سمینار نهاد همگرایی جمهوری‌خواهان ایران و همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران

سمینار نهاد همگرایی جمهوری‌خواهان ایران و همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در استکهلم در مخالفت با با جنگ در تاریخ ۲۹ مارس برگزار شد. در این کنفرانس هوکان سونلینگ نماینده پارلمان و سخنگوی امور سیاست خارجی حزب چپ سوئد، اولریکا وسترلوند، نماینده پارلمان و سخنگوی مسائل حقوق افراد ال جی بی تی و حقوق کودکان از حزب سبز، پرفسور سعید محمودی، استاد ممتاز حقوق بین الملل از دانشگاه استکهلم، زهرا باقری شاد، پژوهشگر دوره دکترا در مطالعات جنسیت و سهیلا یزدان پناه، استاد دانشگاه در مطالعات جنسیت سخنرانی کردند.

نخستین سخنران هوکان سونلینگ نماینده پارلمان و سخنگوی امور سیاست خارجی حزب چپ سوئد، در سخنرانی خود اشاره کردکه حزب چپ از مبارزات دمکراتیک مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت می کند و هم ازاینرو همچون دیگر احزاب پارلمان سوئد از خواست در لیست تروریستی قرار گرفتن سپاه پاسداران  حمایت کرده است. او همچنین خواستار افزایش فشار سیاسی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران شده است.

سخنگوی سیاست خارجی حزب چپ سوئد، از تقویت نهادهای مدنی در ایران و دمکراسی در ایران و جنبش زن زندگی آزادی حمایت کرد. سخنگوی سیاست خارجی حزب چپ سوئد همزمان تاکید کرد که مردم ایران خود باید سرنوشت آینده کشورشان را تعیین کنند و ضمن تاکید بر رعایت حقوق بشر و حقوق بین الملل، از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و گسترش جنگ به منطقه انتقاد کرد و خواهان پایان آن، بازگشت به دیپلماسی و عقب راندن جمهوری اسلامی ایران در راستای تسهیل دمکراسی شد.

سخنران دوم  اولریکا وسترلوند، نماینده پارلمان از حزب سبز سوئد گفت: بسیاری از ما با نگرانی فراوان تحولات پس از حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران را دنبال می‌کنیم. پیامدهای این رویداد کل منطقه را دچار تلاطم کرده و به کشته‌شدن افراد در کشورهای متعددی انجامیده است. او در توضیح مواضع حزب سبز سوئد گفت:

حزب محیط‌زیست می‌خواهد که جامعهٔ جهانی برای توقف فوری درگیری‌ها در منطقه تلاش کند و مذاکرات دیپلماتیک از سر گرفته شود. مردم ایران پس از دهه‌ها سرکوب، شایستهٔ آزادی و دموکراسی هستند، اما هیچ‌کس از یک جنگ بزرگ سود نمی‌برد. هنگامی که درگیری‌ها تشدید می‌شوند، پیامدها همیشه فاجعه‌بار است، به‌ویژه برای غیرنظامیان. اگر جنگ ادامه یابد و رهبران سیاسی کشورهای درگیر، بدون یک راه‌حل روشن، مسیر کنونی را دنبال کنند، این مردم منطقه هستند که بیشترین هزینه را خواهند پرداخت.

او تاکید کرد در عین حال، ایستادگی در دفاع از حقوق بین‌الملل بسیار حیاتی است. جامعهٔ جهانی نمی‌تواند تهاجمات نظامی را که قوانین بین‌المللی را نقض می‌کنند بپذیرد، و حملهٔ اسرائیل و آمریکا به ایران نقض آشکار مادهٔ ۲ منشور سازمان ملل است. عدم واکنش به این اقدام می‌تواند سابقه‌ای خطرناک ایجاد کند و به وضعیتی بینجامد که در آن بدون احترام به قواعدی که باید از کشورها و غیرنظامیان محافظت کنند، درگیری‌های بیشتری شعله‌ور شود.

حزب محیط‌زیست در کنار مردم ایران در مبارزه‌شان برای دموکراسی ایستاده و خواهان آن است که حقوق بشر همهٔ ایرانیان رعایت شود. رژیم کنونی ایران مسئول دهه‌ها سرکوب گسترده و رنج عظیم انسانی است. صدها هزار نفر قربانی خشونت، سرکوب و مرگ شده‌اند. این جنایات باید مورد پیگرد قرار گیرد، و اگر دادگاه‌های ایران نتوانند یا نخواهند مسئولان را محاکمه کنند، جامعهٔ جهانی مسئولیت دارد که این کار را انجام دهد؛ چه در دادگاه‌های ملی (همان‌گونه که سوئد در پروندهٔ حمید نوری عمل کرد) و چه در دیوان کیفری بین‌المللی.

در عین حال، باید تأکید شود که آیندهٔ ایران باید توسط مردم ایران ونه توسط سیاستمداران خارجی تعیین شود. بنابراین پرسش‌های جدی مطرح می‌شود وقتی حملات نظامی بدون برنامه‌ای روشن برای آینده انجام می‌گیرد: گام بعدی چیست؟ هدف نهایی چیست؟ بدون یک راهبرد واقع‌بینانه، حملات نظامی ممکن است به بی‌ثباتی بیشتر منجر شود.

این همچنین به این معناست که حزب محیط‌زیست دربارهٔ نامزدهای مختلفی که در داخل و خارج از ایران به‌عنوان رهبر آینده مطرح می‌شوند، موضع‌گیری نمی‌کند. حزب محیط‌زیست و سوئد باید روشن سازند که مردم ایران از حمایت ما در مسیر دموکراسی و جامعه‌ای برخوردارند که در آن حقوق بشر رعایت می‌شود، اما اینکه چه کسی نمایندهٔ اپوزیسیون باشد، به عهدهٔ خود مردم ایران است.

در شرایطی که سطح تنش‌ها به‌سرعت در حال افزایش است، اتحادیهٔ اروپا باید نقش فعال‌تری ایفا کند. اتحادیه اروپا – که سوئد می‌تواند در آن‌ها پیشگام باشد – باید از نفوذ دیپلماتیک خود برای کاهش تنش‌ها و ایجاد شرایط برای ازسرگیری مذاکرات استفاده کنند. جامعه‌ی جهانی باید برای پایان فوری درگیری‌ها و ازسرگیری مذاکرات تلاش کند. هیچ‌کس از یک جنگ بزرگ سود نمی‌برد.

رژیم ایران هولناک است و مسئول مرگ صدها هزار انسان و رنجی غیرقابل تصور است و باید پاسخگوی آن باشند. سوئد و اتحادیهٔ اروپا باید فعالیت دیپلمات‌ها و سفیران ایرانی را که تلاش می‌کنند صدای اپوزیسیون را در اروپا خاموش کنند، بررسی کرده و با آن مقابله نمایند. ما در کنار مردم ایران در مبارزه برای اصلاحات دموکراتیک ایستاده‌ایم؛ تا حقوق بشر همه‌ی ایرانیان رعایت شود. اما راه رسیدن به آن طولانی است و حمایت باید قاطع باشد.  

اما اگر جنگ ادامه یابد و رهبران هر طور که بخواهند عمل کنند این غیرنظامیان در سراسر منطقه کسانی هستند که بهای آن را خواهند پرداخت. به نظر می‌رسد از سوی ترامپ استراتژی خروجی وجود ندارد – هدف نهایی چیست؟ آینده‌ی ایران باید توسط مردم ایران تعیین شود، نه توسط ترامپ و نتانیاهو. جنگ باید پایان یابد و ایران نیز باید فوراً حمله به همسایگان خود را متوقف کند. اتحادیه اروپا باید از نظر دیپلماتیک در جهت کاهش تنش‌ها وارد عمل شود.

 

 

سخنران سوم پرفسور سعید محمودی، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را تجاوز آشکار و فاقد پشتوانه در حقوق بین‌الملل دانست و آن را نمونه‌ای کلاسیک از «تجاوز» و «استفاده غیرموجه از زور» قلمداد کرد. او ادعای “اقدام پیش دستانه” را که از سوی آمریکا و اسرائیل مطرح شده، از نظر حقوقی ناکافی و غیر موجه خواند و تاکید کرد برای استفاده از حق دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، باید یک «حمله مسلحانه» قریب‌الوقوع یا انجام شده احراز شود، نه صرفاً احتمالات سیاسی و از آنجا که این حمله هنگام مذاکرات صورت گرفت، هیچ نشانه ای از حمله مسلحانه قریب الوقوع توسط ایران در دست نیست. به این ترتیب این استاد برجسته حقوق بین الملل آغاز این جنگ را غیرقانونی دانست و تاکید کرد حتی اگر کشوری مدعی دفاع مشروع باشد، باید در حین عملیات نظامی اصول تناسب و ضرورت را رعایت کند؛ اصولی که به عقیده او در حملات گسترده به زیرساخت‌های ایران نادیده گرفته شده است. البته او تاکید کرد که حملات ایران نیز به کشورهای همسایه و منطقه – گرچه به نام دفاع مشروع صورت گرفته است – در مواردی ناقض حقوق بین الملل بوده است. هرچند ایران با تکیه بر این که نیروی متخاصم به قوائد بین المللی پایند نیست، کوشیده است رفتار خود را توجیه کند.

او همچنین بر این باور است که فضای جنگی نباید مجوزی برای نقض حقوق بشر و حقوق بین الملل در داخل و خارج از کشور باشد. وی به سوءاستفاده از شرایط اضطراری برای تسریع اعدام‌های سیاسی و سرکوب جامعه مدنی را نقض تعهدات بین‌المللی حقوق بشری ایران می‌داند.

پرفسور محمودی در عین حال تاکید کرد که نوع برخورد قدرت‌های جهانی با بحران ایران نشان‌دهنده فروپاشی عملی قواعد جنگ‌های بین‌المللی و بی‌اثر شدن نهادهای ناظر مانند شورای امنیت است.

سخنران بعدی زهرا باقری‌شاد، پژوهشگر دکترای مطالعات جنسیت، در سخنرانی‌اش درباره “فعالان زن ایرانی دیاسپورا و گفتمان جنگ‌طلبی” نقدی جدی بر موضع بخشی از فعالان زن ایرانی در قبال جنگ و مداخله نظامی وارد کرد. او با استفاده از مفهوم “فمینیسم استعماری” توضیح داد که چگونه گفتمان «نجات زنان ایرانی» به ابزاری برای توجیه سلطه سیاسی و نظامی قدرت‌های خارجی تبدیل شد و چگونه برخی فعالان زن در دیاسپورا در بازتولید این منطق سهیم شدند؛ منطقی که آزادی زنان را به مداخله خارجی و حتی حمله نظامی گره می‌زند. این پژوهشگر با ارجاع به نظریه‌پردازان پسااستعماری مانند لیلا ابولغد و چاندرا موهانتی، تاکید کرد که فمینیسم استعماری، زنان غیرغربی را به قربانیان خاموش و فاقد عاملیت فرو می‌کاهد. باقری‌شاد همچنین به نقش برخی چهره‌های رسانه‌ای و سیاسی و حقوق‌بشری زن ایرانی در نزدیکی به جریان‌های راست‌گرا و جنگ‌طلب اشاره کرد از جمله مسیح‌ علینژاد، شیرین عبادی و … که نقش پررنگی در توسعه پروپاگاندای حمله نظامی داشتند. این پژوهشگر در ادامه صحبت‌هایش به مفهوم فمینیسم ناسیونالیست پرداخت، جایی که مطالبات زنان با پروژه‌های هویت اتنیکی پیوند می‌خورد و در این میان، مساله صلح‌طلبی و مخالفت با جنگ به حاشیه می‌رود. باقری‌شاد یادآوری کرد که هردو گفتمان فمینیسم استعماری و فمینیسم ناسیونالیست، در عادی‌سازی جنگ و خشونت تاثیرگذار بودند؛ و این درحالی است که تنها بر اساس یک فمینیسم صلح‌محور، ضداستعماری و مبتنی بر همبستگی منطقه‌ای است که عاملیت زنان ایرانی و دیگر زنان خاورمیانه به رسمیت شناخته خواهد شد.

سخنران آخر سهیلا یزدان پناه، استاد دانشگاه در مطالعات جنسیت به گرایش تاریخی گروه بزرگی از جامعه ایرانی به نوعی از ناسیونالیسم ایرانی نژاد محور پرداخت که باتاکید بر هویت “آریایی” و تلاش برای انکار غیر سفید بودن، خود را به غرب نزدیک تر می داند و این “خود سفید پنداری” را یکی از دلایل تمایل گسترده ایرانیان به آمریکا و اسرائیل خواند.

محور سخنرانی دکتر سهیلا یزدان پناه در مورد نقش “استثناگرایی ملی” بر افکار ایرانیان بویژه در دیاسپورا است. او در جستجوی پاسخ به چرایی درخواست بخشی از ایرانیان از ترامپ و نتانیاهو برای نجات ایران از طریق جنگ و بمباران، با پرداختن به پیشینه تاریخی شکل گیری این افکار برهویت متضاد آن متمرکز میشود. تضادی که از یک طرف با همزاد پنداری با “آن دیگری دور” یعنی سفید اروپایی در جستجوی ایران خیالی آینده در گذشته است. از طرف دیگر این هویت با مرزبندی با “دیگری نزدیک” شکل میگیرد. او در ادامه بحث خویش بر عوارض ویرانگر این ملی گرایی استثناگر در متن جنگ اخیر علیه ایران و حمایت بخش قابل توجهی از ایرانیان از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران می پردازد.

سمینار با پرسش و پاسخ حضار پایان یافت. هم مجموعه سخنرانان و هم حضار با پرسش ها و اظهار نظرهای خود، بر مخالفت با جنگ به عنوان تهدیدی علیه جنبش‌های دموکراسی‌خواه و ضرورت جایگزینی ساختار سیاسی با یک نظام سکولار دموکرات تاکید داشتند. سمینار ضمن نقد سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی، بر پیامدهای ویرانگر نظامی‌گری برای حقوق زنان و زیرساخت‌های کشور تأکید کرده و راه خروج را تقویت جامعه مدنی و فشارهای دیپلماتیک دانست. همچنین جنگ علیه ایران را عاملی برای تقویت تندروی، نابودی منابع ملی و سرکوب جنبش‌های مدنی دانست که راهکار گذار به دموکراسی نیست. در جمعبندی پایانی فضای حاکم بر کل سمینار، بر ضرورت پایان جنگ، تمرکز بر فشار دیپلماتیک، حمایت از حقوق بشر، و تقویت کنشگری مدنی داخلی در برابر مداخله نظامی خارجی تأکید شد. برای مشاهده کامل این برنامه، می‌توانید به لینک زیررجوع کنید.

 


Source URL: https://bepish.org/node/13751