يكشنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۷ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۸

تاثیرات روانی / شناختی کشتارهای دهه شصت بر فعالان سیاسی و ارتباط آن با معضل پراکندگی نیروهای چپ

۱۶ شهريور ۱۳۹۷

بحث و گفتگو با راحله طارانی

در تالار تلگرامی حمایت از زندانیان سیاسی و عقیدتی

این گفتگو در تاریخ  16 شهریور 1397 برابر با 7 سپتامبر  2018 انجام شده است

 

تالار تلگرامی حمایت از زندانیان سیاسی و عقیدتی

https://t.me/joinchat/CPd7yD6Wyge05cWD7X-r0w

پرسش‌های شرکت کنندگان در گفتگو:

- رفیق آیا بین تیپ‌های شخصیتی و ورود به فعالیت سیاسی رابطه‌ای وجود دارد؟ یا حتی اختلالات روانی؟

- تاثیرات روانی کشتار سال 67 زندانیان سیاسی در بیرون، در میان فعالین و کادرهای رهبری احزاب سیاسی چپ چگونه بوده است؟ آیا قتل عام سال 67 تاثیری در نحوه فعالیت و ارتباط میان احزاب سیاسی مختلف چپ داشت؟ اگر آری لطفا توضیح دهید.

- آیا کشتار ناجوانمردانه سال 67 باعث شد که اعضا و کادرهای رهبری جریانات سیاسی مختلف چپ مواضع رادیکال‌تر یا محافظه‌کارتری در اتخاذ سیاست عملی در برابر جمهوری اسلامی بگیرند؟ آیا این کشتار باعث دوری و نزدیکی جریانات سیاسی چپ با دیگر نیروهای سیاسی شد؟ اگر آری لطفا نمودهای عملی آنرا برشمارید و اگر نه لطفا توضیح دهید.

- چرا جمهوری اسلامی که اتفاقا در برگزاری سوگواری و تبدیل آن به مهم‌ترین آیین فرهنگی اهمیت بسیار زیادی قائل بوده، اجازه این نوع سوگواری‌ها را نداده. آیا از اثرات آن باخبرند؟

- اثرات این اختلال را به چه صورتی می‌بینیم. می‌شود خواهش کنم نمونه‌هایی ارائه دهید.

- خمینی که فرمان قتل هزاران زندانی سیاسی را داد و هیئت مرگ او که بعضی از اعضای تیم اجرایی این جنایت بعد از 30 سال هنوز به جنایت خود افتخار می‌کنند، به لحاظ تحلیل روانشناسی جزو چه تیپ افرادی قرار دارند؟

- شما در صحبت‌های خود از  مفهوم "شناخت‌درمانی " صحبت می‌کنید. می‌توانید برای شنوندگان صحبت‌های خود این مفهوم را تعریف و توضیح دهید و کاربردش را در این بحث روشن کنید؟

- دسته‌ای از ماموران مرگ در زندان‌ها هستند که اگر در هفته چند تن را اعدام نکنند به لحاظ روانی به هم می‌ریزند، این قبیل بیماران چگونه تحلیل می‌شوند؟

- بعد از کشتار سال 67 رابطه احزاب سیاسی چپ با یکدیگر و با نیروهای دیگر چگونه شد. آیا قتل عام زندانیان تاثیری در فعالیت و همکاری میان احزاب چپ و دمکرات داشت؟

- آنهایی که این 5 مرحله را نگذرانده باشند چگونه به مسائل برخورد می‌کنند؟

- تیم‌های ترور جمهوری اسلامی به وحشیانه‌ترین شکل ممکن فعالان سیاسی را در خارج و داخل کشور طی 40 سال گذشته به قتل رسانده‌اند، از فرخ زاد گرفته تا شاپور بختیار و قتل فروهرها و...

نمونه قتل‌های بالا به وحشیانه‌ترین شکل ممکن توسط تیم‌های ترور جمهوری اسلامی ایران انجام شده که همراه با مثله کردن قربانی به اشکال مختلف بوده است، به لحاظ تحلیل روانی مجریان و قاتلان تیم‌های ترور در کدام دسته‌بندی قرار می‌گیرند و چه شخصیتی دارند؟

- چگونه فرصت و امکان سوگواری نیافتن افکار و خلقیات افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

- بازجویان وزارت اطلاعات به وحشیانه‌ترین شکل ممکن فعالان سیاسی را شکنجه می‌کنند، چنین افرادی دارای چه تیپ شخصیتی هستند که با چنین حرفه‌ای زندگی خود را در کنار خانواده خود سپری می‌کنند؟

- رابطه احزاب سیاسی چپ در برخورد با جنایت سال 67 در آن تاریخ چگونه بوده است؟ چرا کشتار سال 67 نتوانست همکاری‌ها و همراهی‌های آنان را در نحوه برخورد به قتل عام زندانیان برای افشای این کشتار فراهم کند؟ در صورتی که اگر در آنزمان اقدامات مشترک صورت می‌گرفت، شاید برد تبلیغاتی آن باعث می‌شد که رژیم دست به عقب‌نشینی بزند.

- چه عوامل روانی- اجتماعی و حتی سیاسی باعث شد که حکومت به این نتیجه برسد که کشتار سال 67 را برنامه‌ریزی کند و در یک فرصت ممکنه به اجرا در بیاورد؟ از نظر شما تصمیم گیرندگان چنین کشتاری به عواقب چنین جنایتی فکر کرده بودند؟ چه فاکتورهایی را شما می‌توانید مثال بزنید تا وضعیت روانی و سیاسی رهبران جمهوری اسلامی را برای رسیدن به چنین تصمیمی یعنی قتل عام بیش از پنج هزار زتدانی بی‌دفاع بکشاند و سپس آنها را بدون و سر و صدا در قبرهای دستجمعی در خاوران و دیگر شهرها دفن کند؟ به نظر شما چرا حکومت تصمیم گرفت تا این حد بیرحمی در کشتن زندانیان حکم گرفته، بکار برد؟

- چرا رفقای مبارز بویژه چپ نقش روانشناسی در فعالیت‌های سیاسی را جدی نمی‌گیرند؟ آیا با آن ناآشنا هستند؟ یا تابو شده است؟

- بعد از کشتار سال 67، فعالین جریانات سیاسی منطقا می‌بایست حدی از مدارا و همراهی را برای محکوم کردن کشتار زندانیان و سپس مبارزه نسبتا مشترکی را برای افشای آن جنایت انجام دهند. چرا در آن مقطع فضا برای چنین همکاری‌هایی میان نیروهای سیاسی چپ ایران و دیگر جریانات بوجود نیآمد؟

- کشتار سیاسیون چپ از اوایل انقلاب شروع شد که یک دهه ادامه داشت، اوجش کشتار ۶۷ بود، یکجور مطرح می‌کنید انگار فقط در سال ۶۷ کشتار چپ اتفاق افتاد.

- امروز با گذشت سی سال از کشتار سال 67، وضعیت روانی و اجتماعی و سیاسی جریانات سیاسی چگونه می‌باشد؟ آیا وضعیت ارتباطی این فعالین با گذشت سی سال تغییر کرده است؟ لطفا توضیح دهید.

- فداییان خلق از روز اول با نه گفتن به انتخابات یک سویه جمهوری اسلامی ایران در برابر رژیم ایستادند و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) نیز در طول همه دوران‌ها بخش قابل توجهی از بهترین کادرها و نیروهای خود را در راه آزادی و عدالت اجتماعی در ایران در طول 40 سال گذشته در دوران‌های مختلف مبارزه، از دست داده است.

- فرق کشتار سال 67 با جنایت‌های دیگر جمهوری اسلامی در این است که در سال 67 بیش از پنج هزار زندانی سیاسی حکم گرفته را که داشتند دوران زندان خود را طی می‌کردند، بی‌رحمانه در زندان‌ها کشتند اما در دیگر جنایت‌ها بدین شکل عمل نشده بود. در سال 67 دست به پاکسازی زندان‌ها زدند. البته می‌شود دلایل دیگری را برشمرد و این تفاوت‌ها را متذکر شد. کشتار سال 67 در واقع هولوکاست جمهوری اسلامی بود. رفیق راحله طارانی نظر شما چه می‌باشد؟

شما در صحبت‌های خود از  مفهوم "شناخت‌درمانی" صحبت می‌کنید. می‌توانید برای شنوندگان صحبت‌های خود این مفهوم را تعریف و توضیح دهید و کاربردش را در این بحث روشن کنید؟

- باسپاس از رفیق راحله , با توجه به اهمیت بحث , پیشنهاد میکنم در صورت امکان , هفته آتی را هم به این گفتگو اختصاص داده شود

- به نظرم معضل اصلی پراکندگی چپ در آرمانگرایی آن است به علت آنکه برای خیلی‌ها این آرمان قابل دسترس نیست طبیعتا نظریه‌پردازی خواهد شد و باعث سکتاریسم در خود می‌شود. البته عوامل مهم دیگر هم وجود دارد.

راحله طارانی: متاسفانه فرصت نشد که من در مورد اینکه شناخت‌درمانی دقیقا چیست و چرا می‌تواند به ما فعالین سیاسی در غلبه بر مشکل پراکندگی نیروهای چپ کمک کند، تو ضیح زیادی بدهم ولی اگر این امکان پیش آید با کمال میل یک جلسه را به این موضوع اختصاص خواهیم داد.

 

 

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید