پیام کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران به نخستین کنگرۀ حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

به رفقای نماینده کنگره حزب چپ ایران(فدائیان خلق)
رفقای عزیز!
کمیته مرکزی حزب تودهٔ ایران برگزاری نخستین کنگرهٔ حزب چپ ایران (فدائیان خلق) را در شرایط بسیار حساس کنونی تاریخ ایران شادباش میگوید، و موفقیت شما را در مبارزه برای تحقق صلح، آزادی، دموکراسی، و عدالت اجتماعی در میهمنان ایران آرزومند است. ما امیدواریم که کنگره شما در بررسی و تدقیق و تصویب مدارک و اسناد پایهیی حزب نوبنیادتان موفق باشد و گامی باشد در راه شکلگیری همکاری و اتحاد عمل نیروهای ملی و دموکراتیک و بهویژه نیروهای چپ ایران در مسیرِ مبارزهٔ مردم ایران بر ضد رژیم استبدادیِ ولایت فقیه و حرکت به سوی تحقق دگرگونیهای بنیادین، دموکراتیک و پایدار در ایران.
رفقای گرامی!
نخستین کنگره حزب شما در شرایطی برگزار میشود که اکثر کشورهای بزرگ سرمایهداری جهان هنوز درگیر پیامدهای بحران عمیقِ ساختاریای اند که بیش از یک دهه پیش آغاز شد. گرچه برخی از کشورهای سرمایهداری پیشرفته در آمریکای شمالی و اروپا توانستهاند با بهرهگیری از سازوکارهای موجود در نظام تجاری و مالی سرمایهداری جهانی و بهویژه از راه کاهش مالیاتهای شرکتهای بزرگ و انتقال بخشی از بار بحران به به کشورهای جنوب اروپا، اروپای شرقی، آمریکای لاتین، و آفریقا اقتصادهای خود را به طور موقت از تهدید رکود مزمن برهانند و درصد نازلی رشد اقتصادی داشته باشند، اما پیامدهای اجتماعی آن بحران بزرگ هنوز ادامه دارد. در یک دههٔ گذشته، تحمیل اقتصاد ریاضتی به زحمتکشان منجر به گسترشِ هرچه بیشتر اشتغال ناپایدار و موقت و پراکندهکاری، تشدید محرومیتهای اجتماعی، محدود شدن حقوق دموکراتیک، و افزایش تنگدستی و تیرهروزیِ شمار زیادی از مردم جهان شده است.
قدرتهای امپریالیستی عضو پیمان نظامی ناتو زیر رهبری عملی آمریکا، نظامیگری و اقدامهای تهاجمی خود را افزایش دادهاند و شرایط به گونهای شده است که امکان وقوع جنگ از آمریکای لاتین گرفته تا خاورمیانه و شرق دور افزایش یافته است. آثار و پیامدهای ویرانگر تحمیل 4 دهه برنامههای اقصادی نولیبرالی و دامن زدن به احساسات ناسیونالیستی کور و خارجیستیزی در کشورهایی نظیر آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، و ایتالیا، فشارهای فزاینده خطرناکی را بر جنبشهای دموکراتیک مردم در سراسر جهان وارد کرده است.
در چنین شرایطی، نیروهای مردمی، چپ، و رادیکالی که در همهٔ قارههای جهان برای تغییرهای بنیادی در شرایط اقتصادی-اجتماعی مبارزه میکنند، همفکری و مشورت و چارهاندیشی برای ایجاد جبهههای متحد مردمی و ترقیخواه بر اساس نقاط مشترک را به صورتی جدّی پیش میبرند. منطقهٔ خاورمیانه در دهههای اخیر، به دلیلِ سیاستهای ماجراجویانه و ویرانگر امپریالیسم و بهویژه امپریالیسم آمریکا، به تناوب در معرض جنگ و نظامیگری و اشغال و درگیری بوده است. حاکم شدنِ جَوّ جنگ، ترور، و برخوردهای مذهبی، فرقهیی، و قومی بر زندگیِ اقتصادی، سیاسی، و اجتماعیِ مردم شماری از کشورهای منطقه، از جمله عراق، سوریه، لیبی، یمن، الجزایر، و افغانستان، زندگی این مردم را در وضعیت اسفناکی قرار داده است؛ وضعیتی که برآمدِ آن، پَسرفتِ آشکار و فاجعهبار در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی، و نابودیِ توانِ ملّی و حاکمیتِ ملی آنها بوده است. ایران نیز به دلیل ترکیبی از سیاستهای خشن دولت کنونی آمریکا و متحدان آن در اسرائیل و عربستان سعودی و امارات متحد عربی از سویی، و و سیاستهای نابخردانۀ سران رژیم ولایی ایران، از جمله سیاست صدور"انقلاب اسلامی"، در وضعیت دشوار و تهدید کنندهای قرار گرفته است.
در پی روی کار آمدن دولت نوفاشیستی دونالد ترامپ در آمریکا، متحدان منطقهيی این کشور، از جمله حکومتهای عربستان سعودی، مصر، و اسرائیل با آزادی عمل بیسابقهای در تحولهای منطقه به سود سیاستهای برتریجویانه و نظامیگرایانهٔ امپریالیستی فعال شدهاند. حاکمیت ملی کشورها و قوانین بینالمللی پیوسته و به طور گستردهای مورد تعدی و تخطی آمریکا و متحدان منطقهیی آن قرار میگیرد. ارتش عربستان سعودی بیهیچ ملاحظهای یمن را به خاک و خون میکشد، اسرائیل بلندیهای جولان را رسماً ضمیمهٔ خاک خود میکند، با دهنکجی به سازمان ملل متحد و قطعنامههای شورای امنیت و قوانین بینالمللی اورشلیم را پایتخت خود اعلام میکند، و حق طبیعی و به لحاظ بینالمللی به رسمیت شناخته شدهٔ مردم فلسطین را مردود اعلام میکند. همهٔ اینها پیامدهای موازنهٔ نامساعد قدرت در شرایط کنونی در خاورمیانه به سود امپریالیسم و ارتجاع منطقهیی است.
رفقای گرامی!
طی سه دههٔ گذشته، برنامههای کلان رژیم ولایی ایران از راه بهاصطلاح تعدیلهای اقتصادی بر اساس الگوی نولیبرالی، پیوسته اقتصاد سیاسی کشور را به سود لایههای فوقانی بورژوازی و با هدف فراهم آوردن شرایط برای انباشت سرمایههای خصوصی و شبهخصوصی شکل داده است. در این اقتصاد سیاسی و زیر سایهٔ حاکمیت ولایت فقیه، منافع اکثریت مردم، یعنی زحمتکشان مزدبگیر و حقوقبگیر به یغما رفته است.
به دلیل اجرای سیاستهای نولیبرالی سرمایهداری در شرایط ویژهٔ کشورمان، اکثر طبقات و اقشار مردمی و ملّی، از کارگران و دهقانان گرفته تا خردهبورژوازی و بورژوازی متوسط و بورژوازی ملّی، زیر فشار کمرشکنی قرار دارند. فقر شدید در سراسر کشور گسترش یافته است و فساد و رانتخواری به مسئلهای مزمن تبدیل شده است. تورّم، سقوط ارزش پول ملّی، ورشکستگی بسیاری از واحدهای تولیدی کشور، بیکاری فزاینده، و ظلم بیسابقهٔ حکومتگران، در مجموع اقتصاد کشور را در آستانه فروپاشی و سقوط کامل قرار داده و شرایطی در آستانهٔ انفجار را در کشور پدید آورده است. در ایرانِ تحت حاکمیت رژیم ولایی، کارگران، زنان، جوانان، فرهنگیان، دانشجویان، اقلیتهای ملّی و مذهبی، نویسندگان و هنرمندان، کوشندگان حقوق بشر و حفظ محیط زیست از حقوق اولیهٔ خود محروماند و با برگماری جنایتکارانی همچون رئیسی بر مسند ریاست قوۀ قضاییهٔ کشور، مجموعهٔ حاکمیت خود را برای تشدید جوّ سرکوب و خفقان برای مقابله با رشد نارضایتی مردم آماده می کند.
نمایندگان گرامی نخستین کنگرهٔ حزب چپ ایران،
از ابتدای سال جاری، دامنهٔ تنشهای خطرناک در منطقهٔ خلیج فارس و خاورمیانه بالا گرفته و خطر درگیری نظامی به طور جدّی کشورمان را تهدید میکند. عامل عمده در تشدید چنین شرایطی، سیاستهای سلطهجویانه و تجاوزکارانهٔ دولت ترامپ، از جمله خروج آمریکا در اردیبهشت 1397 از توافقنامه بینالمللی برجام است که به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد هم رسیده بود. این حرکت ماجراجویانه و بهشدت غیرمسئولانهٔ ترامپ، در راستای خواستهای دولت ارتجاعی عربستان سعودی و دولت نژادپرست اسرائیل بود که خواهان برخورد نظامی با ایران و تبدیل کردن ایران به سوریهای دیگر بودند.
میهن ما به دلیل عملکرد دیکتاتوری ولایی و دولت نوفاشیستی ترامپ، در مسیری بس پُرخطر قرار گرفته است. در این مسیر، امنیت کشور و زندگی مردم با تهدیدهایی جدی روبروست. تنها وسیلهٔ نجات ایران از این وضعیت ناگوار و خطرناک، ایجاد تغییرهای بنیادی برای گذار از دیکتاتوری و برپایی حاکمیتی مردمی و دموکراتیک است. در این روند، شکلگیری جبههای ضددیکتاتوری با شعار صلح، دموکراسی، و عدالت اجتماعی، میتواند با تغییر دادن توازن نیروها به سود جنبش مردمی در داخل کشور، دیکتاتوری حاکم را به عقبنشینی وادارد و به حذف حاکمیت مطلق ولایت فقیه و گذار به حاکمیتی ملّی و دموکراتیک یاری رساند. چنین جبههای میتواند به منزلهٔ نیرویی ملی در دفاع از صلح و حاکمیت ملی، راههای دستاندازی دولت راست افراطی ترامپ را بر میهن ما مسدود کند. حزب تودهٔ ایران بر این باور است که در کنار خواست عدالت اجتماعی و آزادیهای دموکراتیک، باید خواستِ «حفظ صلح» در متن جامعه را نیز به شعاری محوری تبدیل کرد.
رفقای گرامی!
پیاممان را با موضوع مهم همکاری و اتحاد عمل نیروهای ملی و دموکراتیک آغاز کردیم و در پایان نیز مایلیم بر ضرورت اتحاد عمل وسیع نیروهای سیاسی ملی، چپ، و ترقیخواه در روند مبارزه در راه صلح، بر ضد دیکتاتوری حاکم، و با هدف یاریرسانی به تحقق گذار به حاکمیت ملی و دموکراتیک در کشور تأکید کنیم. توجه جدّی و مسئولانه به امر همکاری و اتحاد عمل سیاسی و مدنی برای تقویت نیروهای خواهان تحوّل بنیادین در کشور امری مبرم است.
همانگونه که نمونههای مشخص چنین اتحادهایی در ماههای اخیر در کشورهایی مثل سودان و ترکیه نشان داد، این اتحادهای سیاسی میتوانند دیکتاتوریهای خشن اسلامگرا را به طور جدّی به چالش بکشند و راهگشای تغییر شوند. حزب تودهٔ ایران همانطور که بارها اعلام کرده است، آمادهٔ همفکری و همکاری برای شکلگیری چنین جبههای است.
بار دیگر برایِ نخستین کنگرهٔ شما در تدوینِ برنامهٔ درازمدّت حزب و راهکارهای عملی برای مبارزهٔ سیاسیِ پیشِ رو و رویارویی با تحولهای پُرشتاب و بغرنج کنونی در درون کشور، منطقه، و جهان، آرزوی موفقیت میکنیم.
با احترام و درودهای رفیقانه
کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۲۱ تیر ۱۳۹۸