سه شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۷ - ۲۳ اکتبر ۲۰۱۸

تعرض ترامپ هم تقصیر مردم بود!

۱۶ مرداد ۱۳۹۷

همان مردمی که دی ماه را در تاریخ معاصر ایران ثبت کردند و همچنان هم در کار تولید و بازتولید تداوم آن هستند تا سرانجام بتوان محاصره مدنی این حکومت ولایی را به فرجام رساند. اینان نه از ترامپ خط و الهام می گیرند و نه که به ترامپها امید بستهاند. این اعتراضات مردمی، برای رسیدن مردم ایران به آزادی و دمکراسی اند و برای برچیده شدن انواع تبعیضات ناشی از حاکمیت جمهوری اسلامی تبعیض بنیاد.

آقای روحانی عصر دوشنبه 15 مرداد ماه پای تلویزیون جمهوری اسلامی آمد تا ضمن اعلام موضع در باره اوضاع ملتهب کنونی ایران از تدابیر و برنامه هایش جهت برون رفت کشور از مخاطرات بگوید. ایشان اما در این مصاحبه طوری از عادی بودن شرایط و زیر کنترل قرار داشتن وضعیت سخن راند که می شود حدس زد میلیونها ایرانی بیننده این برنامه را از سر حیرت انگشت به دهان کرد! جناب رئیس جمهور تصویر چنان مثبتی از چشم انداز نزدیک ارائه داد که انگار اکثریت مردم کشور نه در برابر جمهوری اسلامی بلکه صف کشیدگانی هستند در پشت سر آن. ایشان آنگونه خونسردانه نام انواع متحد برای این نظام در سطح  جهانی را ردیف کرد که گویا این حکومت از نظر بین المللی نه گرفتار تنگنایی کم سابقه بلکه برخوردار از پشتیبانهای بسیار است. جناب رئیس جمهور اسلامی با دوختن چشم در چشم میلیون ها ایرانی در رابطه با توانایی های مالی حکومت  به  ملت اطمینان داد که دولت از بابت پشتوانه مالی فارغ از دغدغه است زیرا "ارز کافی" در انبان دارد! آری، اینها خطاب به مردمانی بود که با همه پوست و گوشت خود ورشکستگی اقتصادی کشور را حس و لمس کرده اند. براستی که فقط یک کادر کارکشته سیاست امنیتی است که می تواند این چنین خونسردانه قلب موضوع کند!

من باورندارم که نیاز چندانی به تحلیل مدعیات ایشان باشد و لذا احتیاجی هم به بررسی جدی جزء جزء این دعاوی مطروحه را نمی بینم. زمان آنهم در نزدیک ترین بازه  خود نشان خواهد داد که بحران های چند وجهی جمهوری اسلامی جز با تحولات بنیادین از میان بر خاستنی نیستند. زمان ثابت خواهد کرد که  کنترل دلار در 4200 تومن فسانه و داعیه ای بیش نیست. همین آینده بسیار نزدیک دیگر بار پوچ بودن تز ایشان مبنی بر ایستادن مردم در پشت جمهوری اسلامی و نیز وعده دهی شان دایر بر بروز اتحاد "مردم و حکومت" را نشان خواهد داد و درست عکس این را از طریق برآمد زنجیره گسست ناپذیر اعتراضات مردمی به رخ او و حکومتش خواهد کشید. حتی این نیز بسیار سریع آشکار خواهد شد که برد تصور ایشان از امکانات جمهوری اسلامی برای مانوور دادن میان شکاف های جهانی تا چه اندازه کوتاه و کم دوام است. هم از اینرو، لزومی هم نیست تا در این نوشته قصد ورود به نشان دادن بی پایگی مدعیات آقای روحانی داشته باشم. روندهای عینی آن اندازه پیش آمده اند که میلیون ها ایرانی درگیر وخامت اوضاع و رنجور از آن بخواهند که به چنین سخنانی بهایی دهند.

اما نکته ای در فرمایشات آقای روحانی هست که دیگر نمی شود بر آن درنگ نداشت و از آن سرسری گذشت و زهی شرم نثار گوینده اش نکرد. آنجایی که مضموناً فرموده اند: عمده محرکه ترامپ برای خروج از برجام، همانا خیزش دی ماه مردم در صد شهر کشور بود! همان خیزشی که، جناب رئیس جمهور اسلامی در همین گفتارش از آن تحقیر کنان با واژه "اغتشاش" یاد می کند!

البته هیچ جای شگفتی ندارد که آقای رئیس جمهور بخواهد سود و مصلحت خود و نظام متبوعش را در فرافکنی قرار دهد تا بدینترتیب حرکات اعتراضی مردم علیه جمهوری اسلامی را مخدوش کند. اینجا از این نیز می گذرم که این سیاست های ماجراجویانه جمهوری اسلامی بود که به دست ماجراجویی چون ترامپ بهانه داد و راستگرایانی در منطقه را تحریک به مقابله کرد تا وضع  به اینجا برسد که نمی بایست می رسید. زیرا همانگونه که در فوق آمد مسئله اصلی این نوشته چیزی نیست مگر توضیح همین داستان که رسیدن اوضاع به این نقطه گویا گناه مردم بوده و "مقصر مردم اند"! سخن این نوشته متوجه این اتهام دروغین است و پیامدهای عملی آن.

چرا آقای روحانی حاضر نیست حتی یک ذره هم که باشد به مفاد صریح همان گزارش هایی وفادار بماند که توسط خود نهادهای حکومتی اعم از وزارت اطلاعات همین دولت و کمیسیون های مربوطه در مجلس و غیره پیرامون وقایع دی ماه تهیه شده بودند؟ گزارش هایی که جان کلام در همه آنها و ولو رقیق شده و طبقه بندی شده این بوده است که: مردم ناراضی اند و معترض به انواع ستم های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و  شوریده علیه جمهوری اسلامی! او این واقعیت را که مردم جان به لب رسیده در جریان خیزش های دی ماه کشته و مجروح دادند و در مقیاس چند هزار نفری زندان رفتند و تعداد نه چندان کمی از آنها هم بعد شکنجه و "تعزیز" محکوم به زندان شدند، فقط در بهره برداری امریکا از آن "تحلیل" می کند! یعنی از نظر آقای روحانی این جوانان به ستوه آمده از بیکاری، تنگدستی، نداشتن کمترین چشم انداز امید و خشمناک علیه انواع تبعیضات اعمال شده بر آنها و شاهد روزانه رژه رفتن "ژن برتر"ها در برابر دیدگانشان نمی بایستی علیه دولت او و کل حکومت به خیابان می ریختند و علیه حکومت شعار می دادند چون ترامپ هوس بیرون رفتن از برجام را می کرد که کرد! راستی چرا او چنین "تحلیل" می کند و این تز که مبنی بر آن ترامپ تا دید مردم علیه جمهوری اسلامی شوریده اند علیه برجام شورید در پی چیست و برای چیست؟ 

عمیق تر اگر در موضوع تامل داشته باشیم خواهیم دید که فرمولبندی آقای روحانی مبنی بر خیزش دی ماه ایرانی به کام ترامپ متعرض امریکایی، فقط متوجه تحلیل گذشته نیست. منظور و مقصد اصلی، در واقع مخالفت و مذمت آن اعتراضاتی است که امروزه روز نیز در چندین شهر کشور جریان دارد که درست بر همان زمینه ای  سر بر می آورند و به پشتوانه آن پسزمینه ای که شورش دی ماه را از دل خود بیرون دادند! از منظر یک چنین تجزیه تحلیلی از اوضاع کشور، اگر دیروز این تقصیر مردم معترض در داخل کشور بود که موجب شیر شدن ترامپ در خارج کشور شد اعتراضات مردمی امروز هم لابد می تواند آمریکا را بیشتر از قبل علیه جمهوری اسلامی شیر کند! پس شورش مردمان خصلت امریکایی دارد و تکلیف آن روشن و مقابله با آنها خود جزیی از جنگی  که "مادر جنگ"هاست!  تحلیل نوع امنیتی از بحران اجتماعی، یعنی همین!

جایی شنیدم که توصیه می شود مبادا در این شرایط حساس پشت روحانی خالی شود زیرا که ناشی از این "خبط سیاسی"، داستان به سود کودتای سپاه پایان خواهد یافت! یعنی این "رهنمود" که باید پشت "اعتدال" را گرفت حتی اگر نماد "اعتدال"  خود به بهانه خروج ترامپ از برجام چنان رفتار کند که از قاسم سلیمانی شادباش سیاسی بشنود! مصاحبه تلویزیونی امشب اما "آفتاب آمد دلیل آفتاب" را به صراحت به نمایش گذاشت و آقای روحانی با اعلام اینکه هر حرکت اعتراضی مردمی به کام ترامپ است و بنابراین می باید یک عبور از خط قرمز تلقی شود، آب پاکی را روی هر ارزیابی از ایندست ریخت! آری، این روزها بیش از هر وقت دیگری می باید پشت شعارها و گفتهها را خواند که یکی هم همین فرمایش آقای روحانی است. همانگونه که از پشت شعار "رضا شاه روحت شاد!" هم  نباید غافل ماند زیرا که ابراز رضایت سردارانی از سپاه را همراه دارد که در آرزوی اوضاع جنگی برای کشور هستند و ورود یک "ناجی" نظامی به صحنه!

بلوغ سیاسی مردم ایران را اما نمی توان دستکم گرفت! همان مردمی که دی ماه را در تاریخ معاصر ایران ثبت کردند و همچنان هم در کار تولید و بازتولید تداوم آن هستند تا سرانجام بتوان محاصره مدنی این حکومت ولایی را به فرجام رساند. اینان نه از ترامپ خط و الهام می گیرند و نه که به ترامپها امید بستهاند. این اعتراضات مردمی، برای رسیدن مردم ایران به آزادی و دمکراسی اند و برای برچیده شدن انواع تبعیضات ناشی از حاکمیت جمهوری اسلامی تبعیض بنیاد. این خیزش ها فازهای تکوینی روندی هستند جاری بر متن مطالبات و آرزوهای مردم. اصالت این خیزش ها را نمی توان با گره زدن خود غرضانه آنها با دولت  ترامپ ونتان یاهوها و بن سلمان ها و نیز این یا آن جریان ایرانی اما بیگانه از مبارزات خودجوش مردم ایران دچار خدشه کرد. مرتبط کردن این حرکات مردمی چه در شکل گیری آنها و چه در نتایج و پیامدهایشان با ترفندها، نقشه ها و برنامه های ترامپ، یک حربه سیاسی حکومتی است چه از سوی خامنه ای ولی فقیه باشد، چه توسط روحانی رئیس جمهور و چه هر کس دیگر.

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید