مسعود شب‌افروز

 

  زنان سرپرست خانوار به زنانی اطلاق می‌شود که مسئولیت اصلی تأمین معاش، مدیریت اقتصادی خانواده و تصمیم‌گیری‌های کلیدی زندگی را بر عهده دارند. این زنان نه تنها نان‌آور خانواده‌اند، بلکه در بسیاری از موارد نقش ستون عاطفی و اجتماعی خانواده را نیز ایفا می‌کنند. طی دو دهه اخیر، پدیده زنانه شدن سرپرستی خانوار در ایران روندی فزاینده داشته و به یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی و اقتصادی کشور تبدیل شده است.

افزایش شمار زنان سرپرست خانوار را نمی‌توان صرفاً یک تغییر جمعیتی دانست؛ این پدیده بازتاب مجموعه‌ای از تحولات ساختاری در جامعه ایران است؛ از تغییر الگوهای خانواده و افزایش طلاق گرفته تا بحران‌های اقتصادی، تورم مزمن، بیکاری، مهاجرت، اعتیاد و پیامدهای ناشی از سیاست‌های کلان اقتصادی. در چنین شرایطی، میلیون‌ها زن ناگزیر شده‌اند مسئولیت کامل اداره خانواده را بر دوش بگیرند.

آمار و وضعیت موجود

بر اساس گزارش‌های رسمی، بین پنج تا شش میلیون زن در ایران سرپرست خانوار هستند. معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز این برآورد را تأیید کرده و اعلام داشته است که تنها حدود دو میلیون نفر از این جمعیت تحت پوشش نهادهای حمایتی مانند کمیته امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی قرار دارند.

بررسی روندهای آماری نشان می‌دهد تعداد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد از حدود یک میلیون و ۱۵۶ هزار نفر در سال ۱۳۹۶ به بیش از یک میلیون و ۲۶۴ هزار نفر در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته است. همچنین تعداد زنان تحت پوشش سازمان بهزیستی در همین دوره از حدود ۱۸۰ هزار نفر به نزدیک ۲۸۰ هزار نفر رسیده است.

برآوردها نشان می‌دهد زنان سرپرست خانوار بین ۱۲ تا ۲۲ درصد کل سرپرستان خانوار کشور را تشکیل می‌دهند؛ سهمی که در سال‌های اخیر روندی رو به رشد داشته است. در عین حال، بخش بزرگی از این خانوارها در معرض فقر یا فقر شدید قرار دارند. حدود نیمی از زنان سرپرست خانوار فاقد پوشش بیمه‌ای هستند و نرخ اشتغال رسمی آنان در حدود ۱۴ درصد برآورد می‌شود. افزایش مداوم هزینه‌های زندگی، تورم فزاینده و کاهش قدرت خرید نیز وضعیت این گروه را بیش از پیش دشوار کرده است.

دلایل گسترش سرپرستی زنان

دلایل قرار گرفتن زنان در جایگاه سرپرست خانوار متنوع است، اما مهم‌ترین عوامل عبارت‌اند از:

فوت همسر؛ که بین ۵۰ تا ۶۸ درصد موارد را شامل می‌شود.

طلاق یا متارکه؛ حدود ۱۲ تا ۲۳ درصد موارد.

ازکارافتادگی، بیماری‌های مزمن، اعتیاد یا زندانی شدن همسر.

ترک خانواده یا غیبت طولانی‌مدت همسر.

ازدواج مجدد مرد و واگذاری مسئولیت فرزندان به مادر.

در کنار این عوامل فردی، متغیرهای کلان اجتماعی و اقتصادی نیز نقش مهمی در گسترش این پدیده ایفا می‌کنند. مهاجرت‌های اقتصادی، بیکاری ساختاری، رکود اقتصادی، تحریم‌های بین‌المللی، افزایش آسیب‌های اجتماعی و کاهش امنیت اقتصادی خانوارها از جمله عواملی هستند که به افزایش شمار زنان سرپرست خانوار دامن زده‌اند.

چالش‌های اقتصادی؛ زنانه شدن فقر

یکی از مهم‌ترین مسائل زنان سرپرست خانوار، ناامنی اقتصادی است. بسیاری از این زنان در مشاغل غیررسمی، کم‌درآمد و فاقد حمایت‌های قانونی فعالیت می‌کنند. دست‌فروشی، کار در منزل، بسته‌بندی محصولات، خدمات خانگی و مشاغل موقت از جمله رایج‌ترین منابع درآمد آنان است.

هزینه‌های سنگین مسکن، درمان، آموزش و تأمین نیازهای اولیه زندگی، بخش قابل توجهی از درآمد این خانوارها را می‌بلعد. در شرایطی که حتی خانوارهای دارای دو منبع درآمد نیز با دشواری‌های معیشتی مواجه‌اند، خانوارهای زن‌سرپرست بیش از دیگران در معرض سقوط به دهک‌های پایین درآمدی قرار دارند. 

در ادبیات توسعه، از این وضعیت با عنوان «زنانه شدن فقر» یاد می‌شود؛ پدیده‌ای که در آن زنان به دلیل نابرابری‌های ساختاری، دسترسی محدودتر به فرصت‌های اقتصادی و مسئولیت‌های خانوادگی گسترده‌تر، بیش از سایر گروه‌ها در معرض فقر قرار می‌گیرند.

چالش‌های اجتماعی و فرهنگی

مشکلات زنان سرپرست خانوار تنها به حوزه اقتصاد محدود نمی‌شود. بسیاری از آنان همچنان با نگاه‌های تبعیض‌آمیز و کلیشه‌های فرهنگی مواجه‌اند. در برخی محیط‌های اجتماعی، زن بدون همسر با سوءظن، بی‌اعتمادی یا قضاوت‌های ناعادلانه روبه‌رو می‌شود؛ نگرشی که می‌تواند فرصت‌های شغلی، مشارکت اجتماعی و احساس امنیت او را محدود کند.

علاوه بر این، کمبود شبکه‌های حمایتی و ضعف سرمایه اجتماعی باعث می‌شود بسیاری از این زنان در شرایط دشوار زندگی احساس تنهایی و انزوا کنند. این انزوا خود می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات روانی و اجتماعی گسترده‌تری شود.

بحران پنهان سلامت روان

یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده زندگی زنان سرپرست خانوار، فشارهای روانی ناشی از ایفای هم‌زمان چند نقش است. این زنان باید در آن واحد نقش مادر، پدر، مدیر اقتصادی خانواده و حامی عاطفی فرزندان را ایفا کنند.

فشار مستمر ناشی از تأمین معاش، نگرانی درباره آینده فرزندان، ناامنی شغلی و کمبود حمایت‌های اجتماعی، زمینه‌ساز بروز افسردگی، اضطراب مزمن، فرسودگی روانی و اختلالات مرتبط با استرس می‌شود. پیامدهای این وضعیت تنها به خود زنان محدود نمی‌ماند، بلکه بر رشد عاطفی، تحصیلی و اجتماعی فرزندان نیز تأثیر می‌گذارد و می‌تواند چرخه آسیب‌های اجتماعی را به نسل‌های بعد منتقل کند.

سیاست‌های حمایتی و شکاف‌های موجود

در سال‌های اخیر، دولت و نهادهای حمایتی اقداماتی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار انجام داده‌اند؛ از جمله:

پرداخت کمک‌های معیشتی و مستمری.

ارائه وام‌های کم‌بهره و تسهیلات اشتغال‌زایی.

توسعه پوشش‌های بیمه‌ای و خدمات درمانی.

اولویت‌بخشی به این گروه در برخی برنامه‌های توسعه اجتماعی.

با وجود این اقدامات، شکاف قابل توجهی میان حمایت‌های موجود و نیازهای واقعی این خانوارها وجود دارد. بسیاری از مستمری‌ها و کمک‌های نقدی با هزینه‌های واقعی زندگی تناسب ندارند و بخش بزرگی از زنان سرپرست خانوار همچنان خارج از پوشش نظام حمایتی باقی مانده‌اند.

کارشناسان بر این باورند که حمایت‌های پراکنده و کوتاه‌مدت نمی‌تواند پاسخگوی ابعاد گسترده این مسئله باشد و کشور نیازمند سیاستی جامع، پایدار و مبتنی بر توانمندسازی است.

افق‌های پیش‌رو؛ از حمایت معیشتی تا توانمندسازی ساختاری

زنان سرپرست خانوار صرفاً گروهی نیازمند حمایت نیستند؛ آنان نماد تاب‌آوری، مسئولیت‌پذیری و توانمندی در جامعه ایران به شمار می‌روند. بسیاری از این زنان با وجود محدودیت‌های فراوان، خانواده خود را حفظ کرده، فرزندان موفق تربیت نموده و نقش مؤثری در توسعه اجتماعی ایفا کرده‌اند.

برای مواجهه مؤثر با این مسئله، باید از رویکرد صرفاً حمایتی و اعانه‌ای فاصله گرفت و به سمت سیاست‌های توانمندساز حرکت کرد. برخی از مهم‌ترین راهکارها عبارت‌اند از:

۱. ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار از طریق آموزش مهارت‌های بازارمحور، حمایت از کارآفرینی زنان و ارائه مشوق‌های مالیاتی به کارفرمایان.

۲. ایجاد بازارهای تضمینی برای فروش محصولات و خدمات تولیدشده توسط زنان سرپرست خانوار با حمایت شهرداری‌ها و نهادهای محلی.

۳. توسعه مهدکودک‌های رایگان یا کم‌هزینه و خدمات مراقبتی برای تسهیل حضور زنان در بازار کار.

۴. گسترش پوشش بیمه‌ای، بازنشستگی و حمایت‌های درمانی فراگیر.

۵. اولویت‌بخشی به زنان سرپرست خانوار در برنامه‌های مسکن اجتماعی و تأمین سرپناه پایدار.

۶. اجرای برنامه‌های پیشگیرانه در حوزه کاهش فقر، مقابله با اعتیاد، کاهش خشونت خانگی و حمایت از ثبات خانواده. 

۷. راه‌اندازی کمپین‌های فرهنگی برای کاهش انگ اجتماعی و تغییر نگرش عمومی نسبت به زنان سرپرست خانوار.

فرجام سخن

وضعیت زنان سرپرست خانوار یکی از شاخص‌های مهم سنجش عدالت اجتماعی، کارآمدی سیاست‌های رفاهی و میزان تاب‌آوری یک جامعه در برابر بحران‌های اقتصادی و اجتماعی است. رشد فزاینده این پدیده در ایران نشان می‌دهد که مسئله تنها به چند میلیون زن محدود نمی‌شود، بلکه مستقیماً با سرنوشت میلیون‌ها کودک، نوجوان و خانواده گره خورده است.

حمایت از زنان سرپرست خانوار نباید صرفاً به پرداخت مستمری یا کمک‌های مقطعی خلاصه شود. آنچه این زنان بیش از هر چیز نیاز دارند، دسترسی عادلانه به فرصت‌های اقتصادی، امنیت اجتماعی، حمایت‌های روانی و امکان مشارکت برابر در توسعه کشور است. توانمندسازی این گروه نه یک اقدام خیریه، بلکه سرمایه‌گذاری بلندمدت برای کاهش فقر، ارتقای سرمایه انسانی، کاهش آسیب‌های اجتماعی و تقویت بنیان خانواده است.

جامعه‌ای که بتواند ظرفیت‌ها و توا نایی‌های زنان سرپرست خانوار را به رسمیت بشناسد و از آنان حمایت مؤثر به عمل آورد، جامعه‌ای مقاوم‌تر، عادلانه‌تر و برخوردار از آینده‌ای پایدارتر خواهد بود .


Source URL: https://bepish.org/node/14063