منشاء های تاریخی فقر در کشورهای در حال توسعه بخش پانزدهم و پایانی
چرا آفریقا، آمریکای لاتین و روسیه عقب ماندند؟
4.3 روسیه
روسیه از اروپای غربی عقب ماند اما این به دلیل جغرافیا نبود. روسیه، به ویژه اوکراین امروزی، دارای خاک یخچالی بسیار حاصلخیزی است. تولیدات کشاورزی در این منطقه دست کم به خوبی تولیدات نظیر در اروپای غربی بود. با این حال، در ر.وسیه ضعفهای نهادی ای وجود داشتند و محدودیتهای ایجادشده ناشی از ضعفها اجازه ندادند اقتصاد به ظرفیت کامل خود برسد و شکوفا شود.
نخبگان زمیندار در روسیه قدرت و نفوذ بسیار زیادی بر دربار سلطنتی در روسیه تزاری داشتند. آنها به شدت با فشارهای دموکراتیک از سوی بازرگانان و توده ها مخالفت می کردند. این مخالفت ناشی از این ترس بود که هر نوع دموکراتیزاسیون ممکن است به از دست رفتن کنترل انحصاری آنها بر زمین منجر شود. زمین دارایی اصلی ای بود که نخبگان روس از آن ثروت خود را به دست می آوردند.
این مخالفت با فشارهای دموکراتیک جامعه ای به شدت نابرابر ایجاد کرد که پیامدهای روشنی برای نهادهای سیاسی و اقتصادی داشت. توزیع نامتوازن قدرت اقتصادی و سیاسی، نهادهایی ایجاد کرد که برای توسعه سرمایه داری مساعد نبودند. کشمکش شدید قدرت درون جامعه به قطبی شدن شدید و انقلابهای مسلحانه انجامید. شکل گیری اتحاد جماهیر شوروی و اقتصاد سوسیالیستی، به نوبۀ خود، مشوقها را تغییر داد. شوروی ها تلاش کردند مشوقهای اقتصادی را با مشوقهای اجتماعی جایگزین کنند. این امر برای مدتی کار کرد، اما در بلندمدت به انگیزه های اقتصادی برای نوآوری آسیب زد. در نتیجه، اقتصاد شوروی از دهه 1970 به بعد با مشکل مواجه شد. میراث این نهادها همچنان تأثیر منفی بر اقتصاد روسیه دارد.
-
ملاحظات پایانی
در فصلی که گذشت، من خاستگاه های بلندمدت فقر در کشورهای در حال توسعه را بررسی کردم. کار را با تحلیل علیت و نظریه های موجود درباره علیت که در مطالعات پیشین به کار رفته اند آغاز کردم. در این فصل همچنین دیدگاه مورد استفاده دربارۀ علیت را ارائه دادم. سپس یک چارچوب یکپارچه را پیش کشیدم که عواملی مانند جغرافیا، بیماری، تاریخ، و مشخصاً تاریخ استعماری، و تکنولوژی را در توضیح فرایند توسعه در اروپای غربی و مستعمرات دنیای جدید به هم مرتبط می کند. بخش پایانی این چارچوب را برای توضیح عقبماندگی آفریقا، آمریکای لاتین و روسیه نسبت به اروپا و امریکای شمالی، به کار می گیرد.
شواهد گسترده از پژوهشها درباره علل ریشه ای توسعه و فقر نشان می دهند که توضیح این پدیده ها نه در یک عامل واحد، بلکه در ترکیبی از عوامل متعدد نهفته است. این امر تعجب آور نیست، زیرا فرایند توسعه اقتصادی پیچیده است و به طور بسیار نزدیکی با تحول گونۀ انسان مرتبط و تنیده است. پژوهشهای جدید نشان می دهند که شاید باید زمان و انرژی علمی بیشتری را صرف یکپارچه سازی این عوامل مختلف کنیم. این عوامل در بخشهای مختلف جهان به شکلهای متفاوتی عمل کرده اند. بنابراین یک تاریخ اقتصادی مستقل از جغرافیا، جامعه، سیاست، و ترتیبی که این عوامل در آن عمل کرده اند، مطلقاً وجود ندارد.
پایان