بیکاری و جنگ و هورا برای متجاوزان و جنگ افروزان
این روزها با وجود اینکە هنوز ٤٦ روز بیشتر از جنگ تجاوزگرانە امریکا و اسرائیل نگذشتە است اما خبرهای منتشرە شدە در رسانە ها حاکی از افزایش جهشی ابعاد بیکاری است.
خبرگزاری ایلنا در ٢٦ فروردین خبر از بیکاری ١٠٠ هزار نفر تنها در خوزستان داد. روزنامە دنیای اقتصاد در هفتە گذشتە از احتمال بیکاری دو میلیون نفر در اثر جنگ خبر داد.احتمال اینکە در این آمار با منظور خاصی اغراق شدە باشد هم هست، با این حال در اینکە بمباران جنایتکارانە مهمترین و بزرگترین واحد های صنعتی در چهار گوشە کشور سبب افزایش جهشی بیکاری در بازە زمانی کوتاهی شدە است، جای هیچ شکی نیست.
در جریان جنگ ١٢ روزە اول نیز مطابق گزارش همین روزنامە ٦٥٠ هزار نفر مشاغل خود را از دست دادند. این بیکار سازی ها در شرایطی رخ می دهند کە کە قبل از جنگ نیز مطابق آمار تحریف شدە و مسخرە رسمی بیش از ٨ درصد بیکار بودند، کە البتە اگر معیار های من درآوردی ادارە آمار کە داشتن یک ساعت کار در هفتە را جز بیکاری حساب نمی کند در نظر بگیریم، نرخ بیکاری بیش از آن هست کە گزارش می کنند. گفتنی است کە معیار یک ساعت کار در هفتە را وزیر کار دولت احمدی نژاد برای پایین نشان دادن آمار بیکاری ابداع کرد و دولتهای بعدی نیز آنرا تغییر ندادند.
سئواستفادە از جنگ و بیکاری برای کاهش دستمزدها و تغییر قراردادها
در همین حال گزارشهایی در رسانە ها منتشر می شود کە نشان می دهد حکومت و کارفرمایان حتی آنهایی کە کارخانە هایشان آسیب ندیدە یا تولیدات شان در اثر نیازهای جنگ رشد کردە، فرصت را غنیمت شمردە و شروع بە تغییر قراردادها، روزمزد کردن کارگران، قطع آیتم های مزدی، افزایش ساعات کار، ندادن حق اضافە کاری و پرداخت نکردن منظم دستمزدها کردەاند.
کاهش دستمزدها بجای افزایش مصوب شورای عالی کار
یک ماە از "افزایش" دستمزدها توسط شورای عالی کار گذشتە است، با این حال وزیر کار بر خلاف سالهای گذشتە از ابلاغ مصوبە شورای عالی کار تا کنون طفرە رفتە است بدون اینکە علت اش را فاش کند. در همین حال از گزارشات منتشر شدە و فضا سازیهایی کە انجام میگیرد، معلوم میشود کە علت آن مخالفت سازمانهای کارفرمایی است. آنها در واقع باز هم خواهان کاهش دستمزدە های زیر خط فقر هستند. این تلاشها در شرایطی بە عمل می آید کە دستمزد ها حالا بە زحمت کفاف هزینە های تامین نان خالی را می دهد وکارفرمایان این امکان را دارند کە افزایش قیمتها و تورم را با افزودن بر قیمت کالاها و خدمات خود جبران کنند.
اما کارگران نە تنها از چنین امکانی محروم هستند، دستمزدهایشان را هم می خواهند کاهش دهند.بعضی از مسئولین و نمایندگان سابق مجلس کە معلوم نیست فعلا چە مسئولیتی دارند، از آن جملە یکی از نمایندگان مجلس ششم بنام سازگار نژاد در دفاع از این خواست غیر قانونی سازمانهای کارفرمایی نوشت:
"بنگاههای اقتصادی به جای تعدیل نیروی انسانی، با گفتوگوی شفاف با کارکنان خود، سیاست کاهش موقت هزینهها و تعدیل دستمزدها را دنبال کنند تا از بیکار شدن گسترده نیروهای کار جلوگیری شود"
از این نمایندە اسبق مجلس اصلاح طلب دورە ششم باید پرسید، مگر جایی برای کاهش دستمزدها باقی گذاشتە شدە کە شما می خواهید دستمزدهای سە مرتبە کمتر از خط فقر را کاهش دهید؟
یا مگر برای کارگر تشکل و نمایندەای سالم گذاشتەاید کە برود با نمایندگان سرمایە داران و دولت در مورد دستمزد و بقیە امور مربوطە گفتگو و چانە زنی کند؟ و مگر نمی بینید کارفرمایان بە میل خودشان بطور یک طرفە قوانین را تغییر می دهند و دولت هم اقدامات آنها را بی چون و چرا تائید می کند؟.
می بینیم کە بیکاری تنها مصیبت جنگ برای کارگران نیست و عواقب و پیامدهای دیگری نیز برای آنان بوجود می آورد کە اثرات آن برای سالها ی پس جنگ روی زندگی و معیشت کارگران باقی می ماند.
آنهایی کە برای بمباران کارخانە ها، کشتن و بیکار کردن و بریدن نان میلیونها کارگر هورا می کشند و رقص و پایکوبی می کنند، آیا فهم درک مصیبت هایی کە جنگ برای مردم ایران بوجود می آورد را دارند؟ آیا هرگز معطل نان شب شان بودەاند؟ سفرە های خالی را تجربە کردەاند، اعضای خانوادە شان را زیر بمب های سنگر شکن عمو ترامپ و بی بی از دست دادەاند؟ آیا مانند آن سە و نیم میلیون نفری کە بە دنبال جان پناە آوارە شهرها و روستاها شدەاند، آوارگی و خانە بدوشی را هرگز تجربە کردەاند؟ کودکان دبستانی شان زیر بمب و موشک های کمکی و اهدایی ترامپ و ناتانیاهو بە فجیعترین شکل کشتە شدەاند. با درآمد یک چهارم خط فقر زیستەاند؟
تنها در تهران ٣٠ هزار خانوادە خانە هایشان ویران شدە است، این جماعت هلهلە کن برای تجاوزگران خارجی بە "میهن شان"، آیا اخبار مربوط بە کشتار، نابودی هزاران مدرسە، تخریب دەها بیمارستان، داروخانە، کارخانە داروسازی، خط راە آهن، کارخانە برق، پالایشگاە، کارخانە پتروشیمی و ماشین سازیهای بزرگ را کە تولید و صنعت و گردش امور اقتصادی و معیشتی و رفاهی عموم مردم با نابودیشان دچار اختلال می شود را حوصلە دارند بخوانند و بشنوند؟
این افراد خطا می کنند و مردم ایران هستند کە باید تاوان خطاهای آنها را بدهند. با این حال خطاکار اصلی رژیمی است کە با سیاستهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مرتجعانە خود، با سیستم آموزشی و تحریف و تعریف تاریخ این سرزمین، با سانسور، سرکوب و استبداد، نسلی را چنان بار آوردە است کە برای کشتار مردم و ویرانی کشور خود توسط دشمنان دوست نمای آن هورا می کشند. و رژیم بە جای سرزنش خود کە مقصر اصلی بوجود آمدن این وضعیت است، آنها را بە زندان و اعدام محکوم می کند. براستی وضعیت تراژیکی است. با اعدام و پر کردن زندانها از جوانان و فریب خوردگان این تراژدی پایان نمی پذیرد.استبداد و سانسور و سرکوب را تا دیرتر نشدە باید از این سرزمین جارو کرد.