شاخص امور خارجه

امروز، جمعه ۲۰ ژانویه، حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در مصاحبهای با شبکه دولتی ترکیه پیرامون مواضع جمهوری اسلامی نسبت به جنگ در اوکراین گفته است که "ما در پی استاندارد دوگانه نیستیم. ما با جنگ در عراق، سوریه، یمن، فلسطین و افغانستان مخالفیم. به همین ترتیب مخالف جنگ و آوارگی در اوکراین نیز هستیم. ما حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها را در چارچوب حقوق بین الملل به رسمیت می شناسیم و به همین دلیل با وجود روابط عالی تهران و مسکو، جدایی کریمه از اوکراین را به رسمیت نشناخته ایم". به گزارش تاس، او همچنین گفته است که "ما جدایی لوهانسک و دونتسک از اوکراین را به رسمیت نخواهیم شناخت، زیرا بر اصل ثابت خود در سیاست خارجی استواریم". وی ضمناً تاکید کردهاست که "از نظر جمهوری اسلامی ایران تحریکات ناتو عامل آغاز این جنگ است".
واکنشهای اولیه نسبت به این اظهارات، شگفتی بودهاست. اما آیا چنین اظهاراتی "با وجود روابط عالی تهران و مسکو"، به واقع شگفت آوراند؟ پاسخ را از زبان هنری وتون، دیپلمات و مورخ انگلیسی اواخر قرن شانزده و اوایل قرن هفده، در زمانی که دیپلماسی و سامان امور خارجه به اشکال امروزی در حال شکل گرفتن بود، بشنویم. نامبرده، که از اصولیت بی بهره نبود، زمانی که به یک ماموریت خارجی فرستاده شد، اعلام کرد: "سفیر انسان صادقی است که برای خیر کشورش به خارج فرستاده می شود تا دروغ بگوید".
این توصیف از سفیر بعدها با تدقیقاتی، و به صورتی تلطیف شده به کل دستگاه امور خارجه بسط یافت: مأموریت امور خارجه فروش مواضع حاکمیت در خارج از کشور، با ملاحظۀ رضایت در داخل کشور است". از این قرار عبداللهیان درست همین گونه عمل می کند: او از سوئی تحریکات ناتو را عامل آغاز جنگ اعلام می کند، بی آن که به یاد آورد آلمان "عامل آغاز" جنگ جهانی دوم نبود، اما آغازکنندۀ آن جنگ بود (چیزی که عبداللهیان از گفتن آن در ارتباط با جنگ اوکراین می پرهیزد)، و از سوی دیگر بر اصول ثابت جمهوری اسلامی در سیاست خارجی و مخالفت با جنگ تأکید میکند، بی آن که به یاد آورد رهبر نظاماش بر طرفداری جمهوری اسلامی در جنگ اوکراین صحه گذاشتهاست.