به تاراج دادن کشور، آنچه در حال اتفاق افتادن هست "قرارداد" می نامند؟
0

نویسندگان بیانیه با این متن مغشوش نشان داده اند که هیچ درک و شناخت درستی از تحولات جهانی، مناسبات خارجی در حوزه حقوق بین الملل و قراردادهای دوجانبه بین دولت ها ندارند. از همان ابتدای بیانیه ی حزب چپ بنیان یک درک کاملا اشتباه از تفاوت بین یک پیش نویس ابتدایی با یک متن قرارداد توافق شده قرار داده شده است و برای جبران این کاستی درونی خویش چین متهم می شود که "نه دولت چین در این مورد سندی ارائه داده‌است" که واقعا مایه تاسف است. در حالی که این متن یک پیش نویس ابتدایی از طرف دولت ایران است که به تصویب کابینه روحانی یا حاکمیت جمهوری اسلامی رسیده است و فعلا تنها تمایل جانب آنان را مطرح می کند که در گام بعدی باید به طرف چینی ارائه شود تا آنان نیز با مطالعه آن یا متن مستقل خود یا در صورت توافق کلی با این متن ویرایش مورد نظر خود را انجام داده و به طرف ایرانی منتقل کنند. اصولا در حوزه حقوق بین المللی و معاهدات دوجانبه یا چندجانبه برای توافق بر سر یک متن مشترک و توافقی ماه ها یا شاید سال ها وقت لازم است تا در خصوص هر موضوع و عرصه خاصی مذاکره و چانه زنی شود و یک پیش نویس تنها گام مقدماتی خواهد بود. از آنجا که این متن پیشنهادی جمهوری اسلامی تقریبا تمام حیطه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی نظامی - امنیتی را به صورت کلان در بر می گیرد کار حتی بسیار سخت تر هم خواهد بود. در بخش دیگری از بیانیه حزب چپ آمده است "نگاه و سیاست پنهان در پس «سند همکاری …»، همان نگاه معیوب و فاجعه‌بار به جهان و صدور انقلاب اسلامی، به جای تامين منافع ملی مردم ایران است" که این دیگر واقعا ناشی از نبوغ نویسندگان بیانیه است !!! طبق این دیدگاه حتما یا گویا می خواهند انقلاب اسلامی را به چین صادر کنند. بگذریم از نگاه پنهان پشت این بیانیه حزب چپ که معمولا بسیاری مواقع مواضع چپگرایانه یک نیروی چپ واقعی را با صندلی مشترک در "تشکل جمهوریخواهان" اشتباه می گیرند و در شیپور چین ستیزی یا روسیه ستیزی برای خوشایند بخش هایی از جامعه و بی اعتقادی به ماهیت امپریالیسم در جهان معاصر می دمند. فکر نمی کنم اگر قرار بود چنین بیانیه یی را جمهوریخواهان، شورای مدیریت گذار یا با غلظت بیشتر فرشگردی ها و سلطنت طلب ها بنویسند چیزی متفاوت از این بیانیه "هیات سیاسی - اجرایی حزب چپ ایران" می نوشتند و عامدانه پسوند فدائیان خلق را حذف کردم چون احساس کردم توهین به شعور جنبش تاریخی فدایی خواهد بود که ریشه در آرمان رفقا و جان های شیفته بنیانگذاران سازمان و هم چنین بی احترامی به اراده سیاسی هزاران حامی فدایی در درون ایران و بدنه اجتماعی در داخل کشور دارد. امیدوارم که این نظر در زیر بیانیه و در همین سایت منتشر شود. با احترام
0

بله خانم یا آقای نسیم عزیز. چنین بیانیه ها و متن های سیاسی فقط برای برانگیختن احساسات افراد نوشته می شود.تأثیرش هم همین است که شما در یک نوشته ی 40 کلمه ای بیش از ده واژه ناسزا به کار برده اید. حزب چپ متأسفانه نشان داد که دنبال هیاهو است بجای سیاست ورزی و واقعگرایی.
0

موضع گیری درست وبه جایی بودسرافرازوبرقرارباشید
0

این بیانیه عالی است و امیدوارم نقطه عطف مثبتی باشد.
بدرستی روی ماهیت جمهوری اسلامی و عدم امکان انعقاد قراردادی به نفع مردم توسط این رژیم فاسد و جنایتکار انگشت گذاشته اید.
بدرستی روی بیماری مزمن ضد تمدن که در قالب پوسیده ضد غربی ارائه میشود انگشت گذاشته اید.
فروش نفت و آینده ایران به برده فروشان چینی به ازای مسلح تر کردن سپاه جنایت را باید رسوا کنیم.
زنده باشید.
0

متأسفانه این متن در جای خود و به عنوان بیانیه یک حزب سیاسی، بسیار پرابهام تر و نامفهوم تر از پیش نویس یک قرارداد خارجی دولتی است. تأسفبار ترین وجه آن این است که وجه اصلی انتقاد یک حزب منتسب به چپ! از یک حکومت خاورمیانه ای بی اعتمادی به غرب و گرایش به شرق است و بار تمسخری که رفقا را ملزم کرده است تا « شرق » را سرزنش بار مدام در گیومه بگذارند!
از توقع بی بنیاد رفقا که یک قرارداد سنگین خارجی باید «کم و کیف» و جزئیات را برای عموم منتشر کند! امری که در در هیچیک از دموکراسی های «غربی» میزبان ما سابقه ندارد؛ بگذریم. اما رفقا که معتقدند سند در « هاله ای از ابهام» قرار دارد و «کم و کیف» آن روشن نیست، چگونه با این یقین رسیدند که :این قرارداد « مغایر منافع ملی و مردود و محکوم است» ؟
و از آن بدتر در پایان اعلام می کنند که: اگر آن چنان که در متن انتشار یافته آمده است!!حکومت بخواهد دست دولت چین و شرکت‌های سرمايه گذاری آن کشور را در تمام عرصه‌های ذکر شده در سند همکاری باز بگذارد، در واقع قصد آن دارد که اکثر حوزه های کلان کشور در ۲۵ سال آینده را، در اختیار یک دولت دیگر قرار دهد!!
رفقا! شما در این بیانیه جز ابراز نفرت و بی اعتمادی همیشگی نسبت به هر رویکردی از سوی حکومتی که به لحاظ عاطفی قابل فهم عمومی است، کدام برخورد کارشناسانه سیاسی یا اقتصادی را ارائه داده اید؟
0

رفقای گرامی متاسفم از این موضعگیری که نشان داد هنوز فرق "سند اراده دو طرف برای همکاری" و " قرارداد" را متوجه نیستید. سند 25 ساله ایران و چین یک سند مقدماتی و کلی اراده آنها به همکاری در زمینه های مندرچ در آن سند است بدون اینکه وارد جرئیات و ریز موارد مشخصی مثلا "بندرسازی" یا "پتروشیمی" شوند. پس از توافق در کلیات همکاری فیمابین،کارشناسان طرفین در هر حوزه معین به تدوین قرارداد و ریز تعهدات و مسئولیت هریک در آن حوزه معین خواهند پرداخت و آن زمان معین میشود پی آمد و دست آورد آن قرارداد تحصصی را ارزیابی کرد. آنچه که در رسانه های عمومی داخلی و خارجی در این رابطه منتشر شده ،نظر و تفسیر شخصی و حدس و گمان است که میتواند بخشا درست و بخشا نادرست باشد.اگر دفت کرده باشید موضوعات کلی و به نوعی مبهم نوشته شده. مثلا در" بند دوم ،ماموریت" آمده "همکاری در زمینه های دیگر" یا در بند اول "چشم انداز" از کلمه "سوق" استفاده شده . ،"همکاری در زمینه های دیکر " . یا " سوق" کلمات مبهم و خنثِی در خقوق هستند یا اصلا در این سند اسمی از مرچع رسیدگی به اختلافات فیمابین در رابطه با تفسیر این سند و چگونگی حل اختلاف و ویژگی آن و خیلی جنبه های حقوقی آن برده نشده است و دلیل آن به گمان من کلی بودن سند اولیه برای اظهار اراده دو کشور برای همکاری است. بدون ارزیابی این سند کلی باید منتظر قرارداد های مشخص باشیم. https://mega.nz/file/SrJFEALa.
0

افزودن دیدگاه جدید