بیانیهی تاریخی

به گمانم مهم ترین تحولی که در چند روز اخیر اتفاق افتاده، بیانیه مشترک تشکل های مدنی و صنفی حاضر در جنبش اعتراضی کشور است.
در طول بهویژه یک دههی اخیر شاهد بودهایم که کمتر از انگشتان یک دست به صورت موردی و البته برای خواستهای کم دامنه! چند تشکل از این تشکلها نسبت به صدور بیانیه مشترک اقدام کردهاند.
این بیانیه اما با حضور اکثر تشکلهای مدنی و صنفی کشور و آن هم برای ارائهی اصلیترین خواستهای جنبش اعتراضی، انتشار یافته است.
اهمیت تاریخی این اقدام آنچنان است که میتوان از آن در ردیف یکی از بزرگترین دستاورد های چند ماههی اخیر جنبش نام برد .
جا دارد که همه گروهها، نیروها و شخصیتهای سکولار و جمهوریخواه نسبت به باز نشر، حمایت و بازتاب این بیانیه تاریخی همت کنند.
این تشکل ها در نطفهی خود با توجه به پایگاههای اجتماعی بالنسبه وسیعی که در جامعه دارند، واجد این ظرفیت هستند که با اوج گیری جنبش، به مثابهی یکی از آلترناتیوهای موجود سر بر آورند!
وظیفهی تک تک ما ایجاب میکند که در باز نشر محتوای این بیانیه در نزد فامیل، آشنایان، دوستان و همکاران در سطح جامعه وسیعا تلاش کنیم. بهویژه این که این تشکل ها خصلتی دموکراتیک دارند و میتوانند محور اتحاد بخش وسیعتری از جامعه قرار گیرند.
در شرایطی که رهبرسازان به تلاشهای خود به کمک رسانههای فراگیر افزودهاند، اهمیت شناساندن منشور این تشکلها، بیش از پیش رخ مینماید.
یک تجربه تاریخی گواهی می دهد که حزب کار برزیل در طول تقریبی دو دهه در دوران حاکمیت ژنرال های ارتش، توانست از دل تشکلهای مدنی و صنفی داخل کشور( دقیقا و عینا مشابه همین تشکلهای مدنی و صنفی خودمان) بر آمد کند و پس از مدتی به طور مسالمتآمیز قدرت را به دست گیرد.
قصدم از بیان این تجربه تاریخی این نیست که راه برزیل به سادگی در ایران قابلیت اجرایی دارد! اما حضور متحد تشکل های مدنی و صنفی کشور می تواند در بزنگاههایی که به هر طریق رخ خواهد داد، نقش تاریخی خودش را ایفا کند!