دوشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۰

پیگیری رهایی ملی و سوسیالیسم

گفتگو با اسکار فیگوئرا

۲۳ شهريور ۱۳۹۹

پس از دو روز بحث های شدید، حزب کمونیست ونزوئلا به این تصمیم رسید که ما باید از نامزدی ریاست جمهوری مادورو تنها در صورتی حمایت کنیم که توافق نامه همکاری امضا شود. توافق نامه همکاری در راس همه دولت را به مخالفت با انحصار ها، باز پس گیری حقوق کارگر، و معکوس کردن سیاست های در حال اجرای کشاورزی متعهد می کرد. به عبارت دیگر، ما پیش نویس سندی را که راه رهایی ملی را با هدف همیشگی سوسیالیسم نشان می داد نوشتیم. در 8 فوریه 2018 مادورو آن توافق نامه را امضا کرد.

دبیر کل حزب کمونیست ونزوئلا درباره ائتلاف جدید نیروهای چپ که هدف آن باز گرداندن دوباره روند های بولیواری به مسیرآن است سخن می گوید.

اسکار فیگوئرا دبیر کل حزب کمونیست ونزوئلااست. به عنوان کارگر فلز کار 17 ساله در ایالت آراگوا، دندان خود را به عنوان یک سازمانگر سندیکایی در مرکز واحد کارگران ونزوئلا { CUTV، فدراسیون کارگری تحت رهبری حزب کمونیست ونزوئلا}کند و در 1986 دبیر کل اتحادیه شد. امروز فیگوئرا عضو مجلس ملی (دوره 2016-2020)است. فیگوئرا، در این گفتگوی اختصاصی در باره تحولات اخیر سرمایه داری ونزوئلایی و بدیل انقلابی مردمی، ائتلاف گسترده ای که هدف آن متحد کردن نیروهای چپ چاویستا در جبهه ای است که از حزب سوسیالیست مردمی ونزوئلا (حزب رئیس جمهورمادورو) مستقل است با تحلیل های ونزوئلا Venezuelanalysis گفتگو می کند.

در سال 2018 حزب کمونیست ونزوئلا، PPT( حزب میهن برای همه)و دیگر حزب های قطب بزرگ میهنی [GPP] از کارزار انتخابات ریاست جمهوری نیکولاس مادورو حمایت کردند. اما، در ماه های اخیر حزب کمونیست ونزوئلا، PPT، و دیگر سازمان های سیاسی به نیروهای ایجاد بدیل مردمی انقلابی[APR][1] پیوستند. این ائتلاف انتخاباتی نامزد های مستقل را برای انتخابات پارلمانی 6 دسامبر معرفی خواهد کرد. از 2018 در سیاست های ونزوئلایی چه تغییری رخ داده و درباره بدیل مردمی انقلابی چه می توان گفت ؟

اول، باید عرض کنم که بدیل مردمی انقلابی APR یک ابتکار انتخاباتی نیست، اگر چه در پیکربندی کنونی خود ناشی از انتخابات آینده است. این پروژه ای با یک طرح راهبردی (استرا تژیک) است که باید به فراتر از روند های انتخاباتی دست یابد. برای ما، روند انتخاباتی یک فرصت راهکاری (تاکتیکی) برای متحد کردن نیروها، جریان های انقلابی، و دیگر نماد های مردمی چاویسمو است. بدیل در باره ایجاد فضایی برای ساختن یک دستور کار مشترک مردمی است.

در واقع، بدیل مردمی انقلابی رشد باز هم بیشتر ائتلاف های پیشین مانند بلوک انقلابی مردمی و ائتلاف ضد امپریالیستی مردمی است. هدف بدیل مردمی انقلابی و پیشروان آن متحد کردن نیروهای طبقه کارگر، دهقان ها و کمونار ها به شیوه ای انقلابی است.

به عبارت دیگر، هدف راهبردی (استراتزیک) ما انتخابات 6 دسامبر نیست، بلکه سازماندهی جریان های انقلابی مردمی است که خود را با هدف های بسیار پیش رفته چاوز معرفی می کنند.

ما در شیوه اقدام خود دقت بسیاری کرده ایم، چون امپریالیسم را دشمن اصلی مردم ونزوئلا می دانیم، و به همین خاطر از پیشنهاد نامزدی مادورو برای ریاست جمهوری 2018 حمایت کردیم .اما حقیقت آن است که خستگی ونزوئلایی ها، فراتر از بحران سرمایه داری، به مدل رانتی( توسعه اقتصادی)، و تاثیر محاصره امپریالیستی وابسته است، شواهد فراوانی وجود دارد که حاکی ازبه تغییرهای سیاسی واقعی در برنامه نیروهای حاکم (در ونزوئلا) است.

درگذشت چاوز ضربه فوق العاده ای بر روند های بولیواری وارد کرد. در واقع، کل قاره را تحت تاثیر قرار داد- و باید بگویم جهان را- اما بزرگ ترین و دشوار ترین تاثیر آن به روشنی روی پروژه ونزوئلایی ها بود.

روند های ترقی خواهانه ای که در امریکای لاتین در طی دو دهه به قدرت رسیدند در منش خود اصلاح طلبانه و سوسیال دموکراتیک بودند. روند ها سقف(خواسته) کوتاهی داشتند، و زمانی که به آن (خواسته ها) دست یافتند، عقب نشینی را آغاز کردند. با این حال، گفتمان چاوز عناصری را به روند بولیواری داد که آن را از دیگر روند ها ( در قاره) متمایز کرد.

چرا؟ چون چاوز، با وجود آن که سوسیالیسم ساخته نشد، اما به این که سوسیالیسم راه است اطمینان داشت. امروز، سیاست مدار های چاویسمو در باره سوسیالیسم لفاظی می کنند اما متعهد به انجام آن نیستند. مقامات دولتی ربطی به گفتمان و عمل (سوسیالیسم) ندارند:آن ها در باره سوسیالیسم و رهایی ملی صحبت می کنند، اما در شرایط واقعی سیاست های سیاسی و اقتصادی آن ها یک مشخصه لیبرال بورژوایی دارند.

بنا براین، در نهایت مشخصه طبقاتی دولت کنونی ازمشخصه (طبقاتی) دولت چاوز متفاوت است.

مقابله ما با دولت شخصی نیست. ما مشکلی با نمایندگان دولت نداریم... در واقع، کسانی که در سیاست ها به رویکرد شخصی گرا سقوط می کنند با پاک کردن ماهیت طبقاتی مقابله به جنبش آسیب می رسانند.

تضاد های طبقاتی که خودشان را در طرح های سیاسی و ایدئولوژیک بیان می کنند بسیار حاد تر شده اند. به همین خاطر، از یک سو،حزب کمونیست ونزوئلا وقتی به مسائل داخلی ونزوئلا می پردازد خواهان یک روند روشن شدن خط ها، سازمان یابی و مقابله است. از سوی دیگر، ما خواهان حفظ وحدت در جبهه ضد امپریالیستی هستیم.

وقتی از چرخش لیبرال بورژوایی دولت صحبت می کنید،آیا می گویید که دولت نماینده یک بخش جدیدی از بورژوازی است ؟

بله، واین به پرسش قبل شما ارتباط دارد. شکستگی جدید نیست. من اینجا از طرف حزب کمونیست ونزوئلا صحبت می کنم. یکی ازاولین تفاوت های مهمی که ما با دولت در شاکله کنونی آن داریم آن است که دولت سوسیالیسم را موضوع سخنرانی تلفی می کند: صحبت ها در باره عملی کردن نیست، در باره سخن گفتن است. این موضوع جدیدی نیست.

ما در کنگره 15 حزب مان(2017) تصمیم گرفتیم که، به خاطر پیشبرد امور، با دولت مقابله نکنیم، از اهداف جداگانه خودمان دفاع کنیم، و قدرت جمع کنیم. چرا ما این جهت را فورمول بندی کردیم؟ چون باور داریم که برنامه سیاسی ونزوئلایی ها در حال عقب گرد است، که برنامه راهبردی رهایی ملی و ایجاد پیشرفت به سوی سوسیالیسم گسسته می شود. ما عقب نشینی می کنیم، و آن (عقب نشنی) تنها برای ترکیب دوباره سرمایه مفید است.

پس از کنگره، در زمان کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری، ما بحث بسیار داغی در باره آین که آیا حزب باید از نامزدی نیکولاس مادورو حمایت کند یا نه داشتیم. دامنه نگرانی ها از سیاست های اقتصادی، کارگری و اجتماعی دولت تا وجود فساد نهادینه و بوروکراتیسم گسترش داشت. موضوع های بیشتر محدود کردن دموکراسی مشارکتی و همگرا و نیز سازو کار های کنترل دولتی ( و شبه دولتی) بود که برای محدود کردن دامنه حضور سازمان های مردمی ، یا برخی اوقات حتی انحلال آن ها به اجرا گذاشته شده بود.

پس از دو روز بحث های شدید، حزب کمونیست ونزوئلا به این تصمیم رسید که ما باید از نامزدی ریاست جمهوری مادورو تنها در صورتی حمایت کنیم که توافق نامه همکاری امضا شود. توافق نامه همکاری در راس همه دولت را به مخالفت با انحصار ها، باز پس گیری حقوق کارگر، و معکوس کردن سیاست های در حال اجرای کشاورزی متعهد می کرد. به عبارت دیگر، ما پیش نویس سندی را که راه رهایی ملی را با هدف همیشگی سوسیالیسم نشان می داد نوشتیم. در 8 فوریه 2018 مادورو آن توافق نامه را امضا کرد.

اما، دولت پس از انتخابات مادرو به سرعت معامله را به هم زد. دولت این کار را با ادامه اجرای سیاست های اقتصادی لیبرالی و با رفتار های ضد دموکراتیک انجام داد. در بستر انتخاباتی کنونی، این امر ما را با دو گزینه رو به رو می کند: ادامه تایید یک برنامه راهبردی که مخالف منافع توده ها؛ اصول ما، و پروژه خود چاوز است، یا ایجاد یک بدیل مردمی. ما برای تحقق احتمال دوم تلاش کردیم.

به این خاطر است که بدیل مردمی انقلابی متولد شد. بدیل به رهایی ملی و سوسیالیسم متعهد است در عین حال با رفورمیسم، فاشیسم و امپریالیسم مقابله می کند.

روز 17 اوت حزب کمونیست ونزوئلا، حزب میهن برای همه، و دیگر سازمان ها دریک کنفرانس مطبوعاتی به طور رسمی از بدیل مردمی انقلابی APR رونمایی کردند و به مردم گفتند که بدیل مردمی انقلابی مایل است برای انتخابات مجلس ملی لیست واحد و مستقل انتخاباتی داشته باشد. چهار روز بعد، دادگاه عالی ونزوئلا در حزب میهن برای همه، دومین نیروی بزرگ در بدیل ... دخالت کرد، ویک رهبری موقت را که خواهان مشارکت در انتخابات در ائتلاف با حزب سوسیالیست مردمی بود تحمیل کرد. با همه این رخ داد چه می توانیم بکنیم؟

دخالت دادگاه عالی در امور داخلی حزب میهن برای همه بیانگر جریان مبارزه طبقاتی است. ونزوئلا کشوری سرمایه داری است، و در نتیجه، دولت یک مشخصه بورژوایی دارد. به علاوه، در چند سال گذشته، تغییری وجود داشته است: یک هسته جدید بورژوایی در داخل دولت یا در ارتباط تنگ با آن ظهور کرده است. ما در باره بخش جدیدی از بورژوازی صحبت می کنیم، که از یک گفتمان سوسیالیستی استفاده می کند، اما اگر برای حفظ ثروت و امتیارهای اجتماعی به تازگی به دست آمده خود تلاش کند، برای ادامه به دولت بورژوازی نیاز دارد.

افراد زیادی که با چاوز در سال 98 به قدرت رسیدند، اکثر آن ها از بخش های طبقه متوسط، به این بورژوازی پیوسته اند. وضعیت طبقاتی آن ها تغییر کرده است، و در روند ها، وجدان آن ها تغییر کرده است. ما ریشه های این پدیده را در این واقعیت می یابیم که یک سازمان به واقع انقلابی، قادر به جهت دادن به روند های بولیواری، پدیدار نشد.

در بین نیروهای داخل دولت، دادگاه عالی بیانگر منافع کسانی است که اکنون اعمال قدرت می کنند، هم قدرت سیاسی و هم قدرت اقتصادی. برای حفظ آن امتیازهای "اقتصادی"، بخش ثروتمند شده به یک بلیط انتخاباتی متحد نیاز دارد، حتی اگر(این بلیط) به معنی اعمال کنترل بر حزبی چاویستا مانند حزب میهن برای همه، از طریق دخالت قضایی باشد.

با این حال، بدیل... ، هم به عنوان برنامه مشترک دراز مدت و هم به عنوان جبهه انتخاباتی برای انتخابات دسامبر به پیش خواهد رفت. البته حزب میهن برای همه (که با دخالت قوق قضائیه) به تازگی سازمان داده شده از نامزد های تحمیلی حزب سوسیالیست مردمی حمایت خواهد کرد، اما بدیل...پیشنهاد خود را برای مجلس ملی مرکب از ( هسته) حزب میهن برای همه، حزب کمونیست ونزوئلا و تمام سازمان های مردمی، کمون ها و چاویستا که به این نیروها پیوسته اند عرضه خواهد کرد.

در بدیل... رئیسی وجود ندارد. ما در حال ساختن فضای کمونی هستیم. همان طور که معلوم است تنها حزب کمونیست ونزوئلا ( به خاطر دخالت دادگاه عالی در حزب میهن برای همه) یک رای موثر دارد، اما نامزد هایی که درلیست انتخاباتی ما ارائه خواهند شد اتحادی را با نیروهایی که چشم انداز انقلابی و هدف های راهبردی مشترک دارند نشان می دهند.

  • عبارت دیگر، از زمان دخالت دادگاه عالی در حزب میهن برای همه، تعییر اندکی در بدیل روی داده است: هنوز این درک جمعی که روند های بولیواری اصلاح مسیر خود نیاز دارند وجود دارد. چرخش لیبرالی دولت قادر به حل بحرانی که توده های بیچاره را تحت تاثیر قرار می دهد نیست. باور جمعی ما آن است که بدیل... باید در این انتخابات و فرا تر از آن منافع بخش های محروم جامعه را نمایندگی کند.

شما در باره "چرخش لیبرالی" دولت صحبت می کنید. آیا می توانید دقیق تر توضیح دهید؟

حزب سوسیالیست مردمی – نه پایه های آن، بلکه سمت گیری آن- به سرعت در حال پیشرفت به سوی آزاد سازی اقتصاد به خاطرتضمین باز آرایی ترکیب سرمایه داری است. این به معنی آن است که خصوصی سازی رواج دارد، قرار داد های جمعی حذف می شود و حقوق کارگران برای سازمان یابی محدود می شود، در عین حال حداقل مزد زیر 2 دلار امریکا در ماه باقی می ماند. با وجود این، دهقانان- که حق آن ها بر زمین های خالی(بایر) از سوی چاوز به رسمیت شناخته شده بود- به صورت خشنی آواره می شوند و زمین به زمین داران قدیم و جدید واگذار می شود.

ما شاهد گرایشی به سوی قضایی سازی مبارزه ها هم هستیم. دهقانان، کمونار ها و کارگران پشت میله ها انداخته می شوند، در حالی که مقامات فاسد آزادند و فاشیست ها از عفو ریاست جمهوری بر خوردار می شوند. مورد کارگران شرکت ملی نفت ونزوئلا آرینیس تورآلبا و آلفردو چیرینوس نمونه وار است: آن ها پیش از شش ماه قبل به اتهام های جعلی دستگیر شدند. جرم واقعی آن ها چیست؟ آن ها طرح های مهم فساد در شرکت ملی نفت را محکوم کردند. آن ها تا امروز بدون هیچ دلیلی در زندان مانده اند.

این بار هدف مبارزه انتخابی چیست؟ آیا ایده فشار بر دولت است؟ یا ایجاد یک اپوزیسیون چپ؟

در روند های بولیواری، انتخابات به شکل اصلی مبارزه تبدیل شده است و تا مدتی چنین باقی خواهد ماند. شیوه ای که در آن پیشرفت های مبارزه طبقاتی در صورتی که اشکال دیگر مبارزه ظهور کند تعیین خواهد شد.

برای ما، انتخابات دسامبر هم یک لحظه تاکتیکی در روند های سازماندهی و متحد کردن نیروها است. به علاوه، انتخابات فضایی برای مبارزه ایدئولوژیک است. همه این در زمانی که گروه های بزرگی از مردم مشتاق شنیدن هستند مهم تر می شود. البته، گروه های فرقه گرایی هم وجود دارند که خودشان را از بحث کنار می کشند، اما بی تردید تشنگی برای بدیل مردمی در داخل چاویسمو وجود دارد.

انتخابات ها فضایی برای ترویج بحث ایدئولوژیک، عرضه پیشنهاد ها، و سایه روشن برنامه های هر سازمانی است. انتخابات برای کنار هم قرار دادن و ترکیب نیروها مفیدند، و آن دقیقا همان کاری است که بدیل برای انجام آن می کوشد. در نهایت، مجلس ملی هم تریبونی برای دفاع از منافع بومیان ونزوئلایی در برابرلیبرال رفورمیسم حاکم (درقدرت) در عین محکوم کردن تهاجم امپریالیسم است.

پوشیده نیست که ترک ها یا شکاف های بزرگی در داخل روند بولیواری وجود دارد. بدون شخصی کردن موضوع، چه کسی مسئول این شکاف ها بین دولت بولیواری و بخش بزرگی از جنبش مردمی، که حزب کمونیست ونزوئلا را هم در بر می گیرد هست؟

بیاید ازعام به خاص برویم. ریشه های گسست می تواند در تضاد های رشد یابنده طبقاتی در داخل روند بولیواری یافته شود، که به موازات بحران سرمایه داری وابسته، رانتی در اینجا گسترده ترمی شود و مردم را بیشترو بیشتربه داخل شرایط به راستی فاجعه بارهل می دهد.

دقیقا به این خاطر است که ما وضعیت را شخصی نمی کنیم. این در باره ایکس یا ایگرک نیست که این یا آن کاررا می کنند. مربوط به مبارزه طبقاتی در داخل یک سازمان است. هر بخش ازطبقه یک بیان سیاسی دارد، و نمایندگان سیاسی آن ها با یک دیگر مقابله می کنند. شخصی کردن این موضوع ها جوهر تضاد را پنهان می کند.

و در نهایت، نمی دانیم چه روی خواهد داد، اما نتیجه با ارتباط بین نیروها در داخل مبارزه طبقاتی تعیین خواهد شد.

امروز، با استفاده از قیاس"قلعه تحت محاصره" به خاطر خطر واقعی که امپریالیسم امریکا بر حق حاکمیت ملی ونزوئلا تحمیل می کند گفتن آن که در ونزوئلا ما به اتحاد نیاز داریم معمول است. بدیل... و حزب کمونیست ونزوئلا در این وضعیت دشوارچه درکی از اتحاد دارند؟

من در باره مفهوم حزب کمونیست ونزوئلا از اتحاد صحبت خواهم کرد، چون بدیل... هنوز در دست ساخت است وبحث هایی در آن جا جریان دارد.

حزب کمونیست ونزوئلا اتحاد را در دو سطح درک می کند. از یک سو، باید یک اتحاد بزرگ ضد امپریالیستی و ضد فاشیستی وجود داشته باشد، وما درک می کنیم که ایجاد آن اتحاد باید نقش قظب بزرگ میهنی [GPP]باشد. به جای اقدام به انحلال دیگر نیروهای میهنی، قظب بزرگ میهنی[GPP] باید فضایی برای حفظ جمعی حق حاکمیت ملی ما باشد. تفاوت ها در سطح ملی نباید سبب منحل کردن شود. در واقع، [GPP] بالقوگی زیادی برای ایجاد یک اتحاد گسترده ضد امپریالیستی و ضد فاشیستی دارد.

از سوی دیگر، ساختن یک اتحاد انقلابی بر پایه منافع طبقاتی طبقه کارگر، دهقانان، کمونارها و دیگر بخش های مردمی ضروری است. نیاز به ایجاد این نوع اتحاد، برای آن که سازمان های انقلابی به زائده رفورمیسم اهلی شده تبدیل نشوند فوری است.

ما باید در بستر مبارزه ضد امپریالیستی کنار هم قرار بگیریم، در حالی که در سطح ملی، باید با گرایش هایی که خواهان لیبرالیزه کردن اقتصاد هستند مقابله کنیم.

بدیل مردمی انقلابی دقیقا فضایی برای ایجاد اتحاد انقلابی طبقه کارگر، دهقانان، کمونارها و توده های مردمی است، که باید روشنفکران انقلابی و بخش های سالم نیروهای مسلح را نیزدر بر گیرد.

venezuelanalysis

 

 

[1] - برای آشنایی بیشتر با بدیل مردمی انقلابی ببینید: http://rahman-hatefi.net/navidenou-1057-99-691-990527.htm

 

دیدگاه‌ها

این مقاله ومقاله آقای قلندری بسیارساده وزیبا یک دیدازوضعیت بلاروس وونزوئلامیدهدکه بسیارمفیداست اماجای یک سئوال مهم باقی است درهردوکشورحرف مسلط سوسیالیزم است پس چراسرمایه داری اینقدرمجال پیدامیکندکه هرکاری بخواهدبکند.من اینراازفسادویانادانی رهبران نمی دانم اگرچه موثراست .به نظرمن احزاب کارگری وتقریبا مسلط هردوکشورهیچ دیدگاهی ازساختن پایه های سوسیالیزم درکشورشان ندارند.ودرس دیگراینکه گرفتن قدرت تمام مشکل نیست.وهیچ معنی اینرانمی دهدکه اگریک حزب طرفدارسوسیالیزم به قدرت رسیدبه معنی رفتن به سوی سوسیالیزم وکم شدن دست سرمایه است .متغیرهای دیگری دخیل است که حتی به ذهن رهبرانشان هم نمی رسد.مثلا دربلاروس فقط همین دلیل که یک رییس جمهوربیست سال است که برکرسی قدرت است به خودی خودیعنی فساد.چون اگراندیشه درستی حاکم باشدچه فرق میکندکه این باشدیاآن.من یادیک صحبت رفیق پرویزنویدی افتادم که میگفت تلاش مااین است که شخص مطرح نشودبلکه راه عمده شود.که به واقع دردهردوکشوریادشده همین است که به راه درستی تکیه نمی کنندوبه فردامیدبسته اند.
0

افزودن دیدگاه جدید