شنبه ۰۹ مرداد ۱۴۰۰ - ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۱

زحمتکشان و انتخابات

۰۶ خرداد ۱۴۰۰

کارگران و زحمتکشان، با هدف بهروزی تمام مردم ایران و تضمین آزادی های مدنی و قدرتمداری مردمی بدون اینکه قدرتهای خارجی و ارتجاع داخلی بتوانند دوباره مسیر سیاسی کشور را در قهقرای دیگر سوق بدهند با مساله انتخابات مواجه میگردند. در شرایطی میتوان این روند را بصورت بدون بازگشت تضمین گردد، که کارگران و زحمتکشان سنگین ترین وزنه را در معادلات سیاسی کشور به خود اختصاص داده باشند.

مقدمه

فرصت ها و تهدیدات ناشی از انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ایران را باید در داخل تصویر کلان سیاسی معاصر، بموازات اهداف استراتژیک بازیگران عمده و اصلی سیاسی در صحنه، و اولویت های جنبش های زحمتکشان و ضد تبعیض بر بستر ویژگیهای مشخص سیاسی روز در ایران کالبد شکافی کرد.

سه نیرو از بازیگران اصلی صحنه سیاسی را میتوان یکم، شامل حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، که هسته اصلی آن را نهاد های حقوقی، ترویجی و امنیتی تشکیل و تحکیم کننده و ایدئولوژیک ولایت فقیه تشکیل میدهند. بازیگر دیگر اصلی رقم زننده تکلیف سیاسی ایران را همچنان اهرم های مستقیم و غیر مستقیم نیروهای امپریالیستی تشکیل میدهند. نیروی سوم حاضر در صحنه، نمایندگان سیاسی جنبش های مردمی، زحمتکشان و جنبش های مدنی و ضد تبعیض هستند.

در شرایط سنگینی وزنه نمایندگی نیروهای سیاسی جنبش های زحمتکشان و دیگر جنبش های آزادیخواه و مردمی برای گذار از جمهوری اسلامی ایران، استراتژی امپریالیستها از دو حالت نمیتواند خارج بوده باشد، یا تلاش نمایند تا ستون پنجم دست نشانده خویش را به نحوی بر سر کار بیاورند، یا اینکه به نحوی با جمهوری اسلامی ایران درچهره ای متفاوت آن کنار آمده و همچنان آن را بر سر کار نگهدارند. آنها نه تنها به آلترناتیو جایگزینی که گوش به فرمان آنها نباشد تن در میدهند، نه جایگزینی که بخواهد کاملا مستقل و غیر وابسته عمل نماید.

انتخابات و جمهوری اسلامی ایران

هسته مرکزی، و موتور محرک جمهوری اسلامی ایران را، ولایت فقیه، نهادهای حقوقی، ایدئولوژیک و امنیتی محافظ آن تشکیل میدهند. در شرایطی که جنبش عدالت خواهانه زحمتکشان، جنبش های آزادیخواه حقوق بشری و ضد تبعیض مدنی چنان فراگیر شده است که میزان اعتماد به جمهوری اسلامی ایران بشدت در حال سقوط بوده و احتمال شرکت در آن را در بیست و هفت درصد برآورد میکنند، تاثیرات ناشی از چگونگی مقابله حاکمیت با بحران کرونا و پسامد های اقتصادی اجتماعی ناشی از آن، احتمال روند سراشیب تند سیاسی را برای جمهوری اسلامی ایران در دورنمای سیاسی کشور به تصویر میکشد، نهاد ولایت فقیه با خطر پایان یابی تاریخ مصرف خویش رو در رو است.

با در نظر گرفتن شرایط ویژه سنّی و جسمانی ولی فقیه، این نهاد در تلاش است تا آینده حیات تاریخی نهاد ولایت فقیه را در ساختار سیاسی کشور در این شرایط بحرانی محافظت نموده و تضمین نماید. جهت این کار، یکی از اهداف عمده ولایت فقیه، یکسان سازی قدرتمداری حاکمه از طریق بدست گرفتن هر سه قوه مجریه، قضائیه و مقننه، همراه با مسئولیت های نهادهای امنیتی و نظامی و دیگر نهادهای کلیدی قدرت در کشور است. در شرایطی که نهاد ولایت فقیه قادر بوده باشد تا کنترل تمامی این نهادها را در دست خویش داشته باشد، قادر خواهد بود نه تنها مدیریت سیاسی امنیتی کشور در دست اقتدارگرایان اصول گرا نگهدارد، بلکه هر گونه حرکت اعتراضی مردمی را با یکدستی تمام سرکوب نماید. در شرایط تداوم حاکمیت قدرتمداری ولایت فقیه و نهادها و ارگان های تضمین کننده هویت حقوقی، امنیتی و ایدئولوژیک آن، این نهاد میتواند با توسل به سرکوب مردم برای مدت مدید دیگری به حیات خویش ادامه دهد.

انتخابات و امپریالیستها

تا کنون شواهد نشان میدهد که دولت جو بایدن با همان شدّت و حدّت، شفافیت و قدرت دولت ترامپ، خواهان تعویض حکومت در تهران و جایگزین کردن آن با یک حکومت دست نشاندگان ستون پنجم آمریکایی خویش ناست. شواهد نشان میدهد که این دولت تقریبا ادامه دهنده سیاست خارجی مشابه دولت اوباما است. با این میزان، دولت بایدن با برسر کار ماندن نظام جمهوری اسلامی ایران مشکل چندانی ندارد. این دولت منتظر است تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری، با رئیس جمهوری و وزیر امور خارجه جدید، بر سر برجام دو مذاکرات را از نو آغاز نمایند.

حفظ و تداوم قدرتمداری جمهوری اسلامی ایران در هر شکل و شمایلی، در شرایطی که خواهان عادی سازی مناسبات با امپریالیستها است، به مفهوم تداوم تحکیم مناسبات اقتصادی فی مابین جمهوری اسلامی ایران و امپریالیستها نیز است. تا زمانیکه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نیروهای آزادیخواه، بخصوص سازمان ها و احزاب با آرمانخواهی سوسیالیستی را سرکوب میکند، و به امپریالیستها فرصت ها و امکانات ویژه فراهم مینماید؛ مناسبترین گزینه، همکار و دوست آنها برای ایران محسوب میگردد.

این امر نه تنها میتواند جمهوری اسلامی را همچنان بر سر کار نگه دارد، بلکه به آن منجر میگردد تا تلاش نماید تا در ایران، میدان را از دست رقیبان جهانی امپریالیستها خارج کند، بلکه با تداوم سیاستهای صدور اسلامی نظام ولایت فقیه در منطقه، بهانه های بیشتری برای تحکیم ، گسترش و تداوم قدرتمداری های ارتجاعی و ضد مردمی از قبیل صهیونیستی نتنیاهو به موازات صدور اسلامی ولایت فقیه را فراهم می نماید.

جنبش مدنی مردم ایران و انتخابات ریاست جمهوری

جنبش مدنی مردم ایران، همگام با جنبش های کارگران و زحمتکشان، در یک چنین شرایطی با انتخابات ریاست جمهوری سال هزار و چهارصد رو به رو هستند. در شرایطی که نه تنها ولایت فقیه خواهان تحکیم و تضمین تداوم قدرتمداری سیاسی خویش از طریق بر سر کار آوردن رئیس حمهوری مورد نظر خویش است، از طرف دیگر، قدرتمداری حاکمه ولایت فقیه خواهان گسترش مناسبات خویش با دولت های غربی، جهت تحکیم مناسبات اقتصادی خویش با آنها و مشروعیت بخشیدن به قدرتمداری نظام ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران به موازات سرکوب جنبش های آزادیخواه و سوسیالیستی است.

این در شرایطی است که جنبش های کارگران، زحمتکشان و نمایندگی سیاسی آنها در احزاب سوسیالیستی از یک طرف خواستار گذار از قدرتمداری ولایت فقیه، بعنوان هسته مرکزی نظام ایدئولوژیک، حقوقی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران هستند، از طرف دیگر، تمایلی به ریشه دواندن مجدد قدرتمداری امپریالیستی در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشورمان نهستند.

امروزه در ایران، بخش قابل توجهی از نیروهای جنبش مدنی و دموکراتیک، در عین حال که خواهان گذار و عبور از نظام ولایت فقیه هستند، از گسترش مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با قدرتمداری های امپریالیستی استقبال می نمایند. استحکام مناسبات مافیاهای کلان سرمایه داری جهانی با مافیاهای قدرتمداری اقتصادی جمهوری اسلامی ایران میتواند به قیمت تضمین تداوم حاکمیت قدرتمداری سیاسی کلان سرمایه داری ایران منجر گردد، که میتواند در تقابل با آرمان های کارگران و زحمتکشان ایران باشد.

وحدت در آزادیخواهی، تفاوت در سمتگیری عدالتخواهی

ما با تمامی نیروهایی که خواهان ایرانی آزاد، بدون تبعیض، آباد، مستقل و با ساختاری مدنی هستند در گذار از جمهوری اسلامی ایران وحدت برنامه ای عملی مرحله ای داریم. با در نظر گرفتن اینکه اهداف کارگران و زحمتکشان و احزاب چپ تنها با سمت گیری سوسیالیستی قابل تحقق است، از این نظر مخالف هرگونه قدرت یابی نفوذ کلان سرمایه داری امپریالیستی در ساختار اقتصادی سیاسی کشور است. اولویت برنامه سیاسی ما بر سنگینی وزنه سیاسی کارگران و زحمتکشان در قدرتمداری سیاسی کشور است.این موضوع با شفافیت تمام در برنامه حزب چپ ایران آمده است، که در چالش ما بین اردوگاه های کار و سرمایه، جایگاه خود را در اردوگاه کار میداند. این امر بدون سمتگیری شفاف سوسیالیستی احزاب چپ میسر ناست.

با در نظر گرفتن اینکه انتخابات ریاست جمهوری در شرایط سقوط اعتبار مردمی نظام جمهوری اسلامی ایران، بخصوص نهاد ولایت فقیه صورت میگیرد، تحریم فعّال انتصابات فرمایشی و نمایشی ریاست جمهوری در ایران، باید با هدف برجسته کردن خواسته برچیده شدن نهاد ولایت فقیه از ساختار سیاسی کشور از یک طرف، و برجسته نمودن خواسته های کارگران و زحمتکشان کشور از طرف دیگر گره خورده باشد.

اگر در قدرتمداری حاکمه بر نظام جمهوری اسلامی ایران اصلاح طلبانی موجود هستند که خواهان اصلاحات در نظام هستند، فقط در شرایطی میشود آنها را اصلاح طلب نامید که خواهان حذف و برچیدن کامل و بی قید و شرط نهاد ولایت فقیه از پهنه سیاسی کشور بوده باشند. محک سنجش درجه اصلاح طلبی آنها را در میزان شفافیت آنها در طلب حذف ولایت فقیه و دیگر نهادهای ایدئولوژیک و وابسته به آن ، و شفافیت آنها در خواهان آزادی تمامی احزاب سیاسی در کشور، بخصوص و بویژه احزاب چپ و سوسیالیستی میتوان مورد سنجش قرار داد. در غیر این صورت، این ما هستیم که بازیچه سیاست ورزی های حکومتگران جمهوری اسلامی ایران، در زمین بازی آنها قرار گرفته ایم.

کارگران و زحمتکشان در انتخابات ریاست جمهوری

کارگران و زحمتکشان، با هدف بهروزی تمام مردم ایران و تضمین آزادی های مدنی و قدرتمداری مردمی بدون اینکه قدرتهای خارجی و ارتجاع داخلی بتوانند دوباره مسیر سیاسی کشور را در قهقرای دیگر سوق بدهند با مساله انتخابات مواجه میگردند. در شرایطی میتوان این روند را بصورت بدون بازگشت تضمین گردد، که کارگران و زحمتکشان سنگین ترین وزنه را در معادلات سیاسی کشور به خود اختصاص داده باشند.

بسیج کارگران و زحمتکشان جهت تحریم فعال در نمایش انتخاباتی مبتنی بر دیکتاتوری ایدئولوژی دینی، باید نه تنها با برجسته کردن اهداف معیشتی، شغلی و صنفی آنها گره خورده باشد، بلکه باید بر بستر سازمان یابی آگاهانه آنها از طریق حضور فعال آنها در صحنه سیاسی کشور سمت داده شده و بصورت هدفمندی مدیریت گردد.

خطر عمده ای که در این راه همیشه جنبش های کارگران و زحمتکشان را تهدید میکند، سوء استفاده های پوپولیستی حکومتیان و دیگر نیرو های فرصت طلب است، که از طریق مطرح کردن هدفمند بعضی خواسته های روزمره و عمدتا معیشتی آنها، میتوانند بخش قابل توجهی از زحمتکشان را فریب داده و به حمایت از خویش جلب نمایند. تنها کارگران و زحمتکشان سازمان یافته در نهادهای صنفی و سیاسی خویش هستند که قادر هستند چهره واقعی این فرصت طلبان را تشخیص داده و آنها را افشا نمایند. از این طریق است که آنها قادر هستند تا صفوف مستقل خویش را بصورت هر چه قدرتمند تری در خدمت تعیین سرنوشت سیاسی کشور در ترکیب رقابت های سیاسی کشور رقم بزنند.

دیدگاه‌ها

آرش عزیز. سپاس فراوان از نقد کوچکت. مطمئن باش نه تنها من ناراحت نمیشوم، بلکه انتقادها را جدی میگیرم و تلاش میکنم از آنها بیاموزم. و اما یکی دو نکته کوتاه.
نمیدانم چرا چپ ایران از نه کار بردن دو کلمه "سوسیالیسم"، در چالش و رقابت با "امپریالیسم" در قرن بیست و یکم، قرن انقلاب دیجیتالی و هوش مصنوعی وحشت دارد. آنها را مثل اسم اعظم، "جن" و "بسم الله" تلقی میکند. به جای شفافیت در مورد آنها، مردم نسلی را که در دنیای رسانه های مجازی " زندگی میکنند، نا آگاه" فرض کرده و کلان راه آرمان های خویش را در چهارچوبه کلماتی مانند "دموکراسی"، "جمهوریت" و "توسعه اقتصادی" محدود میکنند. از امثال دونالد ترامپ ها، نتنیاهو ها، جو بایدن ها هم بپرسیم، چنین شعارهایی را تکرار کرده و جزو اهداف و آرمان های خویش خواهند شمرد.
آرش عزیز، فکر نمیکنم من بتوانم همه چیزهایی را که بقیه میگویند، بازنویسی و تکرار بکنم. از طرف دیگر، تلاش میکنم، مخاطب من کسانی باشند که جزو همان "مردم ناآگاه" میباشند، چونکه من به چشم خویش دیده ام، این "نا آگاه"ها، وقتی به میدان می آیند، چه معجزاتی که نمیکنند. مگر مردم چین، ویتنام، کوبا، روسیه وقتی انقلاب کردند، همگی به آگاهی کامل سوسیالیستی رسیده بودند. بگذار به این چند نکته کفایت بکنم.
با سپاس مجدد از انتقاد کوچکت
دنیز
0

دنیزعزیزآنقدربرایم گرامی هستی که درنقدقسمتی ازنظرت دست ودلم میلرزد.نیوتون گفت به من یک اهرم بدهیدتادنیاراتکان بدهم .اهرم تکان دادن چپ درجامعه برای رسیدن به سوسیالیزم آگاهی مردم است .بایدعموم مردم به این رسیده باشند.عزیزمنی .
0

افزودن دیدگاه جدید