کارگران چگونه و به چه کسانی باید صدایشان را برسانند؟

حسن حبیبی (عضو هیئتمدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) در ٢٩ فروردین با اشاره به شش مطالبه اصلی کارگران در سال جاری، گفته است: "... باید تا روز ١١ اردیبهشت، صدای مطالبهگری خود را به گوش مسئولان برسانیم". خطاب آقای "حبیبی" در این پیام طبعاً باید کارگران باشند. در این پیام دو نکته مبهم وجود دارد. نکته نخست این است که حبیبی روشن نمیکند که کارگران چگونه باید این کار را انجام دهند. او از تعطیلی روز کارگر هم صحبت میکند، بااینحال در این پیام نه از کارگران میخواهد که در روز کارگر تظاهرات کنند و نه اینکه خبری در مورد اینکه تشکلی که ایشان جزء رهبران آن است قصد دارد در روز کارگر تظاهرات برگزار کند یا خیر نمیدهد؟ اگر میخواهند مراسمی در روز کارگر برگزار کنند، پس چرا حاضر نشده چیزی دراینباره بگویند؟ و اگر قصد این کار را ندارند، پس کارگران این شش مطالبهای را که به نظر ایشان عمده هستند در کجا و چگونه باید به گوش مسئولین برسانند؟
دلیل این عدم صراحت آقای حبیبی البته برای فعالین کارگری ناشناخته نیست. واقعیت این است که امسال شرایط بهگونهای است که هم حاکمیت و هم دارو دسته "خانه کارگر"میخواهند روز کارگر هرچه ممکن است بیسروصدا و کنترلشده تر برگزار شود و دلیل مبهمگویی حبیبی هم باوجود اختلافات و تفاوت نظری که بین "هیئتمدیره کانون عالی شوراهای اسلامی" و دارو دسته محجوب بر سر چگونگی برخورد با مسائل و اعتراضات کارگری میتواند وجود داشته باشد، و شأن نزول این پیام نیز در این واقعیت نهفته است. یک روز پیش از انتشار این پیام در ٢٨ فروردین، "کمیتهی برگزاری مراسم هفته کارگر" تحت ریاست علیرضا محجوب که علاوه بر جمعی از مسئولین دولتی و کارفرمایی و شهرداری آقای حبیبی هم در آن شرکت داشت، تشکیل شد و گزارش تصمیمات آن نیز در همان روز در همین خبرگزاری منتشر شد. هم ترکیب شرکتکنندگان و هم تصمیمات گرفتهشده در جلسه مذکور همگی مؤید آن هستند که دولت و خانه کارگر هر دو، امسال قصد دارند روز کارگر را کنترلشده تر و فرمایشیتر از سالهای پیش برگزار کنند و به همین جهت حتی از انتشار جزئیات مراسم دولتی پرهیز میکنند.
آقای حبیبی یک روز بعد از جلسه "کمیته برگزاری هفته کارگر" با ارسال این پیام دوپهلو و مبهم ظاهراً خواستهاند تفاوت نظر خودشان و کمیته مذکور را اطلاعرسانی کند. اما مادامیکه در عمل به تصمیمات باند حاکم بر خانه کارگر گردن مینهند دادن اینگونه پیامها به هر دلیل و انگیزهای که باشد، نه تأثیر مثبتی به سود کارگران خواهد داشت، نه آقای حبیبی امکان مؤثری برای عملی کردن هیچیک از مطالباتی که به نظر ایشان و همفکرانشان عمده هستند پیدا خواهد کرد. نکته دوم در پیام حبیبی، رساندن مطالبات کارگران به گوش، "مسئولین" است. توگویی که مسئولین از مطالبات کارگران بیاطلاع هستند! او بجای اینکه به کارگر بگوید خودتان باید به فکر خودتان باشید و ٤٠ سال است که هیچ مسئولی به جزء از بین بردن حقوحقوق شما و تحمیل اینهمه فقر و فلاکت و ایجاد ناامنی شغلی و اجتماعی و جانی کاری برایتان نکرده و بیشتر دستاوردهای ١٠٠ ساله جنبش شما را از شما پس گرفته، به کارگر توصیه میکند حرفشان را به گوش همانهایی برسانند که مسبب بدبختیشان هستند!
در مورد شش مطالبه عمده کارگران هم اولویتبندی ایشان ملهم از سیاست کاهش انتظارات دولت و خانه کارگریهاست. حق تشکل و حقوق سندیکایی، حق اعتصاب و افزایش دستمزد در سال گذشته و هنوز هم مطالبات اولاتر کارگران هستند و اساساً بدون وجود تشکل سندیکایی مستقل نه امکان تأمین امنیت شغلی و نه هیچ مطالبه دیگری وجود ندارد. مطالبه حق تشکل، پاشنه آشیل خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار و انجمنهای صنفی وابسته و آنهایی است که فقط بنام روی کاغذ وجود دارند و ثبتشان کردهاند تا به بهانه بودنشان، سد دیگری در مقابل فرایند تشکیل تشکلهای مستقل ایجاد کنند ، به همین خاطر هیچگاه جزء اولویتهای آنها قرار نمیگیرد و البته چندان هم عجیب نیست!
کارگران و تشکلها و فعالین کارگری در پی تجربیات ٤٠ ساله بعد از انقلاب خوب میدانند که نه مسئولین حکومتی و دولتی و نه تشکلهای وابسته به حکومت به فکر آنها نیستند و خودشان هستند که باید با ایجاد همبستگی، تشکیل سندیکا و تشکلهای مستقل و گسترش اعتصابات و دیگر اشکال مبارزاتی مؤثر حقوق به تاراج رفتهشان را پس بگیرند و دولت و سرمایهداران را وادار به پذیرش مطالباتشان کنند. روز کارگر تعطیل است، ولی، رهبران تشکلهای مستقل دقیقاً به دلیل مبارزه برای تحقق همان مطالباتی که حبیبی نیز کارگران را به پیگیری آنها فرامیخواند، در زنداناند و به کارگر و تشکلهای کارگری واقعی اجازه برگزاری مراسم روز کارگر را نمیدهند! آزادی کارگران زندانی یکی از مطالبات اصلی روز کارگر امسال است. چیزی که حبیبی و دوستانش در مورد آن دم فروبستهاند!