همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بعد  از ۳۹ روز متوقف شد، سودای پیروزی سریع از طریق بمباران وسیع و درگیری گسترده در منطقه، به یک آتش‌بس شکننده منتهی شده‌است که هر لحظه امکان شکستن آن وجود دارد. دولت ترامپ تاکنون دو بار در حین مذاکره و با وجود امکان توافق، دست به حمله‌ی نظامی زده و اعتماد به نتيجه بخش بودن مذاکره را زير سوال برده‌است. طی چند هفته‌ی اخیر نیز، بیش از آن که در پی مذاکره‌ی جدی باشد، با تهدید به تخریب زیرساخت‌های کشور، نابودی یک تمدن، در تدارک ایجاد شرائطی بوده‌است، که جمهوری اسلامی جز تسلیم راه دیگری نداشته‌باشد و فرصتی برای تحقق رژیم چنج خارج‌بنیاد و میلیتاریستی فراهم شود. مشکلات قبل از جنگ هم‌چنان پابرجا هستند و پیآمدهای جنگ هم بر انبوه این مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی افزوده‌است. اکنون هم دولت آمریکا در صدد است آن‌چه را که با جنگ به‌دست نیاورده‌است، با محاصره‌ی دریائی بنادر ایران به‌دست آورد و جمهوری اسلامی را به پذیرش شرائط دیکته شده‌ی خود وادار سازد. دولت ترامپ مدعی‌است که سلاح نیز به ایران ارسال کرده‌است که تهدیدی جدی برای امنیت و همبستگی ملی در ایران نیز است.

واقعیت این است که هدف جنگی آمریکا و اسرائیل در تغییر ضربتی رژیم شکست خورده‌است. جز حذف خامنه‌ای، بخشی از فرماندهان سپاه، شخصیت‌های سیاسی، تعدادی از مسئولان حکومت و ترور دانشمندان ایران توسط اسرائیل، جنگ در کل به تقويت موقعيت سپاه در ساختار قدرت و به طور نسبی جناح‌های تندروتر در حکومت منجر شده است. علیرغم تخریب وسیع بخشی از زیرساخت‌های کشور، هیچ کدام از اهداف اصلی اعلام شده‌ی جنگی آمریکا و اسرائیل تامین نشده‌اند. قدرت موشکی جمهوری اسلامی هم‌چنان برقرار است. اورانیوم غنی شده شصت درصدی به بیرون منتقل نگشته، غنی‌سازی صفر پذیرفته نشده و نیروهای نیابتی و یا همسوی منطقه‌ای رژیم از بین نرفته‌اند. در عین حال، جمهوری اسلامی توانسته‌است با ضربه زدن به مراکز استقرار نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، به‌خصوص در امارات، قطر و بحرین خسارات قابل توجهی وارد آورد. بخشی از تاسیسات نفت و گاز این دولت‌ها را مختل کند و  قدرت عمل بیشتری نسبت به جنگ ۱۲ روزه از خود نشان دهد. تاثیرات تاکنونی این جنگ با بسته شدن تنگه‌ی هرمز، توقف حمل و نقل کالاها، فراتر از منطقه، به یک بحران جهانی در عرصه‌های مختلف به‌خصوص در زمینه‌ی تامین انرژی و زنجیره مواد غذایی دامن زده‌است.

تاکنون مذاکرات برای پایان دادن به جنگ، با میانجیگری پاکستان علیرغم برگزاری یک جلسه مذاکره‌ی مستقیم در سطح بالا، هنوز به جائی نرسیده‌است. از یک سو، دولت ترامپ، در صدد  تحمیل شرائط خود به ایران و رسیدن به توافق نهائی در چارچوب انتفاع یک طرفه در مورد برنامه‌ی اتمی، باز شدن تنگه‌ی هرمز و برخی خواست‌های دیگر برای پایان دادن به جنگ است، از سوی دیگر جمهوری اسلامی در پی پایان دادن قطعی به جنگ، آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده‌ی ایران، رفع تحریم‌ها، … و سپس مذاکره بر سر اختلافات بر سر برنامه‌ی اتمی خود و موارد مربوط به آن است. دو طرف هنوز به توافقی، حتی برای بازگشت مجدد به سر میز مذاکره دست نیافته‌اند. تا زمانی که دو طرف به صورت مستقیم مذاکره نکنند و اختلافات را از طریق دیپلماتیک بر سر میز مذاکره حل نکنند، چنین توافقی تامین نشده‌باشد، امکان برافروخته شدن دوباره آتش هم‌چنان جنگ وجود دارد. ممکن است وضعیت آتش‌بس شکننده و شرائط نه جنگ و نه صلح، فضای توام با تهدید تا مدتی برقرار بماند؛ اما تردیدی نیست که ادامه‌ی این وضعیت پایدار نیست.

«همگامی» از مذاکره برای پایان دادن به مسائل مربوط به اختلافات بر سر برنامه‌ی اتمی جمهوری اسلامی، از جمله توافق در عرصه‌های مختلف از جمله بر سر تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی اورانیوم در ایران و انتقال محموله غنی‌شده شصت درصدی در ازای رفع تحریم‌های مالی و نفتی، تا زمانی که اختلافات در این عرصه حل و فصل شود، استقبال می‌کند. 

 شرائط نه جنگ و نه صلح، تاثیرات فاجعه‌باری بر اقتصاد و گذران زندگی مردم ایران، که پیش از جنگ هم بحرانی بود، خواهد گذاشت و بر انبوه مشکلات آن‌ها خواهد افزود. اکنون هم فقر و فلاکت در کشور بیداد می‌کند و فرودستان جامعه با گرسنگی و فقر دست و پنجه نرم می‌کنند. خرابی‌های جنگ، بیکاری و بی‌خانمانی ناشی از آن هم، مزید بر علت شده‌است. بمباران‌ها خسارت‌های جبران‌ناپذیر و فاجعه‌باری به کشور زده‌است. اقتصاد کشور بیش از پیش فلج شده‌است و میلیون‌ها نفر بیکار و بی‌خانمان شده‌اند. جمهوری اسلامی توان آن را ندارد که به مشکلات مردم رسیدگی کند و در بحبوحه‌ی جنگ تنها کاری که کرده‌است، دستگاه سرکوب و اعدام خود را به کار انداخته و روزی نیست که خبر اعدام‌های جدیدی منتشر نشود.

«همگامی» اعدام های روزمره‌ی فعالان سیاسی و مدنی و دستگیری‌های گسترده به اتهام جاسوسی و تداوم فضای حکومت نظامی را محکوم می کند. خشونت دولتی که به امری نهادینه‌شده و وجودی در ساختار قدرت و رفتار جمهوری اسلامی تبدیل شده‌است، در فضای جنگی کنونی نقش اصلی را در بحرانی‌شدن شرائط سیاسی و اجتماعی دارد و حکومت کماکان با اتکا به خشونت بیشتر در فکر حفظ وضعیت موجود است. امروز تبعات خشونت و بی‌عدالتی و ناکارآمدی دولت بیش از گذشته جامعه‌ی ایران، سلامت و پیوندهای آن را با خطر مواجه کرده‌است. خشونت بیشتر و تحرک بیشتر ماشین کشتار بازی‌کردن در زمین جریان‌های افراطی متجاوز خارجی و سلطه‌گر است تا بر بستر شکاف فراینده‌ی ملت و حکومت و دریای خون ایجاد شده، برنامه‌های خود را دنبال کنند. برخی از مردمان عادی نیز که دل به  مداخله‌ی خارجی سپردند، در واکنش به بی‌رحمی و ظلم طاقت‌ناپذیر حکومت بوده‌است. ازاین‌رو «همگامی‌» معتقد است که امروز بیش از گذشته مخالفت قاطع با مجازات اعدام و خشونت، اهمیت راهبردی برای حفظ همبستگی ملی، سلامت اجتماعی و امنیت کشور پیدا کرده‌است. بیدادگاه‌های قوه‌ی قضائیه ثابت کرده‌اند که  جزئی از دستگاه سرکوب دولتی جمهوری اسلامی هستند و صلاحیت رسیدگی به شکایات شهروندان و اجرای عدالت در هیچ موردی و از جمله در پرونده‌های مربوط به اتهام «جاسوسی» و یا «خیانت از طریق همکاری با دول متخاصم» را ندارند. 

بن‌بست جنگ تجاوزگرانه، بن‌بستی برای نیروهای مدافع دخالت خارجی در سرنوشت کشور و جنگ طلبان داخلی نیز هست. توقف بمباران‌ها، ضربه‌ی مهلکی بر رویاهای قدرت‌طلبی شوم و ضدملی این نیروها بود. هر چه ابعاد فاجعه‌بار تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران آشکارتر می‌شود، آشفتگی در اردوی طرفداران حمله نظامی و جنگ، به‌خصوص طرفداران رضا پهلوی آشکارتر می‌شود. دفترچه‌ی «اضطرار» روی دست رضا پهلوی و دارودسته‌ی او، به خواب و خیال از دست رفته تبدیل شده‌است. آن‌ها که با پرچم اسرائیل در خیابان‌های شهرهای اروپا، آمریکا و کانادا به ادامه‌ی بمباران کشور و اجتناب از آتش‌بس دعوت می‌کردند، اکنون که عواقب بمباران‌ها در کشور روشن‌تر شده و اعتراض به جنگ‌طلبی رضا پهلوی در میان  برخی طرفداران خود او هم بلند شده‌است، جری‌تر شده، فحاشی و تهدید علیه اپوزیسیون جمهوریخواه و دموکرات را تشدید کرده‌اند، فعالان مدنی را مورد تهاجم قرار می‌دهند تا جائی که باندهای طرفدار بازگشت «پهلوی» به عادی سازی جنایات ساواک هم دست زده‌اند. افرادی که خود را «گروه مردمی ساواک» معرفی می‌کنند، خواستار احیای آن «برای شناسایی عوامل جمهوری اسلامی و اپوزیسیون جعلی و نفوذی» از همین امروز شده‌اند! دارودسته‌هائی نیز تحت عنوان «گارد جاویدان» با لباس‌های یک‌دست شبیه یونیفرم شبه‌نظامیان در چندین شهر تجمع‌ کرده، خاطره‌ی تجمع‌های مشابه در تاریخ اروپا از سوی فاشیست‌های ایتالیا و نازی‌ها در آلمان را، در شکل کمدی آن زنده‌ کرده‌اند.

«همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ایران» هم‌چنان بر مخالفت شدید خود با تجاوز آمریکا و اسرائیل به حریم کشورمان پافشاری نموده و بر پایان فوری فضای جنگی تاکید می‌کند. ما هم‌چنین بر خاتمه دادن به شرائط کنونی در منطقه و حل اختلافات بر سر میز مذاکره تاکید داریم. ما در عین‌حال با هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی کشور و هر تلاشی برای تغییر رژٰیم در ایران توسط قدرت‌های خارجی مخالفیم و داشتن موضع قاطع در این عرصه‌ را، یکی از مبانی اصولی همکاری و همراهی با دیگر نیروهای ایرانی می‌دانیم. «همگامی» دست یازیدن به خط مشی مسلحانه در این شرایط را نیز اقدامی مشکل‎ساز و با تبعات ویرانگر می‌داند که گذار به دموکراسی در ایران را با چالش‌های بیشتری مواجه می‌سازد. 

«همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ایران»

۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱ مه ۲۰۲۶


Source URL: https://bepish.org/node/13989