برگرفته از "خدمات اداری هند"، Vision IAS
"خدمات اداری هند"

 

2.3     وضعیت نابرابری در جهان و هند

  • Image removed.بر اساس گزارش آکسفام، در سال 2022، 1% ثروتمندترین افراد جهان مالک 43% از کل داراییهای مالی جهانی بودند. تنها 0.4% از بزرگترین و تاثیرگذارترین شرکتهای جهان متعهد به پرداخت "دستمزد معیشتی" به کارکنان خود اند؛ یعنی مزدی که به افراد امکان دهد "از یک استاندارد زندگی شایسته برخوردار شوند".

  • بر اساس مقاله ای با عنوان "نابرابری درآمد و ثروت در هند، 1922 تا 2023: ظهور راج میلیاردرها"، نابرابری در هند از اوایل دهه 2000 به شدت افزایش یافته است. در سال های 2022-2023، سهم 1% بالای جمعیت از درآمد و ثروت به ترتیب به 22.6% و 40.1% رسید. به بیان دیگر، 1% از مردم هند مالک 40% ثروت و 22.6% درآمد کشور اند. 

  • در جدیدترین فهرست میلیاردرهای فوربس در سال 2024، هند دارای 200 میلیاردر است. مجموع ثروت این میلیاردرها به 954 میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل 41% افزایش نشان می دهد.

 

2.4     علل نابرابری

دلایل گسترش نابرابری در هند عبارت اند از:

الف)    توزیع ناعادلانه و نامتوازن رشد اقتصادی

  • اقتصاد هند همچنان در حال رشد است، اما افرادی که در پایینترین دهک درآمدی (10% پایین جامعه) قرار دارند با مشکلات گوناگونی روبه رو اند؛ از جمله دستمزدهای پایین، ساعات کاری طولانی و کمبود خدمات پایه ای مانند کمکهای اولیه، آب آشامیدنی و امکانات بهداشتی.

ب)      چارچوب اقتصادی جانبدارانه به نفع ثروتمندان

  • نرخهای مالیاتی برای ثروتمندترین افراد و شرکتها در مقایسه با دهه های گذشته کاهش یافته است.
  • پژوهش پیکتی و همکاران (2024) نشان می دهد که نظام مالیات بر درآمد هند، هنگامی که از منظر ثروت خالص بررسی شود، ماهیتی پس رونده (Regressive) دارد؛ به این معنا که هرچه ثروت افراد بیشتر باشد، سهم مالیاتی که نسبت به داراییهای خود می پردازند، کمتر است.
  • افزون بر این، سطوح بیسابقه فرار و اجتناب مالیاتی باعث می شود که ابرثروتمندان حتی مالیات کمتری نیز پرداخت کنند.

ج)      فقدان شبکه های ایمنی اجتماعی

  • هند از شبکه های حمایتی کافی برای بخش کشاورزی و مناطق روستایی برخوردار نیست.
  • تهیدستان شهری نیز به امکانات پایه ای مانند آب آشامیدنی سالم، مسکن مناسب و خدمات ضروری دیگر دسترسی کافی ندارند.

 

2.5     تاثیر نابرابری

نابرابری نقشی مهم در ایجاد تغییرات در رشد اقتصادی و میزان فقر ایفا می کند. برخی جهات این تأثیر در سطور زیر آمده اند.

2.5.1  نابرابری و رشد اقتصادی

نظریۀ کوزنتس  (Kuznets)

نظریۀ کوزنتس روشی برای مطالعۀ رابطۀ میان نابرابری و رشد اقتصادی ارائه می کند.

بر اساس این نظریه، با تأکید بر تمایز رشد اقتصادی و توسعه، رشد اقتصاد در ابتدا نابرابری را افزایش می دهد، اما با ادامه رشد اقتصادی، نابرابری در مراحل بعدی کاهش پیدا می کند.

طبق فرضیه کوزنتس، رشد اقتصادی در آغاز موجب افزایش نابرابری درآمدی می شود، زیرا منافع رشد عمدتاً نصیب سرمایه گذاران و بخشی از کارگرانی می گردد که در مراحل اولیۀ نوآوری و صنعتی شدن مشارکت دارند. نمونه رایج آن، صنعتی شدن یک اقتصاد کشاورزی است که در آن پیشرفتهای اولیه اقتصادی تنها به بخش کوچکی از جمعیت سود می رساند.

با این حال، این نابرابری معمولاً موقتی است. هنگامی که اقتصاد به رشد خود ادامه می دهد، سایر سرمایه گذاران و کارگرانی که در ابتدا عقب مانده بودند، جز شماری از سرمایه گذاران که از دور خارج می شوند، با عرضۀ کالاها و خدمات مشابه یا بهتر، به تدریج به دیگران می رسند. در نتیجه درآمد آنان افزایش یافته و نابرابری کلی کاهش می یابد.

نابرابری چگونه می تواند به رشد اقتصادی کمک کند؟

  • نابرابری با فراهم کردن امکان سود برای سرمایه داران به عنوان پاداش ریسک پذیری شان، انگیزه رشد اقتصادی را تقویت می کند.

  • مالیاتهای پایین و بازتوزیع محدود درآمد به افراد اجازه می دهد ثروت بیشتری انباشت کنند و این ثروت می تواند به منبعی برای سرمایه گذاری در اقتصاد تبدیل شود.

نابرابری چگونه می تواند به رشد اقتصادی آسیب برساند؟

  • افزایش شکاف ثروت موجب می شود خانواده های کم درآمد سرمایه گذاری کمتری در آموزش و مهارت آموزی انجام دهند. این امر رشد اقتصادی را از طریق کاهش تعداد نیروی کار ماهر و بهره ور در اقتصاد تضعیف می کند.

  • افزایش نابرابری درآمدی رشد طبقه متوسط را با موانعی روبه رو می کند؛ از جمله کاهش تحرک اجتماعی، دسترسی کمتر به آموزش و خدمات درمانی، و سرمایه گذاری کمتر در توسعه مهارتها.

 

 


Source URL: https://bepish.org/node/14090