غرش رعد در آسمان بی ابر

بانگ بلند دلکش ناقوس
وقت سحر،
بشکافته است خرمن خاکستر هوا
میهن ما ایران، ازجمله به سبب تاریخ دیرینه و قرار گرفتن در مسیر وزش باد بی نیازی دوران مدرن و مردمان شورمند و خیال اندیشش، بویژه در صد و اندی سال گذشته شاهد رویدادهای سیاسی مهم و جنبش ها و خیزش های بسیاری بوده است :
جنبش تنباکو، ترور ناصرالدین شاه قاجار، انقلاب مشروطه و بنیانگذاری نخستین پارلمان در شرق، تاسیس سلطنت پهلوی، جنبش ملی شدن نفت به رهبری روانشاد دکتر مصدق، اصلاحات سال 41 شاه، مخالفت خمینی و سنت گرایان مذهبی با اصلاحات ارضی و حقوق زنان در خرداد 42، جنبش چریکی دهه ی50، انقلاب بهمن 57، جنبش سبز سال 88 و اینک قیام و خیزش بزرگ اعتراضی مردمی گسترده ی دی ماه 96.
قیام دی ماه 96 که سر آغازش بازی های جناحی و درون حکومتی در مشهد بود و از سوی واپسگرا ترین و فاسدترین بخش های حکومت اسلامی یعنی گردانندگان آستان قدس خراسان علیه دولت روحانی آغاز شده بود در همان نخستین گام ها با دخالت بجا و درست هنگام مردم بجان آمده از ستم های حکومت، نقشه های رئیسی و علم الهدا و یاران جناح به اصطلاح اصول گرایشان را درهم ریخت و در چشم بهم زدنی به یک اعتراض سیاسی مردمی سراسری فرارویید که با شعار های مشخص و روشن نظام اسلامی و گروه حاکم و رهبری نظام را هدف گرفته بود. جناح سرکوبگر و راستگرای وابسته به رهبری جمهوری اسلامی این خیزش عمومی را نتیجه ی فعالیت های توطئه گرانه دولت های خارجی بویژه آمریکا و اسرائیل و همکاری سلطنت طلبان و مجاهدین با آنها اعلام کرد. جناح اصلاح طلب و طرفدار روحانی آنرا حاصل تبلیغات و توطئه های جناح مقابل برای ضعیف کردن و برکناری دولت ارزیابی نمود. بدین سان هر دو بخش حکومت اسلامی آنچه را که در 4 دهه گذشته در گستره های اقتصادی وسیاسی و فرهنگی و اجتماعی بر مردم ایران رواداشته اند، فراموش می کنند و نمی خو اهند و یا نمی تو انند بدانند که این و اکنش گسترده و خشماگین مردمی ، نتیجه دولت مداری فاسد و استبدادی و ایران برباد ده بویژه جناح سرکوبگر و و اپسگرای این حکومت است.
بخش بزرگی از مردم ایران برای بدتر نشدن اوضاع کشور و بهبود آن، در سال 76 و 80 با شرکت در انتخابات و رای به محمد خاتمی و در سال 88 با رای به حسین موسوی و در انتخابات 92 و 96 با انتخاب حسن روحانی کوشیدند با استفاده از صندوق رای، تمایل و علاقه شان به دگرگونی و بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را به حکومت اسلامی نشان دهند و از حکومتگران بخواهند که گام های موثری در راستای منافع مردم بردارند، امری که تاکنون نتیجه ی محسوسی در پی نداشته است. علت و ریشه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این خیزش بزرگ و واکنش حکومت اسلامی و جناح های آن به این قیام و شکل اعتراض های مردمی و شعار های آن و خواسته های مطرح شده و دورنما و آینده تحولات در ایران از مو اردی ست که در این مقاله به آن پرداخته می شود.
با توجه به داده های تاکنونی می تو ان این ارزیابی را پذیرفت که بیشتر اعتراض کنندگان از جوانان قشرهای پایین دست تر و قشر های میانی کم درآمد بوده اند. در دهه های گذشته کشور ما همو اره با نا بسامانی های اقتصادی و افزایش بیکاری و تورم دم افزو ن روبرو بوده است افزایش لگام گسیخته قیمت ها بویژه در دوره ی سیاه احمدی نژاد از قدرت خرید توده های محروم و قشر میانی جامعه به شدت کاسته و فقر دامن گستر شده است تا جایی که برپایه آمار های رسمی اینک نزدیک به یک سوم از ملت ایران زیر خط فقر بسر می برند و بیکاری و اعتیاد و فحشا و بی خانمانی و حاشیه نشینی بیداد می کند. در همان حال در این مدت بخش بالایی جامعه و بویژه راهزنان رانت خوار برحجم ثروتشان بصورت افسانه ای افزو ده اند و شکاف طبقاتی ابعادی شگفت یافته است. در شماری از شهر های بزرگ تا یک سو م جمعیت در حاشیه شهر و در بدترین و غیر انسانی ترین شرایط ممکن زندگی می کنند، بدون محل کار و درآمد ثابت و بی بهره از خدمات ابتدایی شهری و بهداشتی و سرپناه مناسب. گزارش ها بسیاری در این زمینه، تاکنون در نشریه های اصلاح طلب درون کشور بازتاب یافته است.
در دهه های گذشته، جمهوری اسلامی بر خلاف قانون اساسی اش، مردم را از خدمات اجتماعی رایگان و مناسب در گستره های آموزش و پرورش، آموزش عالی و درمان و بهداشت و بخش های رفاهی بی بهره کرده است.
مزد و حقو ق بگیران در اثر درهم ریختگی مناسبات کاری در معرض فشارهای سخت و توانفرسایی قرار گرفته اند. قراردادهای کار موقت، ایجادشرکت های پیمانکاری به عنو ان واسطه ی کارگر و کارفرما، پایین نگه داشتن سطح دستمزد ها و حقو ق ماهانه و تاخیر در پرداخت همان مبلغ ناچیز، کاهش قدرت خرید، نبود امنیت شغلی، وضعیت بد بیمه ی درمانی، وضعیت زندگی و گذران این بخش از جامعه را هرساله بدتر و دشوارتر کرده است، میلیونها نفر از بازنشستگان هم در مرز فقر و بی چیزی دست و پا می زنند. کاهش و تعطیل تولیدات داخلی و ورشکستگی کارخانه ها و کارگاه های تولیدی به سبب واردات بی بند و بار کالاهای ارزان خارجی و بدتر از آن قاچاق 20 میلیارد دلاری سالانه کالا بوسیله نهادهای نظامی و مافیایی و رانت خوار، بر صف دراز بیکاران و بی چیزان افزوده است. وضع کشاورزان هم در روستاها و شهرهای کوچک از همین منطق پیروی می کند. این نابسامانی های گسترده سبب شد که تنها در سال گذشته بیش از 700 مورد اعتصاب و گردهمآیی اعتراضی از سوی کارگران و بازنشستگان و مال باختگان در سراسر کشور انجام پذیرد. ثرو ت و سرمایه سلب شده از توده های دهها میلیونی ایرانی به جیب لایه چند درصدی بالایی کشور، کارمندان عالی رتبه ادارای و فنی و قضایی، برج سازان و زمین خواران در بخش مسکن، سازمان های صاحب وقف و روحانیو ن دارای موقعیت بالا، سردمداران نیرو های نظامی که پروژه های بزرگ دولتی را در اختیار دارند و با استفاده از اسکله های آزاد کالای قاچاق و ارد کشور می کنند، بازاریان و تاجران بزرگ و متو سط، مدیران رده بالای شرکت های خصو صی - دولتی و نهادهای و ابسته به رهبری نظام، کارگزاران مو سسه های اعتباری و قرض الحسنه و روحانیو ن حکومتی و نهادهای زیر نظرشان، سرازیر شده است. بی تردید بخش بزرگی از ایرانیان با تجربه و دید شخصی و باتوجه به در دسترس بودن رسانه های مجازی، از وضعیت غارت و چپاو ل یادشده با خبرند و ازآن خشمگین و عصبانی. دزدهای میلیاردی امو ال عمومی ، رشوه خواری و فساد نهادینه شده، تبعیض و نا کارآمدی نهادهای حکومتی و نا امیدی به آینده بر این خشم فرو خورده هر دم افزود و زمینه های و اکنش های اعتراضی پر خرو ش سراسری دیماه را فراهم ساخت.
قیام کنندگان در شهرهای کوچک و بزرگ در شعار هایشان به پدیده های یادشده توجه داشتند و آنرا به و صف و نقد کشیدند. شعارهایی که نشان می دهد بخش بزرگی از ایرانیان با بحران ژرف جامعه و حکومت و ناکارآمدی آن آشنا هستند، شماری از این شعارها چنینند
ملت گدایی می کند، رهبر خدایی می کند
غارت نمو ده مال ما، این دولت دجال ما
چپاول و گرونی، زمان سرنگونی
یه اختلاس کم بشه، مشکل ما حل می شه
هم پول مارو بردید، هم حق مارو خوردید
به ما خیانت شده نقض امانت شده
مرگ بر گرانی مرگ بر دیکتاتو ر
لیسانسیه ها بیکارند آخوندا سرکارند
با توجه به گستردگی جغرافیایی اعتراض ها که بیش از 80 شهر را دربر می گیرد و داده های نسبتا اندک در باره ی جرئیات حرکت های اعتراضی در هریک از شهرها، بسامد هر یک از این شعار ها دقیقن مشخص نیست. اما همه ی آنها بیانگر توجه توده های مردم به وضعیت نابسامان اقتصاد کشور و فساد اداری و اختلاس و رشوه خواری و یغمای اموال عمومی از سوی حکومت و قشرهای رانت خوار وابسته است.
افزون بر مسائل یاد شده اقتصادی، نابسامانی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بسیاری سبب ساز قیام دی ماه بوده اند.
پهنه ی سیاست در ایران از آغاز پایه ریزی جمهوری اسلامی و نظام برساخته ی و لایت فقیه خمینی که هیچ پیشینه نظری و عملی در تاریخ ایران نداشت، تاکنون، میدان یکه تازی های روحانیون حکومتی و شریکان نظامی و بازاری و اداری آنان و سرکوب سیستماتیک همه ی نیروهای مخالف و منتقد و دگراندیش و غیر خودی و اقلیت های مذهبی و زنان و اهل هنر و فرهنگ بوده است. ایرانیان اهل سیاست با این وجه از ماهیت جمهوری اسلامی آشنایی داشته اند، اعتراض های گسترده ی دی ماه توده های مردم در بیش از 80 شهر بزرگ و کوچک در ایران نشان می دهد که بخش بزرگی از ایرانیان هم با تجربه های فردی و شخصی روزمره شان به این شناخت دست یافته اند و از این رو علیه روحانیت حاکم و نظام و لایت فقیه و اسلام حکومتی با خشم فریاد سر می دهند و خواستار دگرگونی های ساختاری در نظام سیاسی کشور هستند. آن بخش از شعارهای تظاهرکنندگان در شهرهای گوناگون که تاکنون در فضای مجازی انتشار یافته است نشانگر سرخوردگی ژرف مردم از نظام کنونی و خشم شان نسبت به وضعیت سیاسی و نوع حکمرو ایی در ایران است و این زمانی رو ی می دهد که دست اندرکاران حکومت اسلامی در 4 دهه ی گذشته، از همه ی و سایل ممکن ارتباطی و رسانه ای و تبلیغی برای حفظ سرکردگی روحانیت و تثبیت و لایت مطلقه فقیه سود جسته اند. شعار های سر داده شده از سوی اعتراض گران نشان می دهد که این سردمداران و دست اندرکاران حکومتی آب در هاو ن کوفته اند. بخشی از شعارها ی سیاسی فریاد شده، چنینند
چه اشتباهی کردیم، که انقلاب کردیم
اسلام رو پله کردین، مردمو ذله کردین
مملکت آخو ندی ، نمی خو ایم، نمی خو ایم
آخوندا حیا کنید، مملکت رو رها کنید
توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه
حقوق مردم زیر عباست امروز
مرگ بر جمهوری آخو ندی
فریاد هر ایرانی، واژگو ن سلطنت آخوندی
رضا شاه روحت شاد
رضاشاه معذرت معذرت شاهنشاه روحت شاد
جمهوری اسلامی مرگ به نیرنگ تو
اصلاح طلب اصو لگرا، دیگه تمومه ماجرا
بسیجی برو گم شو
مرگ بر اصل و لایت فقیه
این شعارها بخشی از شعارهایی است که در ده روز تظاهرات مردمی علیه روحانیت و رهبر و نظام اسلامی از سوی مردم به زبان آورده شدند شعار هایی که با روشنی روحانیت حاکم شیعه را آماج مخالفت های خود قرار می دهند و جدایی دین از حکومت و پایان نظام و لایت فقیه را خو استارند و افزو ن بر آن برخلاف جنبش سبز در سال 88، اصلاح طلبان حکومتی را هم به عنو ان بخشی از حکومت طرد می کنند و یا لااقل تایید نمی کنند. در شعارها ی مردم در هیچ یک از شهر ها حتی در تایید موسوی و کروبی رهبران جنبش سبز هم نشانی نیست.
در شعارهای سیاسی مردم افزو ن بر شعار های عمومی تر که در بالا بدان اشاره رفت شعارهایی هم بودند که و لایت فقیه و خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی را با بسامد بسیار، هدف گرفته بودند از جمله
این همه لشکر آمده، علیه رهبر آمده
خامنه ای حیا کن، مملکتو رها کن
سید علی ببخشید، دیگه باید بلند شید
مرگ بر دیکتاتو ر،
اهمیت این شعارها بویژه از آنجاست که نشان می دهد همه ی تلا شهای جناح افراطی و سرکوبگر حکومت و روحانیت حکومتی برای قدسانی کردن جایگاه ولی فقیه و رهبر کنونی و قیموت و و لایت او ، تلاش بی ثمر و بیهو ده ای بیش نبوده است، باید در نظر داشت که اکثریت بزرگی از کنشگران دی ماه را به گفته ی حتی سخنگویان جمهوری اسلامی جوانان زیر سی سال تشکیل می دادند یعنی کسانی که در نظام اسلامی زاده و پرورده شده اند و در مدرسه و مسجد و خیابان و محیط کار زیر آتش توپخانه تبلیغات نظام اسلامی قرار داشتند.
در گستره ی سیاسی این قیام مردمی شعارهایی که جنبه سلبی نداشتند هم مطرح شدند، اگر چه بسامد این شعار ها چندان نیرومند نبود، اما پیش کشیده شدن حداقلی آن را می تو ان نشانگر خواستهای آتی بخش های گسترده تری از مردم در دورنمای سپهر سیاست ایران ارزیابی کرد. شعار هایی چو ن
می جنگیم می میریم ایران رو پس می گیریم
رفراندم رفراندم اینست شعار مردم
استقلال آزادی جمهوری ایرانی.
نقد سیاست خارجی جمهوری اسلامی و مخالفت با بخشی از استراتژی حکومت در زمینه ی دخالت در امور دیگر کشورهای منطقه، در شماری از شعار های اعترض کنندگان بازتاب یافته بود. شعارهایی که مشابه آنها در سال 88 در جنبش سبز هم به گوش می رسید و این نشان می دهد که بخش بزرگی از قشرهای میانی و پایینی جامعه با این سیاست ها سر ناسازگاری ندارند و با آن مخالفت می ورزند و این مخالفت ورزی جنبه ناگهانی و موقتی و احساساتی ندارد بلکه امری بنیادی و دراز مدت است. شعار های
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
پو ل های ما کجا می ره عراق یمن سو ریه
فلسطین رو رها کن فکری به حال ما کن
که با گستردگی و در بسیاری از شهر ها بگو ش می رسید از رو شن ترین شعار های این عرصه اند که سیاست خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی را به چالش می کشند و با آن مخالفت می و رزند. با توجه به آوازه گری های گسترده ی حکومت در زمینه اهمیت کمک به حکومت بشار اسد در سو ریه، حزب الله لبنان، حماس در فلسطین و شیعیان عراق و حوثی های یمن، این و اکنش های مردمی نشان می دهد که بخش بزرگی از ملت ایران اینگو نه کمک ها و پشتیبانی ها را درست و قابل پذیرش نمی داند و با آن مخالف است و هزینه های ده ها میلیاردی صرف شده در این راستا را بر خلاف منافع ملی ارزیابی می کند.
شکل های مبارزاتی در قیام دی ماه بصو رت تظاهرات دسته های کوچک و بزرگ و راهپیمایی و گردهمایی های مسالمت آمیز در بیش از 80 شهر بروز کرد و استان های گوناگون ایران را در شمال و جنوب و غرب و شرق کشور با همه ی تفاو ت های مذهبی و قومی با شعار ها و خواسته های مشابه عمومی درنوردید، با توجه به نداشتن رهبری مشخص و برنامه ی مدون که برای قیام هایی از این دست در نخستین گام ها امری کاملن طبیعی و همگانی ست، اینها، مناسبترین شکل های مبارزاتی بودند که از سوی مردم بکار بسته شدند. این خیزش در بسیاری از شهرها با یورش نیرو های انتظامی و امنیتی به خشونت کشیده شد و به بهای جان 22 نفر از مردم بی دفاع که هدف تیراندازی این نیرو ها قرار گرفتند تمام شد. ارگان های سرکوب و جناح و اپسگرا در تبلیغات گسترده خود مردم بجان آمده ی معترض را متهم به کاربرد خشونت کردند که شماری از اصلاح طلبان حکومتی هم، از جمله سازمان روحانیت مبارز به رهبری محمد خاتمی به نوعی با آن همداستان شدند. ابطحی از مقامات اصلاح طلب هم در تلگرام خود در همین راستا نوشت، بخشی از تظاهرکنندگان بی هدف و بدون خواسته مشخص اصل نظام را نشانه رفته اند و به خشونت های غیر قابل تو جیه رو آورده اند. درصورتی که هیچ موردی از کشته و یا زخمی شدن نیرو های انتظامی و امنیتی گزارش نشده است. دستگیری بیش از 4000 نفر از اعتراض گران و کشتن شماری از آنها در زندان ها نشانگر حجم سنگین خشونت بکاررفته از سوی حکومت علیه تظاهر کنندگان است. راهپیمایی و گردهمآیی از سوی مردم که حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی هم به رسمیت شناخته شده است و سر دادن شعار از سوی مردم، بهیچ وجه این اجازه را به نیرو های انتظامی و امنیتی نمی دهد که جوانان بی دفاع و غیر مسلح را که برای ابراز نارضایتی و ناخشنودی شان از شرایط فاجعه بار زندگی در جمهوری اسلامی به خیابان ها رو ی آورده اند به رگبار ببندند. در هیچیک از رسانه های تبلیغاتی حکومتی به مسلح بودن جوانان تظاهر کننده و حتی به همراه داشتن اسلحه سرد از سوی آنان اشاره ای وجو د ندارد. تعقیب حقو قی قاتلان و زخمی کنندگان , از سوی خانو اده های کشته و زخمی شدگان حق مسلم شهروندی آنان است که نهادهای مدنی و کانون وکیلان و همچنین آن بخش از نمایندگان اصلاح طلب مجلس که خود را طرفدار منافع مردم اعلام می کنند، می تو انند آنرا پی گیری کنند. همانگونه که 155 نفر از حقوق دانان شجاع با احساس مسئولیت شهروندی، برای دفاع از دستگیرشدگان رویداد های دی ماه آمادگی شان را ابراز کرده اند.
جناح سرکوبگر و راستگرا قیام مردم را برپایه یک سنت همیشگی در ایران به کشورهای خارجی و این بار به آمریکا و اسرائیل و عربستان سعو دی منتسب ساختند و این اعتراض های گسترده را که از نظر گستردگی جغرافیایی و شمار شهرها حتی در آذر و دی سال 57 هم شاهد آن نبودیم، محصو ل سازماندهی قدرت های خارجی و وابستگان آنان اعلام نمودند. برای اثبات این ارزیابی پیشاپیشی و تو طئه گرانه و ضد حقوقی باید در انتظار شوهای تلویزیونی ای باشیم که دستگیر شدگان شکنجه دیده را برای اعتراف به ارتباط با آمریکا و اسرائیل و عربستان به تلو یزیون بیاورند و بدین وسیله ادعاهای دروغین وابستگی مبارزان به بیگانه را به اصطلاح اثبات کنند. میان پشتیبانی دیگر دولت ها از این و یا آن حرکت سیاسی در کشور دیگر _ که بی تردید بر پایه ارزیابی از منافع شان صو رت می گیرد _ تا سازماندهی این حرکتها و جنبش ها، از سوی آنان فاصله بسیار است. تبلیغ چنین افتراهایی خاک پاشیدن در چشم حقیقت است و راه به جایی نمی برد.
در بررسی های تاکنونی از خیزش دی ماه بارها به شرکت نداشتنن نهاد های مدنی و جنبش های اجتماعی در آن اشاره رفته است. با توجه به کوتاه زمانی این حرکت خود جوش و ناگهانی توده ای که بدون هر گو نه برنامه ریزی از پیش آماده شده، البته مانند همه ی خیزش ها و قیام های شبیه، رو ی داد، نمی تو ان شرایط حاکم استبدادی در ایران انتظار و اکنش های سریع و همگام با آن را از این گونه نهادهاو جنبش های مدنی داشت. از این دیدگاه انتقاد چندانی برکنشگران مدنی ما و ارد نیست. اما اینک با فرو کش اعتراض ها، از همه نیرو های ترقی خو اه دانشجو یی و کارگری و کارمندی و معلمی و زنان و محیط زیست و همه ی آزادیخو اهان و میهن دوستان این انتظار هست که به سهم خود به آمدها و پیامدهای این خیزش گسترده ی مردمی واکنش پشتیبانانه نشان دهند و خود را برای رویدادهای بعدی آماده سازند و واپسگرایان سرکوبگر را به عقب بنشانند. از اصلاح طلبان غیر حکومتی هم جز این انتظاری نیست. و اکنشهای اعتراضی مدنی و مردمی شهروندانه برای پشتیبانی از قیام و قیام گران دی ماه و برنامه ریزی داخل و خارج از کشور برای موج های احتمالی بعدی حرکت های مردمی ، از خطر جنگ داخلی و دخالت نظامی نیرو های خارجی که هر ایرانی میهن دوست و خردورزی از هر جهت با آن مخالف است و آن را به زیان منافع ملت ایران ارزیابی می کند، خو اهد کاست. باید دانست که اوضاع کنونی جهان که راست ترین گروه های جنگ طلب در آمریکا برسر کارند و اوضاع منطقه ی خاورمیانه بیش از هر زمانی دچار پریشانی و آشوب است، بی توجهی دست اندر کاران قدرت در ایران به خواسته های بحق مردم، کشور مارا با همه گونه خطری از جمله جنگ داخلی و دخالت نظامی خارجی روبرو می سازد. بر خلاف نگرانی های قشرهای مرفه و اصلاح طلبان حکومتی و بخش هایی از ایران دوستان اهل سیاست، مبارزات مسالمت آمیز مردم از جمله تظاهرات خیابانی، اعتصاب و راهپیمایی و گردهمایی های بزرگ و کوچک بدون کاربرد سلاح و آسیب رسانی به امو ال عمومی، ضامنی برای دور کردن دو خطر و فاجعه ی یادشده می توانند باشد و هست، شکل هایی از مبارزه که پیشرفته ترین کشورهای صنعتی هم از سوی مردم برای دست یابی به خواستهای صنفی و سیاسی از آنها استفاده می شود. مبارزه مسالمت آمیز تنها شرکت در انتخابات و رفتن به پای صندوق های رای نیست.
قیام مردمی دی ماه بیانگر یک بحران ژرف و همه جانبه و گسل های بزرگ در جمهوری اسلامی ست و نشان می دهد که ایران در آستانه یک بحران همه سویه ی انقلابی است و موج های احتمالی بعدی خیزش دی ماه می تو اند به شرایط انقلابی به مفهو م کلاسیک آن فرا برو ید.
نمی دانیم که آیا دست اندر کاران اصلی قدرت در جمهوری اسلامی پیام قیام دی ماه را دریافته اند یا نه، چنانچه این پیام روشن برای دگرگونی های اساسی را درنیافته باشند و به مو قع عقب ننشینند _ که البته بعیدست که دریافته باشند و عقب نشینی کنند _ و جناح اصلاح طلب گوشزدهای لازم را نه به مردم بلکه به سرکوبگران و راستگرایان نکند و راه برای ایجاد دگرگونی های بنیادی و اساسی بر پایه ی شعارها و خواستهای مطرح شده از سوی مردم همو ار نگردد، باید در انتظار روزهای بسیار سخت و ناهموار و پرتنشی درمیهنمان باشیم. زیرا گفته اند که، خو اهنده را می برند و نخو اهنده را می کشانند.
بی تردید مسئولیت همه ی دشواری ها و همچنین آسیب های احتمالی به کشور و ملت ایران به عهده حکومت اسلامی و گردانندگان آن خو اهد بود.