هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران

برای برابر حقوقی زبان ها در ایران یکپارچه و غلبه بر هژمونی طلبی زبانی در میهن مشترک!

روز جهانی زبان مادری، یادآور یکی از بنیادی‌ترین حقوق انسانی و شهروندی، حق انسان‌ها برای آموزش، بیان و زیست فرهنگی به زبان مادری خویش است. این حق، نه امتیازی ویژه برای گروهی خاص، بلکه جلوه‌ای از اصل برابری حقوقی انسان‌ها و شرطی ضروری برای تحقق دموکراسی، عدالت اجتماعی و همبستگی پایدار در جوامع چندزبانه و متکثری چون ایران است.

چند زبانی و چند فرهنگی از ویژگی ها و ثروتهای ارزشمند کشورمان است. با این حال، چه در دوره سلطنت پهلوی‌ها و چه در جمهوری اسلامی، که سیاست رسمی بر محور تمرکز قدرت استوار بوده و هست، با ایجاد ممنوعیت بر آموزش به زبان مادری، یکسان‌سازی فرهنگی، تحمیل تک زبانی در عرصه‌ی آموزش و نهادهای رسمی، بخشی از راهبرد تثبیت هژمونی یک زبانی و یکتا فرهنگی در کشور بوده است. در این چارچوب، تنوع زبانی همواره به‌جای آن‌که سرمایه‌ای اجتماعی تلقی شود، به مسئله‌ای امنیتی فروکاسته شده است. در نتیجه اعمال چنین تبعیضاتی در طول سالیان متمادی نه‌تنها فرهنگ‌ها و زبان‌های غیرفارسی تضعیف شده اند، بلکه شکاف‌های اجتماعی و تبعیض‌های ساختاری نیز تعمیق یافته اند.

آموزش به زبان مادری، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری سالم هویت فردی و جمعی، تقویت اعتمادبه‌نفس کودکان، تسهیل یادگیری مفاهیم علمی و غنای فرهنگ عمومی ایفا می‌کند. محرومیت از آموزش به زبان مادری از یک طرف و غلبه انحصاری یک زبان در نظام آموزشی و در رسانه‌های رسمی و ساختار اداری از طرف دیگر، علاوه بر اینکه آثار روانی، آموزشی و اجتماعی مخربی، خاصه در کودکی و نوجوانی بر جای می‌گذارد، هویت فردی و جمعی را تضعیف و شکاف میان شهروندان مناطق مختلف و همچنین میان شهروندان با ساختار قدرت را عمیقتر میکند.

تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که چندزبانی نه تهدیدی برای انسجام ملی، بلکه فرصتی برای تقویت مشارکت سیاسی، توسعه پایدار و همزیستی و همبستگی داوطلبانه است. امروز بخش بزرگی از کشورهای جهان بیش از یک زبان رسمی داشته و آموزش چندزبانه را در نظام‌های آموزشی خود به‌کار میگیرند. در ایران نیز، تجربه‌های تاریخیِ هرچند کوتاهِ ازآموزش به زبان مادری، از جمله در آذربایجان و جمهوری مهاباد و نیز تجربه‌ی معلمانی که در مناطق غیرفارسی‌زبان فعالیت کرده‌اند، به‌روشنی نشان می‌دهد که آموزش ابتدایی به زبان مادری، یادگیری را طبیعی‌تر، سریع‌تر و عمیق‌تر می‌کند و از شکل‌گیری تقابل کاذب میان زبان مادری و زبان مشترک آموزشی جلوگیری به‌عمل می‌آورد.

در سال‌های اخیر، کنشگران و فعالان ملی و قومی در مناطق مختلف ایران، با وجود فشارها، پیگردها و محدودیت‌های امنیتی، برای ترویج آموزش به زبان مادری تلاش‌های ارزشمندی سازمان داده‌اند. سرکوب این فعالیت‌ها، دستگیری فعالان و رد لوایح مرتبط با آموزش به زبان مادری از سوی نهادهای رسمی، نشان‌دهنده‌ی هراس حاکمیت و تداوم نگاه تمرکزگرا و تبعیض‌آمیز در ساختار قدرت است؛ نگاهی که آموزش به زبان مادری را نادرست و حتی تهدیدآمیز می‌انگارد و آن را به‌خطا با تجزیه‌طلبی پیوند می‌زند.

به باور ما، «یکپارچگی ایران» صرفاً مفهومی جغرافیایی یا اداری نیست. پیوند پایدار و عاطفی اقوام و اتنیک‌های مختلف با ایران، نه از مسیر انکار تفاوت‌ها، بلکه از راه تأمین حداکثری حقوق و خواست‌های آنان و از جمله حقوق زبانی ممکن می‌شود. برابری حقوقی زبان‌ها، پیش‌شرط همبستگی داوطلبانه و پایدار میان شهروندان برابرحقوق است.

تجربه‌ی تاریخی به‌روشنی گواه آن است که هیچ مطالبه‌ای پس از تغییر حکومت، ناگهان و بدون پیش‌زمینه‌ی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تحقق نمی‌یابد. مبارزه، آگاهی‌سازی و زمینه‌سازی باید از هم‌اکنون انجام شود و حتی کسب دستاوردهایی در دل شرایط موجود، ضرورتی انکارناپذیر است. بی‌تردید، جمهوری اسلامی مانعی بنیادین بر سر راه تحقق حقوق و مطالبات اساسی شهروندان، از جمله حقوق زبانی و آموزشی، به‌شمار می‌رود که می بایست بدان پایان داده شود. 

حزب چپ ایران، ضمن تبریک و گرامی‌داشت روز جهانی زبان مادری به همه ایرانیان، بر حق آموزش به زبان مادری، برابری حقوقی تمامی زبان‌ها و ضرورت گذار از ساختار تمرکزگرای کنونی تأکید می‌کند. از این روی حزب ما فدرالیسم را مناسب ترین شکل عدم تمرکز برای ایران میداند و آنرا ساختاری ضرور برای توزیع عادلانه قدرت، رفع تبعیض ساختاری و شکل‌گیری همبستگی داوطلبانه و پایدار در جامعه ایران میفهمد.

گرامیداشت این روز تنها یک یادبود نمادین نیست، بلکه تأکیدی است بر تعهد عملی به برابری، عدالت فرهنگی و مشارکت برابر همه شهروندان در سرنوشت مشترک کشور.

هیئت سیاسی اجرایی حزب چپ ایران

شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ ( ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)

 


Source URL: https://bepish.org/node/13553