در رابطه با سخنان اخیر ولی فقیه و تشبثات حکومتی جاری
بهزاد کریمی

خامنه‌ای دو روز پیش مراسم تدارک دیده‌شده‌ی «عزاداری فاطمه زهرا» را بهانه قرار داد تا طی بیاناتی به پایگاه سپاهی – بسیجی‌ خود قوت قلب دهد. او گرچه واقعیت از درون شکسته‌ی نظام را به روی خود نمی‌آورد و حتی حاشا می‌کند اما خوب می‌داند که حزب اللهی‌هایش چه اندازه دلواپس وضعیت و نگران آینده‌‌‌اند. وی در این سخنرانی با تکرار ادعاهای قبلی مبنی بر «شکست دشمن» در جنگ دوازده روزه، بار دیگر دم از توانایی‌های جمهوری اسلامی زد و اینکه «دشمن» در این جنگ «کتک خورد» و «دست خالی برگشت»! القای او در این خلاصه می‌شد که گویا جمهوری اسلامی توانست در جنگ دوازده روزه با گذر از پدافند به آفند موجب قطع جنگ و دفع تجاوز شود! 

خامنه‌ای در صحبت‌هایش نه فقط  منکر رد و بدل‌های پشت‌پرده‌ی عملاً جاری میان حکومت و آمریکا شد، بلکه در بیانی تهدیدآمیز باز بر تداوم آشتی‌ناپذیری نظام با «استکبار» تاکید مشدد به عمل آورد. او با دمیدن در شیپور مشی «ناسیونالیسم کاذب»، در اظهاراتش زور دیگری زد تا مخالفت مردم ایران با جنگ و تجاوز به کشور را به نفع نظام ولایی مصادره کند! مردمی که، هر روز به هزار زبان ابراز بیزاری از این نظام می‌کنند و در عین حال مخالف هرگونه تجاوز و جنگ بودند و هستند. مردمی که، به پشتوانه‌ی تجربه و درون‌مایه‌ی آگاهی، عمده مسبب و زمینه‌ساز تنش و تشنج و جنگ را همین جمهوری اسلامی و سیاست‌های شخص ولی فقیه در آن می‌شناسند بی آنکه از تقصیر متجاوزان بگذرند. 

در حالی که خواست وسیعاً ریشه‌دار در جامعه برای آغاز مذاکره با آمریکا، از مدتی پیش و طبق نشانه‌های متعدد به تمایل دم افزون در بخش‌هایی از حکومت فراروئیده است، خامنه‌ای اما در عمل کماکان اصرار بر خاموش ماندن چراغ مذاکرات دارد. همین که موضوع پیغام و پسغام به وساطت بن سلمان برای ترامپ درز بیرونی پیدا می‌کند، او از عمال خود به بهانه‌ای خواهان ترتیب دادن مراسم سخنرانی می‌شود تا به اصطلاح پیشدستانه هر رشته نارشته‌ای را پنبه کند. هر چه هم سیاست ورشکسته‌ی «نه جنگ و نه مذاکره» ناپایداری و بدفرجامی خود را عیان‌تر می‌نمایاند و دریچه‌ای برای از سر گرفته شدن گفتگوها باز می‌شود، او با بیرون آمدن‌های گهگاهی از مخفیگاه خود خط و نشانی باز بیشتر علیه شروع گفتگو با آمریکا می‌کشد. تناقضات  گفتاری و رفتاری پایوران حکومت در این زمینه، نشانه‌ی درماندگی و فضاحت نظام است.

خامنه‌ای در حالی شاکی از نبایدهای طرف مقابل است که خودش انجام مذاکره را منوط به قبول بایدهای جمهوری اسلامی از سوی آمریکا می‌کند! او زیر این شعار که جمهوری اسلامی حاضر به مذاکره زورگویانه نیست، با پیش کشیدن شرط و شروط «غنی‌سازی» اورانیوم، کمترین روزنه‌ها برای خروج از بن‌بست را می‌بندد. بی آنکه ذره‌ای هم به روی خود بیاورد که فرایند تغلیظ اورانیوم تا ۶۰ درصد فقط برای رسیدن به توانایی هسته‌ای است با نام مستعار «بازدارنگی». چیزی که حتی ظاهراً متحدینش هم نمی‌توانند آن را بپذیرند و برتابند به ویژه که گاه لزوم رسیدن به هسته به صراحت از سوی «پایداری»ها و «محور مقاومتی»ها لو هم می‌رود. اینها عملاً دعوت به جنگ است.

خامنه‌ای علیرغم حرافی‌هایش خود اما بهتر از هرکس دیگر می‌فهمد که دستگاه نظامی او توانی برای مقابله با جنگ ندارد. با این همه اما دست از این خیال‌پروری برنمی‌دارد که بالاخره طرف مقابل نرخ معامله در مذاکره را پائین خواهد آورد. حال آنکه زمان بدانگونه که تا همین امروز تماماً به ضرر تعویق مذاکره بوده و دود آن نیز فقط و فقط به چشم مردم ایران و کشور ما رفته است، باز هم به زیان ایران خواهد بود. او از همان مخفی‌گاهش توسط گماشتگان خود در نهادهای تصمیم‌گیری دولتی، هرگونه تلاش‌ چه از درون کشور و چه از سوی واسطه‌های منطقه‌ای برای از سرگرفتن مذاکرات را کور کرده و گره بر گره افزوده است. بازی‌ای که باز هم آن را لجوجانه ادامه می‌دهد.

خامنه‌ای، هستی رو به اضمحلال کشور را در گروی مصالح حقیر خود قرار داده و حفظ پرستیژ برباد رفته‌‌‌اش را برتر از هر چیز می‌خواهد. در حالیکه همه‌ی سیاست‌های داخلی و خارجی رژیمش و در هر عرصه‌ نیز شکست خورده است، او اما حاضر به عقب نشینی و «تغییر رفتار» نیست. جاهایی هم اگر کوتاه آمده نه بخاطر ترک رویه و روال، بلکه برای پشت سر نهادن تعرضات بوده تا موج از سر بگذرد. یک نمونه‌اش هم همین تحرکات اخیر حکومتی‌ها در مورد «حجاب و عفاف»، که  نظام تلاش بسیار دارد تا روند رو به گسترش برداشتن روسری زنان در کشور را مهار کند.

حال آنکه این توهمی بیش نیست و نظام آرزوی برآورده‌شدن آن را با خود به گور خواهد برد. چرا که دستاورد درخشان جنبش انقلابی «زن – زندگی – آزادی»، محصول جسارت و بلوغ بود و لذا واقعیتی برگشت ناپذیر و تثبیت‌شده. دختران جسور این سرزمین همراه پسران غیور متجدد آن، دست در دست هم توانسته‌اند با برانداختن حجاب خیابانی، رهایی کوچه و خیابان از حجاب اجباری را رقم زده و حکومت را عقب بنشانند. این همانا قدرت ایستادگی جامعه‌ی مدنی بود که پای نه به حجاب اجباری را به ملاء عام  کشاند و همچنان نیز بطور گسترده خیابان‌ها را در می‌نوردد.

اما کسی تردید نداشته است و ندارد که ذهنیت این نظام و راس آن خامنه‌ای ولی فقیه، در رابطه با وجوب حجاب همانست که بود. مصوبه‌ی ارتجاعی و سرکوبگرانه‌ی مجلس اسلامی در رابطه با حجاب که دو سال پیش با عبور از تائید شورای نگهبان فقها جهت اجرا به دولت ابلاغ شد، نه ملغی است و نه حتی رسماً اعلام تعلیق، بلکه متوقف از سر ناگزیری است!  اگر در فضای عمومی دست حجاب‌بان‌ها‌ برای کشیدن گیسوی زنان را کوتاه می‌بینیم فقط ناشی از نتوانستن این دست‌درازهاست‌. بهمین دلیل نیز، از مدتی پیش و به حُکم شخص خامنه‌ای بر این شده‌اند که لااقل مکان‌های زیر سیطره وجوبات دولت را از طریق جریمه و مجازات‌های نوع «خلاف» و « جنحه» زیر کنترل گزمه‌های خود ببرند.

گرچه هدف نخست خامنه‌ای در سخن‌رانی اخیر او را باید تشبثات در جهت بازگرداندن انسجام به «جبهه‌ی ایستادگی» در حکومت دانست، موضوع اما ابعاد بس کلانی دارد. جمهوری اسلامی درمانده است و مواجه با واماندگی. صورت به سیلی سرخ می‌کند و کابوس رخت بربستن از بساط قدرت دست از سرش برنمی‌دارد. شکست سنگین در منطقه با پیامدهای سهمگین آن، لاینحل ماندن موضوع تنش و تشنج و جنگ با خارج، افلاس اقتصادی، به اصطلاح خودشان ناترازی‌های رو به تزاید در هر زمینه‌ای و انباشت نارضایتی‌های رو به انفجار در توده، آینده‌ای برای آن باقی نگذاشته است. جمهوری اسلامی در حالی درگیر مسئله بقاء شده که هیچ نقشه راهی هم پیش روی خود نمی‌بیند. بی نقشه بودنش هم به اینکه در آن اراده‌ی نافذی برای بیرون کشیدن خویش از زیر آوار وجود ندارد.

مشکل ایران در این وضعیت، همانا شکل نگرفتن آلترناتیو است در برابر حکومتی ورشکسته؛ حکومتی همچنان چسبیده به قدرت و مصمم بودنش فقط در مقابله با هر مقاومت. معضل ایران، نه رکود اجتماعی در جامعه بلکه در تداوم گسیختگی است در صفوف اپوزیسیون جمهوریخواه و دموکراتیک نظام جمهوری اسلامی؛ اپوزیسیونی بسی وسیع و بالقوه برخوردار از توانمندی‌های بسیار. در چنین شرایطی، پاسخ فقط وسیع‌ترین همسویی‌ها و همراهی‌ها و هماهنگی‌هاست بر سر حداقل مشترکات ممکن تا جامعه‌ی دموکراسی خواه در آن قدرت خود را بازیابد و بکار بگیرد. از این طریق هم است که جامعه‌ی ایران نه تنها با این حکومت به وداع خواهد رسید بلکه راه را بر خطرات ناخواسته‌ در مسیر گذار از جمهوری اسلامی هم خواهد بست.

بهزاد کریمی           

            ۷ آذر ماه ۱۴۰۴ برابر با ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵    


Source URL: https://bepish.org/node/13040