این آوردگاه توست!

مسابقه برای از حفظ بودن کاپیتال نیست. حتی صحبت این نیست که واقعیت جامعه با دولت و انقلاب چقدر همخوانی دارد و مطابق ان اکنون چه باید کرد. صحبت این است که چقدر جامعه را میشناسی و بادرد آن آشنایی.
در هیچ کتاب مرجع از تحریم ننوشته ولی مردمت از آن رنج میبرند.در هیچ کتاب از امت چیزی ننوشته ولی چوبش را مردمت میخورند. هیچ کتابی وقتی ثروت مردمت خرج دیگر ملتها میشود حرف نزدهاند هیچکس تحلیل نداد که خرج دیگهای شله را درنهایت خود مردم میپردازند، برای خودشان. خودی و غیرخودی ستمی را در تمام سطوح اعمال میکند که حتی با زحمت و رنج کار خودت باز «هشت گرو نه» است؛ دیگر مسائل کلاسیک جامعه بهجای خود . این تویی که صحنه رزم را برای مردمت نشان میدهی نه از روی کتاب از زمینه جامعه به زبان خودشان. برای این است که هیچگاه نمیتوانی بیکار یا نظارهگر باشی .
و فقط این تویی که میتوانی درستترین راهحل الآن و آینده مردم رانشان دهی. این را که دیگر قبول داری که انقلاب در هر کشوری خاص خود اوست؛ دارم از همان کتاب میگویم. پس نگو شرایط محیا نیست. از مرحله تکامل حرف نزن عمل کن . راهحل عینی مشکلات این کشورانشان بده چون توهم عضوی از آنی .
حال میگویی توضیح واضحات است. خودت بگو چند سازمان مدافع کارگر منتظر تکوین جامعه مطابق کتاب هستند. اگر کمونیست به سرش بزند که به کمونیست بودن خود بنازد بر این اساس که نتایج و احکام حاضر و آماده در دست دارد و به جدیترین زحمات و تلاش بزرگ دست نیاز دو فا کتها را بررسی نکند بسیار موجود محقری است و چنین روشی هلاکت بار.