در غیاب توفان

در غیاب توفان

 

اینها را که می بینی

حرف مفت به نرخ روز می زنند

عجب دنیای یاوه ایست!

دروغ حرام است

اما،

از فراز در و دیوار می بارد

می نشیند بر رویاهای خاکستری

افسوس هنوز،

در غیاب توفان و آتش

برنده همه میدانها هستند

زدند به همه جا،

زدند به بانک

زدند به دلار، طلا، زمین

زدند به دریا و جنگل...

زدند به نان شبِ گرسنه گان

بازنده ها را طلسم کردند

و هنوز جادوگر پیر،

رویا می فروشد

و دروغگو دشمن خدا!

 

ریزه خوار ها،

قدرت پرواز

از بالِ آهن و طناب گرفتند

یاوه می بافند وُ

در کاسهِ خون

ظهر و شب نان

تیلیت می کنند

مثل کفتارها دوره می کنند

و منتظر طعمه اند،

هجوم می آورند

زنده ها را،

زنده ، زنده می بلعند

 

این اتفاقها همیشه با ماست

ما نامش را گذاشتیم،

اتفاق-

همانطور که در بالا چیزی اتفاق نمی افتد

همه چیز روبه راه است

همه مشغولند

رانتخوارها مشغولِ به کار هستند

نوکیسه،

حرف مفت و قدیمی شده

همه به روز می خورند ،

وال استریت را به تهران آورند

 

حراف هستند

و خطوطی ناخوانا را مرتب

تکرار می کنند

بازوان قدرتمندی دارند

دهان هر مخالفی را به موقع

با سُرب،

بند و طناب می بندند

در پایین هم،

هیچکس به هیچکس،

رحم نمی کند

جنگل است

(انسان، گرگ انسان است)

همینجاست ...

باید بیایید تا ببینید.

 


Source URL: https://bepish.org/node/4931