جنبش ایران از دید زنانه

اعتراضات و جنبش اخیر ایران که پس از کشته شدن دختر ۲۲ ساله کردستانی توسط گشت ارشاد صورت گرفت، گرچه به واقع جنبش "نان، کارو آزادی " است و گرچه نوجوانان و جوانان حماسه آفرینان این جنبش هستند، اما این انقلاب، اعتباری زنانه را نیز با خود به همراه دارد و شعار سمبلیک آن "زن، زندگی،آزادی " است. شعاری با پیشینه مبارزات کردستان.
در این نوشته میخواهم با پرسپکتیو زنانه به این جنبش نگاه کنم.
جنبش زنان ایران هماهنگ با جنبش زنانه جهانی علیه تبعیض و بی عدالتی است. در دهه های اخیر، در پی مبارزات و تلاش های مداوم، زنان از موقعیت تحصیل علم و دانش و وارد شدن به بازار کارو بالاخص کار تخصصی برخوردار شده اند و مهمتر از همه توانسته اند به سیستم قدرت وارد شوند. همین قدرت حاصل از این جنبش جهانی است که انقلاب زنانه ایران را حمایت میکند. نگاه کنیم به تعداد زنانی که در صدر سیستم های حکومتی جهان قرار دارند و از این جنبش از زاویه حقوق انسانی زنان و دختران حمایت میکنند.
زنانی که در کشور خود و در سطح جهان دارای مخاطبان پرشمار هستند، از این جنبش از زاویه دید زنانه حمایت میکنند.
من نمیخواهم بگویم که زنان سیاستمدار، الزاما در طرف سیاستهای انسان دوستانه نشسته اند و یا سلبریتی های زنان اهداف حقیقی فمنیست را تحقق میبخشند. چنانکه ما در جهان سیاست، گلدن مایر، مارگارت تاچر، هیلاری کلینتون و… را هم داریم. می خواهم بگویم که چگونه زنان از زاویه زنانگی و از جایگاهی که در آن نشسته اند، به این جنبش، شور و حرارت میدهند.
در این زمانه که برای جلب توجه همگانی و آگاهی رسانی درباره یک موضوع اجتماعی ، چالش هایی با حرکات مشخص صورت میگیرد، چالش بریدن گیسو ، یک آگاهی رسانی به شیوه ای زنانه است.
پیرو تحصیل علم و دانش زنان در جهان، در ایران نیز، با توجه به بالا رفتن نسبت جمعیت دانشگاهی دختر به پسر، طبیعی است که طبقه تحصیل کرده ای از زنان شکل گرفته است که به منابع علمی در رشته های گوناگون دسترسی دارد، از تکنولوژی بهره مند است و در نتیجه به حقوق خود آگاه است و متقاضی آن حقوق است و برابری میخواهد. دخترانی که پسران همکلاسی و همکار خود را نیز تحت تاثیر قرارمیدهند و در این مبارزه با خود همراه میکنند. مادرانی که پسران جوان خود را با شعار "زن، زندگی، آزادی" روانه کارزار مبارزه میکنند.
در حکومت اسلامی، با محدودیت های مضاعفی که سیستم برای دختران در نظر میگیرد و کنترل جامعه را با دستورات جانبی نظیر حجاب و نوع پوشش و روابط با جنس مخالف و حضور در ورزشگاه ها و شرکت در مسابقات ورزشی و… قوانین تبعیض آمیز اسلامی مثل حق ارث ، حق حضانت فرزند، حق طلاق و… به نفع مردان در دست میگیرد، زنان هم طبیعتا پرشمارتر در نقش فعالان اجتماعی ظاهر میشوند. این فعالان هستند که در موقع بروز اعتراضات، در صحنه رهبری حضور پیدا میکنند. گرچه نمیتوان رهبر مشخصی را برای این خیزش ها و تظاهرات ها نام برد، اما میتوان نقش زنان به نام زیادی را در این جنبش ها دید. جنبش هایی که به هم پیوسته و کم کم دارد به یک انقلاب بدل میشود. به یک انقلاب زنانه!
در این انقلاب، ما پیروزیم!