چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۱ اوت ۲۰۱۹

چرا هنوز این همه شغل وجود دارد؟ بخش دهم

تاریخ و آیندۀ اتوماسیون کار

۲۴ اسفند ۱۳۹۷

رشد دستمزدها در مشاغل با مهارت متوسط یعنی مشاغل مرسوم، اندک بوده و به مرور زمان محسوساً از شتاب افتاده است. برای مشاغل کم مهارت، مشاغل سنگین بدنی که عموماً در سمت چپ منحنی قرار می‌گیرند، رشد دستمزد در دهۀ 80 در قیاس با مشاغل با مهارت متوسط قدری بیشتر بوده است. در دهۀ 90 محسوساً از آن بیشتر بوده است

آیا قطبیت مشاغل به قطبیت دستمزدها خواهد انجامید؟ - ادامه

برای رسیدن به دیدی عینی از تحول الگوهای دستمزد، شکل زیر را ملاحظه کنید. محور افقی این منحنی شامل تمام انواع مشاغل – به ترتیب از پایین‌ترین تا بالاترین سطح مهارت مورد نیاز اولیه- چنان که در دستمزدهای متوسط، که در سال 1979 محاسبه شد، منعکس است. به هر یک از این انواع ابتدا وزنی به تناسب تعداد آن نوع نسبت داده شده و سپس همۀ آنها در 100 دستۀ با اندازۀ برابر گروه‌بندی شده‌اند. به این ترتیب این محور را می‌توان محور توزیع مهارت در مشاغل تلقی کرد. محورعمودی منحنی نشان‌دهندۀ درصد تغییرات در دستمزدها در طول چهار دوره برای این توزیع مهارت است.

چنان که دیده می‌شود، بیش از دوسوم سمت راست هر منحنی به منحنی مربوط به قطبیت مشاغل شباهت دارد. از سال 1979 تا سال 2007 دستمزد مشاغل پرمهارت مستمراً افزایش داشته است، که به میزان بی‌تناسبی به مشاغل انتزاعی، یعنی مشاغل فنی، حرفه‌ای و مدیریتی مربوط می‌شود. برعکس، رشد دستمزدها در مشاغل با مهارت متوسط یعنی مشاغل مرسوم، اندک بوده و به مرور زمان محسوساً از شتاب افتاده است. برای مشاغل کم مهارت، مشاغل سنگین بدنی که عموماً در سمت چپ منحنی قرار می‌گیرند، رشد دستمزد در دهۀ 80 در قیاس با مشاغل با مهارت متوسط قدری بیشتر بوده است. در دهۀ 90 محسوساً از آن بیشتر بوده است. و اما در دهۀ نخست قرن اخیر: در حالی که منحنی‌های قبلی نشان می‌دادند که رشد استخدام در این بخش از مشاغل از رشد سایر مشاغل در این بازۀ زمانی بیشتر بوده است، اما منحنی حاضر نشان می‌دهد که رشد دستمزد در بازه به طور کلی منفی و پائین‌تر از تمام انواع دیگر مشاغل بوده است. توضیح این افت محسوس در رشد دستمزد مشاغل کم مهارت این است که زوال مشاغل با مهارت متوسط، که پیشتر توضیح داده شده است، بخش اعظم کارگران این بخش را و کارگرانی را در دورۀ رکود 2008 کار خود را از دست دادند، به بخش مشاغل کم مهارت رانده است.

حقیقت دیگری که از این منحنی آشکار می‌شود، این است که رشد عمومی دستمزدها در قرن اخیر، حتی پیش از رکود بزرگ 2008، به شدت کند شده بود. در فاصلۀ سال‌های 1997 تا 2007، تغییر واقعی دستمزدها منفی بوده است. همچنین دیده می‌شود که افزایش دستمزدها در دهه‌های 80 و 90 قرن گذشته از افزایش نظیر آن در تمام دوره قبل از رکود و در اثنای رکود بیشتر بوده است. گرچه افزایش دستمزد تمام مشاغل در دورۀ رکود حدود صفر بوده است، اما در این دوره نیز نزول دستمزد در بخش‌های کم مهارت و مهارت متوسط و افزایش آن در بخش پرمهارت دیده می‌شود.

چرا درآمدهای به شدت فزایندۀ "یک درصدی‌ها" در این منحنی به طرز محسوس دیده نمی‌شود؟ یک دلیل آن و دلیل دوم حدودی ساختگی بودن داده‌هاست. این منحنی در اساس درآمد "صدک"های شغلی را نشان می‌دهد و نه صدک‌های دستمزدی را. تراکم رشد دستمزد در یک صدک شغلی کمتر از تراکم آن در یک صدک دستمزدی است، زیرا افراد با بالاترین درآمدها در مشاغل مختلفی پیدا می‌شوند. به علاوه بالاترین صدک‌های درآمدی از داده‌های مرکز آمار و "جامعۀ تحقیقات" امریکا سانسور می‌شوند، که موجب پرده‌پوشی درآمدهایی است که "سر به فلک می‌کشند".

 

افزودن دیدگاه جدید