برابری بدون قدرتگیری زنان ممکن نیست
امسال بیش از همیشه باید بر این حقیقت تأکید کرد: برابری جنسیتی واقعی، بدون قدرتگیری واقعی زنان ممکن نیست .
قدرت، مفهومی انتزاعی نیست؛ توانایی تأثیرگذاری بر قواعد بازی اجتماعی و سیاسی است. هر جا که زنان از منابع قدرت ــ بهویژه قدرت سیاسی ــ محروم ماندهاند، برابری نیز به شعاری شکننده تقلیل یافته است .
گزارشهای نهادهای وابسته به سازمان ملل نشان میدهد که هنوز هیچ کشوری به برابری کامل جنسیتی نرسیده است و دستیابی به توازن در نهادهای قانونگذاری ممکن است دههها زمان ببرد. تجربه جهانی نشان میدهد هر جا زنان سهم بیشتری در قدرت سیاسی داشتهاند، سیاستهای عادلانهتری در حوزه دستمزد برابر، مرخصی زایمان، مقابله با خشونت جنسیتی و رفاه اجتماعی شکل گرفته است .
قدرت سیاسی: شرط لازم برابری پایدار
مردسالاری صرفاً یک نگرش فرهنگی نیست؛ حاصل توزیع تاریخی نامتوازن قدرت است .
وقتی قوانین، نهادها و هنجارها عمدتاً توسط مردان شکل گرفتهاند، منافع آنان نیز در ساختارها نهادینه شده است. بنابراین :
. برابری بدون قدرت، دوامی ندارد
مشارکت سیاسی زنان در احزاب، انتخابات و نهادهای تصمیمگیری مستقیماً به بازنویسی قواعد تبعیضآمیز میانجامد .
بدون انتقال واقعی قدرت، تغییر فرهنگی پایدار رخ نمیدهد .
مردسالاری پنهان؛ حتی در ساختارهای مدرن
تجربه نشان داده است که حتی در احزاب چپ، سازمانهای مترقی و جنبشهای مدنی نیز بازتولید مردسالاری رخ میدهد :
محدود شدن زنان به حوزههای «مسائل زنان» یا نقشهای پشتیبانی
نادیدهگرفتن صدای زنان در سطوح تصمیمگیری کلان
تقدم دادن «مبارزه طبقاتی» بر حقوق جنسیتی
این تناقض، اعتبار نیروهای مدعی عدالت را زیر سؤال میبرد
مروری بر تاریخ مبارزات زنان ایران
یک -دوره پهلوی (۱۹۲۵–۱۹۷۹): مدرنیزاسیون بدون دموکراسی کامل
در دوره رضاشاه پهلوی سیاستهایی چون کشف حجاب اجباری (۱۹۳۶) و گسترش آموزش زنان اجرا شد. با این حال، این اصلاحات از بالا و بدون مشارکت دموکراتیک شکل گرفت .
در دوره محمدرضاشاه پهلوی ، زنان در سال ۱۹۶۳ حق رأی گرفتند و «قانون حمایت خانواده» (۱۹۶۷ و ۱۹۷۵) موقعیت حقوقی آنان را تقویت کرد. زنانی چون فرخرو پارسا به مقام وزارت رسیدند
اما در غیاب دموکراسی پایدار، این دستاوردها شکننده بود و با تغییر نظام سیاسی بهسرعت از میان رفت .
دو -انقلاب ۱۹۷۹ و عقبگرد حقوق زنان
زنان در انقلاب ۱۹۷۹ حضوری گسترده داشتند، اما پس از استقرار جمهوری اسلامی :
حجاب اجباری اعلام شد
قانون حمایت خانواده لغو گردید
زنان از قضاوت و برخی مشاغل کنار گذاشته شدند
سن ازدواج کاهش یافت و قوانین تبعیضآمیز تثبیت شد
در ۸ مارس ۱۹۷۹ هزاران زن علیه حجاب اجباری تظاهرات کردند، اما با سرکوب مواجه شدند. از همان آغاز، مقاومت مدنی زنان شکل گرفت .
سه -از دهه ۶۰ تا امروز: مقاومت مداوم
دهه ۶۰ و جنگ
اخراج گسترده زنان از ادارات، تفکیک جنسیتی و تثبیت قوانین تبعیضآمیز
دوره اصلاحات
رشد فعالیتهای مدنی و شکلگیری کمپین «یک میلیون امضا» برای تغییر قوانین تبعیضآمیز.
خیزش دیماه ۱۳۹۶
در اعتراضات سراسری دیماه، زنان حضوری فعال داشتند؛ هم در اعتراض به فقر و فساد، هم علیه تبعیض جنسیتی. شمار زیادی بازداشت شدند و با احکام سنگین مواجه گردیدند. این خیزش، پیوند میان مطالبات معیشتی و عدالت جنسیتی را آشکار کرد .
جنبش «زن، زندگی، آزادی» (۱۴۰۱)
پس از جانباختن مهسا امینی خیزشی سراسری شکل گرفت که زنان در خط مقدم آن بودند. شعار «زن، زندگی، آزادی» نه فقط اعتراض به حجاب اجباری، بلکه مطالبه دموکراسی، کرامت انسانی و پایان تبعیض ساختاری بود .
سرکوب سیستماتیک زنان در جمهوری اسلامی
در تمام دورههای حکومت اسلامی :
بازداشت و زندان فعالان حقوق زنان
سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز
تبعیض در قوانین ارث، شهادت، طلاق و حضانت
محدودیت در پوشش، اشتغال و مشارکت سیاسی
زنان همواره هزینهای مضاعف پرداختهاند: هم بهعنوان شهروندان معترض، هم بهعنوان زنانی که قوانین تبعیضآمیز مستقیماً زندگیشان را هدف قرار داده است .
تاریخ ایران نشان میدهد
برابری بدون دموکراسی پایدار نیست، و دموکراسی بدون قدرتگیری زنان کامل نمیشود.
قدرت سیاسی زنان امتیاز نیست؛ پیششرط عدالت اجتماعی، توسعه پایدار و جامعهای آزاد است .
هشتم مارس یادآور این حقیقت است :
بدون انتقال واقعی قدرت به زنان، هیچ تغییر بنیادینی پایدار نخواهد ماند .
زن-زندگی -آزادی
مارچ ۲۰۲۶