سه شنبه ۲۴ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۳ آوریل ۲۰۲۱

نکاتی پیرامون رویکرد و نتیجه کار کمیسیون سیاسی و اختلافات عمده در آن - بخش اول

۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۸

در کمیسیون این نیز مطرح بود که ما ضمن تصریح بر امر گذار از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار دمکرات، می‌باید که پیشنهاد مرکزی و اثباتی حزب برای نحوه گذار مطلوب را نیز پیش بکشیم. می‌دانیم که در صفوف جنبش دمکراتیک و تبعاً میان ما، بر سر اینکه روند گذار مقدمتاً متمرکز بر کدام گزینه باشد و از کدامین حلقه عبور کند، مواجه با تنوع نظریم.

12 ماه مه 2019 دومین نشست تدارکاتی کنگره پیش روی حزب با تخصیص عمده وقت خود (تقریباً همه آن) به امر سیاست (چه درباره شرایط سیاسی حاد روز و چه پیرامون ساختار، جهتگیری و مفاد پیش نویس سند سیاسی کنگره) برگزار شد. پرسش ها و ابراز نظرهای سیاسی مطروحه در این نشست از کم و کیف قابل تاکید برخوردار بود اما وقت کافی برای پرداختن به آنها وجود نداشت. ناشی از این، برخی موضوعات ناگشوده ماند و بعضی از آنها فقط در حد گذرا مورد اشاره قرار گرفت.

از این رو من به عنوان عضوی از کمیسیون سیاسی وظیفه خود دانستم تا در زیر به برخی از موارد مرتبط با سند سیاسی در شکل پرسش و پاسخ بپردازم و چشم انتظار اظهار نظر دوستان و ارایه پیشنهادها باشم. امید من اینست که شاهد مشارکت فعال حزب و دوستداران آن در زمینه ای دامن باشیم که بنا به شرایط فوق حساس این برهه و لحظه از حیات سیاسی کشورما، منطقاً اولویت نخست کنگره نخست حزب چپ ایران (فدائیان خلق) است.

پرسش 1) چه نیازی بوده که در پیش نویس سیاسی ارائه شده برای کنگره ای مقرر در مقطع زمانی معین و با تاریخ مصرف برای دوره مشخص، هم به روندها و چشم اندازهای میان مدت پرداخته شود و هم به وظایف در کوتاه زمان فاصله کنگره ای تا کنگره ای دیگر؟ اصلاً چه لزومی به ترسیم تصویر تفصیلی از صحنه سیاسی کنونی بجای درنگ ورزیدن نافذ بر چند تز مشخص؟ و چرا پیش نویس سند سیاسی مدون در چنین ساختاری و تفکیک به "وضعیت کنونی و ما" و "قطعنامه" انضمامی آن؟

جدا از ارزیابی های متفاوت در کمیسیون نسبت به اهمیت و وزن این یا آن مولفه شکل دهنده وضعیت موجود، اما در آن بر سر این موضوع اشتراک نظر حاصل بود که در این اوضاع بحرانی بسا آبستن تحولات کلان، نیاز مبرمی به تعیین و تبیین جایگاه تحول خواهانه حزب ما در مختصات کنونی وجود دارد. ترسیم چنین جا و موقعیتی نیز مستلزم آنکه، نگاه ما نسبت به وضعیت صحنه، در شکل حداقلی اما بگونه توضیحی، مستند و شفاف ارایه شود. یعنی، درنگی موجز داشته باشیم بر: چند و چون مناسبات تقابل آمیز مردم و حکومت و روانشناسی اعتراض در جامعه، وضعیت ابر بحرانی اقتصاد و بر بستر آن فساد بی اندازه، برآمد مستمر جامعه در وجود جنبش های اعتراضی و مبارزاتی نوین، فراروئیدن رابطه جمهوری اسلامی با جهان و منطقه به مرحله ای سرنوشت ساز و تاثیرات خود ویژه آن بر سیاست در ایران، و سرانجام شتاب گیری صف بندی های سیاسی و تحولات پر شتاب در اپوزیسیون.

با آنکه می توان گفت کمیسیون هنوز هم نیاز دارد تا در پیش نویس سند سیاسی، اجتناب ناپذیری تحول در کشور را بیش از آنی بازتاب دهد که داده است، اما توصیه ها برای پالایش سند از هرگونه تکرار و یا نالازم گویی نیز بجای خود درست ومفیدند. اگرچه نه در آن حد از تلخیص که نتوان حق مطلب را ادا کرد و یا میدان به تفاسیر متفاوت بعدی از مفاد مصوبه داد. پیش نویس حاضر، مبتنی بر این تحلیل تدوین شده که: جمهوری اسلامی در مسیر فروپاشی قرار گرفته و ما، در مقام استقبال کننده و خرسند از چنین واقعیتی و با باور به لزوم دمکراتیزاسیون این تحول ناگزیر، کوشنده جهت دادن به آن هستیم بمنظور استقرار یک جمهوری سکولار دمکرات. این وضع بحرانی ایجاب می دارد تا ما با تبیینی شفاف از شرایط ، در چهره جریانی جلوه کنیم که پیگیرانه در پی برکناری جمهوری اسلامی است.

به اعتبار شرح بالا، همانگونه که در جلسه عمومی نیز از اعضای کمیسیون شنیده شد، کمیسیون در تدوین این پیش نویس هم آگاهانه توجه به روندهای پایه ای و میان مدت داشته و هم اینکه پرداختن به سیاست های فراخور لحظه را مد نظر خود قرار داده است. پیش نویس سند سیاسی متوجه تامین هر دو اینهاست و کمیسیون کوشیده در بخش "وضعیت کنونی و ما" با دادن یک تصویر کلی از وضع، معماری عمومی حزب برای تحول سیاسی مطلوب را به نمایش نهد و در بخش موسوم به "قطعنامه" نیز با هر مورد مشخص مطرح در همین امروز و همچنین با مطالبات و مبارزات اقشار اجتماعی متفاوت تماسی جهت دهنده برقرار کند. تنها با این تذکر که 1) کار کمیسیون روی مفاد "قطعنامه" ادامه دارد؛ 2) عنوان "قطعنامه" می تواند با هر واژه مناسب رساننده دیگری مثلاً "سیاست های موردی ما" و یا "تاکیدات سیاسی ما" و ... جایگزین شود؛ و 3) جا دارد که کار گروه های حزب و اعضای آن بگونه مشارکت ورزانه، فرمولبندی ها در "قطعنامه" را در شکل موجز به کمیسیون پیشنهاد دهند.

پرسش 2) شعار محوری پیشنهادی سند چیست و هدف راهبردی و راهکارها در آن کدام؟ اشتراکات و تفاوت ها در رابطه با سه تیتر پیشنهادی برای نشستن بر پیشانی پیش نویس چه چیزها هستند؟ چه بوده است جانمایه مباحث میان کمیسیون پیرامون این سه: آ- تاکید فقط بر جهت و مضمون گذار باشد؛ ب- رویکرد سلبی در امر گذار با تاکید بر وجه اثباتی مجلس همراه شود؛ پ- در رویکرد "ب"، برجستگی روی تاکید بر گذار باشد یا که بر تشکیل مجلس موسسان؟

با توجه به آنکه چیستی شعار محوری و حتی فهم درباره خود موضوع محوری بودن، بحثی است از مدتی قبل مطرح و همچنان باز، کمیسیون توافق کرد که بکوشد سند سیاسی حزب را مقدمتاً و اساساً در هدف راهبردی حزب معرفی کند که نیست مگر: گذر از جمهوری اسلامی به یک جمهوری سکولار دمکرات. شعار محوری هم، آن شعاری که بتواند درخدمت رسیدن به این هدف راهبردی قرار گیرد و با همان معنی بیابد. در کمیسیون گرایش غالب بر این بود که تعرض سیاسی را علیه نهاد قدرتی باید کانونی کرد که هم جامعه خود را مستقیماً با آن طرف ببیند و هم تضعیف و فروریزی اش منطقاً به تلاشی کل سیستم ره ببرد. یعنی، تمرکز بر بسیج عمومی علیه ولایت فقیه. این رویکرد در تفاوت با آن نوع درک از شعار محوری است که محوری بودن را در تمرکز بر "حلقه ضعیف" می فهمد.

اما در کمیسیون این نیز مطرح بود که ما ضمن تصریح بر امر گذار از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار دمکرات، می‌باید که پیشنهاد مرکزی و اثباتی حزب برای نحوه گذار مطلوب را نیز پیش بکشیم. می‌دانیم که در صفوف جنبش دمکراتیک و تبعاً میان ما، بر سر اینکه روند گذار مقدمتاً متمرکز بر کدام گزینه باشد و از کدامین حلقه عبور کند، مواجه با تنوع نظریم. دستکم این پیشنهادها را در آن داریم: انتخابات آزاد و البته با درک های متفاوتی از نحوه تحقق آن و نیز رسالتی که برایش در نظر گرفته می شود، رفراندوم و باز با برداشت ها و سازوکارهای گوناگون و نیز هدفی که با آن به تعریف در می آید، اتحاد ملی برای دمکراسی، تمرکز بر اتحاد فراگیر در کادر کنگره ملی، تکیه را فعلاً بر محاصره مدنی نظام گذاشتن، و بلاخره طرح مجلس موسسان اما این نیز در دو تعبیر متفاوت از تشکیل اش و بدین معنی که در شرایط هنوز موجودیت نظام و یا پسا آن؟ در کمیسیون اشتراک نظر بالایی بود که میان این گزینه ها تاکید ما بر مجلس موسسان باشد و در همانحال در متن پیشنویس به احتمالات متنوع نیز اشاراتی بشود که شد. بر پایه این اشتراک نظر، تشکیل مجلس موسسان پاسخگوترین شعار اثباتی به مشی گذر از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار دمکرات است.

بر اساس همین توضیحات، سر انجام در معرفی هدف سیاسی و پیشنهاد محوری ما سه تیتر پیشنهادی در کمیسیون عنوان شد تا کنگره راساً در این زمینه تصمیم گیری کند:

یک – برای تشکیل مجلس موسسان و تدوين قانون اساسی جدید!

برای گذار از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار و دمکرات!

دو – برای گذار از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار دمکرات

در راه تشکیل مجلس موسسان

سه – در ضرورت گذر از جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری دموکراتیک و سکولار

اولی بر انست که تشکیل مجلس موسسان، تقدم بر خود گذار دارد و دستکم اینکه ما می خواهیم این چنین باشد. دومی (پیشنهاد من)، تقدم را به اعلام هدف راهبردی می دهد و تاکید بر مجلس موسسان را بی مقید کردن آن به وظیفه تدوین قانون اساسی، رویکردی منعطف تر و متناسب تر با هدف راهبردی می داند. سومی هم برآنست که نشاندن هر قیدی کنار شعار راهبردی، آن را تفسیر پذیر خواهد کرد.

(ادامه دارد)

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید