آیلا نویدی در کنگرهی حزب سوسیالیست فرانسه: ما باید به این کشتارها پایان دهیم...

حزب سوسیالیست فرانسه هشتادمین کنگره دوره ای خود را از ۲۷ تا ۲۹ ماه ژانویه امسال، ۲۰۲۳، در شهر مارسی برگزار کرد. یکی از موضوعاتی که در دستور کار بخش بین الملل کنگره قرار داشت، وضعیت ایران بود. آیلا نویدی نمایشنامه نویس و کارگردان جوان ایرانی مهمان ویژه این کنگره بود که از طرف "مجمع آزادی برای ایران" (Collectif Azadi 4 Iran) در ارتباط با جنبش انقلابی "زن، زندگی، آزادی" خواستهای این تشکل دموکراتیک جوانان ایرانی را با نمایندگان کنگره در میان گذاشت:
خانمها و آقایان، اعضا و طرفداران عزیز حزب سوسیالیست،
امروز بسیار خشنودم که در مقابل شما، شما سوسیالیستهای برگزیده، فعالان و مدافعان ارزشهای جمهوری سکولار و انساندوست قرار دارم.
قبل از این که دربارۀ ایران صحبت کنم، می خواهم در چند کلمه بگویم که من کی هستم. من دختر یک خانوادۀ ایرانی پناهندۀ سیاسی هستم، پدرم، از اعضای یک حزب چپ، در دهه ۱۳۵۰ شمسی (دههی هفتاد میلادی) و در زمان حکومت دیکتاتوری شاه، به مدت پنج سال زندانی و شکنجه شد. در پی انقلاب ایران و روی کار آمدن رژیم اسلامی در سال ۱۹۷۹، پدر و مادرم مجبور به ترک ایران شدند، آنها در حین جنگ ایران و عراق و از طریق کردستان از وطنشان خارج شدند و به فرانسه پناهنده شدند. آنها، از همان زمان، تا امروز، هرگز از مبارزه برای آزادی، مبارزاه برای تبدیل شدن ایران به یک کشور آزاد دست برنداشتهاند.
اگر اینها را به شما می گویم، برای یادآوری ایناست که ایران ۴۴ سال است زیر سلطۀ یک دیکتاتوری مذهبی و خونخوار به سر میبرد و انقلابی که هماکنون در این سرزمین جریان دارد پاسخ منحصر به فرد آناست.
بله... آنچه از ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، تاریخ درگذشت مهسا - ژینا امینی، که توسط "پلیس اخلاق" به خاطر "تار مویی که از حجابش بیرون زده بود"، دستگیر شد و در نتیجۀ آزار و شکنجه جان باخت، آغاز شد یک انقلاب است. ما چهار ماه است شاهد یک انقلاب زنانه با حمایت مردان، یک انقلاب مدرن با هدایت زنان و شرکت همه مردم ایران هستیم: اقلیتهای قومی، سیاسی، مذهبی، جنسی، جنسیتی، همچنین جوانان، کارگران، دهقانان، کسبه، خوانندهها، بازیگران، نویسندگان، وکلا، پزشکان، و همۀ کسانی که یک آرزوی ساده دارند: میخواهند زندگی کنند.
این آدمها علیرغم شکنجهها، تجاوزها، کشتارها، ترورها و به دار آویختنها، متحد میمانند و به مقاومت ادامه میدهند، آنها از ما میخواهند که صدایشان را منتقل کنیم! صدایی که حکومت اسلامی به هر طریقی سعی در خفهکردن آن دارد.
فریادشان را بشنویم و به خشمشان توجه کنیم، مردان و زنان ایرانی توسط این رژیم تروریستی گروگان گرفته شدهاند و تنها سلاح آنها در برابر این وحشیگریها یک شعار است: زن، زندگی، آزادی.
حکومت اسلامی به این اعتراضات با سرکوب خونینی پاسخ میدهد که شدت آن هم هر روز افزایش مییابد: تا به امروز حدود ۲۰۰۰۰ تظاهرکننده، از جمله بخش بزرگی از روزنامهنگاران، وکلا و روشنفکران دستگیر شدهاند، بیش از ۵۰۰ تظاهرکننده از جمله حداقل ۷۰ کودک کشته شدهاند، حداقل ۱۰۰ نفر محکوم به اعدام شدهاند، در هشتم و دوازدهم دسامبر ۲۰۲۲، محسن شکاری، و مجیدرضا رهنورد، هر دو ۲۳ ساله، یکی از تیر چراغ برق و دیگری از جرثقیل به اتهام "محاربه با خدا" و "فساد فیالارض" به دار مجازات آویخته شدند. چند روز بعد محمدمهدی کرمی ۲۲ ساله و سید محمدحسینی ۳۹ ساله به بالای دار کشیده شدند.
پشت همۀ این اعداد انسانهای دیگری هم قرار دارند که به عنوان شهادت میخواهم در اینجا از برخی از آنها برای شما بگویم:
توماج صالحی ۳۲ ساله: توماج خوانندۀ رپ است که همواره در متن کلیپهای رپ خود وحشت جمهوری اسلامی و ظلم را تقبیح کردهاست. او از روز اول اعتراضات به خیابان آمد، تظاهرات و راهپیمایی ترتیب داد، کلیپهای زیادی منتشر کرد تا به جوانان دلیر و آگاه ایرانی روحیه و نیرو بدهد. او میدانست که سرانجام دستگیر میشود، میدانست عاقبت کارش وحشتناک خواهد بود، اما همیشه احساس میکرد که بخشی از مردم است و آماده است جانش را برای کشورش و برای آزادی فدا کند. در ۵ اکتبر ۲۰۲۳ دستگیر و زندانی شد. او از آن زمان، تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفته و خطر اعدام او را تهدید میکند. تمام استخوانهایش شکستهاست، به دلیل شکنجههایی که متحمل شده، احتمالاً بینایی خود را از دست میدهد. ما می توانیم او را نجات دهیم، جهان باید بداند او چه قهرمانی است و ایران فردا به او نیاز دارد.
خانواده افکاری: نوید افکاری، کشتی گیر حرفه ای و قهرمان ملی در تاریخ ۲۰۲۰/۰۹/۱۲ پس از یک محاکمۀساختگی، علیرغم بسیج بینالمللی برای نجاتش به دار آویخته شد. وحید و حبیب افکاری، دو برادر دیگر او هستند که زندانی، شکنجه و سپس به ترتیب به ۵۴ و ۲۷ سال زندان محکوم شدند. حبیب پس از گذراندن بیش از ۵۰۰ روز در سلول انفرادی و تحمل آزارهای وحشتناک آزاد شد، اما، کابوس وحید همچنان ادامه دارد. خواهر آنها، الهام افکاری نیز در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۲ بدون دلیلی موجه و در حالی که دختر ۳ سالهاش در کنارش بود، دستگیر شد. بازداشت وی در شرایط خاص وحشیانهای صورت گرفت. او در یک مرکز اطلاعات زندانی شد و از آن زمان تاکنون بهیه نامجو مادر آنها همراه با دیگر اعضای خانواده افکاری با فریاد درهای زندان را میکوبد تا الهام را آزاد کنند. مادری که جمهوری اسلامی همه فرزندانش را به ناحق از او گرفتهاست و او با شهامتی فوقالعاده با آنها مقابله میکند.
آرمیتا عباسی ۲۲ ساله: آرمیتا وبلاگنویس است، جوان است، تشنۀ آزادی است. آرمیتا نیز مانند بسیاری از دختران و زنان دیگر توسط مأموران جمهوری اسلامی ربوده شد. والدینش تا زمانی که تماسی از بیمارستان دریافت نکردند، از او خبری نداشتند. از بیمارستان به خانواده خبر دادند که آرمیتا را به آنجا بردهاند، اما قبل از رسیدن آنها به بیمارستان، مأموران او را از آنجا هم ربودند و به زندان بازگرداندند. او اکنون به اتهام "دشمنی با خدا" با مجازات اعدام روبرو است. آرمیتا با نزدیک شدن به محاکمهاش دست به اعتصاب غذا زد. پزشکان به خانواده گفتند که او در شرایطی وخیم بستری شدهبود، با خونریزی داخلی، با واژن و مقعدی مجروح و شکافته شده ناشی از تجاوزهای مکرر. علائم شکنجه در او دیده می شد، موهای سرش تراشیده شدهبود، میلرزید و گریه میکرد.
این همان چیزی است که هزاران زن و مرد در زندانهای حکومت اسلامی از آن رنج میبرند. آنها گاهی تا حد مرگ مورد تجاوز قرار میگیرند. ما باید به جهان بفهمانیم که پشت این اعداد چه چیزی نهفتهاست.
حزب سوسیالیست از ابتدای این انقلاب در کنار مردم ایران بودهاست. شما در تظاهرات ما شرکت کردید، دادخواستهای ما را امضا کردید، از محکومان به اعدام حمایت کردید و بهطور قانونی مسئولیت پدرخوانده یا مادرخواندۀ آنها را به عهده گرفتید و قطعنامهای با خواستهای قطعی در چهارم اکتبر ۲۰۲۲ تصویب کردید. تعهد شما در کنار ما ارزشمند است و مبارزه را پیش میبرد.
اما در مواجهه با این دشمن و بربریت آن، مردم ایران بیش از هر زمان دیگری به شما نیاز دارند. شما میتوانید دولت فرانسه، اتحادیه اروپا و نهادهای بین المللی را در این مورد تحت فشار قرار دهید.
ما باید به این کشتارها پایان دهیم و برای ضربه زدن به دستگاههای نظامی و اقتصادی که در خط مقدم هستند و سرکوبها را سازماندهی میکنند، اقدامات مشخص و هدفمند انجام دهیم، به همین دلیل "مجمع آزادی برای ایران" (Collectif Azadi4Iran) خواستهای خود را مطرح میکند:
- پذیرش و اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کلیه نهادها و افراد مرتبط، مستقیم یا غیرمستقیم با این سازمان، در فهرست گروههای تروریستی.
- گسترش اقدامات محدودکننده در مورد مؤسساتی که از نظر اقتصادی امکان سرکوب را فراهم میکنند: نهادهائی موسوم به "بنیاد" که تحت نظارت مستقیم "رهبر مذهبی" و در واقع رئیس دولت، آیتالله خامنهای درست شدهاست. این بنیادها عمدتاً با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوند نزدیک دارد و تقریباً در تمام بخشها و زمینهها، کل اقتصاد مملکت را کنترل میکند. این نهادها میلیاردها دلار ارزش دارد و عامل تأمین مالی سرکوب داخلی و نیز تروریسم بین المللی است.
- فراخواندن سفرای فرانسه و سایر کشورهای اروپایی از ایران و عزل سفرای جمهوری اسلامی در این کشورها.
خانمها و آقایان، حمایت از این انقلاب، به معنی مبارزه برای حقوق بشر و انسانیت است.
قبل از پایان، دوست دارم آخرین سخنان رضا رهنورد را، به خانواده اش، قبل از اعدام، با شما در میان بگذارم: "دعا نخوانید... گریه نکنید، موسیقی شاد بگذارید... شادی کنید".
ترجمه: شیدا نبوی