چهارشنبه ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۴ آوریل ۲۰۱۹

نیت آمریکا از سرشاخ شدن با سپاه پاسداران

۲۲ فروردين ۱۳۹۸

این اقدام زمینه را برای تجارت‌های هنگفت قدرت‌مداران سیاسی در بازار سیاه باقیمت‌های چندین برابر فراهم می‌کند. این اقدام زمینه را برای صف‌آرائی بیشتر امنیتی در منطقه میان اردوگاه آمریکا، اسرائیل و عربستان ازیک‌طرف و جمهوری اسلامی ایران از طرف دیگر فراهم می‌نماید.

در شرایطی که افراطی‌ترین حکومت‌مداران راست‌گرای نمایندگی جناح‌های مالی، نفتی نظامی بر آمریکا و اسرائیل حکومت می‌کنند، دو روز قبل از انتخابات اسرائیل وقتی‌که نظرخواهی‌ها نشان می‌دهد که احتمال دارد حزب لیکود ببازد، از طریق رئیس سابق سیا و وزیر امور خارجه فعلی امریکا آقای مایک پمپئو، اعلام می‌کنند که سپاه پاسداران حکومت اسلامی ایران را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار داده و متعاقب آن تحریم‌های مشخصی را علیه آن‌ها آغاز خواهند نمود. آنچه اینجا ازنظر زمان اعلام این اطلاعیه مهم است، تأثیرات و بازتاب‌های سیاسی امنیتی این مسئله در معادلات سیاسی منطقه است، تا تأثیرات اقتصادی این تحریم‌ها. این اطلاعیه می‌تواند به‌اندازه یکی دو درصد درنتیجه نظرخواهی‌های انتخابات اسرائیل به نفع لیکود تأثیر بگذارد و انگیزه تبلیغانی امنیتی ترور و وحشت‌آفرینی که به نتانیاهو این امکان را بدهد تا با اندکی تأثیرگذاری اضافه بتوانند از خط مرز بالای پنجاه‌درصد آرا بگذرند، تا بار دیگر حاکمیت سیاسی را در اسرائیل در دست خویش داشته باشند. تا این لحظه که من نتایج انتخابات اسرائیل را از زیر نظر داشته‌ام، آقای نتانیاهو در ائتلاف با محافظه‌کاران تندتر خویش قادر خواهد بود قدرت سیاسی را برای پنجمین بار در دست حزب خویش نگه دارد.

این تصمیم در شرایطی اعلام می‌شود که سیل خان و مان سوز و ویران گر در ایران صدها روستا را همراه باده‌ها شهر در بخش‌های عظیمی از کشور به ویرانی کشانده و تأثیرات ویرانگرانه طولانی‌مدتی بر زندگی میلیون‌ها انسان باقی گذاشته است. این امر به‌موازات تحریم‌هایی صورت می‌گیرد که از طرف آمریکا و متحدان استعمارگر سابق آن‌ها قبلاً اعمال‌شده بود و تا آنجا پیش رفته است که از ارسال کمک‌های مردمی برای سیل‌زدگان نیز بشدت ممانعت به عمل می‌آید. این در شرایطی است که آن‌ها مثل دایه‌های دلسوزتر از مادر برای مردم ایران اشک تمساح می‌ریزند و بخش ویژه‌ای از اپوزیسیون سیاسی ایران مثل دلقک‌هایی به سازهای آن‌ها می‌رقصند.

در شرایطی که ما ارتش‌ها و نیروهای اطلاعاتی امنیتی آمریکا، اسرائیل، ایران و عربستان را به‌عنوان بخش اعظم نیروهای تروری که میلیون‌ها مردم خاورمیانه را یا به کشتار رسانده‌اند و یا بی‌خانمان و آواره کرده‌اند در نظر بگیریم، به‌وضوح می‌بینیم که کارنامه آمریکا و اسرائیل در این مسابقه بافاصله امتیازی به‌مراتب بیشتری مدال طلا می‌گیرند. پرواضح است که به دنبال خاتمه جنگ سوریه، بخش نفتی نظامی قدرت‌های حاکم بر آمریکا در تلاش می‌باشند تا فصل نوینی از پروژه جنگ افکنی در خاورمیانه را به نام پروژه ایران راه بیندازند. حالا این‌که آیا این اسرائیل و عربستان می‌باشند که دولت ترامپ را در جنگ افکنی علیه ایران به حرکت انداخته‌اند، یا اینکه برعکس، این مثلث به هدایت آمریکا بر ساز واحدی می‌زنند، می‌تواند به صورت‌های متفاوتی تفسیر گردد. آنچه مهم است این است که آمریکا، عربستان و دولت آقای نتانیاهو هر سه درصدد این می‌باشند تا اقداماتی امنیتی و تشنج‌آفرین و جنگ افروزانه‌ای را در مورد ایران دامن بزنند. این پروژه به‌موازات پروژه چنگ‌اندازی بر ذخایر نفتی ونزوئلا به‌پیش برده می‌شود.

اگر بگوییم که القاعده ، طالبان، داعش، جبهه النصر، جیش الاسلام ، سلفی‌ها و وهابی‌ها و امثال آن‌ها توسط مثلث انگلیس؛ آمریکا اسرائیل و عربستان و متحدان آن‌ها تشکیل و راه‌اندازی شده و به صوت ویروس کشنده‌ای به جان مردم خاورمیانه انداخته‌شده‌اند که تاکنون میلیون‌ها نفر مردم منطقه را آواره و داغدار نموده‌اند، به‌موازات آن اگر گفته باشیم که جمهوری اسلامی ایران نیز فرزند ناخلف انقلاب سال پنجاه‌وهفت مردم ایران و نسخه پروژه آمریکا و انگلیس می‌باشند که بر دوش‌های مردم ایران سوارشان کردند. هم افراطی‌گری‌های سازمان‌یافته شیعه و هم افراطی‌گری سنی در خاورمیانه توسط مثلث مزبور راه‌اندازی شده‌اند، یا شدیداً موردحمایت قرارگرفته‌اند، تا منافع سرمایه‌داری کلان مالی، نظامی، نفتی و خبری را برای ده‌ها سال دیگر در منطقه تضمین نمایند. تضمین ادامه آن احتیاج به تشنج‌آفرینی‌های جدیدی دارد. تشنج در منطقه ازیک‌طرف افراطی‌گری‌ها را تقویت می‌کند و از طرف دیگر جاری شدن چرخه پول و ثروت این کشورها به صندوق‌های شرکت‌های بزرگ نفتی نظامی، مالی و خبری کلان جهانی و در رأس آن‌ها آمریکائی و غیره را تضمین نماید.

آری، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران نیز مانند ارتش‌های آمریکا و اسرائیل و عربستان در منطقه نیروهای جنگ و ویرانی و ترور می‌باشند. آری سپاه پاسداران در مرحله اول نیروی امنیتی سرکوب در داخل ایران است که به مدت چهل سال آزادی و دموکراسی را از مردم ایران سلب نموده است. سپاه پاسداران، نیروی نظامی حکومت ترور، وحشت اختلاس و دزدی است که چنگال‌های خویش را بر تمامی رشته‌های اقتصادی کشور فروبردهاست. سپاه پاسداران، با تمام قدرت خویش نظام ولایت‌فقیه ارتجاعی و ضد بشری را حفاظت می‌نماید. آری این امنیت سپاه پاسداران است که طی چهل سال گذشته توسط نیروهای امنیتی خویش، دست در دست ارتجاعیون حاکم بر جمهوری اسلامی ایران، آزادیخواهان را دستگیر، شکنجه و برای مدت‌های طویل زندانی نموده است و از طریق کشتار و به راه انداختن چوبه‌های دار زیستن در فضای خوف و وحشت و ترور را برای مردم تحمیل نموده است.

این اقدام آمریکا نه‌فقط به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران زمینه بیشتری برای توجیه امنیتی کردن فضای سیاسی کشور، ایجاد ترور و خفقان و دستگیری و زندانی کردن آزادیخواهان و فعالین مدنی را فراهم می‌نماید. این اقدام زمینه را برای تجارت‌های هنگفت قدرت‌مداران سیاسی در بازار سیاه باقیمت‌های چندین برابر فراهم می‌کند. این اقدام زمینه را برای صف‌آرائی بیشتر امنیتی در منطقه میان اردوگاه آمریکا، اسرائیل و عربستان ازیک‌طرف و جمهوری اسلامی ایران از طرف دیگر فراهم می‌نماید. مردم ما نیاز به فضای امنیتی و خفقان بیشتر ندارند. نهادهای مردمی و مدنی در شرایط شکوفایی آزادی و دموکراسی پربار شده و زمینه را برای اعمال بیشتر اراده مردمی فراهم می‌نمایند.

مردم ایران از نهضت مشروطه به بعد از طریق جنبش سوسیال‌دموکراسی، تشکیل احزاب سیاسی مدنی و دموکراتیک، جنبش خیابانی، جنبش پسیان، جنبش جنگل، تشکیل حکومت‌های ملی آذربایجان و کردستان ، نهضت ملی کردن نفت و انقلاب سیاسی سال پنجاه‌وهفت، خیزش‌های مشابه سال هشتادوهشت و غیره همیشه نشان داده است که باقدرت تمام در راستای برقرار کردن آزادی، عدالت و دموکراسی تلاش کرده‌اند. اما این تلاش‌های همیشه سر بزنگاه به شیوه‌های حیله کارانه‌ای از دست مردم ایران توسط نمایندگان استعمارگران و امپریالیست‌ها و نئولیبرالیسم کلان سرمایه‌داری دزدیده‌شده و آن‌ها قادر گردیده‌اند هر بار برای ده‌ها سال دیگر از طریق سرکار آوردن گماشتگان جیره‌خوار خویش، یا ارتجاعیونی که ضد آزادی و عدالت می‌باشند، ثروت‌های مردم و مملکت ما را غارت نمایند. بیم آن می‌رود که این بار هم تاریخ در شرف تکرار شدن است.

افزودن دیدگاه جدید