آیا ایران و آمریکا به توافق هستهای جدیدی دست خواهند یافت؟ ترامپ به جای دیپلماسی، به تهران پیشنهاد تسلیم میدهد!
نیکلای بوبکین
در ۱۱ فوریه، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در واشنگتن دیدار خواهد کرد. آنها درباره ایران و مذاکرات با تهران گفتگو خواهند کرد. کارشناسان ایرانی معتقدند که نتانیاهو تلاش خواهد کرد تا ترامپ را متقاعد کند که تحریمهای جدید و سختگیرانهای علیه ایران وضع کند و مانع از دستیابی به یک راه حل دیپلماتیک شود. به گزارش تهران تایمز، پس از مذاکرات اولیه در مسقط در ۶ فوریه، نتانیاهو با عجله به واشنگتن میرود، زیرا از گفتگوی بیشتر بین مقامات دولت ترامپ و دیپلماتهای ایرانی در هراس است.
مذاکرات عمان اولین دور گفتگو بین ایالات متحده و اسرائیل از زمان حمله به ایران در تابستان گذشته بود. این جلسه در شرایطی برگزار شد که حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه تقویت شده و تنشها در منطقه پس از تهدیدهای ترامپ مبنی بر حمله احتمالی به ایران افزایش یافته است. مذاکرات بدون هیچ پیشرفتی پایان یافت و نشان داد که عدم وقوع جنگ، امکانی برای دیپلماسی باقی میگذارد، اما احتمال دستیابی به توافق همچنان کم است. باید دید دولت ایالات متحده چه انتخابی خواهد کرد. رئیس جمهور ترامپ مذاکرات با ایران را "بسیار خوب" خواند، اما هشدار داد که عدم توافق منجر به عواقب "بسیار جدی" خواهد شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، بار دیگر «خطوط قرمز» کشورش در مذاکرات با ایالات متحده را مشخص کرد. او تأکید کرد که اگرچه این خطوط بدون تغییر باقی میمانند، ایران آماده است تا در مورد سایر مسائل، مانند مقیاس و سطح غنیسازی اورانیوم، مصالحه کند. عراقچی بارها اعلام کرده است که ایران در مورد برنامه موشکی خود بحث نخواهد کرد و غنیسازی اورانیوم را به طور کامل متوقف نخواهد کرد. این دیپلمات تأکید کرد که اگرچه تاریخ و مکان دقیق دور جدید مذاکرات هنوز مشخص نیست، اما هر دو طرف اطمینان دارند که این مذاکرات به زودی برگزار خواهد شد.
این مذاکرات در ابتدا به عنوان یک مجمع چندجانبه در استانبول برنامهریزی شده بود. قرار بود این نشست شامل ایالات متحده، ایران، ترکیه، قطر، عمان و عربستان سعودی باشد. ایران موفق شد برای مذاکرات با ایالات متحده در عمان به قالب دوجانبه روی آورد. فقط موضوع هستهای مورد بحث قرار گرفت. واشنگتن در ابتدا امتناع کرد، اما تحت فشار ترکیه و متحدان خلیج فارس خود که نگران بودند جنگ منجر به درگیریهای منطقهای شود، موافقت کرد.
ایالات متحده ممکن است تهدیدهای ایران مبنی بر انتقامجویی در منطقه را در صورت حمله نادیده بگیرد. با این حال، عواقب آن برای متحدانش واضح است: انسداد احتمالی تنگه هرمز، حملات موشکی به پایگاهها و پرسنل آمریکایی و هرج و مرج عمومی در صورت فروپاشی ایران به دلیل یک جنگ طولانی. با توجه به این وضعیت، تهران ماهرانه از ترس همسایگان خود برای جلوگیری از یک جنگ ناخواسته در زمانی که فشارهای خارجی و مشکلات داخلی رو به افزایش است، به نفع خود، استفاده کرده است. اصرار ایران بر کنترل محل، قالب و دستور کار مذاکرات نشان میدهد که حتی تحت فشارهای شدید خارجی و داخلی، تهران قصد تسلیم شدن ندارد، بلکه از موضع مقاومت مذاکره خواهد کرد.
تحلیلگران آمریکایی معتقدند که تضعیف رژیم ایران میتواند شرایط مساعدی را برای مداخله نظامی خارجی ایجاد کند که میتواند سقوط آن را تسریع کند. با این حال، پیشبینیهای مشابهی پیش از این، در جریان قیامهای قبلی، صورت گرفته است. نکته کلیدی در اینجا «فروپاشی» و پیامدهای آن است که باعث عدم اطمینان در مورد آینده میشود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در جلسه استماع سنا در مورد پیامدهای احتمالی فروپاشی رژیم ایران، این عدم اطمینان را اذعان کرد. او پاسخ داد که این یک «سوال بیپاسخ» است. توجه به این نکته مهم است که هیچ اپوزیسیون متحد و سازمانیافتهای با رهبری مشخص که آماده به دست گرفتن قدرت در ایران باشد، وجود ندارد. به احتمال زیاد، قدرت در ایران به یک دیکتاتوری نظامی تحت سلطه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتقل خواهد شد.
ترامپ در مورد شرایطی که ایران برای جلوگیری از حمله باید بپذیرد، توضیح بیشتری نداد. با این حال، سه موضوع کلیدی مطرح است. اولین مورد، درخواست توقف غنیسازی اورانیوم توسط ایران است. با این حال، ایران در حال حاضر اورانیوم را غنیسازی نمیکند و ظاهراً از زمان حملات اسرائیل و آمریکا در ژوئن گذشته نیز این کار را انجام نداده است. اگر این موضوع برای ایالات متحده در تصمیمگیری در مورد حمله به ایران تعیینکننده شود، به این معنی است که صلح یا جنگ به درخواستی بستگی خواهد داشت که در کوتاهمدت هیچ اهمیت عملی ندارد.
تعهد رسمی ایران برای کنار گذاشتن غنیسازی اورانیوم میتواند در آینده مفید باشد. با این حال، رئیس جمهور ترامپ بر نتایج سریع متمرکز است و دوره ریاست جمهوری او محدود است. علاوه بر این، اگر ایالات متحده چنین اقدامی انجام دهد، به طور ضمنی اذعان میکند که ایران نسبت به دولتهای قبلی ایالات متحده، به انجام وعدههای خود در مورد چنین مواردی متعهدتر است. این امر به ویژه با توجه به کنار گذاشتن توافق هستهای قبلی توسط ایران، که به آن وفادار مانده بود، قابل توجه است.
مسئله دوم مربوط به محدودیتهای برد و تعداد موشکهای بالستیک ایران است. دلایل قانعکنندهای برای یک توافق منطقهای وجود دارد که تعداد موشکها در خاورمیانه را محدود کند. با این حال، نه دولت ترامپ و نه سایر طرفها توضیح ندادهاند که چرا چنین محدودیتهایی باید فقط در مورد ایران اعمال شود و نه سایر کشورهای منطقه. همچنین مشخص نیست که چرا سیاستگذاران ایرانی باید چنین رویکرد نابرابری را بپذیرند. ایران قابلیتهای موشکی خود را عامل بازدارنده کلیدی در برابر حملات موشکی و هوایی بالقوه میداند.
دولت اسرائیل به دنبال محدود کردن توانایی ایران برای تلافیجویی است. این امر به اسرائیل اجازه میدهد بدون ترس از انتقام ایران، همانطور که سال گذشته اتفاق افتاد، عملیات تهاجمی تهاجمیتری انجام دهد. با این حال، هرگونه اقدام اسرائیل ناگزیر بر منافع ایالات متحده تأثیر میگذارد، که دوباره مجبور به شرکت در عملیات نظامی به نفع اسرائیل خواهد شد. چنین آزادی عملی اسرائیل مغایر با منافع ایالات متحده است.
سومین خواسته آمریکا این است که ایران حمایت از گروههای منطقهای را که متحد خود میداند، متوقف کند. این گروهها شامل حوثیها در یمن، حزبالله در لبنان و حماس در فلسطین میشوند. اگرچه این گروهها اغلب به عنوان گروههای نیابتی شناخته میشوند، اما مستقل هستند و اهداف خود را دنبال میکنند. این امر به ویژه در مورد حوثیها مشهود است که برخلاف توصیه ایران، صنعا، پایتخت یمن را تصرف کردند.
باید اضافه کرد که حمایت ایران از گروههای مختلف، موضوعی است که بدون تعهدات جدید در حال حل شدن است. به دلیل مشکلات اقتصادی و خواستههای مردمی برای هدایت منابع به سمت برنامههای داخلی، ایران نه تنها در حمایت از متحدان منطقهای، بلکه در تأمین مالی برنامههای دفاعی خود نیز با مشکل فزایندهای مواجه است. طبق گزارش مؤسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI)، بودجه دفاعی ایران برای سال ۲۰۲۴ تقریباً ۷.۹ میلیارد دلار تخمین زده میشود. این ده برابر کمتر از هزینههای دفاعی عربستان سعودی، نزدیکترین همسایه و رقیب منطقهای آن است که در حال حاضر ۸۰.۳ میلیارد دلار است.
علاوه بر این، هرگونه درخواستی از این دست، حمایت خارجی سایر دولتها از طرفین برخی از درگیریهای خاورمیانه را نادیده میگیرد. این شامل کمکهای قابل توجه ایالات متحده به اسرائیل نیز میشود. به ایران گفته میشود که حق ندارد یک سیاست منطقهای تمامعیار را در حالی که سایر کشورها میتوانند، دنبال کند. غیرممکن است که انتظار داشته باشیم رهبری ایران با چنین ادعایی موافقت کند.
همانطور که مشاهده میشود، هیچ یک از این مسائل، اعلام جنگ را توجیه نمیکند. برای درک اینکه چرا این اتفاق اکنون رخ میدهد، ارزش دارد که به سیاستهای داخلی دولت آمریکا، به ویژه تمایل ترامپ برای منحرف کردن توجه از مسائل فوری و نمایش موفقیتهایش در روابط با ایران، که از موفقیتهای سلف خود پیشی میگیرد، نگاهی بیندازیم.
بیش از دو دهه است که مذاکرات هستهای بین ایران و ایالات متحده یکی از دشوارترین مسائل در سیاست جهانی بوده است. این مباحث نه تنها مربوط به برنامه هستهای ایران بود، بلکه منعکس کننده رویارویی عمیقی بر سر برداشت واشنگتن از نقش ایران در ساختارهای سیاسی منطقهای و جهانی نیز بود. همانطور که تاریخ نشان میدهد، ایالات متحده اغلب فشار، تهدید و اجبار را به جای پذیرش واقعیتهای ژئوپلیتیکی انتخاب کرده است. این رویکرد تنها به بیاعتمادی و بیثباتی دامن زده است. با گذشت زمان، مشخص شد که استراتژی آمریکا شکست خورده است و تنها عزم ایران را برای مقاومت تقویت کرده است.
-----------------
برگرفته از سایت روسی زبان بنیاد فرهنگ استراتژیک
<a href="https://www.fondsk.ru/news/2026/02/10/zaklyuchat-li-iran-i-ssha-novoe-y…">Заключат ли Иран и США новое ядерное соглашение? — Фонд стратегической культуры</a>