چین برندۀ اصلی توافق ایران و عربستان

رسانه های نزدیک و وابسته به محافل حکومتی جمهوری اسلامی، توافق ایران و عربستان برای عادی کردن مناسبات دو کشور را به عنوان توفیقی بزرگ و با اغراق بسیاری در آثار ممکنۀ آن منعکس کردهاند؛ بی آن که به یاد آورند زمانی قطع رابطۀ دو کشور را پایان دادن به یک ننگ نامیده بودند. از کاهش تنش در مناسبات جمهوری اسلامی با جهان خارج باید استقبال کرد. تردیدی نیست که این توافق به درجاتی موجب تقویت موقعیت جمهوری اسلامی نیز خواهد شد. اما مبارزۀ مردم ایران برای گذار از جمهوری اسلامی در شرایط پرتنش و مشحون از تهدید، قطعاً زمینه توفیق بیشتری نخواهد یافت.
طبعاً آن چه مقامات جمهوری اسلامی و رسانه های گفته شده، ناگفته می گذارند، این است که این توافق نه فقط با پادرمیانی چین بلکه همچنین به اصرار و حتی با فشار این کشور حاصل آمدهاست. نارضایتی چین از مناسبات جمهوری اسلامی با عربستان نه در زمان سفر شی چینگ پین به عربستان آشکار شد، که طی آن موضع نامنتظری خلاف موضع جمهوری اسلامی گرفت، بلکه بروز این نارضایتی قدمتی همزمان با نخستین تماسهای بین ایران و عربستان برای عادی سازی مناسباتشان داشتهاست، به نحوی که در همان زمان نیز به عنوان عاملی در کشاندن جمهوری اسلامی به تجدید مناسبات با عربستان از نظرها دور نماند.
واقعیت این است که چین برندۀ اصلی توافق حاصله بین ایران و عربستان است. در رقابت و جنگ نرم اقتصادیای که امروزه بین این کشور و آمریکا در جریان است و محتملترین چشم انداز، همانا تشدید این رقابت است، مناسبات عادی بین ایران و عربستان زمینۀ عمل چین را در منطقه بسی تسهیل میکند، ولو که معنای واقعی مناسبات عادی "صلح سرد" باشد. همزمانی توافق ایران و عربستان و اعلام خبر کشف یکی از بزرگترین منابع لیتیوم در ایران – همزمانیای که دشوار بتوان آن را تصادفی دانست - در زمانهای که لیتیوم به یک منبع استراتژیک قرن بیست و یکمی تبدیل شده است، مکمل پیروزی پیشگفته برای چین است. اکنون این کشور در مواجهۀ با آمریکا، چه جهانی و چه منطقه ای، از موقعیت مستحکمتری برخوردار شدهاست.