به یاد کارگر فدائی، حسین قاسم نژاد

زندهیاد حسین قاسم نژاد در اوایل دهه ٣٠ در تهران متولد شد، حسین به علت تنگناهای مالی نتوانست دوره دبیرستان را به پایان برساند و برای تأمین هزینههای زندگی، در یک کارگاه خیاطی بکار مشغول شد. قاسم نژاد تحت تأثیر یکی از بستگانش که سالهای بعد در جنبش فلسطین جان فدا شد و همچنین دوست و هممحله دوران کودکی و نوجوانیاش زندهیاد "مارتیک قازاریان" در ارتباط با چریک فدائی قرار گرفت و به مطالعه و فعالیت سیاسی روی آورد.
حسین در سال ٥٣ در ارتباط با یک گروه دانشجوئی هوادار جنبش فدائی دستگیر شد و چون تنها عضو کارگر این گروه بود، بیش از دیگران مورد شکنجه قرار گرفت و به خاطر جراحات ناشی از شکنجه و وخامت وضعیت جسمیاش، ساواک او را در بیمارستان شهربانی بستری کرد. این کارگر آزاده در بی دادگاههای نظامی به ٣ سال زندان محکوم شد. رفتار آرام و فروتنانه حسین در زندان مورداحترام تمام زندانیان بود. او که رنج و فقر زحمتکشان را تجربه کرده بود، کوشش میکرد تا دانش و توانائی تئوریک خودش را که فقر از او دریغ داشته بود، در زندان ارتقا دهد. حسن پس از سپری کردن ٣ سال زندان و ٦ ماه ملی کشی در اواخر سال ٥٦ از زندان آزاد شد.
او پس از انقلاب، در سازمان فدائی فعالیت داشت و در هنگام انشعاب به جناح (اکثریت) پیوست و در کمیته شهر و کارگری، کرج فعالیت داشت و کوششهای زیادی برای سازماندهی کارگران، بهویژه کارگران خیاط و صنوف در سندیکای کارگران خیاط و دیگر سندیکاها میکرد و خود نیز در فعالیتهای سندیکایی شرکت داشت.
در یورش سال ٦٥ به سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، حسین نیز دستگیر شد و این بار در زیر شکنجههای وحشیانه شلاق به دستان ولایتفقیه قرار گرفت و در بی دادگاه ملایان فرصتطلب، به اعدام محکوم شد. طبق گفته زندانیان جان بدر برده آن سالهای فاجعهبار، حکم اعدام هیچگونه خللی در باورهای آزادیخواهانه و عدالتخواهانه او ایجاد نکرد و عقیده راسخ خود را که عشق به تودههای زحمتکش بود همچنان حفظ کرده بود. هنوز حکم اعدام او در جریان بود که شهریور خونین فرارسید و این کارگر صادق و فروتن هم به همراه هزاران تن دیگر اعدام و به کاروان جانباختگان راه آزادی و عدالت پیوست.