يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸

تحریم ها و پروژه فیروزه ای رنگ

۱۸ آبان ۱۳۹۷

آنچه که حاکمیت ایران در حال تبلیغ کردن آن میباشد این است که علت بحران اقتصادی و مشکلات و نارسائی های داخلی اجتماعی فعلی ما ناشی از تحریکات و تحریمات آمریکا است. به همین دلیل آنها میتوانند توجیه نمایند که این، آمریکا و اقمار منطقه ای و دوستان داخلی آنها هستند که در درجه اول دشمن مردم ایران هستند، نه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران.

آیا این امر تصادفی بود که چند روز قبل از آغاز وسیع ترین تحریم های اقتصادی آمریکا بر علیه ایران، آقای رضا پهلوی از طریق کانال تلویزیونی مورد حمایت مالی عربستان در واشینگتن، به قول خودشان پلاتفورم سیاسی و خط مشی نافرمانی مدنی خویش را جهت ارائه آلترناتیو سیاسی برای حکومت جایگزین در ایران اعلام می‌نمایند؟ ایشان در این صحبت، از یک طرف به این امر اشاره میکنند که در پیشبرد و اجرای این پروژه، سیاستمداران کارهای خودشان را می‌کنند، و افراد متخصص در رشته های مختلف دیگر، در رابطه با تخصص های خویش نقش آفرینی خواهند کرد.

من در صحبت های ایشان، اشاره ای مستقیم به احزاب مشخص و شناخته شده سکولار، دموکراتیک و خصوصا احزاب جمهوریخواه ایران را مشاهده نکردم. میتوان از متن صحبت ها و تاریخچه مناسبات سیاسی ایشان فقط حدس زد که سازمان ها و احزاب سیاسی اپوزیسیون مورد نظر ایشان، کدام جریان های سیاسی را شامل میگردند. صحبت های ایشان طوری تنظیم گردیده بود که ایشان خود را بعنوان فرد دلسوزی ماورای جریان های سیاسی اپوزیسیون، که از طرف بخش قابل توجهی از مردم کشور از ایشان تقاضا میشود تا رهبری معنوی حرکت های سیاسی، تعیین حکومت آلترناتیو و جایگزین جمهوری اسلامی ایران را به عهده بگیرند. ایشان با این تفسیر بر ای خودشان نقش رهبری معنوی سیاسی همگانی تمامی اپوزیسیون سکولار را قائل میباشند، در شرایطی که پر واضح است ایشان خود جریان سیاسی داخلی خاص با مناسبات بین المللی ویژه ای میباشند .

ادبیات سیاسی بکار گرفته شده توسط نحله سیاسی ایشان بر روی شعارهای امنیتی ویژه ای از قبیل "نبرد با ارتجاع سرخ و سیاه"، "حفظ تمامیت ارضی" و غیره به نحوی اشاره میکنند که نشانه های مخصوصی از سرکوب اقشار و گروه های اجتماعی ویژه ای را شامل میشود. از همین حالا ما شاهد نشانه هایی از اینکه کدام گروه های اجتماعی به بهانه به خطر انداختن "تمامیت ارضی" یا تعلق به "ارتجاع سرخ و سیاه" مورد سرکوب قرار بگیرند را شاهد میباشیم. گرچه این خود از یک طرف نشان میدهد که حرکت سیاسی ایشان دل خوشی نسبت به حضور گسترده و فعال جنبش چپ ایران در چالش های دموکراتیک مردم ایران ندارند، بلکه احساس و سیاست مشابهی را در مورد جنبش های دموکراتیک رفع ستم ملی نیز در پیش میگیرند و روایت ایران مونو اتنیک با تفسیر تاریخی آریامهری را تعقیب مینمایند.

ایشان جریان خویش را با "لهستان" و "اوکرائین" مقایسه کرده و به تقلید از آنها رنگ "فیروزه ای" کراوات خویش را بعنوان سمبل رنگ حرکت مدنی ( انقلابی) آینده ایران اعلام میدارند. ایشان این تصمیم خویش را بعنوان رهبر معنوی سیاسی جنبش دموکراتیک مردم ایران اتخاذ کرده و عملا با تظاهر به تواضعی که از مقام اهدا شده از طرف مردم به ایشان، خود را در موقعیتی می یابند که الگوی رنگ سمبولیک حرکت "میدان" ایران را فیروزه ای تعیین نمایند.

موضوع اینجاست که این مساله در شرایط ویژه سیاسی کشور به میان کشیده میشود. ویژگی های شرایط نوین چه هستند؟ این صحبت ها چند روز قبل از اعلام گسترده ترین تحریم های اقتصادی دولت آقای ترامپ بر علیه حکومت ایران ضورت میگیرد. تحریم هایی که گرچه فشارهای اقتصادی فراوانی را متوجه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران خواهد کرد، اما بخش اعظم این فشارها از طرف حکومت جمهوری اسلامی ایران بر دوش های مردم عادی منتقل خواهد شد. این فشارها بر حقوق کارگران و زحمتکشان، بر نان سر سفره مردم عادی، بر امکانات تهیه داروهای درمانی و نیازهای روزمره مردم تاثیرات جدی خواهند گذاشت. سخنرانی ایشان را باید در موازات با تحریم های آقای ترامپ ارزیابی کرده و بخشی تکمیلی سیاسی داخلی از پروژه گسترده تری ارزیابی کرد که با توجه به احتمال بحران آفرینی شدید تر اقتصادی اجتماعی در کشور، از طرف آمریکا، عربستان و اسرائیل، میتواند بازتاب های بمراتب شدیدتری از جنبش خیابان دیماه سال گذشته داشته باشد.

تاثیرات تحریم های اقتصادی از یک طرف ممکن است به آفرینش بحرانی بیانجامد که در آن نفرت آنارشیستی و فاشیستی از حکومتیان منجر به روی کار آمدن یک حکومت فاشیستی مشابه آنچه که در برزیل بر سر کار آمد گردد. بر عکس آن هم میتواند اتفاق بیافتد. آنچه که حاکمیت ایران در حال تبلیغ کردن آن میباشد این است که علت بحران اقتصادی و مشکلات و نارسائی های داخلی اجتماعی فعلی ما ناشی از تحریکات و تحریمات آمریکا است. به همین دلیل آنها میتوانند توجیه نمایند که این، آمریکا و اقمار منطقه ای و دوستان داخلی آنها هستند که در درجه اول دشمن مردم ایران هستند، نه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران. از این طریق مردمی را که تحریم های آمریکا را علت اصلی آفرینش بحران نوین میدانند، اگر چه قبلا در صفوف اپوزیسیون حکومتی قرار داشتند، ممکن است به حمایت از حکومتیان جمهوری اسلامی ایران به دنبال خویش بکشند. در چنین صورتی تحریم های آمریکا نه فقط از نظر اقتصادی اجتماعی فشارهای خویش را متوجه مردم عادی و زحمتکشان خواهد کرد، بلکه از نظر سیاسی هم منجر به تقویت حکومت جمهوری اسلامی ایران تمام خواهد شد و تاثیرات کارکردهای ترویجی تبلیغی سیاسی نیروهای دموکرات و آزادیخواه تا حدود زیادی خنثی خواهد شد. بخش قابل توجهی از مردم در این عرصه ها در مقابله با تحرم ها و دخالت های عمو سام و اقمارش، ممکن است از جمهوری اسلامی ایران حمایت نمایند. این مساله ضربه ای جدی به ثمرات چالش های دموکراتیک، آزادیخواهی، ضد تبعیض و حقوق بشری و عدالت جویانه خواهد بود.

البته در مقابل این تحریم ها، حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به صورت طبیعی به عکس العمل و مانور های نوینی متوسل خواهد شد. از آن جمله میتوان در کنار تلاش برای بسط مناسبات اقتصادی خویش با اروپا، این مناسبات را با چین، هندوستان، روسیه و حتی آمریکای لاتین به مراحل نوینی ارتقاء دهد. این چالش از طرف دیگر تستی میباشد بر این امر که آیا آمریکا دیگر همچنان بعنوان قدرتمند ترین کشور یکه تاز جنگ افروز جهانی نقش خویش را میتواند ایفا نماید، یا اینکه الان دیگر بعنوان یکی از چندین قطب قدرتمند اقتصادی، سیاسی امنیتی دنیا تبدیل شده است که مجبور به حفظ تعادلی با بقیه قدرت ها میباشد. در این صورت، تحریم های آمریکا توسط قطب های دیگر اقتصادی به نحوی دور زده خواهد شد و منجر به تقویت اقتصادی، امنیتی اجتماعی جمهوری اسلامی ایران شده و بطور جدی و قابل توجهی جنبش دموکراتیک مدنی، مردمی و سیاسی جبهه ازادی و عدالت اجتماعی را به عقب خواهد راند.

فاکتور دیگری را به موضوع تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران اضافه بکنیم. آقای ترامپ اعلام می کنند که می خواهند از فشارهای ناشی از این تحریم ها جهت کشیدن ایران به پای میز مذاکره جدید و امضاء توافق نامه جدید با هدف جلوگیری از دست یابی ایران به سلاح هسته ای استفاده کنند. کارنامه دوساله گذشته آقای ترامپ نشان می دهد که بعید نیست به دنبال جار و جنجال های شش ماه، یکساله ای، ایشان توافق نامه جدیدی را با ایران امضا نمایند.

گرچه در چنین شرایطی ممکن است از نظر اقتصادی دولت ایران در موقعیتی قرار بگیرد که چندین هفته پیش در آن قرار داشت، ولی نه فقط بخاطر امضا توافق نامه جدید با آمریکا، حکومت جمهوری اسلامی ایران از مشروعیت بین المللی سیاسی بیشتری برخوردار باشد، بلکه توافق های جدید با آمریکا ممکن است ثبات سیاسی این حکومت را به مراتب قوت بیشتری ببخشد. آیا هدف آمریکا از این همه جار و جتجال این میباشد که نه تنها با حکومت جمهوری اسلامی ایران وارد توافق نامه های سیاسی اقتصادی جدیدی شده، به آن مشروعیت بیشتری بخشیده و ثبات سیاسی آن را به میزان بیشتری تامین بکند، بلکه آپوزیسیون سیاسی سکولار دموکراتیک ایران را همگام با جنبش های مدنی مردمی اقشار و طبقات بالنده اجتماعی فرسنگ ها به عقب بنشاند. با این تفسیر در کوتاه مدت هم شده باشد، وجود دو حکومت متخاصم، رقیب و قدرتمند اسلامی شیعه و سنی ایران و عربستان سعودی منافع ژئوپولیتیک و اقتصادی آمریکا را تا حدود قابل توجهی در منطقه تامین مینماید.

چپ دموکرات ایران ضمن افشا ماهیت تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران و فشارهای ناشی از آن بر مردم عادی و زحمتکشان ایران، نباید اجازه بدهد تا این مساله موجب سوء استفاده حاکمیت جمهوری اسلامی ایران جهت مظلوم نمائی و سرپوش گذاشتن آن بر چهره ارتجاعی، مخوف و جنایت پیشه خود بکند. چپ دموکرات پروژه ورود خزنده فاشیسم به شیوه برزیل و با حمایت عموسام و اقمار داخلی و منطقه ای آن را هم افشا کرده زیر ذره بین قرار خواهد داد. در عوض، چپ دموکرات، راه حل مستقل سومی را ارائه میدهد که در آن نه جائی برای ناسیونالسیتهای افراطی طرفدار ترامپ، عربستان و اسرائیل وجود دارد، و نه جایی برای نظام جمهوری اسلامی ایران که تاریخ مصرف آن صدها سال است که سپری گردیده است. راه حل سوم چپ دموکرات بر پایه های ارزش های انسانی مردمی متکی بر حقوق بشر، سازماندهی تشکل های مدنی مردمی، و با هدف از میان برداشتن هر نوع ستم، جهت استقرا ر دموکراتیک خودگردانی مدنی بر اساس اراده مردمی میباشد.

 

7 نوامبر 2018

 

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید