سه شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۷ - ۲۳ اکتبر ۲۰۱۸

"فَرَشگرد" و چرخه استبداد و دیکتاتوری

۰۳ مهر ۱۳۹۷

در ست فهميده ايد، كمونيستها با كعبه آمال شما، «نظام پهلوى » به مخالفت برخاستند اما دليل داشت، آنها عليه ديكتاتورى و فاشيسم بودند، هم اين ها بودند كه در تمام سال هاى سكوتِ رهبران و همفكران كنونى شما، باز هم بار اصلى مبارزه با فاشيسم اسلامى را بر دوش كشيدند. 

چهل تن "فَرَشگرد" اطلاعيه داده اند، حرفهاى خوب هم زده اند و وعده هائى هم به دنبالش رديف شده‌است كه هم نسيه است وهم تجربه نشده در نظامى كه گويا سرمشق آنها در قبل از انقلاب بوده است.

اما از يك بند آن، تاريخ ما تجربه روشن دارد و آن‌هم بند زير است:

«ما با اسلام سیاسی و ایدئولوژی‌های کمونیستی (ارتجاع سرخ و سیاه) مرزبندی مشخص داریم و معتقدیم این ایدئولوژی‌ها، در گذشته، حال و آینده ایران، زیانبار و ویرانگر بوده‌اند و خواهند بود».

بنياد اين بند به جهت « قانونى» به دست رضا شاه ريخته شد (البته ارتجاع سرخش) و فرزند آن محمد رضا به اعتبارش هزاران نفر را به زندان انداخت و صدها نفر را كشت و البته مانع آن‌هم نگرديد كه كشور را دو دستى وكَت بسته تحويل ارتجاع سياه بدهد.

تاريخ دو قرن گذشته نشان داده است كه متأسفانه به نام كمونيسم قدرتهائى بوده اندكه انسان كشته اند، اما به طور مطلق ثابت شده است كه رژيمهاى ضد كمونيست كه از كمونيستها چنين باور ى داشته اندكه آنها براى جامعه «زيانبار و ويرانگر بوده اند و خواهند بود» حتما به ديكتاتورى و فاشيسم ختم شده اند. هيچ برو برگردى هم در آن نبوده است.

مگر مى شود نقش يكى از نيروهاى اجتماعى و سياسى اى را در جامعه چنين تصور كرد و حرف از ليبراليسم و دمكراسى زد ؟ من مى توانم با ايدئولوژى و عقيده شما مخالف باشم، كه هستم، اما به رسميت شناختن حق فعاليت شما حرف ديگريست.

جالب است كه اين حضرات در جوامع غربى زندگى مى كنند و چنين دركى از دمكراسى را مى خواهند براى ايران به ارمغان ببرند.  آن شيادى هم كه قدرت را بعد از انقلاب در ايران قبضه كرد تا بدين حد از شعور تهى نبود كه در خارج بنشيند و به كمونيسم بتازد.  او هم گفت «در ايران ماركسيستها آزادند فعاليت كنند» و بعد از سوارشدن بر خر مراد بود كه حمام خون راه انداخت و كمونيستها در نوك حمله آن قرار گرفتند.  

در ست فهميده ايد، كمونيستها با كعبه آمال شما، «نظام پهلوى » به مخالفت برخاستند اما دليل داشت، آنها عليه ديكتاتورى و فاشيسم بودند، هم اين ها بودند كه در تمام سال هاى سكوتِ رهبران و همفكران كنونى شما، باز هم بار اصلى مبارزه با فاشيسم اسلامى را بر دوش كشيدند.  اگر «جوان» هستيد و نديده ايد برويد سراغ آمار زندانيان و قتل عام شدگان دهه شصت و هفتاد، تا سهم هر يك را در اين مبارزه بهتر بفهميد.  

ايران بعد از سال‌ها حكومت موروثى و ديكتاتورى مذهبى، تشنه آزادى براى همه طبقات، اقشار، اقوام، احزاب، مطبوعات و انجمن‌ها و تشكلات صنفى و فرهنگى مى باشد و نيروئى مى تواند حرف از بديل بزند كه هيچ حصر و استثنائى براى فعاليت اجتماعى، سياسى و فرهنگى مردم قائل نباشد.  همه در برابر قانون برابر اند و به قانونى كه خود در تدوين آن بدون هيچ تبعيضى مشاركت مى كنند پايبند مى باشند. ‌جريانى كه از امروز براى ديگران خط و نشان مى كشد و نمره «زيانبارى و ويرانگرى» مى دهد اگر بر فرض محال به قدرت دست يابد هيچ مسيرى جز آن‌چه تاريخ صد ساله ما طى كرده است نخواهد پيمود و تنها و تنها حلقه اى خواهد بود در چرخه استبداد و ديكتاتورى، اين بار به نام گروه و دسته اى ديگر.

 

بخش: 
منبع: 
عصر نو

افزودن دیدگاه جدید