حمله اکرائین به کشتی ایرانی در دریای خزر: ورود اکرائین به منطقه!

مهدی ابراهیم زاده

بامداد روز شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، برابر با ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶، کشتی تجاری ایرانی که از بندر آستاراخان روسیه به‌سوی بندرانزلی در حرکت بود، در دریای خزر هدف حمله پهپادی نیروهای اوکراینی قرار گرفت. در اثر این حمله،   دریانورد جوان اهل بندرانزلی، جان خود را از دست داد و دست‌کم یک تن دیگر زخمی شد. دولت اکرائین مدعی شده است که شناورهای هدف‌گرفته‌شده در انتقال محموله‌های نظامی میان ایران و روسیه نقش داشته‌اند. ادعایی که تاکنون با شواهد مستقل و قابل بررسی عمومی اثبات نشده است.
این حمله را نباید صرفاً حادثه‌ای محدود در دریای خزر تلقی کرد. هدف قرار دادن یک کشتی ایرانی از سوی اوکراین، صرفنظر ازاینکه محموله تجاری یا نظامی داشته است، محکوم است. این عمل میتواند گامی بسیار خطرناک در جهت پیوندزدن مستقیم جنگ روسیه و اوکراین با جنگ و بحران جاری پیرامون ایران باشد. چگونگی واکنش جمهوری اسلامی در مقابل اکرائین نیز در گسترش ابعاد خطرناک این حادثه تاًثیرگذار خواهد بود. اخبار و تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های بین‌المللی نیز از ربط این دو جنگ با هم و تلاش کی‌یف برای نشان دادن خود در جبهه مقابله با ایران سخن گفته‌اند.
پیوندخوردن جبهه‌های جنگ درشرق اروپا، دریای خزر و خاورمیانه می‌تواند دامنه درگیری را به کشورهای بیشتری گسترش دهد. در این میان این سؤال مطرح است آیا اکرائین می‌خواهد از این طریق خود را وارد معادلات منطقه کند،  که در گفتگو با ترامپ، کارت بهتر در دست داشته باشد؟ یا اینکه خود ایفاگر نقشی است که ترامپ خواهان آن است؛ گشایش جبهه جدیدی در دریای خزر علیه ایران!

در زیر نگاه ۲ نشریه آلمانی به این حادثه؛ فرانکفورتر آلگماینه و برلینر تسایتونگ. 

***

  فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ:

اکرائین می‌تواند از حملات به کشتی‌های ایرانی در دریای خزر سود سیاسی ببرد، بدون اینکه از تهدیدهای تلافی‌جویانه تهران بترسد.

گیرنده پیام سیاسی که اوکراین با حمله به کشتی‌های ایرانی در دریای خزر ارسال کرد، رژیم تهران نیست، بلکه دونالد ترامپ است. درست قبل از سفر ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین به واشنگتن در این سه‌شنبه، او به رئیس جمهور آمریکا نشان می‌دهد که اوکراین و ایالات متحده دشمنان مشترکی دارند.

زلنسکی با همین هدف، قبل از عزیمت از کیف، درباره یافته‌های ادعایی سرویس‌های اطلاعاتی اوکراین مبنی بر حمایت روسیه از ایران در حملاتش به پایگاه‌های آمریکایی با داده‌های ماهواره‌ای صحبت کرد.

کیف فقط یک درخواست‌کننده نیست!

و این حملات قرار است چیز دیگری را نیز نشان دهد: اوکراین صرفاً به عنوان یک درخواست‌کننده عمل نمی‌کند. این کشور مایل و قادر است که خود را مفید جلوه دهد. این ادامه مسیری است که کیف در آغاز جنگ ایران و آمریکا در بهار، زمانی که به متحدان ایالات متحده در خلیج فارس پیشنهاد حمایت داد، آغاز کرده بود.

در حالی که زلنسکی از «حملات» به صورت جمع صحبت می‌کرد، ایران تنها یک مورد اصابت را تأیید کرده است. اما حتی اگر این فقط یک ضربه کوچک بوده باشد، با توجه به محاصره بنادر خلیج فارس، خبر بدی برای رژیم اسلامی است که مسیر دریایی از طریق دریای خزر نیز اکنون دیگر امن نیست. از سوی دیگر، اوکراین هیچ ترسی از تهدیدهای تلافی‌جویانه ایران ندارد: تهران دیگر قادر نخواهد بود از متجاوز روسی بیش از آنچه که تاکنون حمایت کرده است، حمایت کند.

  برلینر تسایتونگ:

جنگ اوکراین به ایران کشیده شده است: ترامپ امروز با زلنسکی و نتانیاهو دیدار می‌کند

رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، قرار است ظرف چند ساعت آینده میزبان زلنسکی و نتانیاهو در واشنگتن باشد. درگیری‌های خاورمیانه و اروپای شرقی به طور فزاینده‌ای در حال همپوشانی هستند. آیا تشدید تنش‌ها در شرف وقوع است؟

سه‌شنبه همه نگاه‌ها به واشنگتن است. در پایتخت ایالات متحده، دونالد ترامپ، رئیس جمهور، ظرف چند ساعت آینده میزبان ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، خواهد بود.

پیشینه این دیدار: جنگ‌ها در اوکراین و ایران به طور فزاینده‌ای در حال همگرایی هستند. تصمیم کیف در آخر هفته برای حمله به کشتی‌های مرتبط با ایران در دریای خزر، نقطه عطفی را رقم زد: به عنوان مثال، مارک ایمز، مفسر، استدلال می‌کند که دو جنگ جداگانه قبلی به طور فزاینده‌ای در یک درگیری واحد ادغام می‌شوند.

دریای خزر در حال تبدیل شدن به یک جبهه جدید است

ایمز، خبرنگار و تحلیلگر قدیمی روسیه، گفت: «زلنسکی به همان دلیلی که مردمش به لورا لومر پول دادند تا به کیف بیاید و با او مصاحبه کند، به کشتی ایرانی در دریای خزر حمله کرد. این یک کمپین روابط عمومی برای جلب نظر ترامپ است. اگر حمله به ایران جنگ را تشدید کند، چه بهتر. این بدان معناست که اوکراین در حال جنگ با دشمن ترامپ است.»

رئیس جمهور زلنسکی اظهار داشت که پهپادهای اوکراینی آخر هفته گذشته در دریای خزر به کشتی‌های باری تحریم‌شده «پورت اولیا-۲» و «بیگی» و همچنین یک قایق موشک‌انداز کلاس مولنیا (پروژه ۱۲۴۱۸) حمله کردند. کیف این کشتی‌ها را بخشی از یک شبکه تدارکاتی می‌داند که مهمات، گلوله‌های توپخانه، جلیقه ضدگلوله و قطعات پهپادهای شاهد را از ایران به روسیه منتقل می‌کند. وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که در این حمله یک ملوان کشتی تجاری ایرانی کشته و یک نفر دیگر زخمی شده است. علاوه بر این، کاردار موقت اوکراین برای اعتراض به آنچه تهران «عملی خصمانه و مجرمانه» خواند، احضار شد.

تاکنون، دریای خزر یکی از معدود پهنه‌های آبی بود که روسیه می‌توانست از آن استفاده کند، عمدتاً بدون مزاحمت – محصور در خشکی، دور از مرز اوکراین، و احاطه شده توسط کشورهایی که از جنگ دور مانده‌اند. این واقعیت که اوکراین با این وجود به آنجا حمله می‌کند، به گسترش عمدی اهداف جنگی آن – که اکنون قصد دارد ایران را نیز در بر بگیرد – اشاره دارد، نه صرفاً بازتاب یک تغییر جغرافیایی.

پس از یک شروع دشوار، روابط بین زلنسکی و رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، در ماه‌های اخیر به طور قابل توجهی بهبود یافته است. طبق گزارش‌ها، کاخ سفید امید به دستیابی به تفاهم با روسیه را کنار گذاشته و قصد دارد قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای مهم در ماه نوامبر، به درگیری‌ها در اوکراین و با ایران پایان دهد. خود زلنسکی اظهار داشت که این نزدیکی در جریان یک دیدار خصوصی بین دو رئیس جمهور در واتیکان در ژانویه آغاز شد و زمانی به اوج خود رسید که ترامپ در اوایل این ماه به اوکراین مجوز ساخت موشک‌های پاتریوت را اعطا کرد.

به موازات این حملات، زلنسکی اطلاعاتی منتشر کرد. طبق این اطلاعات، اوکراین از ابتدای ماه ژوئیه مستند کرده بود که روسیه در حال انجام شناسایی ماهواره‌ای بر فراز پایگاه‌ها و تأسیسات نظامی ایالات متحده در کشورهای خلیج فارس است. این فیلم متعاقباً در ایران منتشر شد و با حملات ایران به این اهداف مرتبط بود. تنها در ۱۹ و ۲۰ ژوئیه، چهار پایگاه هوایی که قبلاً توسط ماهواره‌های روسی مورد شناسایی قرار گرفته بودند، مورد حمله قرار گرفتند – دو پایگاه در بحرین، یکی در اردن و یکی در کویت.

زلنسکی گفت: "من به سرویس اطلاعاتی خود دستور خواهم داد تا این اطلاعات را با شرکای خود به اشتراک بگذارند." او این را به عنوان مدرکی مبنی بر حمایت فعال روسیه از ایران در مبارزه با ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن تفسیر کرد.

روسیه با حمله به زیرساخت‌های بندری و کشتیرانی، عملاً سواحل دریای سیاه اوکراین را مسدود می‌کند و بدین ترتیب اوکراین را به یک "کشور عملاً محصور در خشکی" تبدیل می‌کند. تحلیلگران معتقدند که کیف اکنون همین استراتژی را به طور معکوس در دریای خزر اعمال می‌کند – به عنوان بخشی از یک جنگ موشکی و پهپادی که به طور فزاینده‌ای وحشیانه شده و در ماه‌های اخیر تشدید شده است.

درگیری در مورد کشتیرانی نیز به طور فزاینده‌ای در حال تشدید است. روسیه پس از حمله مکرر پهپادهای اوکراینی به کشتی‌های مرتبط با مسکو، به همه کشتی‌ها در مورد خطرات دریانوردی در منطقه اقتصادی انحصاری خود در دریای سیاه هشدار داد. کیف نیز به نوبه خود از شرکت‌های کشتیرانی خواست تا با توجه به وخامت اوضاع امنیتی، از بنادر دریای سیاه روسیه کاملاً دوری کنند. طبق گزارش‌ها، بندر اودسا – که حدود ۹۰ درصد از تجارت دریایی اوکراین را انجام می‌دهد – اکنون کاملاً بسته شده است، نه تنها به دلیل حملات موشکی، بلکه به دلیل استفاده اخیر از 

بمب‌های گلایدر(اف ا بی) روسی که اوکراین هیچ دفاع موثری در برابر آنها ندارد. روسیه قبلا از این بمب‌ها علیه اودسا استفاده نکرده بود. 

اوکراین نیز به نوبه خود از اوایل ماه آوریل حمله به بنادر روسیه را آغاز کرد و حملات مداومی را علیه پریمورسک و اوست-لوگا انجام داد. اخیراً، ترمینال شخاریس در نووروسیسک – بزرگترین بندر صادرات نفت روسیه در دریای سیاه – نیز مورد حمله قرار گرفته است؛ عملیات بارگیری تانکرها در آنجا هفته گذشته متوقف شد. طبق گزارش‌ها، این حملات حدود یک پنجم صادرات نفت روسیه و یک سوم صادرات غلات را به خطر می‌اندازد، زیرا هر دو کالا

از طریق نووروسیسک حمل می‌شوند. در همین حال یک کمپین پهپادی که ترمینال کنسرسیوم خط لوله خزر که تقریبا ۸۰ درصد از صادرات نفت قزاقستان را مدیریت می‌کند، را هدف قرار داده است، در نتیجه تولید نفت قزاقستان را حدود یک پنجم کاهش داده است. قزاقستان بارها و علنا هرگونه دخالت در حملات پهپادی که گفته می‌شود از خاک آن کشور انجام شده یا می‌شود را رد کرده است.

پیام به کیف: حملات به تولید نفت نامطلوب است

این کمپین اکنون انتقاد مستقیم واشنگتن را نیز به دنبال دارد. بنا به گزارش‌ها، دولت ایالات متحده پس از حمله یک پهپاد به یک کشتی تحت اجاره شرکت شورون در نزدیکی نووروسیسک، به کی‌یف اطلاع داد که حملات به تانکرهای دارای پرچم خارجی در دریای سیاه «ناخوشایند» است. شورون ۱۵ درصد از سهام کنسرسیوم خط لوله خزر – که تقریباً دو درصد از تولید نفت جهان را منتقل می‌کند – و همچنین نیمی از میدان نفتی عظیم تنگیز قزاقستان را در اختیار دارد. در نتیجه، گسترش عملیات دریایی اوکراین اکنون نه تنها با منافع ایران، بلکه مستقیماً با منافع اقتصادی ایالات متحده نیز در تضاد است.

عواقب این امر اکنون بر کشتیرانی غیرنظامی و خود سواحل اوکراین تأثیر می‌گذارد. تاراس ویسوتسکی، وزیر کشاورزی، توضیح داد که بنادری که فقط یک هفته پیش روزانه چهار تا پنج کشتی را پذیرش می‌کردند، روز بعد از حملات هیچ ورودی را ثبت نکردند. او این را به احتیاط مالکان کشتی نسبت داد تا محدودیت‌های اوکراین. کیف در مورد حملات در دریای سیاه درخواست جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد را برای ۲۷ ژوئیه کرد و هشدار داد که این حملات می‌تواند قیمت مواد غذایی را در آفریقا، آسیا، خاورمیانه و آمریکای لاتین افزایش دهد.

در همان زمان، اوکراین به حملات خود به سرزمین‌های تحت کنترل روسیه ادامه داد. تا ۲۴ ژوئیه، ۱۷ تأسیسات انرژی دیگر در کریمه در عرض یک هفته مورد حمله قرار گرفتند – که مجموع آنها را از ابتدای ماه به ۱۳۶ مورد رساند. به گفته رابرت برودی، فرمانده واحد سیستم‌های بدون سرنشین اوکراین، در نتیجه مصرف برق در شبه جزیره ۴۲ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.

دریای خزر صحنه‌ی کاملاً جدیدی از درگیری نیست. در اوایل ماه مارس، اسرائیل به یک بندر ایرانی در دریای خزر که طبق گزارش‌ها توسط روسیه برای حمل سلاح و مواد غذایی استفاده می‌شد، حمله کرد. در ژانویه، ترکمنستان نیز خدمه‌ی یک کشتی ایرانی را که هنگام عبور از همین مسیر تدارکاتی غرق شده بود، نجات داد. با این حال، آنچه این بار جدید است، دخالت مستقیم اوکراین به جای اسرائیل است.

ناظران درگیری دقیقاً این را نقطه عطف تعیین‌کننده می‌دانند: دو جنگی که قبلاً به طور موازی جریان داشتند – و فقط تا حدی همپوشانی داشتند – اکنون به طور فزاینده‌ای بازیگران، اهداف و منطق استراتژیک یکسانی دارند و تاکنون منافع اقتصادی یک طرف ثالث در دریای سیاه را مستقیماً به این درگیری کشانده‌اند.

 

 


Source URL: https://bepish.org/node/14247