جمعه ۲۹ تير ۱۳۹۷ - ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۸

پاسخ احمد پورمندی به پرسش‌هایی در باره منشور "بسوی حزب"

۰۵ فروردين ۱۳۹۷

این سند با شفافیت از محترم بودن مالکیت خصوصی و محدود کردن برخی از نتایج آن بوسیله دولت دفاع می کند. دوستان چرا این مساله حیاتی را مسکوت گذاشته اند؟ نکند قصد استقرار سوسیالیسم لنینی همین فردا کماکان روی افکار ما سایه انداخته است؟

به آستانه کنگره مشترک برای پایه ریزی تشکل متحد چپ رسیده ایم. این تشکل، معرفت،اهداف و روش های ناظر بر فعالیت آتی خود را تحت عنوان منشور مورد تصمیم گیری قرار خواهد داد. طرح هایی پیشنهادی در این مورد تا کنون منتشر شده اند. هر یک از آن ها پرسش هایی مهم برمی انگیزندکه از آن ها با خبریم. در این نوشته، به طرح برخی از این پرسش ها اقدام می شود تا با چون و چرا در باره آن ها به روشنی بیشتر در منشورهای پیشنهادی برسیم. منشورهای مورد پرسش، عبارتند از :

«به سوی حزب!»، «منشوری برای چپ سوسیالیستی، عدالتخواه و دموکراسی خواه» و «نگاه و ارزش ها، گذار به دموکراسی».

نادر عصاره

نادر عصاره عزیز! سلام. ممنون که با مقایسه منشور ها ، سوالات دقیق و روشنگری را بیرون کشیده ای. می کوشم در حد بضاعتم درک وفهمم از مقولات مورد سوال در ارتباط با منشور به سوی حزب را به اشتراک بگذارم.

احمد پورمندی

مفهوم سوسیالیسم

پرسش: در منشور «بسوی حزب!»، نه نامی از سوسیالیسم است و نه از سرمایه داری. در عوض از «جهات منفی پدیده جهانی شدن»، «ابر ثروتمندان»، «حرص و طمع و ایدئولوژی طبقه میلیاردرها»، «عوارض سو حرکت بدون نظارت سرمایه در جهان» و «ایجاد نظمی انسانی و عادلانه» نام برده شده است. هم این یعنی نظمی انسانی و عادلانه و هم آن یعنی جهات منفی جهانی شدن، ابر ثروتمندان و حرکت بدون نظارت سرمایه در جهان، هم این و هم آن تنها حرف نیستند. با حرف نه ایجاد شده و نه مهار می شوند. جمعیت و توده هم نیستند که در مقابل هم صف آرایی کنند. ساختارند. نظام اند. ایدئولوژی اند که مورد حمایت و یا مورد اعتراض جمعیت اند. پشتیبان دولتی و سازمانی دارند. چرا این منشور، ساختار های عینی و قانونمند تعریف شده، تجربه شده و تبدیل شده به بخشی از معرفت عمومی را ناگفته می گذارد؟ همبستگی ای که بنا به این منشور می خواهد ایجاد شود، اگر نداند علیه چه نظام و چه مجموعه ای از پندار و کردار داثمی و تجربه تاریخی است و به جای آن چه می خواهد ایجاد کند، چگونه همبستگی ای خواهد بود؟

پاسخ:

برایم ممکن نیست که نظامات اجتماعی- اقتصادی آمریکا، چین، روسیه، ایران ، سوئد و فنلاند را زیر یک نام ، مثلا " سرمایه داری" گزد آوزم. تمایزات را خیلی بیشتر از اشتراکات می بینم. اما " ابر ثروتمندان" یعنی آن یک درصدی هائی که ثروت های عظیمی را کنترل می کنند، یک واقعیت انکار ناپذیر جهان به شدت ناعادلانه ماست. پیشنهاد سند هم روشن است: یک همبستگی جهانی برای مهار ابر میلیاردر هائی که دولت های ملی را دور زده اند و رسیدن به مقرراتی انسانی و جهانی که بتواند مدل دولت رفاه را جهانی کند. همبستگی در این سند وجوه مختلفی دارد. یک وجه آن همبستگی کارگران و همه اقشار نابرخوردارجامعه برای تحمیل همبستگی ملی به سرمایه داران و اقشار برخوردار جامعه است و وجه دیگر آن همبستگی جهانی برای تحمیل همبستگی به ابر میلیاردر هاست.

درست می گوئی ! سند نامی از " سوسیالیسم" به میان نیاورده است. دلیلش روشن است. من فقط چیزی را جدی تلقی میکنم که حد اقل برای خودم قابل تعریف باشد. این کاریکاتوری که در سند دوستان به عنوان " سوسیالیسم" تعریف شده، بسیار غم انگیز است . علت این کار هم روشن است: تلاشی عبث برای تعریفی نا ممکن!

اینکه سرمایه داری حرف آخر تاریخ هست یا نیست، به من وشما که کمتر از دهسال عمر مفید سیاسی داریم ربطی ندارد! برای من، جنبش برای آزادی و برابری مهم است و هدف نهائی هیچ ارزش گفتگو ندارد. چون در جهانی که در آن حجم دانش بشر هر شش ماه دو برابر می شود، جز رویا پروری مفهوم دیگری ندارد. در بخش " توسعه پایدار" به ابر چالش های قرن بیست و یکم اشاره کرده ام و فکر می کنم به جای بحث پیرامون تعداد فزشتگان رقصنده بر نوک سوزن، لازم است که با این ابر چالش ها در گیر شویم و ببینیم در جهان دیجیتالی که در آن شرکت اوبری وجود دارد که فقط یک برنامه است و تعدادی آدم و بالای سی میلیارد دلار ارزش اسمی، در جهان بدون راننده، معلم، پرستار و... کدام طبقه کارگری می ماند که حامل "سوسیالیسم مارکسی" باشد.

 

مفهوم سرمایه داری

پرسش: در منشور «بسوی حزب!»،جهات منفی جهانی سازی و عوارض سو حرکت بدون نظارت سرمایه در جهان، که نام برده شده اند، چه هستند؟ در مقابل این روندها، که روندهایی جهانی هستند، می توان صرفا به مسائل کشوری پرداخت و یا کشور ما نیز متاثر از این روندها، می باشد؟ سیاست های پیشنهادی این منشور در مقابل این روندها چیست؟

پاسخ:

در سند راجع به هر دو وجه مساله صحبت شده است. در وجه ملی،اگر جلوی خانه خودمان را پاکیزه نگه داریم خیابان و شهری تمیز خواهیم داشت و در وجه جهانی هم تاکید به عمل آمده که : " سوسیال دموکراسی بویژه در مقابله با جهات منفی پدیده "جهانی شدن" و مهار شکاف های عظیم میان اقلیت بسیار کوچک ابر ثروتمندان و اکثریت عظیم انسان های محروم جهان، از ایجاد مکانیسم های جهانی مبتنی بر همبستگی مردم جهان برای ایجاد نظمی انسانی و عادلانه جانبداری می کند.

جهان ما نیازمند جنبشی جهانی است که حرص، طمع و ائدئولوژی طبقه میلیاردر ها را به چالش گرفته، جهان را به عدالت اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی رهنمون شود."

برداشت من این است که فعلا چیز بیشتری در این رابطه نمی توان گفت. در سند به سوی حزب در قسمت پایانی در مورد ضرورت تقویت و دموکراتیزه کزدن سازمان ملل و تقویت موسسات جهانی هم مطالبی آمده است. خوشخال می شوم اگر دوستان بتوانند قدم های بیشتری به جلو بردارند.

 

راهبرد برای گذار به دموکراسی

پرسش: در منشور «بسوی حزب!» از تکیه جمهوری اسلامی به ارگان های امنیتی نظامی و بعنوان مثال از سرکوب خشن جنبش سبز و از سوی دیگر از برگزاری انتخابات آزاد در سایه توافق اپوزیسیون دموکراتیک و بخش هایی از حکومت نام برده شده است، بعنوان مناسب ترین و عملی ترین راه گذاربه دموکراسی. این راه و آن هم بعنوان عملی ترین در رژیم متکی به ارگان های امنیتی نظامی و با سرکوب خشن چگونه راهی است؟

در منشور «بسوی حزب!»رابطه شرایط گذار به دموکراسی، با شکاف ها و کشاکش های درونی رژیم استبدادی حاکم چیست؟ بر اصلاح طلبان نظام اسلامی چه حسابیمی شود؟ در این منشور، از پشتیبانی از تلاش های اصلاح طلبان در صورت جهت گیری آن ها به تغییراتی در سوی حقوق بشر سخن رفته است.می دانیم برخی پشتیبانی ها بهدنباله روی انجامیده اند.سیاستاین منشور نسبت به این کشاکش ها چگونه خواهد بود که استقلال اپوزیسیونی را خدشه دار نسازد در عین پیشبرد یک سیاست معقول و مسئولانه؟

پاسخ:

أولا – سند به سوی حزب،در مقایسه با اسناد دیگربه شکل زیر به دقت و شفافیت، استراتژی گذار مسالمت آمیز را فرموله کرده است.

" استراتژی سوسیال-دموکرات ها ، تغییر قانون اساسی و ساختار سیاسی جامعه از راههای مسالمت آمیز و با تکیه بر جنبش های سازمانیافته مردم و اشکال گوناگون نافرمانی مدنی، برای استقرار جمهوری عرفی در ایران است. ما در راستای تحقق این استراتژی، از هر نوع تلاش برای استفاده از ظرفیت های قانون اساسی و تحقق تغییراتی در آن، در جهت نزدیکی به اعلامیه جهانی حقوق بشر پشتیبانی می کنیم. ما دستیابی به توافق میان مجموعه نیرو های اپوزیسیون ملی و دمکرات با بخش هائی از حکومت به اتکای جنبش های مردمی و مدنی،به منظور برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه را مناسب ترین و عملی ترین راه گذار به دموکراسی می دانیم."

یعنی:

1- هدف تعییر قانون اساسی است.

2- نقطه اتکای اصلی جنبش های اجتماعی است.

3- نافرمانی مدنی – کشف حجاب، نصب ماهواره، اعتصاب، آمدن به خیابان با شعار رای من کو و... و در عین حال بهره گیری از ظرفیت های قوانین جاری و قانون اساسی- کارزار های انتخاباتی، جنبش یک میلیون امضای زنان، نامه نگاری های کارگران، "رو به مهین، پشت به دشمن" در نماز جمعه، صد ها سمن در همه حوزه ها، تولید فیلم، کتاب و.... - تا جنبش سبز و خیزش دی ماه اشکال گوناگون مبارزات اجتماعی و مسالمت آمیزند در خدمت رسیدن به هدف تغییر قانون اساسی.

جانمایه اصلی این راهبرد " به تمکین واداشتن حکومت" است. کسانی فعلا کلید زندان و خزانه را در دست دارند و برای گرفتن این دو کلید دو راه بیشتر در مقابل ما نیست: یا سنگ بر می داریم و می زنیم به کله طرف تا بیفتد و بعد کلید را از دستش در می آوریم و یا با شلاق و شیرنی او را تشویق و وادار به تسلیم می کنیم. در استراتژی پیشنهادی سند، جنبش های اجتماعی نقش شلاق را دارند و در باغ سبز هم نقش شیزنی را. ما به وساطت بخش عاقلتر حکومت به کلیت آنها اطمینان می دهیم که نه سرنوشت چائو شسکو، که سرنوشت پینوشه و نژاد پرستان آفریقای جنوبی و استعمار گران انگلیسی در هند را برایشان در نظر داریم. آیا حتما به نتیجه می رسیم؟ معلوم نیست و شاید ناگزیز شویم در نهایت با حق مردم برای شورش علیه ستم همراه شویم. اما راه ما معلوم است و تا آخر بر آن تاکید می کنیم.

در موزد جزیان موسوم به "اصلاح طلب"، خطر دنباله روی همان اندازه جدی است که خطر ندیدن امکانات و ظرفیت ها و چپروی های کودکانه! هدف ما تغییر قانون اساسی است و مبارزه سیاسی ما هم روی ولایت فقیه متمرکز است. اینها متر و شاقول ما هستند و " دیالوگ انتقادی" ما را محتوی می بخشند. مهلک ترین سم برای استراتژی ما، شعار عصبی "اصلاح طلب! اصولگرا! دیگه تمومه ماجرا" است!

 

مفهوم گذار مسالمت آمیز

پرسش: در هر سه منشور نامبرده از گذار مسالمت آمیز نام برده شده است. چرا بر گذار مسالمت آمیز تاکید شده است؟ انقلاب مشروطیت، جنبش های اجتماعی دوره ملی شدن نفت به نخست وزیریدکتر مصدق، انقلاب بهمن عمدتا با حرکات مردمی مسالمت آمیز تحقق یافته اند. با این سوابق چه لزومی بر تاکید بر گذار مسالمت آمیز است؟ ایا مفهومی فراتر از قهری یا غیر قهری بودن گذار مورد نظر است؟ ایا این مفهوم مرزبندی ای است با فروپاشی شتابان رژیم، یعنی روندی خودانگیخته، سلبی و بی بدیل و آلترناتیو؟

پاسخ:

درموزد گذار مسالمت آمیز در بالا توضیح داده ام و فقط اضافه کنم که هم برای کشور ما و هم بطور کلی ، انقلاب قهر آمیز را ویرانگر می دانم.

 

تبعیض ملی

پرسش: در منشور «بسوی حزب!»، از «عدم تمرکز توسعه محور» در مورد مناطق ملیت های ایران نام رفته است ولی به اداره مناطق توسط ساکنین آن ها اشاره نشده است. اگر مناطق توسط ساکنین آن اداره نشوند، چه امری جز تمرکز گرایی باقی می ماند یعنی جز همه چیز از مرکز اداره شدن؟

پاسخ:

در سند اینگونه آمده است:

" ایران کشوری است متشکل از اقوام، فرهنگها، زبانها و ادیان گوناگون که همگی از حقوق شهروندی یکسان برخوردارند.

تنوع قومی، زبانی و دینی یکی از بزرگترین سرمایه های انسانی و اجتماعی کشور ماست که می‌باید در نگاهداری آن کوشید.

تمامی اقليتها به ويژه قومى، دينى و زبانى حق نگاهداری و گسترش فرهنگ ویژه خود و سخن گفتن و آموزش به زبان مادری و گویش محلى خويش و ایجاد وگسترش مناسبات فرهنگی با همگنان قومی خود در کشور های همسایه را دارند.

با اتکا به رای اکثریت نمیتوان حقوق هیچ اقلیتی را محدود و مخدوش کرد.

حقوق تمامی اقلیتها می‌باید در مفاد قانون اساسی در نظر گرفته شود. " عدم تمرکز توسعه محور" و تبعیض مثبت به سود مناطق پیرامونی و نابرخوردار کشور، باید بوسیله قانون تضمین شود."

ودر بخش " حکومت هم آمده است :" ساختار حکومت بایستی مانع تمرکز قدرت و ایجاد انحصار در عرصه عمومی و اداره کشور شود."

فکر کنم که همه جوانب مساله روشن است و به باور سند " تبعیض مثبت" و " الزامات توسعه پایدار" عوامل محدود کنده عدم تمرکز هستند. طبعا این سند با ترم ها نامربوط و حساسیت بر انگیزی مثل " فدرالیسم قومی" میانه ای ندارد.

 

و در پایان: این سند با شفافیت از محترم بودن مالکیت خصوصی و محدود کردن برخی از نتایج آن بوسیله دولت دفاع می کند. دوستان چرا این مساله حیاتی را مسکوت گذاشته اند؟ نکند قصد استقرار سوسیالیسم لنینی همین فردا کماکان روی افکار ما سایه انداخته است؟

با ارادت

احمد پورمندی

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید