پروین ملک

در روزهای پس از ناآرامی‌های دی‌ماه، گزارش‌های میدانی حاکی است که پیکر شمار قابل‌توجهی از زنان معترض در مرکز پزشکی قانونی کهریزک بدون شناسایی و بدون مراجعه بازماندگان نگهداری می‌شود. انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی در گزارش میدانی خود اعلام کرده است که دست‌کم پنجاه پیکرِ ناشناسِ زن که گفته می‌شود مربوط به اعتراضات ۱۸ تا ۲۱ دی‌ماه است همچنان در کهریزک مانده‌اند. (ایران وایر)

آنچه از تصاویر و شرح‌هایی که در محل ثبت شده برمی‌آید، نه تنها نشانه‌های ضرب‌ و شتمِ شدید بدنی است، بلکه چهره‌ها و آثار جراحت بر پیکر برخی زنان چنان بوده که تشخیص هویت‌شان را دشوار ساخته است؛ از بخیه‌های بزرگ روی جمجمه تا خون‌مردگی‌های گسترده و فرو رفتگی‌هایی که نشان از ضربه‌های سخت دارد. چنین شواهدی با روایت‌های بازداشتی‌هایی که بعدتر از شکنجه، تحقیر و تهدید سخن گفته‌اند همخوانی دارد. (ایران وایر )

این وضعیت پرسش‌های انسانی و حقوقی عمیقی را به‌وجود می‌آورد: چرا خانواده‌ها یا نزدیکان این زنان برای شناسایی و تحویل پیکرها مراجعه نکرده‌اند؟ گزارش‌های میدانی چند علتِ هم‌پوشان را برجسته می‌کنند: فقر و ناتوانی مالی بازماندگان برای طی‌کردن مراحل اداری و دفن؛ ترسِ واقعی از بازداشتِ خودِ بازماندگان یا فشارهای امنیتی که مانعِ مراجعه می‌شود؛ و نبودِ اطلاعات یا دسترسی امن به مدارکِ هویتی که روند شناسایی را پیچیده می‌سازد. همچنین اسناد میدانی نشان می‌دهد در برخی موارد خانواده‌ها درِ سالن‌های پزشکی‌قانونی با دشواری و تعلل روبه‌رو شده‌اند و رسیدگی شفافِ مقامات نیز متوقف یا ناکافی بوده است .

یک عامل حیاتی و کمتر گفته‌شده که باید صریحاً ذکر شود، وضعیتِ خودِ خانواده‌هاست: در بسیاری از موارد مردانِ خانواده — پدران، برادران یا همسران — نیز یا کشته شده‌اند یا در بازداشت یا ناپدید شده‌اند. نبودِ کسی که از جانب خانواده «مسئولِ پیگیری» باشد، همراه با فشارهای امنیتی و تضعیفِ توانِ مالی، روندِ شناسایی و تحویلِ پیکر را عملاً فلج می‌کند. روایت‌هایی از خانواده‌هایی منتشر شده که اعضای مردِ خانواده‌شان در جریان اعتراضات جانِ خود را از دست داده‌اند یا هنوز در بازداشت‌اند و به همین دلیل امکانِ مراجعه، تهیهٔ مدارک یا انجامِ تشریفاتِ لازم را نداشته‌اند؛ چنین فروریزیِ موقتیِ ساختارِ حمایتیِ خانواده، عمقِ فاجعه را دوچندان می‌سازد .

از منظرِ حقوقی و انسانی، پیکرِ ناشناخته تنها یک آماری سرد نیست؛ این پیکر نمادی است از فقدانِ نام، فقدانِ روایتِ رسمی، و محرومیتِ بازماندگان از حقوقِ ابتداییِ سوگواری و عدالت. نبودِ شناساییِ سریع و تحویلِ باکرامتِ پیکرها، خانواده‌ها را از مراسمِ سوگواری، دفنِ شایسته و حقوقِ مدنی محروم می‌سازد و می‌تواند سال‌ها ابهام و دردِ اضافی برای بازماندگان به‌جای بگذارد .

در کنارِ گزارش‌های رسمی و دانشگاهی، رسانه‌های داخلی و شبکه‌های اجتماعی نیز بارها به روایتِ تصاویرِ زنانِ بی‌نام پرداخته‌اند و خواستِ بلافصلِ افکار عمومی بر شفافیتِ کاملِ فرایندهای پزشکی قانونی، انتشار آمارِ دقیقِ قربانیان و تضمینِ امنیتِ بازماندگان متمرکز شده است. این خواست‌ها صرفاً مطالبه‌ی اطلاعات نیستند؛ آنان خواستِ عدالت، عزتِ انسانی و احیای کرامتِ کسانی‌اند که در خیابان خاموش شدند .(گویا نیوز)

در پایان باید گفت: پاسخِ جامعه به این وضعیت فراتر از آمار و ارقام است. شناساییِ هویت، تحویلِ پیکر برای مراسمِ سوگواریِ شایسته، رسیدگیِ قانونی به ادعاهای خشونت و آزار، و تضمینِ امنیتِ بازماندگان، مجموعه اقداماتی‌اند که می‌توانند گامی اولیه برای التیامِ جراحتِ جمعی باشند. وگرنه، هر پیکرِ ناشناخته به مثابهٔ نشانه‌ای است از زنجیره‌ای طولانی از فقدان‌هایِ نامرئی—فقدانِ نام، فقدانِ روایت، و فقدانِ حقِ یک خانواده برای دانستنِ سرنوشتِ عزیزانش .

فوریه ۲۰۲۶


Source URL: https://bepish.org/node/13486