آنچه بیتکوین بر سر اقتصاد میآورد

ماجرای آغاز به کار ارز دیجیتالی بیت کوین، بیشباهت به فیلمهای ژانر معمایی هالیوود نیست. در سال 2008، فرد یا افرادی با نام «ساتوشی ناکاموتو» مدعی میشود یا میشوند که یک ارز دیجیتالی با نام بیتکوین را طراحی و در فضای مجازی سازماندهی کرده است یا کردهاند. یازده سال است که کسی نمیداند ناکاموتو واقعاً کیست. او مدعی شده است یک برنامهنویس سی و هفت سالهی ژاپنی است. اما گمانههایی در این مورد که او اهل آمریکایی شمالی یا اروپا باشد وجود دارد. سرویسهای امنیتی غربی وهمچنین ارائه دهندگان اینترنت و دیتا هم، مانند گروهبان گارسیای زورو، با وجود اینکه روزانه به طرق مختلف از میلیونها نفر در فضای مجازی جاسوسی میکنند، هنوز هویت واقعی «ساتوشی ناکاموتو» را نیافتهاند. هر چند ناکاموتو در اواسط سال 2010 اعلام کرد همکاری با پروژهی بیت کوین را متوقف کرده است، اما دارا بودن حدود یک میلیون بیت کوین که با قیمت روز BTC چیزی در حدود دوازده تریلیون دلار میشود، از او یک ابرسرمایهدار مجهول الهویه میسازد.
اگر شما هم مانند منِ تا یک ماه پیش، چیزی از بیتکوین نمیدانستید، احتمالاً از پاراگراف بالا به جای درک چیستی بیتکوین، بیشتر یاد تصاویر فیلمهای معمایی پلیسی افتادهاید. اما بیتکوین نه یک شوخی است و نه یک سوژهی معمایی. بیتکوین یک عارضهی نوین در اقتصاد سرمایهداری و در نتیجه یک امر بحث برانگیز در حیطهی نقد اقتصادی سیاسی است. برای اینکه اهمیت موضوع روشنتر و رغبت شما برای خواندن ادامهی مطلب بیشتر شود، باید بگویم که در حال حاضر، و دقیقاً حالا که در حال نوشتن این مطلب هستم، میزان سرمایهی موجود در بازار بیتکوین $23,529,242,598 است. بر داغ بودن این آمار تاکید میکنم، چرا که قیمت بیتکوین هیچ ثباتی ندارد. پریروز هر بیت کوین در حدود 12 هزار دلار آمریکا معامله میشد. اما حالا این قیمت 9 هزار دلار است! دقیقاً مانند ریال ایران! دلیل عدم ثبات در قیمت این ارز مجازی این است که بر خلاف سایر ارزهای رایج، هیچ دولت و بانک مرکزیای پشتوانهی این ارز نیست و قیمت فقط در ساز و کارهای بازار بورس تعیین میشود. بنابراین ممکن است وقتی شما این سطرها را میخوانید، قیمت بیتکوین خیلی بیتشر یا خیلی کمتر از ارقام مورد اشاره باشد!
بیتکوین از کجا میآید؟
به پاراگراف اول برمیگردیم. در سال 2008 فرد یا افرادی با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو دست به انتشار سندی زدند که در آن سعی کرده بودند چیستی بیتکوین را توضیح بدهند. در این سند با اشاره و ارجاع به بحران اقتصادی سال 2008 عنوان شده بود که دلیل بحران «پشتیبانی دولتها از ارزها» و همچنین «فساد در سیستمهای بانکی» است. آنها با این هدف و منطقِ ادعایی، یک ارز مجازی مستقل از بانکها و دولتها به وجود آوردند.
تعدادی مسالهی به غایت پیچیده و در عین حال بیمصرف ریاضی، توسط یک برنامهی کامپیوتری که توسط ساتوشی ناکاموتو نوشته شده، تولید شده است. CPU در رایانهها، کار تحلیل و حل مسائل ریاضی را انجام میدهد. در نتیجه CPUهای کامپیوترها، کار حل این مسائل را انجام میدهند و در ازای حل هر مساله، یک بیت کوین به عنوان جایزه، به صاحب کامپیوتر تعلق میگیرد.
اما حل این مسائل با یک CPU در یک کامپیوتر، غالباً قابل انجام نیست. در نتیجه از دستگاههایی با عنوان ماینر، که کار تولید یا به معنای دقیقتر استخراج بیتکوین را انجام میدهند استفاده میشود.
ماینرها از چند CPUی بسیار قدرتمند و همچنین فنهای خنک کنندهی CPU تشکیل شدهاند. مجموعهی سختافزاری یک کامپیوتر شامل رم، سی پی یو، نمایشگر، کارت گرافیک، هارد و چیزهایی از این قبیل تشکیل شده است. اما بیشترین برق مصرفی در یک سیستم رایانه، مربوط به CPU میشود. برای اینکه کار یک ماینر بتواند به نتیجه برسد، باید چند CPU چندین هستهای قدرتمند در ساختار آن وجود داشته باشد. خلاصهی امر اینکه برای تولید یک بیتکوین، مقدار بسیار زیادی برق مصرف میشود تا یک مسالهی ریاضی حل شود و یک بیت کوین به صاحب دستگاه محاسبهگر تعلق پیدا کند.
برای اینکه اهمیت ماینرها برای شما روشنتر شود، قبل از آوردن ارقام، به تصویر زیر نگاهی بیندازید:
این یکی از دهها کارگاه بزرگ تولید بیتکوین است. کارگاه تبدیل برق به پول! این کارگاهها در مجموع به میزان $10 874 961 674 بیتکوین تولید کردهاند که ظاهراً بخش عمدهی این مقدار پول نیز به صورت بیتکوین ذخیره شده است. اگر رقم یاد شده را با ارزش کل بازار بیتکوین که در آغاز متن به آن اشاره شده بوده ($23,529,242,598) مقایسه کنید متوجه میشوید بازار بیتکوین در حال حاضر بیش از دوبرابر بیتکوین تولید شده ارزش دارد. این ارزش افزایی دقیقاً در ساز و کارهای جدید سرمایهداری مالی اتفاق افتاده است که در ادامهی متن به آن پرداخته خواهد شد.
تولید و انباشت این مقدار سرمایه، که مانند سایر اشکال سرمایه، بخش عمدهی آن در جیب تعداد اندکی از افراد است، دو هزینهی عمده داشته و دارد. هزینههای سخت افزاری شامل قیمت CPU و هزینهی انرژی که شامل مصرف برق ماینرها برای تولید بیتکوین میشود. این رقم که بخش عمدهی آن صرف خرید دستگاههای ماینر شده است در حال حاضر بالغ بر $2 200 825 224 است.
سود ویژهی آمریکا در بیتکوین:
همانطور که اشاره شد مهمترین و ضروریترین قسمت دستگاههای ماینر برای تولید بیت کوین CUP یا پردازشگر کامپیوتر است. حال جالب است بدانید که تولید CPU در انحصار آمریکاست! البته چین و روسیه هم مدعی هستند اَشکالی از CPU را تولید میکنند. اما واقعیت این است که تکنولوژی تولید و توسعهی CPU در انحصار آمریکاست. البته این به این معنی نیست که کارخانجات تولید CPU در آمریکا هستند.
به عنوان مثال شرکت intel یکی از معروفترین و مهمترین شرکتهای تولید کنندهی پردازشگرهای کامپیوتر است. اگر نگاهی به روی لپ تاپ خود بیندازید احتمالاً برچسب این شرکت را خواهید دید. تولیدات اینتل در کاستاریکا، مالزی و فیلیپین انجام میشود. اما تکنولوژی تولید در دست این کشورها نیست. کارگر ارزان و تولید بخشهایی از مواد اولیهی پردازشگرها موجب شده است این شرکت آمریکایی مانند دهها شرکت دیگر، بخش تولید خود را به این کشورها بفرستد، بدون اینکه تکنولوژی تولید را به آنها بدهد.
بنابراین سود فروش ماینرها مستقیم به جیب شرکتهای آمریکایی واریز میشود. نکتهی جالبتر این است که عمر مفید یک دستگاه ماینر در حدود دو الی سه سال است و تولید کننده مجبور است پس از مدتی دستگاه جدیدی بخرد و با دستگاه قبلی جایگزین کند. اما این تمام ماجرا نیست.
به نمودار بالا دقت کنید. این نمودار تعداد بیت کوین موجود در هر سال را نشان میدهد. شیب نمودار مثبت است و روند افزایشی دارد. بنابراین هر سال تعداد بیتکوینها افزایش میابد. اما نرخ افزایش تعداد بیت کوین در حال کاهش است! به عنوان مثال اگر سال گذشته یک ملیون بیت تولید شده باشد، امسال 900 هزار بیت تولید خواهد شد و سال بعد 800 هزارتا.
این الگوریتم در هنگام طراحی و ایجاد ساز و کار بیتکوین ایجاد شده است. در سال 2016 در هر ده دقیقه 25 بیت کوین قابل تولید بود. در سال 2017 این تعداد به 12.5 بیتکوین در هر ده دقیقه کاهش یافت. در سال 2020 در هر ده دقیقه تنها 6.25 بیت کوین تولید خواهد شد. پیشبینی میشود تا سال 2140 میلادی تمام بیتکوینهای ممکن استخراج و تعداد آنها ثابت خواهد ماند.
پس بنابراین هر چه پیشتر برویم تعداد بیتکوینهای قابل تولید کمتر و کمتر خواهد شد و CPUهای بیشتری برای تولید لازم است. در حال حاضر نسبت هزینههای تولید به کل بیت کوین تولید شده تقریبا یک به پنج است. اما این رقم کمتر و کمتر خواهد شد پس از سال 2030 میتوان ادعا کرد شرکتهای CPUساز بیش از هر کس دیگری در این تجارت سود خواهند کرد.
بیتکوین، واحد معامله در بخش سیاه اقتصاد:
همانگونه که توضیح داده شد، دستگاههای ماینر با حل مسائل ریاضی مشخصی، مقداری بیتکوین به عنوان جایزه دریافت میکنند. بیتکوینها به صورت کدهای طولانی رمزی، در نرمافزارهای معروف به کیف پول، ذخیره میشوند. بنابراین مبدا و مقصد این پولها چندان قابل رهگیری نیست.
این قابلیت، بیت کوین را به یک ارز رایج در جرائم سازمانیافته بدل کرده است. خرید و فروش مواد مخدر، خرید و فروش اعضای بدن، تجارت سکس، قمارهای بسیار بزرگ، رشوه و تخلفات مالی، کودک فروشی و جرائم مشابه، در حال حاضر میتواند دور از چشم پلیس و توسط بیتکوین انجام شود. در فضایی که به آن دارک وب گفته میشود، تجارتهای عجیب و غریبتری هم انجام میشود. دارک وب بخش مخفی فضای وب است که ورود به آن پیچیدگیهایی دارد. دارک وب کوچه پشتی اینترنت است! علاوه بر جرائم اشاره شده، یک جنون مصرف نیز در دارک وب قابل رهگیری است. خرید بردهی جنسی فقط یک نمونه از این جنون است. افرادی در دارک وب حضور دارند که حاضرند در قبال بریدن دست و پا و اعضای بدن افراد در مقابل دوربین و به صورت زنده، به آنها پول پرداخت کنند! سرمایهداری در ترسناکترین شمایل خود قرار دارد!
سیستمهای امنیتی هم چندان راغب به جلوگیری از این داد و ستدهای مالی نیستند. چرا؟ جرایم سازمانیافته غالباً با مبالغ هنگفت انجام میشود و طبیعتا ارقام آن در محاسبات تولید ناخالص ملی وارد نمیشود. حال فرض کنید در دو طرف معاملهی چند تن مواد مخدر، ابتدا طرف خریدار مجبور است مقدار زیادی بیتکوین از صرافی بخرد و یا تولید کند. در هر صورت این رقم در افزایش رقم تولید ناخالص ملی موثر خواهد بود. در مرحلهی دوم پرداخت صورت میگیرد و در مرحلهی نقد کردن بیتکوینها در صرافی، بازهم سرمایه میچرخد و تولید ناخالص ملی افزایش پیدا میکند.
در واقع نهادهای مرکزی سرمایهداری جهان، برای مدیریت بحران درونی سرمایه، ترجیح میدهند پلیس چشم بر برخی جرائم بزرگ ببندد تا سرمایهداری مالی، بتواند به دادن نفس مصنوعی به سیستم ادامه دهد.
افسانهی دور زدن تحریمها توسط بیتکوین برای ایران:
سولههای بزرگ تولید بیتکوین در چهار گوشهی ایران ایجاد شدهاند. اینکه این کارگاهها دقیقاً چه بلایی بر سر صنعت ایران خواهد آورد، در بخشی جداگانه توضیح داده خواهد شد. اما در این بخش به یک افسانهی اقتصادی میپردازیم.
گفته میشود با توجه به اینکه محل تولید بیتکوین و مصرف کنندهی آن قابل رهگیری نیست، جمهوری اسلامی میتواند از این ارز به عنوان ابزار دور زدن تحریم استفاده کند. این مساله دو اشکال اساسی دارد.
اول اینکه در اقتصاد پیچیدهی فعلی و با توجه به مرزهای زمینی گستردهی ایران، کسی نمیتواند جلوی خرید گندم و لوبیا و گوشت و سیبزمینی توسط ایران را بگیرد. تمرکز تحریمها عموماً بر حوزهی تکنولوژی بالاست که نظارت دقیق بر فروش آنها وجود دارد. بنابرین بیتکوین که سهل است، با شمش های طلا نیز جمهوری اسلامی نخواهد توانست آن بخش از ابزارهای تکنولوژی بالا که در انحصار آمریکا و دولتهای متحد با آمریکاست را خریداری کند.
دوم اینکه در مسالهی تحریم، مهمتر از ناتوانی در فروش نفت، از دست دادن بازارهای رسمی فروش نفت است. نفت به عنوان یک کالای استراتژیک، علاوه بر نقش اقتصادی، یک تاثیر سیاسی راهبردی نیز دارد. آمریکا احتمالاً با اینکه ایران نفت خود را بسوزاند، با ابزارهای خریداری شده از غرب آن را تبدیل به برق کند و با ماینرهای آمریکایی به بیتکوین برسد مشکلی ندارد. مساله دقیقاً ناتوانی سیاسی جمهوری اسلامی در تکیه به نفت است.
سوم اینکه همانگونه که پیشتر ذکر شد، سودآوری تولید بیت کوین تا چند سالِ محدود موضوعیت خواهد داشت. از طرفی بخشی از صنایع ایران به محل تولید بیت کوین تبدیل و از حالت صنعتی خارج شدهاند. به عنوان مثال بخشی از ماشینسازی تبریز که ابزار تولیدِ ابزار تولید، تولید میکند، تبدیل به کارگاه تولید بیت کوین شده است. تاثیر مثبت اقتصادی کوتاه مدت این مساله، در میان مدت زایندهی بحرانهای اقتصادی جدیدی خواهد شد.
ابزارهای مالی جدید:
در بخشهای قبلی توضیح داده شد که به مدد ابزارهای مالی جدید در سرمایهداری مالی، ارزش فعلی بازار جهانی بیتکوین از ارزش مالی بیتکوینهای تولید شده بیشتر است.
با پیش آمدن بحران مالی در اقتصاد آمریکا و چالشهای پیش آمده برای بازار بورس، بورس از تالارهای وال استریت به درون گوشیهای هوشمند و لپتاپها هدایت شد.
واحد خرید و فروش ارز، نفت و طلا، پیش از این لات بود. یک لات معادل 100.000 واحد از موضوع معامله است. یعنی به عنوان مثال یک لات یورو به دلار معادل 100.000 یورو به دلار است. خرید و فروش با واحد لات، موجب میشد تاجران خرده پا نتوانند وارد بازارهای بورس شوند. اما بازارهای فارکس (که این روزها در ایران بسیار هم پر رونق هستند) به شما اجازه میدهند حتی با یک ده دلاری ناقابل وارد بازار بورس شوید و در گوشی خود خرید و فروش کنید! به این ترتیب حجم زیادی از سرمایههای خرد وارد بازار سرمایهی مالی میشوند. هر چند به باور صاحبنظران عرصهی بورس، نود درصد این تاجران کوچک، در مدت کوتاهی پول خود را میبازند. و البته خصلت قماری این بازار موجب میشود باخت، آغاز هیجان بیشتر و وارد کردن پول بیشتر به این بازار شود.
این ابزارهای مالی در بازارهای بیتکوین نیز بسیار پر رونق هستند و در نتیجه بازار بیتکوین، پولهای سردرگم را مانند یک سیاهچالهی فضایی به خود میمکد.
تعطیلی کارخانهها برای تولید بیتکوین:
هفتهی گذشته در مقالهای در جنگ کارگری به تفضیل توضیح داده شد که بر خلاف ادعای حاکمان ایران، انرژی در ایران اصلاً هم ارزان نیست. بلکه در قیاس قیمت حاملهای انرژی با پایهی حقوقی کارگران، میتوان مدعی شد اتفاقا انرژی در ایران گران نیز هست!
اما در قیاس با قیمت جهانی، ایران یکی از ارزانترین ارائهکنندگان انرژی و مشخصاً برق است. بنابراین تولید بیتکوین توسط ماینرها در ایران بسیار پر سود خواهد بود. از طرفی جمهوری اسلامی سودای دور زدن تحریمها با استفاده از بیتکوین را نیز در سر دارد. منفعت طلبی شخصی برخی سوداگران نیز میتواند دلیل دیگری برای تمایل به تولید بیت باشد.
با توجه به این عوامل، کارگاهها و کارخانجات صنعتی تعطیل و کارگران به خانه فرستاده میشوند. حق بیمهی آنها عموماً پرداخت میشود تا مجالی برای شکایت نباشد. سپس دستگاههای صنعتی کارگاهها به فروش رفته، تبدیل به پول خرید ماینر میشوند و سولهها و اتاقهای تولید به کارگاههای بیتکوین تبدیل میشوند.
این سوداگری پر سودِ کوتاه مدت، در میان مدت تبعات برگشتناپذیر اقتصادی خواهد داشت. حال اینکه کارگران از این سود باد آورده بیبهره میمانند و متضرر اصلی این بازار از همین آغاز کارگران هستند...
*پینوشت: در منابع فارسی چندان به مسالهی بیت کوین از منظر نقد اقتصاد سیاسی ورود نشده است. تاثیر بیتکوین بر معاملات جهانی، بر تولید ناخالص ملی و همچنین بر جنگهای ارزی میان آمریکا، چین، اتحادیهی اروپا و قدرتهای نوظهور اقتصادی و امثالهم. مخاطبان جُنگ کارگری اگر در مورد متن سوال مشخصی داشتند میتوانند با ایمیل جُنگ کارگری تماس بگیرند و توضیحات لازم در حد مقدور ارائه خواهد شد.