پر ارزشترین اقدام در حال حاضر دراز کردن دعوت به گفت و شنود صادقانه است
نادر عصاره: جنبشهای اجتماعی اخیر، از جمله «زن، زندگی، آزادی»، از فقدان آلترناتیو دموکراتیک رنج میبرند. امروز خلا و نبود آلترناتیوی دموکراتیک منجر شده است که بخشی از مردم خسته از سرکوب و بیداد جمهوری اسلامی به برخی جریانات که با دموکراسی بیگانه اند، روی خوش نشان دهند. علاقمندیم نظر شما را برای خوانندگان «به پیش» پیرامون پرسش های زیر بدانیم:
س ۱ - آلترناتیوهای موجود، ممکن ومطلوب در سپهر سیاسی ایران کنونی کدامند؟
به خودم اجازه نمیدهم که بگویم کدام آلترناتیو، در سپهر سیاسی ایران، بهترین انتخاب است، اما میتوانم بگویم که آلترناتیو مورد نظرم باید دارای چه خصوصیاتی باشد .
دست اندرکاران این آلترناتیو باید بخواهند و بتواند جهت تهیه یک برنامه راهبردی موثر برای پیش بردن جنبش، بهطور ابژکتیو و اصولی نه آرمانی و نه بهطریق کپی برداشتن از کتاب هایی چند، بلکه با استفاده از روش تحلیلی علمی، به اطلاعات تاریخی، و شرایط عینی اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی ایران و کشورهای منطقه و دنیا کوشش کنند. وظایفی است بس سنگین.
شناخت های ذکر شده لازمه بنیادی برای تعیین هدف، و برنامه ریزی های راهبردی، چه تاکتیکی و چه استراتژیکی است و پیشرفت جنبش بر آن دانستنی ها استوار خواهد شد. پیاده کردن درست برنامه ها منجر به جلب اعتماد مردم، که اهمیت حیاتی برای پیشرفت جنبش در بر خواهد داشت.
تشکیل یک آلترناتیو موثر و مطلوب، برای کشوری مثل ایران که دارای تاریخی طولانی و پر از فراز و نشیب، و دارای اقوام مختلف با تجاربی متفاوت و مشکلات متعددِ، با موقعیت حساس جغرافیایی، منابع سرشار طبیعی و انسانی است که نیاز مبرم به ائتلاف فراجناحی دارد. بطور حتم، کار آسانی نخواهد بود، اما لازم است.
اعضای این آلترناتیو باید دانا، بی طرف، شجاع، قادر، صادق، و مهمتر از همه قدرت گوش کردن و شنیدن دیگران را داشته باشند. معتقد باشند که دیگران حق مساوی نه کمتر از او دارند و کسی رهبر نیست و آنها فقط هیئت اجرائیه هستند. رفتار و کردار اعضا باید شفاف باشد.
هدف این آلترناتیو برای ساختن یک جامعه دموکراتیک، باید بر طبق شرایط ملموس کنونی و تاریخی- مردم ما، مملکت ما و دنیا – به گونه ای عینی ، نه آرمان خواهانه تعیین شود. درست است که از تجربه تاریخی و همچنین کنونی دنیا باید کمک گرفت،اما پیاده کردن آن اطلاعات نه به گونه ایده الیستیک، بلکه ابژکتیو انجام شود.
مردم ایران، در طی ده ها قرن، یا تحت یوغ حکومتهای دیکتاتوری و تمامیت خواه و یا در معرض حملات ویرانگر اقوام همسایه بودند. پیامد های روانی و اجتماعی حاصل از تعرض، سرکوب، کشتار، تحقیر، توهینهای پی درپی، در طول این مدت، باعث مشکلات متعددی برای مردم سرزمین ما بهطور عام و در بعضی از نقاط کشور، مشکلات پیچیدهتر است. مهمتر از همه، بهعلت سرکوب ممتد تاریخی، پروسه طبیعی رشد اجتماعی/ سیاسی فردی و دستهجمعی ما دچار اشکال شده است. گاهی حتی آرزوی، بهدست آوردن حق آزادیهای بنیادی انسانی و حقوق شهروندی غیر ممکن بهنظر آید و خود را ناچار به دو انتخاب «بد و بدتر» محدود نمائیم. ما احتیاج به زمان و فرصت مناسب داریم تا بتوانیم با آرامش به حق فردی و اجتماعی خود پی ببریم و به خود و دیگران احترام بگذاریم، به وظایف خود پی ببریم تا مرتکب اشتباهات کمتری شویم. ازاینرو، وظیفه آلترناتیو دشوار است، اما شدنی است.
نگاهی به تاریخ خود بیاندازیم؛ در زمان جریانات ۱۳۵۷، به مردم گفته شد که «همگی باید خمینی را بهعنوان رهبر جنبش قبول کنند تا بتوان از دست شاه آزاد شد»، سپس با گفتگو مسائل حل خواهد شد. پاره ای ازما بهعلت فقدان دانش و پارهای دیگر به پیروی از حزب برادر- که آن هم به علت فقدان اطلاعات و داشتن تفکر ولایی بود- قبول کردیم و نتیجه این شد. ما در آن زمان، سازمان متشکل و موثری که بتواند آلترناتیو مطلوب باشد، نداشتیم. بهنظر می آید که تاریخ بهصورت مضحکی در حال تکرار است.
هنوز فرصت است که یک آلترناتیو مطلوب بتواند و بخواهد بطور مستقل و با حفظ اصول راهبردی درست و با احترام به حق شهروندی همگی ، در جهت اتحاد مرحله ای با دیگران گفت و شنود داشته باشد.
س ۲ - آیا وجود یک آلترناتیو دموکراتیک را ضروری می دانید؟
ما هزاران سال تحت تسلط، حکومت های سرکوبگر یا فاتحان غارتگر بودیم . حکومتها از ما خواستار تابعیت از خدایگان، شاهنشاه و رهبر و ولی فقیه بودند، متاسفانه ، گویی که پیروی از یک رهبر، پاره ای از DNA ما شده است . پدر خانواده، کدخدا ده، معلم و مدیر مدرسه، پیشنماز ده، نماینده امام، شاه سایه خدا و ولی فقیه برای هزاران سال بر ما حکومت مطلق داشتند . ما فرصتی برای فکر کردن نداشتیم . ما اصلا ما نبودیم و حق یک شهروند آزاد را نداشتیم و نمی شناختیم. متاسفانه حتی خود را سزاوار آن حقوق هم نمیدانستیم . متاسفانه ، هنوز، این مشکل در برخی از ما ادامه دارد.
ما ، در مدارس، فقط تکلیف مدرسه اجرا کردیم و مشق رو نویسی نمودیم ، درک و آموختن اصولی آن سوژه علمی، بخشی از برنامه تدریسی ما نبود . داشتن فکر نقادانه نه تنها به ما آموخته نشد بلکه منع شد. داشتن ابتکار عمل و جستجو گری در جامعه ما خطا محسوب میشد و مورد انتقاد، شتم ، ضرب ،شکنجه و زندان شدن همراه بود. بنا بر این ، وجود یک آلترناتیو دموکرات ، کثرت گرا، سکولار، و صادق، چون نوش دارویی است برای پیشرفت جنبش آزادی خواهانه و برقراری یک حکومتت موکراتیک در ایران .
س ۳ - چه موانعی امروز برای شکل دادن به آلترناتیو مطلوب وجود دارد؟
میتوان از دو گره عوامل خارجی و داخلی موثر و بازدارنده پروسه سازماندهی وعملکرد آینده آلترناتیو موثر نام برد:
عوامل خارجی : دخالت کشورهای مختلف یعنی «عوامل خارجی»، در طول تاریخ ما ، با استفاده از راهبردهای متعدد - سیاسی، اقتصادی و فرهنگی - رل بازدارنده موثری درپیشرفت و دموکراتیزه شدن کشور ما داشتند و دارند. از آن جمله دخالت کشورهای سرمایه داری جهانی چون امریکا و انگلیس ( کودتا ها و توطئه ها) را میتوان اسم برد . ما مکررا، در معرض نیرنگهای امپریالیستی در قرار گرفته بودیم و شاهد شیوههای نوین و فاشیستیک آنها در دنیای کنونی هستیم. همچنین،هدف دخالت های توسعه طلبانه همسایگان که در مراحل مختلف تاریخی موجب افت و انحراف جنبشهای مردمی ما شدند، بودیم. این عوامل بازدارنده درست در مواقع حساس مانع پیشرفت دموکراتیزه شدن جنبش های ایران شدند.
عوامل داخلی: اما، به عقیده من اثر بازدارندگی «عوامل داخلی» در پیشرفت دموکراسی در ایران فوقالعاده موثرتر بوده است. مشکلات تاریخی، اجتماعی، سیاسی و غیره خودمان از جمله: غرق بودن یا ذوب شدن در تفکر و روش «ولایی» و «رهبر پرستی»، قبول یا رد بی چون و چرای یک پدیده یا یک تفکر، نداشتن اعتماد به خود و تکیه کردن به تفکرات مختلف بدون تحلیل، کنجکاو نبودن، کمبود استفاده از روش استدلال ابژکتیو در ارزیابی عقاید و پدیدهها ،تصمیم گیریها و عملکردها، استناد به شنیده ها ( آن هم بطور ناکامل) تا بهخواندهها و عدم تامل و تعمق کردن به مفاهیم نوشته ها و گفتار و غیره... تمام این کمبود های درونی، جراحات حاصله از بودن در زیر یوغ دیکتاتوری برای مدتهای طولانی است، که به تعبیری به مشکل ذاتی ما تبدیل شده است. باید بهطور جدی و فعال ازین مشکل رهایی یابیم.
جهت مثال: چنانکه دیدیم جنبش چپ کشور ما حداقل، در دو مرحله تاریخی و تعیین کننده، به انحراف کشیده شد. تابعیت بی چون و چرای مرکزیت حزب توده از برادر بزرگتر یعنی حزب کمونیست شوروی استالین در دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰. دیگر بار، نفوذ عوامل منحرف کننده که مانع رشد طبیعی و پیشرفت تفکری و کاربردی سازمان فدایی، حداقل، در جهت پیشرفت به یک تشکیلات دموکراتیک و مردمی. دنباله روی بعضی از رهبران و قبول بی چون و چرا تعداد زیادی از اعضا برای سالهای زیاد، را میشود نمونه خوبی از بیماری « ذوب در رهبری یا روش ولایی» و دیگر عوارض مسموم کننده جامعه استبداد زده دانست ، که سبب تعویق برپا کردن یک آلترناتیو مطلوب و در نهایت یک جنبش دموکراتیک شد.
س ۴ - چه پروژه مشخصی را برای کمک به پدیدار شدن آلترناتیو میتوان پیشنهاد کرد؟
ایجاد فضای گفت و شنود صادقانه و بی ریا برای اقشار مختلف مردم و سازمانهایی که در خدمت پیشرفت و دموکراتیزه کردن جامعه هستند. باید از قصر های بلورین و برجهای عاج آرمان خواهی و ایدئولوژیک قرن گذشته پیاده شد. باید به مردم و به احتیاجات انسانی و روزمره شان و رنجهای شان فکر کرد و آنرا احساس کرد، این پاپولیسم نیست بلکه روشی است واقع گرایانه. پاپولیسم یا عوام گرایی به روشی گفته میشود که «رهبران عوام فریب» با استفاده از مفاهیم همه پسند و ساده انگارانه - نه توجه عینی به مشکلات و احتیاجات اساسی مردم ـ خیل جمعیت آسیب پذیر را به دنبال خود بکشانند.
باید کوشش کرد تا افراد وتشکیلات دیگر را نه فقط با معیار تفکری تشکیلاتی خود ـ که معلوم نیست چقدر درست باشد- ارزیابی کرد. ما چپ ها سعی میکنیم برای تحلیل تمام مسائل( اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی) فقط از روش تفکری خاصی (از جنبش کارگری و ارزش اضافی تولید شده ، ضدیت به کشورهای سرمایه داری و غیره...) استفاده نماییم . گاهی حتی فکر نمیکنیم که آن کارگر، یک انسان است و دارای احتیاجات زیادی است، او دلواپس معیشت روزانه اش، درمان فرزند مریض یا تحصیل فرزندانش است. مهمتر، او حاصل جامعه سرکوب شده دیکتاتوری برای صدها سال است و شاید دارای اشتباهاتی است. سازمان دهی برای ایجاد یک جامعه سوسیالیستی در آینده ، در حالیکه خیلی به جاست، اما، در حال حاضر برای او کافی نیست، او احتیاجات زیادی دارد که باید اکنون شناخته شود.
آیا ما خواسته های جوانان ما، که در حال حاضر در کف خیابانها توسط عوامل سرکوب حکومت ج ا کشته میشوند آشنا هستیم؟ متاسفانه در زیر سرکوب قرون وسطای ج ا ، رندانه معرکه مغز و دل جوانان و اقشار محروم را با وعده های پوچ پرکرده و در حال مصادره آمال و آرزوهای آنها هستند، ما توجهی به آینده به تاراج رفته آنها نداشتیم. متاسفانه، توجه یا شاید شناخت ما از زندگی و معیشت ناپایدار اقوام ، خرده فروشها و دستفروشان بازار، بازنشستگان،معلمین و غیره و غیره بیشتر آرمانی و بر مبنای تئوریهایی ایدئولوژیک بود. باید قبول کنیم که جامعه ما یک جامعه متکثر،سرکوب شده، و نا امید است و میتواند گول وعده های رنگارنگ و پاپولیستی را بخورد.
س ۵ - شما برای هماهنگی و همکاری و اتحاد سیاسی اپوزیسیون چه پیشنهادی دارید؟
در این مرحله، بازهم، ایجاد فضای عمومی گفت و شنود صادقانه با سازمان های مختلف دارای اهمیت حیاتی است. خوشبختانه ما دارای تشکیلات و احزاب متعدد قومی و ملی ، سازمانهای زنان، کارگری فعال و مطالبه گر، دانشجویی پویا، معلمین و بازنشستگان فرهیخته، هنرمندان، نویسندگان، وکلا، پزشکان، پرستاران، نهادهای صنفی فعال و همچنین نهادهای مردمی و خیرخواهانه و غیرانتفاعی زیادی در داخل ایران و در خارج ایران هستیم. هر یک از این تشکیلات دارای تفکر و خواسته های مختلف هستند، اما تعداد زیادی از آنها دارای یک خواسته مشترک یعنی «برکناری کامل جمهوری اسلامی و رژیم ولایی، برقراری یک حکومت سکولار و دموکراتیک با تکیه بر سازمان های مدنی و مردمی» می باشند. این خواسته مشترک بهترین نقطه ایجاد اتحاد در مرحله کنونی خواهد بود. برای پیوستن به آنها باید از خواستهها و کمبودهای آنها و از سطوح نیازهای آنها آشنایی داشت. .پر ارزشترین اقدام در حال حاضر دراز کردن دست به جانب سازمانها و تشکیلات دموکراتیک ذکر شده و دعوت به گفت و شنود صادقانه است. فراموش نکنیم که ایران مال همگی ما است.
س ۶ - چه تاکید دیگری در این زمینه به نظرتان می رسد؟
در هر جنبشی تضاد ها، اولویتها، و موانع متعددی وجود دارد، البته اهمیت آنها در مراحل مختلف جنبش یا انقلاب با تغییرات شرایط عینی جامعه ، اولویت تضادها و موانع هم تغییر خواهد کرد، بنابراین، اهداف، تاکتیک، و استراتژی آلترناتیو مطلوب هم باید تغییر کند.
در حال حاضر، بدون شک، تضاد عمده اکثریت شرکت کنندگان در جنبش «مجموعه حکومت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه» است؛ بنابراین، خواست مشترک هم باید در خدمت ایجاد توافق و تفاهم جناح های مردمی برای برقراری « یک حکومت دموکراتیک و سکولار» باشد. در نتیجه، براندازی جمهوری اسلامی و نظام ولایی کنونی، قدم اول حرکت و شرط اول هم باید بر مبنای اتحاد سازمانها و تشکیلات مختلف دموکراتیک و مردمی با هدف برقراری یک حکومت دموکراتیک سکولار است. آما در همان قدم اول موانع حیاتی، بخصوص در خط مخالفبن حاکمیت بوجود خواهد آمد که میتواند مانع اتحاد گروهها شود و حتی موجب عقب نشینی و شکست جنبش گردد. بنابراین شناخت این موانع مهم است.
در صدر این موانع، گروههایی هستند که برای کسب رهبری از ترفندهای مختلف استفاده میکنند. آنها با علم و تکیه بر سابقه تاریخی و سنتی استبدادی کشور ما، خواهان رهبری به هر قیمتی هستند؛ و حتی نفوذ در صفوف جنبش، تحمیق، تهدید و یا اشاعه اخبار غلط یا دادن شعارهای گمراه کننده که موجب نفاق در خط اتحاد میشوند. آنها شرمی از همکاری با دشمنان جنبش ندارند و نخواهند داشت . باید این عوامل به موقع شناخته شده و بدون هیچ گونه درنگی آن ها را به مردم شناساند.
تاریخ جنبشهای جهانی به ما آموخت که آگاهی توده های مردم یکسان نیست بهخصوص در جوامعی که تحت استثمار و سرکوب طولانی بودهاند. فراموش نکنیم که قدرت های دیکتاتوری مانع رشد تفکری و قدرت پرسشگرانه تودهها هستند. در این صورت بخشی از این مردم، عملا طعمه خوبی برای فرصتطلبانی میشوند که داعیه بدست گرفتن رهبری را بلند کردهاند. آنها دارای اراده کامل برای به انحراف کشیدن، حداقل بخشی از جنبش، به جهت خواستهها و رهبری فرا تشکیلاتی خود هستند. آنها احتیاج به گوشت دم توپ دارند و چه بهتر از سواستفاده از بخشی از مردم ما و جوانان ما که سالها تحت ستم حکومت مستبد و ناکارآمد ولایی قرار داشتند . اقشاری که زندگی و آیندهشان به تاراج رفت . اقشاری بس آسیبپذیر که میتوانند با وعدههای آن چنانی این رندان منحرف شوند. چنان که گروهی بدون برنامه مشخص برای جنبش و حفظ امنیت مبارزان خیابانی، تنها به کمک کشورهای دیگر مردم ایران را در مقابل نیروهای امنیتی، سپاه، بسیج، و شاید ارتش تا دندان مسلح شده رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی در خیابان های شهرهای ایران تنها رها کرده و وعدههای فریبنده و عوام پرستانه خود ادامه میدهد.
اینجاست که یک آلترناتیو آگاه در حالیکه برنامه آینده را تهیه و اجرا میکند باید به زوایای کمتر شناخته شده مشکلات جنبش هم توجه داشتهباشد و به موقع از آن جلوگیری و آنرا بی اثر کند.