آیا می دانید...

آیا میدانید قانون حداقل دستمزد در ایران کی و چگونه پذیرفته شد؟
حداقل دستمزد که معمولاً همیشه و همینالان نیز بر سر آن مناقشه وجود دارد، در سال ١٣٢٦ پس از اعتصاب عمومی در آبادان پذیرفته و درواقع جزء نتایج و دستاوردهای این اعتصاب و مبلغ آن ٣٥ ریال بود. قبل از آن البته بخصوص پس از تشکیل نخستین سازمانهای کارگری، تلاشهایی در این جهت شروعشده بود و هرازگاهی کارگران پس از انجام اعتصاباتی در مورد پرداخت حداقل دستمزد نیز با کارفرمایان به توافق میرسیدند. ولی این توافقات موردی و مقطعی بود و شامل کارگران دیگر نمیشد.
حداقل دستمزد تا ١٤ سال بعد یعنی سال ١٣٤٠ نیز همان ٣٥ ریال در سراسر کشور بهاستثنای تهران باقی و ثابت ماند. در سال ١٣٤٠ ظاهراً بر مبنای هزینههای خانوار که در تهران از شهرهای دیگر بیشتر بود، این مبلغ به ٥٠ ریال افزایش یافت. در همان سال ١٣٤٠ بر مبنای بررسی حداقل نیازهای یک خانوار ٤ نفره در تهران که توسط وزارت کار انجامشده بود، هزینه حداقل زندگی ١٧٨ ریال برآورد شده بود که نزدیک به ٤ برابر کمتر از حداقل دستمزد تعیینشده در تهران بود. گفتنی است که این آمار در آن موقع منتشر نشد
آیا میدانید قانون ٨ ساعت کار در ایران کی به تصویب رسید؟
سابقه خواست ٨ ساعت کار روزانه یا همان جنبش ٨ ساعت کار که روز کارگر نیز در ابتدا به خاطر مبارزه جهانی برای تحقق آن شکل گرفت، حتی قبل از تشکیل نخستین سازمانهای کارگری در ایران میان نخستین مؤسسان سازمانهای کارگری وجود داشته است و بعد از تشکیل سازمانهای کارگری جزء مطالبات آنها قرارگرفته و بهواسطه وجود ساعات کار طولانی و سختی کار این خواست بهسرعت میان کارگران جای خاصی پیدا کرد. در اغلب قطعنامهها و دیگر اسناد باقیمانده از سازمانهای کارگری طی قریب صدسال گذشته این مطالبه همیشه جزء مطالبات اساسی کارگران ایران نیز بوده است، بااینحال این دستاورد نیز در پی مبارزات کارگری دهه ٢٠ به شکل قانونی به رسمیت شناخته شد و در قانون کار مصوب ١٣٢٨ نیز به تصویب رسید. همچنین یک روز تعطیلی هفتگی نیز که آنهم در قانون کار ١٣٢٥ به تصویب رسیده بود بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت.
آیا میدانید برای نخستین بار چه کسی و کی خواستار تصویب قانون کار در ایران شد؟
در سال ١٣٠٠ و در یکی از جلسات مجلس چهارم سلیمان میرزا اسکندری نماینده سوسیالیست مجلس برای نخستین بار در مجلس خواستار تصویب قانون کار شد. پیشنهاد سلیمان میرزا البته با مخالفت یکی از نمایندگان اشراف در مجلس که اكثریت را در اختیار داشتند روبرو شد و جدی گرفته نشد. ٢٥ سال بعد نخستین قانون کار در اثر فعالیت و مبارزات شورای متحده مرکزی و حزب توده ایران که هر دو نفوذ معنوی و سیاسی و پایگاه وسیعی در جامعه پیداکرده بودند سرانجام به تصویب رسید و در سال ٢٨ پس از ممنوعیت فعالیتهای حزب و شورای متحده دربار به فکر دستکاری و تعدیل این قانون افتاد و تعدیلاتی هم علیه کارگران در آن به وجود آورد و حق فعالیتهای سندیکایی را محدود به تشکیل شوراهای ٣ نفره مختلط متشکل از نمایندگان کارگر، کارفرما و وزارت کار کرد و اختیارات آن را نیز محدود کرد. رژیم شاه در سال ١٣٣٧ و در پی آغاز یکرشته اعتصابات کارگری بار دیگر مجبور شد حق تشکیل سندیکاها را بپذیرد بااینحال در عمل حاضر به اجرای درست آن نمیشد. قانون شوراهای اسلامی کار نیز با اندکی دستکاری جزئی و با تقلید از آن با این تفاوت که دستاندرکاران آن در زمان شاه کراواتیهای ریش تراشیده، و در زمان خمینی کارگزاران پر ریش و پشم صاحبان سرمایه بودند و هر دو هدف مشترکی را دنبال میکردند نوشته شد. به عبارتی خیری از هیچکدام به کارگر نرسید!