اعتصاب کارگران تِکِل در ترکیه و آغازی نو برای مقاومت کارگری- بخش دوم

کارگران علیه این اقدام قیام کردند، بعد از بسیج نیرو در پانزدهم دسامبر 2009 از بیستویک حوزه کشور در آنکارا جمع شده و دست به راهپیمایی زدند. در چهارمین روز این اجتماع حمله گسترده و وحشیانه پلیس به آنها شروع شد و چهار هفته بهطور مداوم در مقابل ساختمان کنفدراسیون اتحادیههای کارگری (Turk-Is) که اتحادیه آنها هم به آن وابسته بود، تحصن کردند و هرازگاه تظاهرات و دمونستراسیونهای خودانگیخته و کوچکی هم تشکیل میدادند. جلب حمایت اقشار گسترده کارگران و حرفههای متنوع آنها را به ادامه مبارزه و رأی برای ادامه اعتصاب ترغیب نمود. جنبش بیسابقه کارگران توانست بوروکراسی موجود در کنفدراسیون را مجبور کند به حمایت از آنها اقدام عملی کرده و یک ساعت ترک کار در تمام صنایع در سراسر کشور و قرار یک اجتماع سراسری در آنکارا در روز 17 ژانویه اعلام نماید. در جریان این تجمع کارگران تریبون سخنرانی را اشغال کرده، خواستار یک اعتصاب عمومی شدند که در ترکیه در حقوق قانونی اتحادیهها به رسمیت شناخته نشده است.
وقتیکه مذاکرات بین دولت و کنفدراسیون ترک-ایش به بنبست رسید، بوروکراسی تحتفشار کارگران قرار گرفت و اقدام مشترک اتحادیه با سایر کنشگران کارگری و اتحادیه کارکنان دولتی به توافق رسیدند تا یک اعتصاب سراسری یکروزه برای همبستگی با کارگران تکل در روز چهارم فوریه اعلام شود. در عمل اما حتی یک فدراسیون کارگری، حتی کنفدراسیون چپ DISK و KES، حاضر نشد در این راه قدمی بردارد و در آن روز تنها تعطیل کار در برخی نقاط بهصورت خودانگیخته دیده شد و اعتصاب سراسری فقط در حرف وقوع یافت، اما مبارزه اصلی در خیابان به وقوع پیوست. در تمام 81 مرکز نواحی در ترکیه تظاهرات و گردهمایی در حمایت از کارگران تِکِل برگزار شد و مجموعاً صد هزار نفر در این گردهماییها حضور یافتند. نمایش همبستگی علیرغم دشواریهای بوروکراتیک دولت را مجبور کرد که قدم عقب بگذارد و بهاصطلاح اصلاحات پیشنهادی بالا را متوقف نماید که در بههیچوجه به درخواستهای کارگری پاسخ نمیداد.
کمون سکریه
بعد از گردهمایی بزرگ 17 ژانویه کارگران اندکاندک در محله "سکریه" آنکارا که کنفدراسیون اتحادیههای کارگری در آن قرار داشت چادرهایی را بر پا داشتند که بهمرور به یک اردوگاهی از چادر در طول چندین خیابان آن ناحیه تبدیل شد. کارگران در این چادرها تحصنهای شبانه برگزار میکردند و در بین خود و کارگران سایر بخشها میهمانان سوسیالیست و حتی ناظرین سازماندهی نشده و عابران عادی بحث و تبادلنظر میکردند و برای روزهای بعد نقشه میکشیدند. صبحها آرامتر بود چراکه کارگران مجبور بودند بعد از بیدارخوابیهای شبانه کمی استراحت کنند. بعدازظهر و عصر و شامگاه دوباره وقت آکسیونهای متعدد بود و راهپیمایی با مشعلهای فروزان. کمپ چادری سکریه به مکه مخالفین و معترضین تبدیلشده بود و نیروی بیداری طبقاتی عجیبی را در درون همه اقشار در جامعه ترک، مابین کارگران تکل و همرزمانشان برافراشته بود. همهچیز را به اشتراک گذاشته بودند از غذا تا محل خواب و تا ایدئالهای موجود در آن شرایط. سوسیالیستهایی که از کودتای نظامی 1980 به بعد بهوسیله دولتها سرکوبشده و به دست جامعه به کنار زدهشده بودند مانند ماهی در دریای کارگران شناور گشتند. اکثریت کارگران تکل که تا چندی قبل بهشدت ضد کمونیست و چپ بودند، از حمایت سوسیالیستها استقبال کردند و ایدههای سوسیالیستی را بهسرعت بهعنوان موضوع بحث و تبادلنظر درون خویش پذیرفتند و بهسرعت از احزاب میانه ترک که بهطور سنتی درگذشته موردحمایتشان بود فاصله گرفتند.
مضاف بر این، پیشداوریها و تبعیضات موجود در کارگران ترک نسبت به کردها (که آنها را تروریست و جداییطلب میدانستند) در این دوران به مقدار زیادی رنگ باخت. در اوج مبارزه کارگران ترک حمایت رفقای کرد را پذیرا شدند و دشمنیها جای خود را به رفاقتهای سیاسی در رزم مشترک داد. نکته بااهمیت دیگری در تجمعهای آنکارا حضور جمع کثیری از زنان کارگر بود. برای خانوادههایی با محافظهکاری مذهبی که حتی زنانی که در خارج خانه کار میکنند تحت کنترل شدید همسران یا مردان فامیل هستند، دیدن زنانی که از راههای دور به شهر آمده و در چادر با همکاران خود حشرونشر میکردند و حتی در چادر میخوابیدند تعجبآور و حتی قهرمانانه بود.
چشمانداز تحمل دولت ترکیه و آرامش پلیس سنتا خشونتآفرین کشور در برخورد با تظاهرات کارگران و تحصن آنها در کمپهای چادری در سکریه غیرقابلباور بود، اگر مصمم بودن و جدیت جنبش در خواستههای کارگران تکل وجود نداشت. قدرت بازوی جمعی و قانونمندی مبارزه بود که باعث شد دولت جرئت نکند برای متفرق کردن کارگران و پاکسازی کمپ متحصنین دستبهکار شود، که عملاً ازنظر نظامی برای پلیس کار سادهای بود، بهویژه با دشواریهایی که بوروکراسی اتحادیهها به کارگران تحمیل میکرد. این آن چیزی است که ما آن را کمون سکریه نام گذاشتهایم، فضای آزادی و قیام که برای چهل روز در شکل تحصن در چادر و 78 روز در جمع ادامه یافت.