فاجعهی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، نماد حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی!

سی و پنج سال از فاجعهی کشتار هزاران زندانی سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی در تابستان سال ۶۷ میگذرد. سران رژیم از همان آغاز تا مدتی پیش، در مورد این کشتار سکوت کردهبودند، اما تلاش همهی دادخواهان و در راس آنها خانوادههای جانباختگان، با پشتیبانی نهادهای دموکراتیک، احزاب و سازمانهای چپ و ترقیخواه نگذاشت گرد فراموشی بر این فاجعه بنشیند. در این سی و پنج سال با تلاش دادخواهان این فاجعه گوشههای جدیدی از ایعاد آن آشکار شدهاست. علاوه بر خانوادههای جانباختگان و به ویژه مادران و بستگان داغدار، شاهدان زندهی این کشتار با انتشار خاطرات خود از این دوران، سهم مهمی در تلاش برای یافتن حقیقت داشتهاند. از آن سو و در میان حکومتیان نقش آیتالله منتظری بی بدیل بودهاست. انتشار نوار صوتی او و افشاگریهایش در باره این «بزرگترین جنایت» جمهوری اسلامی، سند مهمی در تائید و تکمیل اسناد منتشر شده از سوی شاهدان کشتار ۶۷ و زندانیان جان بهدر برده از این قتل عام، در زندانها بود. محاکمهی حمید نوری، یکی از عاملان این کشتار در سوئد نیز، در انظار جهانی پرتوی دیگر بر این جنایت افکندهاست.
اکنون دیگر همهی تقلاهای حکومت برای پاک کردن آثار این جنایت با شکست مواجه شدهاست؛ خود حکومت هم وادار به اعتراف شده و با بی شرمی تمام به دفاع از کشتار زندانیان پرداختهاست و از رهبر تا رئیس جمهور که خود عضو هیئت مرگ در سال ۶۷ بود، با وقاحت تمام از اجرای فرمان کشتار خمینی دفاع کردهاند.
بیش از چهار دهه حاکمیت سیاه تبعیض و قتل و کشتار مخالفان، لگدمال کردن حقوق اولیه و انسانی مبارزان و آزادیخواهان، عدم پاسخگویی به مردم و بستگان کشتهشدگان و بی اعتنایی به دادخواهی بازماندگان، از عمق جنایات رژیم نکاسته، خانوادهها و بازماندگان قربانیان را از پیگیری حقوق عزیزانِ به خون خفتهی خود باز نداشتهاست؛ بلکه بر عکس، کوس رسوایی این رژیم را بیش از پیش به صدا در آوردهاست. امروز پس از گذشت ۳۵ سال زمزمههای بازماندگان کشتار ۶۷، به فریادی پر طنین تبدیل شده است و رشد آگاهی جمعی در جامعه و دریافت فزاینده مردم ایران از حقوق بشر و حقوق دگراندیش، حکومت را در داخل و خارج از کشور در تنگنا قرار دادهاست. مردم کشور ما دیگر حکومت قاتلان را تحمل نمیکنند. رویکرد جنبشها و خیزشهای مردمی، طی سالهای اخیر به ویژه جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» شاهد زندهی این مدعاست.
کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ فاجعهای نیست که بتوان آن را فراموش کرد، جنایتی است که وجدان عمومی جامعه را در برابر بیدادی که بر هزاران تن روا شدهاست، به قضاوت فرامیخواند. زخمی است که به نماد حاکمیت شوم جمهوری اسلامی تبدیل شده و به حق این رژیم را در آئینهی پر درد و رنج این کشتار باید دید. حکومت آدمکشان، قاتلان، دزدان و فاسدی که در این چهل و چهار سال خاطرهی سیاهترین ایلغارها و هجومها و کشتارها در تاریخ کشور ما را زنده کرده و یکی از سیاهترین صفحات این تاریخ را رقم زدهاست.
حزب چپ ایران در سی و پنجمین سالگرد کشتار هزاران زندانی سیاسی در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی، بار دیگر یاد همهی سروهای به خاک افتاده و آنانی را که جان عزیزشان را در راه آزادی و رهائی از استبداد جمهوری اسلامی برقراری عدالت اجتماعی فدا کردند، گرامی میدارد، بر آرمان یاران خود در استقرار آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم در ایران پای فشرده و در برابر آنان و خانوادههای دردکشیدهشان به احترام سر تعظیم فرود میآورد. ما تلاش و مبارزهی همهی دادخواهان جنایات جمهوری اسلامی را ارج نهاده، به سهم خود از هر گامی که در این راه برداشته شود، پشتیبانی کرده و میکوشیم پرچم دادخواهی بر افراشته بماند. فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی در ابعاد ملی دست به کشتار زده است. مقابله با چنین حکومت مستبدی نیز جز در ابعاد ملی چندان ثمربخش نخواهد بود.
هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران
۱۲ شهريور ۱۴۰۲ - ۳ سپتامبر ۲۰۲۳