هزینه خسارات سیل را بنیادهای ثروتمند بپردازند!

گزارشهای متعدد منتشرشده در رسانههای مختلف همگی حکایت از آسیبدیدگی شدید صدها واحد تولیدی خرد کلان و تعطیلی و بیکار شدن دهها هزار نفر از کارگران آنها در اثر سیل ویرانگر دارد. متأسفانه با ادامه بارانهای سیلآسا در مناطق مختلف کشور همچنان شمار واحدهایی که در اثر سیل از فعالیت بازمیمانند و شمار کسانی که به این خاطر بیکار و درآمدشان را از دست میدهند در حال افزایشاند و بهدرستی معلوم نیست که واحدهای آسیبدیده چه موقع میتوانند فعالیتهایشان را از سر بگیرند.
بنا به گزارش خبرگزاری "ایلنا" تنها در دو شهر پلدختر و معمولان تاکنون حداقل ٥٣٠٠ کارگر ساختمانی و صنوف از کار بیکار شدهاند و این حجم بیکاری در این شهرها در شرایطی است که از قبل از این آمار بیکاری در این شهرها بالغبر ٢٠ درصد بوده است. در شوش مجتمع صنعتی – کشاورزی نیشکر هفتتپه به قراری که "احمد شجیراتی" معاون روابط کار اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان خوزستان خبر داده ظاهراً به خاطر آبگرفتگی تعطیل شده است. در دیگر شهرهای سیلزده نیز وضعیت کمابیش مشابه است. بعضی گزارشها شماره کسانی را که در اثر سیل شغلشان را ازدستداده و ممکن است بدهند تا چند ده هزار نفر تخمین میزنند. افزون بر بیکاری بهواسطه سیل بسیاری از کالاهای ضروری کمیاب و قیمت آنها بهشدت طی یکی دوهفتم اخیر بالا رفته و در چنین اوضاع آشفتهای خیلی از شاغلین در واحدهای غیردولتی تکلیف دستمزد و حقوقشان در ابهام قرار دارد، و بعید است که در مدت بلاتکلیفی همه آنها بتوانند از حقوق و دستمزد دوران بیکاری برخوردار شوند. وضعیت کشاورزان مناطق سیلزده حتی بهمراتب بدتر از کارگران واحدهای تولیدی است؛ و کلاً خساراتی که در اثر سیل به مردم و زیرساختهای کشور وارد شده است، بسیار هنگفت و جبران همه آنها با نظر داشت وضعیت اقتصادی کنونی و ریختوپاشهای نهادهای مختلف حکومتی و فساد حاکم بر آنها به سرعتی که بازسازی نیاز دارد بعید است انجام شود. تشدید تحریمها و اثر تحریکهای تنشزا اخیر ترامپ و متحدانش نیز در این میان به بدتر شدن هرچه بیشتر بحران اقتصادی موجود که هماکنون هم بسیار وخیم است دامن زده و به دستآویز دیگری برای کانالیزه کردن درآمدهای کشور بهسوی نظامیگری تبدیلشده و امکان بازسازی را که ضرورت عاجل دارد به تأخیر میاندازد.
در این میان درحالیکه مردم سیلزده در تنگنای شدید قرار دارند و در مناطق سیلزده خشمشان از ناکارایی نهادهای حکومتی در کمکرسانی را به عینه بیمهابا نشان میدهند، جناحهای رقیب حکومتی که هیچکدام کمتر از دیگری در افزایش ابعاد خسارات هنگفت این فاجعه و ایجاد تنگناهای اقتصادی از دیگری کم تقصیرتر نیست بجای افزایش امدادرسانی و اسکان انبوه مردمی که خانهخراب و آواره شدهاند، مشغول رقابت و متهم کردن یکدیگر به قصور و دادن وعدههای سرخرمن به مردم ستم دیده هستند. درحالیکه بازسازی بایستی فوری آغاز شود اما بیم آن میرود که به بهانه کمبود بودجه بازسازی مناطق سیلزده به سرنوشتی مشابه زلزلهزدگان بم و کرمانشاه دچار شود و سالها به درازا بکشد.
دولت برای شروع بازسازی ظاهراً دو میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی را به این کار اختصاص داده است که به عقیده کارشناسان این مبلغ نسبت به مقیاس خسارات حتی اگر بدون ریختوپاش و در جهت درست مصرف شود جوابگوی بخش کوچکی از خسارات است.
در این میان اما نهادهای متعددی وجود دارند که درواقع بااینکه جز اموال عمومی هستند و دهها میلیارد ثروت و درآمد کشور را در انحصار خود درآوردهاند اما درآمدهایشان را درجاهایی و در کارهایی هزینه میکنند که نهتنها فایدهای برای مردم و کشور ندارند، بلکه مشکلات و بحرانهایی را برای جامعه به وجود میآورند که هزینههای کلانی به کشور وارد میکند و مردم باید هزینه کارهای آنها را نیز بپردازند. اینک زمان آن رسیده که این بنیادها با تمام ثروت و داراییهایشان بجای اینکه صرف ماجراجویی و هزینهتراشی برای مردم و کشور و به جیب مشتی مفتخور سرازیر شود به مردم برگردانده شود و صرف بازسازی تأسیسات خسارتدیده از سیل و بهینهسازی و تجهیز کشور برای مقابله با فجایع طبیعی آتی و زیرساختهای بهداشتی و آموزشی از رمق افتاده شود. آری بودجه وجود دارد و مردم تأخیر در بازسازی ناشی از سیلها را که خود حکومت در افزایش ابعاد خسارات انسانی و مالی آن نقش زیادی داشته به بهانه کمبود بودجه نخواهند پذیرفت.