بابک زنجانی نماد مشروعیت فساد رسمی در حکومت اسلامی

کشف و توقیف ١٣ کیلو طلا در فرودگاە خمینی کە توسط یکی از عوامل بابک زنجانی وارد کشور شدە بود، در دوم شهریور و بحث هایی کە حول آن بە جریان افتاد بار دیگر نام و موقعیت بابک زنجانی را بە یکی از مسائل این هفتە تبدیل کرد.
بعد از درز کردن خبر توقیف محمولە ١٣ کیلویی طلا رئیس کل گمرک علت توقیف محمولە توسط زنجانی متهم سابق محکوم بە اعدام بە دلیل اختلاس اقتصادی کلان را غیر قانونی و بدون اخذ مجوز طلا ها عنوان کرد و سپس بابک زنجانی در یک ویدئو کلیپ قاچاق بودن طلا را تکذیب و توقیف آن را غیر قانونی خواند و افزود او قبلا یک تن طلا وارد کشور کردە و قصد اش عرضە مستقیم طلا با قیمت جهانی بە مردم و مقابلە با گران فروشی طلا توسط دولت بودە است و من بعد نیز این کار را خواهد کرد.
اینکە بابک زنجانی می تواند بقول خودش تا یک تن طلا وارد کشور نماید و زنجیرەای از موسسات پولساز اقتصادی بیشتر خدماتی و تجاری را با وجود محکومیت اش بە اختلاس کلان تاسیس نماید محال است توانستە باشد دست بە این اقدامات زدە باشد و چنین بی مهابا از فسادهای اقتصادی کلان خود خود علنا و طلبکارانە دفاع کند بدون پشت گرمی بە یکی از جناح های قدرت غیر ممکن است. نشان گرفتن از این جناح هم کار سختی نیست. از بررسی و پیگیری پروندە بابک زنجانی از بازداشت تا محکومیت بە اعدام و بخشودگی و دادن مجوز بە وی برای پهن کردن دوبارە بساط فساد معلوم می شود کە نیروهای امنیتی، دستگاە قضایی و بخش وسیعی از محافظە کاران پشتیبان اصلی بابک زنجانی هستند کە پس از چلاندن و تصاحب بخشی از ثروت های غارت شدە زنجانی از "بیت المال" و بە خدمت گرفتن وی او را آزاد و بە وی اجازە دادەاند در ازای شریک شدن در فعالیت های اقتصادی وی بساط فساد اقتصادی خود را احیا و بگستراند.
جناح دیگر حکومتی کە در این بازی بازندە شدە و بازی را بە طرف قدر خود باختە است، حالا دارد تلاش می کند جلوی تثبیت موقعیت زنجانی را کە در خدمت رقیب قرار گرفتە بگیرد. برخورد گمرک و بانک مرکزی نە بخاطر جلوگیری از فساد بلکە بخشی از رقابت بر سر سهم خواهی از تاراج چند ملیارد یرویی بابک زنجانی است.کما اینکە خود بابک زنجانی هم گفت قوە قضاییە با توقیف طلاها موافقت نکردە، اما نهاد تعزیرات حکم توقیف طلاها را صادر کردە است.
تعداد غارتگران و اختلاسگران در جمهوری اسلامی البتە لیست بلند بالایی را شامل می شود کە بابک زنجانی تنها یکی از مهرە درشتهای آن است کە در اثر رقابت باندهای مافیایی غارتگر حکومتی بخشی از غارت وی از پردە بیرون افتادە است.
اما در این درگیری ها چیزی کە پنهان می شود، منشا و علل ثروت هایی است کە بابک زنجانی آس و پاس در دورە جوانی را ظرف مدت کوتاهی بە چنان ثروت و قدرتی رساندە است کە می تواند در مقابل نهادهای رسمی دولتی سینە سپر کند، از فساد، ثروت و قدرتی کە بواسطە آن بە دست آوردە دفاع کند و طلبکار هم باشد. هم از این رو ست کە کسی مایل نیست بە منشا ثروت نجومی زنجانی کە هیچ شک و شبهەای در مورد فساد آمیز بودن آن نیست بپردازد. دعوایی کە این روزها در این خصوص بە جریان افتادە نە در مورد فساد بل کە بر سر سهم خواهی است.
اگر قرار باشد پرسش از کجا وآوردەای بە میان کشیدە شود و مبنای رسیدگی بە ثروتهای نا مشروع قرا گیرد در آن صورت پای هر دو جناح گیر و نقش آنها در ساختاری شدن و مشروع شدن این نوع ثروت اندوزی زیر سوال می رود.
پدیدە بابک زنجانی در واقع حاکی از همە گیری ومشروع شدن کسب ثروت از طریق فساد واختلاس و رانت در نظامی است کە همەی جناح های آن از صدر تا ذیل شب و روز از عدالت و مبارزە با فساد دم می زنند و بە عبث تلاش می کنند بر فساد مسلط بر سیستم سرپوش بگذارند. وجود همین فساد منشا فقر و بی عدالتی وعقب ماندگی و قرار گرفتن کشور در معرض نابودی است. طلب اصلاح و انتظار مبارزە با فساد از سوی رژیمی کە رهبران آن سراپا غرق در فساد هستند مانند انتظار از چاقو برای بریدن دستە خودش است. بهمین جهت اولین گام برای برچیدن بساط فساد، برچیدن بساط این نظام فاسد و جهنمی است.