يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸

مهندسی فاشیسم در برزیل

۱۵ آبان ۱۳۹۷

بر بستر سقوط بی سابقه ارزش های اخلاقی اجتماعی است که چنین شخصی میتواند با شعارها و رفتارهای بی سابقه ضد انسانی، ضد اخلاقی، سرکوب گرانه و خشن خویش، تنها یار و یاوری خویش را در آقای دونالد ترامپ یافته و قبل از سر کار آمدن، وعده انتقال سفارت برزیل به اورشلیم، قلع و قمع کردن مخالفین و چپ ها و دشمنان خیالی خویش می یابد.

چطور میشود بیش تر از پنجاه درصد آرای صندوق انتخاباتی را بدست آورد؟ رسیدن به این هدف با توسل به هر وسیله و شیوه ای توسط جبهه سرمایه داری کلان کشورهای آمریکای لاتین، با پشتیبانی و حمایت برادر بزرگ آنها عمو سام، نام پروژه هایی میباشد که در اکثر کشورهای آمریکای لاتین که در آنها به نحوی آلترناتیوهای با سمت گیری سوسیالیستی بر سر کار آمده اند را تشکیل میدهد. به موازات ضعف های درونی و داخلی پایه گذاران نظام های نوپای مردمی این کشورها، جبهه داخلی و جهانی سرمایه داری کلان و نئولیبرال از تحریم، بایکوت، بحران آفرینی، جعل اخبار، اتهامات، دروغ پراکنی، ایجاد آشوب های مداوم، خرید مسئولین و قضات، بکار گرفتن و بسیج لمپن ها و مافیاهای خطرناک و هر شیوه ای دیگر که فکر میکنید، استفاده میکنند، تا اینکه بتوانند اعتبار رقبای خود را پائین آورده و آرای بالاتر از پنجاه درصد را از درون صندوق های رای برای خویش بدست بیاورند. وضعیتی که در برزیل شاهد آن هستیم، محصول چنین شرایطی میباشد.

عرصه مبارزه بین دو نظام

سرمایه داری کلان کشورهای آمریکای لاتین، حکومت های دیکتاتوری های نظامی خون آشام دوران جنگ سرد که دهها سال در این کشورها با زندان، شکنجه و قتل عام هزاران هزار نفر همراه بود، حاصل پیوند سازمان های امنیتی عموسام با سرمایه داری کلان وابسته این کشورها بود. دهها سال مبارزات آزادیخواهانه و دموکراتیک مردمی موجب رسوائی و پایین آورده شدن این حکومت ها از سریر قدرت گشته و عرصه را برای روی کار آمدن حکومت های مردمی و نوپایی فراهم نموده است که راه های تازه و نوینی را تجربه میکنند. حکومت های دموکراتیک ملی مردمی از یک طرف بخاطر فراهم کردن شرایط رشد اقتصادی کشور، از طرف دیگر بخاطر باورمندی اخلاقی انسانی دموکراتیک خویش جهت فراهم کردن شرایط لازم برای شرکت و حضور فعال تمامی اقشار و طبقات اجتماعی در ساختن کشورشان همچنان به سرمایه داری کلان داخلی این امکان را فراهم نمودند تا به فعالیت های اقتصادی خویش در چهارچوبه قوانین و تجارت آزاد ادامه دهند.

از طرف مقابل، سرمایه داری کلان این کشورها، دست در دست ارباب بزرگ قاره آمریکا، همیشه و به هر نحوی در صدد برچیدن هر گونه حکومتی بوده و میباشند که در این کشورها زاویه گیری مشخصی با منافع سرمایه داری کلان منطقه ای و گلوبال نئولیبرالی داشته باشند. در این زمینه دستگاه های امنیتی، تبلیغاتی مشترک عمو سام نقشی برجسته و ویژه ای در این راه بازی میکنند. آنها به هیچ وجه راضی نیستند تا نظام هایی با سمتگیری سوسیالیستی در همسایگی آنها پا گرفته، نشو و نما کرده و آلترناتیو موفق دیگری را در مقابل نظام سرمایه داری به نمایش بگذارند. پیروزی در نبرد مابین این دو نظام اهمیتی حیاتی و استراتژیک برای برادر بزرگ سرمایه داری کلان در قاره آمریکا را دارا میباشد.

عدم موفقیت های حکومت های منطقه ای

یکی از مشکلات اساسی دولت های نوپای ملی دموکراتیک، با سمت گیری غیر سرمایه داری این میباشد که آنها میدانند چه چیزی را نمیخواهند، اما تصویر روشنی ندارند از آنچه که میخواهند بیافرینند. آنها در زمینه آفرینش، زایش، رشد و به مرحله بلوغ رساندن آلترناتیو جایگزین با مشکلات جدی مواجه میباشند. این مساله هم در مقیاس دولتی و هم اجتماعی باید دوران تجربه آموزی های لازم و بلوغ طبیعی خویش را طی بکند. وقتی از یک طرف این مشکلات موجب میشوند تا آنها نتوانند به نیازهای جامعه پاسخ لازم را بدهند و از طرف دیگر به دلیل عدم وجود نظام های حقوقی تدوینی قوانین ساختارهای خودگردان مدیریتی این موسسات، به موازات قوانین کشوری لازم و سیستم های قضائی اجرائی حرفه ای و بیطرف، با مشکلاتی از قبیل فساد و اختلاس اداری مواجه میگردند، این مسائل موجب میگردد تا نارضایتی از حکومتیان و مسئولین در میان مردم عادی رشد و تقویت گردد. در چنین شرایطی میباشد که روانکاوی تجربی سیاسی مردم عادی آنها را به مقایسه با نظام های قبلی این کشورها میکشاند. در چنین شرایطی متاسفانه خیلی ها به سادگی تجربه های تلخ نسل های قبل در کشور خویش را فراموش کرده و به تکرار تاریخ روی می آورند. آنها فریب شعارها و جواب های ساده به مشکلات پیچیده اجتماعی را میخورند. مثلا وقتی کسانی مثل آقای خمینی میگویند که آب و برق را مجانی خواهد کرد، کمونیست ها برای فعالیت خویش آزاد خواهند بود و غیره، به راحتی باور میکنند و به دنبال آنها بصورت سیاهی لشکر به راه میافتند.

شیوه های تخریبی سرمایه داری کلان

سرمایه داری کلان در این انتخابات و انتخابات مشابه در آمریکای لاتین نه تنها با سلاح های اقتصادی، بلکه با بازوی امنیتی تبلیغاتی سیاسی وارد میدان میگردد. با توجه به اینکه آنها در عرصه تولید بعضی کالاهای ضروری یگانگی کنترل کننده ای دارند، گاها با عدم تولید، عدم عرضه و یا صادرات به جای توزیع در مقیاس نیازهای داخلی، موجب کمبود شدید کالاهای ضروری میگردند، که از این طریق مسئولیت این نابسامانیها را به گردن بی کفایتی حکومت گران می اندازند. ما این مورد را به وضوح در مورد ونزوئلا شاهد هستیم. کارهای تخریب گرانه اقتصادی آنها دست در دست سرمایه داری کلان آن کشور و هم مسلک های آنها در خارج از مرز های کشوری صورت میگیرد.

آنها به موازات این تباهی های اقتصادی، با توجه به امکانات مالی فراوان، اقدام به لابیگری سیاسی و رشوه دادن به مقامات کلیدی از قبیل قضات و بوروکرات ها و سیاست مداران و غیره نموده، نه تنها آنها را گاها به سکوت وامیدارند، بلکه اکثرا به حمایت از خود در دادگاه ها، در خیابان ها و در رسانه های خبری تبلیغاتی و جاهای دیگر به کار میگیرند. یکی از موار جالب در این مورد این میباشد که لابیگری بازار حمل سلاح و خرید و فروش اسلحه در این کشورها به موازات بازار داخلی آمریکا روز به روز رونق بیشتر گرفته و رواج مییابد.

نارضایتی های مردمی

علل نارضایتی های مردمی را شاید بشود به سه دسته تقسیم کرد. اولی بی کفایتی های حکومت گران نو پای کم تجربه ای که میخواهند نظامی نوین بر پایه های نفی تدریجی نظام سرمایه داری حاکم بسازند. علت دوم را میشود عملیات سازمان یافته و تخریب گرانه سرمایه داری کلان داخلی و اربابان آنها در خارج از مرزها نامید. علت سوم را شاید بشود ویژگیهای ساختاری عقب افتاده فرهنگی اخلاقی گاها فاسد و مافیائی بخش های قابل توجهی از بافت اجتماعی کشور نامید که به خودی خود بیشتر میدان جولان نوعی سرمایه داری فاسد و گندیده میباشد که توسط آنها به کار گرفته میشود و باعث بوجود آمدن بحران امنیتی در کشور میگردد. در مورد اقدامات تخریب گرانه سرمایه داری کلان همگام با سازمان های امنیتی عموسام به قدر کافی اشاره شد. به دو مورد دیگر کمی بپردازیم.

در مورد بی کفایتی حکومتگران نوپای کم تجربه، عموما علت ناکارآمدی ها کم تجربگی در آفرینش و جایگزینی انتی تز ساختارهای نظام سرمایه داری حاکم، به موازات همزیستی این بافت ها با ساختارهای همطراز سرمایه داری جاری میباشد. آفرینش چنین ساختارهایی نه تنها زمان میبرد، بلکه رشد و بلوغ آنها تا حدی که بتوانند به نهادهای قدرتمند اقتصادی مردمی خودگردان تبدیل گردند، زمان تجربه آموزی قابل توجهی می برد.

به موازات این کم تجربگی ها، باید نبود سیستم های کنترل داخلی مدون، سیستم های کنترل متقابل، مکانیزم های مدون نظارتی داخلی و نظام های قانونی قضائی لازم جهت اعمال نظارت، کنترل و بالاخره اجرای ضوابط آموزشی و قانونی لازم در شرایطی که کسانی از آن تخطی کرده باشند، موازین اصلاحاتی و در شرایط لازم تنبیه، از مواردی میباشند که موجب خطاها و کاستی های فراوان و عدیده ای در این زمینه ها میگردند. این خطاها، جهت تبلیغات تخریبی بر علیه این نیروهای نوپا مورد سوء استفاده قرار میگیرند. خطاهای "لولا دو سیلوا" و "دیلما روسوف" در برزیل هر چقدر هم کم اهمیت بوده باشند، این امکان را فراهم کردند تا نمایندگان سیاسی نظام کهن بتوانند از طریق امکانات خویش در سیستم های تبلیغاتی و قضائی برای آنها آنقدر مشکل سازی بکنند تا چنان بحران سیاسی را در کشور سازمان بدهند تا اینکه بتوانند آنها را عزل و یا روانه زندان کرده و تعداد آرای خویش در انتخابان ریاست جمهوری را از مرز پنجاه درصد بالاتر ببرند. این در شرایطی بود که "لولا دو سیلوا" تا سه هفته قبل از انتخابات، از زندان بعنوان قدرتمند ترین کاندیدای ریاست جمهوری شناخته میشد، تا اینکه بخاطر دز زندان بودنش، قانونا امکان کاندیداتوری را از دست داده و نماینده دیگر جوان کمتر شناخته شده، فرناندو حدّاد کاندایدای این پست گردید.

به مشکلات بالا نیز بافت فاسد و مافیائی بازارهای مواد مخدر، ترور و بازار اسلحه و غیره را میشود اضافه کرد. این بحران، باعث گردیده است تا مساله تامین امنیت و غلبه بر شبکه های مافیائی اسلحه و مواد مخدر بصورت یکی از شعارهای اصلی راست افراطی در بیاید. احزاب مردمی با سمت گیری سوسیالیستی به موازات اقدامات امنیتی، کار افرینی، رشد اقتصاد کوچک، فراهم کردن امکانات تامین اجتماعی و آموزش فرهنگی اجتماعی و دیگر اقدامات مورد نظر خویش را در این موارد سعی میکردند به پیش ببرند. این در شرایطی بود که نیروهای راست افراطی، در حالی که خود دست قدرتمندی در بازارهای توزیع مواد مخدر و اسلحه دارا میباشند، به ایجاد بحران و آشوب های اقتصادی اجتماعی دست میزدند، اما با شعار سرکوب و کشتار این شبکه ها و حتی مخالفان خویش به میدان آمده اند.

تغذیه از رعب و وحشت و شعار امنیت راست افراطی

شعارهای امنیتی، برجسته کردن خطر های ناشی از جمعیت های ویژه اجتماعی و بسیج همگانی جهت مقابله با آنها، یکی از موثرترین شیوه های موفقیت های انتخاباتی میباشد. بسیج راست افراطی، محافظه کاران، شبکه های موتورسواران، لمپن ها، گنگ های مواد مخدر و غیره جهت مقابله با "مهاجران" و "پناهندگانی" که غریبه و غیرخودی هستند و جهت "غصب" کار مردم کشور به این ممالک می آیند، از شیوه های موثر ایجاد وحشت و جمع کردن رای بوده است که محافظه کاران همیشه از آنها استفاده کرده اند. مردم عادی که توان مقابله با آن را در خود نمی یابند، جهت حفظ موقعیت خویش، به آنها میپیوندند. در برزیل شعار "همه جهت مقابله با باندهای مواد مخدر و ترور باید مسلح شوند" توسط لابیگری اسلحه در کشور تبدیل گشته و از این طریق به بسیج وحشت زدگانی که به دنبال امنیت خویش هستند به دنبال "بولسونارو"ی فاشیست میکشانند. گرچه همچنان چهل و پنج درصد آرا از احزاب کارگری و مردم عادی و زحمتکشان حمایت میکردند، همین پنج درصد تفاوت رای کافی میباشد تا یک نفر فاشیست را که برای مشکلات بغرنج اجتماعی راه حل های ساده و مردم فریبانه ارائه میدهد بر سر کار بیاید.

کاریزمای نظامی

بر بستر سقوط بی سابقه ارزش های اخلاقی اجتماعی است که چنین شخصی میتواند با شعارها و رفتارهای بی سابقه ضد انسانی، ضد اخلاقی، سرکوب گرانه و خشن خویش، تنها یار و یاوری خویش را در آقای دونالد ترامپ یافته و قبل از سر کار آمدن، وعده انتقال سفارت برزیل به اورشلیم، قلع و قمع کردن مخالفین و چپ ها و دشمنان خیالی خویش می یابد.

کاریزمای ایشان به راهپیمائی و سخنرانی های سردسته لمپن ها در خیابان می ماند که عده ای به طرز راه رفتن، عده ای به فحش دادن ها، عده ای به تهدیدهای قلع و قمع کردن های ایشان و عده ای به شعارها و وعده های ساده و مردم فریبانه ایشان برای حل مشکلات بغرنج اجتماعی بالیده و تحت تاثیر قرار میگیرند. عده ای هم بخاط وحشت از آنها، به آنها میپیوندند، تا در امان بوده و موقعیت اجتماعی خویش را حفظ نمایند.

البته ایشان اکثریت را در پارلمان ندارند. باید دید که تا چه اندازه ایشان قادر خواهند بود شعارهای خویش را از طریق مقام ریاست جمهوری اعمال کره به پیش ببرند. تا چه اندازه از ایشان در پارلمان و توسط قوانین کشوری ممانعت خواهند کرد. تا چه اندازه شعارهای ساده و مردم فریبانه ایشان قادر خواهد بود به اجرا در آمده و پاسخگوی مشکلات پیچیده روزمره مردم باشد. میتوان به این امر باور داشت که ایشان دست سرمایه داری کلان را در اقتصاد کشور کاملا باز خواهد گذاشت و واحدهای مایکرو و کوچک اقتصادی از نظر امکانات اعتباری، قابلیت های رقابت اقتصادی در فشار خواهند بود. باید مطمئن بود سرمایه داری کلان خارجی چنگال های خویش را بر منابع طبیعی و اقتصادی برزیل با قدرت تمام فرو خواهند برد.تاثیرات کوتاه و بلند مدت آن را زمان نشان خواهد داد. چهل و پنج درصد حامیان احزاب مردمی خودی تکان داده، به بازنگری و بازسازی خویش برای تهاجمی دیگر آماده خواهند شد.

 

3 نوامبر 2018

 

افزودن دیدگاه جدید